تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چهل حدیث حسینی (علیه السلام)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
بسم الله

26-آگاه بودن انبیا از شهادت حضرت
.
حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الرَّزَّازُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ وَ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ الْعِجْلِيِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَخْبِرْنِي عَنْ إِسْمَاعِيلَ الَّذِي ذَكَرَهُ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ حَيْثُ يَقُولُ- وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعِيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا أَ كَانَ إِسْمَاعِيلَ بْنَ إِبْرَاهِيمَ ع فَإِنَّ النَّاسَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُ إِسْمَاعِيلُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فَقَالَ ع إِنَّ إِسْمَاعِيلَ مَاتَ قَبْلَ إِبْرَاهِيمَ وَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ حُجَّةً لِلَّهِ كُلَّهَا [قَائِماً ]صَاحِبَ شَرِيعَةٍ فَإِلَى مَنْ أُرْسِلَ إِسْمَاعِيلُ إِذَنْ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَنْ كَانَ قَالَ ع ذَاكَ إِسْمَاعِيلُ بْنُ حِزْقِيلَ النَّبِيُّ ع بَعَثَهُ اللَّهُ إِلَى قَوْمِهِ فَكَذَّبُوهُ فَقَتَلُوهُ وَ سَلَخُوا وَجْهَهُ فَغَضِبَ اللَّهُ لَهُ عَلَيْهِمْ فَوَجَّهَ إِلَيْهِ أَسْطَاطَائِيلَ مَلَكَ الْعَذَابِ فَقَالَ لَهُ يَا إِسْمَاعِيلُ أَنَا أَسَطَاطَائِيلُ مَلَكُ الْعَذَابِ وَجَّهَنِي إِلَيْكَ رَبُّ الْعِزَّةِ لِأُعَذِّبَ قَوْمَكَ بِأَنْوَاعِ الْعَذَابِ إِنْ شِئْتَ فَقَالَ لَهُ إِسْمَاعِيلُ لَا حَاجَةَ لِي فِي ذَلِكَ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ فَمَا حَاجَتُكَ يَا إِسْمَاعِيلُ فَقَالَ يَا رَبِّ إِنَّكَ أَخَذْتَ الْمِيثَاقَ لِنَفْسِكَ بِالرُّبُوبِيَّةِ وَ لِمُحَمَّدٍ بِالنُّبُوَّةِ وَ لِأَوْصِيَائِهِ بِالْوَلَايَةِ وَ أَخْبَرْتَ خَيْرَ خَلْقِكَ بِمَا تَفْعَلُ أُمَّتُهُ بِالْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع مِنْ بَعْدِ نَبِيِّهَا وَ إِنَّكَ وَعَدْتَ الْحُسَيْنَ ع أَنْ تَكُرَّهُ إِلَى الدُّنْيَا حَتَّى يَنْتَقِمَ بِنَفْسِهِ مِمَّنْ فَعَلَ ذَلِكَ بِهِ فَحَاجَتِي إِلَيْكَ يَا رَبِّ أَنْ تَكُرَّنِي إِلَى الدُّنْيَا حَتَّى أَنْتَقِمَ مِمَّنْ فَعَلَ ذَلِكَ بِي كَمَا تَكُرُّ الْحُسَيْنَ ع فَوَعَدَ اللَّهُ إِسْمَاعِيلَ بْنَ حِزْقِيلَ ذَلِكَ فَهُوَ يُكَرُّ مَعَ الْحُسَيْنِ ع

ترجمه:
محمّد بن جعفر رزّاز از محمّد بن حسين بن ابى الخطّاب و احمد بن حسن بن على بن فضّال از پدرش از مروان بن مسلم از بريد بن معاوية العجلى نقل كرده كه گفت:
محضر امام صادق عليه السّلام عرض كردم:
اى پسر رسول خدا: خبر دهيد به من از اسماعيل كه حق تعالى در كتاب خودش از او ياد كرده و فرموده:

وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعِيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا.
آيا مقصود از او اسماعيل بن ابراهيم عليهما السّلام است چه آنكه مردم اين طور مى‏پندارند كه وى اسماعيل بن ابراهيم مى‏باشد.

امام عليه السّلام فرمودند:
اسماعيل پيش از حضرت ابراهيم از دنيا رفت و جناب ابراهيم عليه السّلام حجّت قائم حق تعالى و صاحب شريعت بود و مع ذلك اسماعيل با چنين موقعيتى به جانب چه كسانى مى‏توانست مبعوث باشد؟! راوى مى‏گويد: محضر مباركش عرض كردم:
پس اسماعيل در آيه مذكور چه كسى است؟

حضرت فرمودند:
وى اسماعيل بن حزقيل پيغمبر مى‏باشد كه خداوند متعال او را به جانب قومش مبعوث نمود و آنها وى را تكذيب كرده و كشتند و سپس پوست صورتش را كندند پس خداوند به ايشان غضب نمود و سطاطائيل را كه فرشته عذاب است بر او نازل كرد، فرشته عرضه داشت:
اى اسماعيل من سطاطائيل بوده كه فرشته عذاب مى‏باشم پروردگار متعال من را نزد شما فرستاده تا قوم شما را به انواع عذاب‏ها معذّب نمايم و در صورتى كه نخواهى ايشان را به بلاها و گرفتارى‏ها مبتلا سازم.
اسماعيل به او فرمود:
به اين امر نياز و احتياجى ندارم.
پس حق تعالى وحى فرستاد: اى اسماعيل حاجت تو چيست؟

عرض كرد: پروردگارا از بندگانت عهد و ميثاق گرفتى كه تو را ربّ و پروردگار دانسته و حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را پيغمبر و اوصياء كرامش را ولىّ بدانند و به بهترين مخلوقاتت خبر دادى كه امّتش با حسين بن على عليهما السّلام بعد از پيامبر چه خواهند نمود و به حسين عليه السّلام وعده دادى كه به دنيا برگردانده مى‏شود تا خودش از آن قوم جفا كار انتقام بگيرد و حاجت من به تو اى پروردگارم آن است كه من را نيز به دنيا برگردانى تا انتقام خود را از ظالمين بگيرم همان طورى كه حسين عليه السّلام را به دنيا بازگردانيدى، پس حق تعالى به اسماعيل بن حزقيل وعده داد او را با حسين بن على سلام اللّه عليهما به دنيا برگرداند.

کامل الزیارات
درباره انگیزه هاى خاصى است كه موجب گریه بر حسین مى شود
1 - رؤ یت شبح و سایه آن حضرت در عالم اشباح و سایه ها، بلكه موجب رؤ یت ایشان در عالم قدس، باعث گریه شد. چنین حالتى براى آدم علیه السلام - هنگامى كه در عالم ذر، ذر را مشاهده كرد - اتفاق افتاد. خداوند قضیه كربلا را براى او توصیف كرد و آدم متاءثر شد و گریه نمود. ابراهیم علیه السلام نیز وقتى ملكوت آسمان ها و زمین را دید، اشباح طیبه را تحت عرش ملاحظه كرد، آنگاه دیدن پنجمین آنها (حسین علیه السلام) او را به گریه انداخت.
2 - شنیدن نام آن حضرت موجب گریه است. حسین علیه السلام خودش فرمود: نزد هر زن و مرد مؤ منى كه نام من برده شود، گریه مى كند و مصیبت هاى من او را غمگین مى سازد. بنابراین او سبب گریه انسان هاى مؤ من است.
3 - بردن نام آن حضرت، باعث گریه است. آدم و زكریا علیهماالسلام درباره بردن نام حسین گفتند كه بردن نام او اشك را جارى مى كند و قلب را مى شكند.
4 - نگاه به حسین علیه السلام موجب گریه است. این مساءله براى پیامبر صلى الله علیه وآله، وقتى حسین علیه السلام به دنیا آمد و براى اولین بار او را دید، رخ داد. بعد از آن هم همیشه به محض اینكه حسین علیه السلام را مى دید، گریه مى كرد. على علیه السلام نیز وقتى به حسین علیه السلام نگاه كرد، گریست و گفت: اى اشك چشم هر مؤ من! امام حسین پرسید: اى پدر، من هستم؟ گفت: بله. پس آیا به احوال آن حضرت نگاه كرده اید؟ اگر شما چنین كارى نكرده اید آن حضرت به شما مى نگرد. در روایت صحیح آمده است كه حسین علیه السلام بر یمین عرش به قتلگاه و زائرانش مى نگرد. بدون اشك آن بزرگوار به كسانى كه بر او گریه مى كنند، مى نگرد و هیچ جاى تعجب ندارد كه بعد مسافت و موانع، نمى توانند مانع نگاه آن حضرت شوند.
5 - نگاه به مرقد امام حسین علیه السلام باعث گریه مى شود. امام صادق علیه السلام فرمود: حسین علیه السلام در سرزمین غربت، غریب است، هر كس او را زیارت كند مى گرید و آنكه زیارتش نكند، اندوهگین مى شود و آنكه او را ندیده دلش مى سوزد و كسى كه به قبر فرزندش در نزد پاى مباركش بنگرد، بر او ترحم مى كند.
6 - لمس پیكر آن حضرت و بوسیدنش موجب گریه مى شد. این قضیه براى پیامبر صلى الله علیه وآله در مواردى پیش مى آمد. آن حضرت زیر گلوى حسین علیه السلام را مى بوسید و گریه مى كرد. گاهى، بالاى قلب حسین را مى بوسید و گریه مى كرد. گاهى، بالاى قلب حسین را مى بوسید و گریه مى كرد. زمانى پیشانى او، دندان هاى او، و گاهى هم تمام بدن حسین علیه السلام را مى بوسید و گریه مى كرد. حسین علیه السلام مى پرسید: اى پدر چرا گریه مى كنى؟ پیامبر فرمود: جاى شمشیرها را مى بوسم. اگر از آن حضرت درباره گریه اش، وقتى دندان هاى حسین را مى بوسید، سئوال مى شد، پیامبر در جواب مى گفت: جاى چوب خیزران را مى بوسم و جایى را مى بوسم كه وقتى ابن زیاد را ببیند، تبسم مى كند و من بر خنده او مى گریم. اگر سؤ ال مى شد، چرا بالاى قلب او را مى بوسى، مى فرمود: آنجا، جاى فرود آمدن، تیر سه شعبه است.
اما خواهرش زینب خواست جاهایى را ببوسيد كه رسول الله مى بوسید، ولى نتوانست، چون تمام اعضا و پیكر حسین علیه السلام مجروح و پاره پاره بود؛ بویژه كه با اسب هم بر پیكرش تاختند. حتى اگر این كار را هم نمى كردند، پیكر آن حضرت در اثر وارد شدن شمشیرها و نیزه ها پاره پاره شده بود. كما اینكه خودشان فرمودند: گویا گرگان بنى امیه خود را از قطعات بدن من پر مى كنند.
بسم الله
.
27-اهمیت زوار حضرت
.
حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ مَتٍّ الْجَوْهَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُوسَى بْنِ عُمَرَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَتَجَلَّى لِزُوَّارِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ع قَبْلَ أَهْلِ عَرَفَاتٍ وَ يَقْضِي حَوَائِجَهُمْ وَ يَغْفِرُ ذُنُوبَهُمْ وَ يُشَفِّعُهُمْ فِي مَسَائِلِهِمْ ثُمَّ يَثْنِي بِأَهْلِ عَرَفَاتٍ فَيَفْعَلُ بِهِمْ ذَلِكَ
.

.ترجمه:
محمّد بن الحسين بن متّ جوهرى، از محمّد بن احمد بن يحيى بن عمران اشعرى، از موسى بن عمر، از علىّ بن نعمان، از عبد اللّه بن مسكان وى مى‏گويد:
حضرت ابو عبد اللّه عليه السّلام فرمودند:
خداوند تبارك و تعالى براى زوّار قبر حضرت امام حسين عليه السّلام قبل از اهل عرفات تجلّى كرده و حوائج آنها را برآورده و گناهانشان را آمرزيده و در مسائل و خواسته‏هايشان شفاعتشان را كرده و سپس توجّه به اهل عرفات نموده و آنچه در حق زوّار امام حسين عليه السّلام منظور نمود براى ايشان نيز ملحوظ مى‏دارد.

کامل الزیارات
[
بسم الله
.
28-فضیلت زوار حضرت
حَدَّثَنِي أَبِي وَ أَخِي وَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ ره جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارِ عَنِ الْعَمْرَكِيِّ بْنِ عَلِيٍّ الْبُوفَكِيِّ عَنْ صَنْدَلٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ إِنَّ لِزُوَّارِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَضْلًا عَلَى النَّاسِ قُلْتُ وَ مَا فَضْلُهُمْ قَالَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ قَبْلَ النَّاسِ بِأَرْبَعِينَ عَاماً- وَ سَائِرُ النَّاسِ فِي الْحِسَابِ وَ الْمَوْقِفِ
.

ترجمه:
پدر و برادر و على بن الحسين و محمّد بن الحسن رحمة اللّه عليهم جملگى از محمّد بن يحيى عطّار، از عمركى بن على بوفكى، از صندل، از عبد اللّه بن بكير، از عبد اللّه بن زراره، وى مى‏گويد:
.
از حضرت ابو عبد اللّه عليه السّلام شنيدم كه مى‏فرمودند:
در روز قيامت براى زوّار حسين بن على عليهما السّلام بر ساير مردم فضيلت و برترى مى‏باشد.
عرض كردم: فضيلتشان چيست؟
حضرت فرمودند:
پيش از ديگران و چهل سال قبل از آنها به بهشت داخل مى‏شوند در حالى كه مردم در حساب و موقف مى‏باشند.

کامل الزیارات
بسم الله
29-زیارت از روی شوق
.
حَدَّثَنِي الْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي زِيَارَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ع مِنَ الْفَضْلِ لَمَاتُوا شَوْقاً وَ تَقَطَّعَتْ أَنْفُسُهُمْ عَلَيْهِ حَسَرَاتٍ- قُلْتُ وَ مَا فِيهِ قَالَ مَنْ أَتَاهُ تَشَوُّقاً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ حِجَّةٍ مُتَقَبَّلَةٍ وَ أَلْفَ عُمْرَةٍ مَبْرُورَةٍ- وَ أَجْرَ أَلْفِ شَهِيدٍ مِنْ شُهَدَاءِ بَدْرٍ وَ أَجْرَ أَلْفِ صَائِمٍ وَ ثَوَابَ أَلْفِ صَدَقَةٍ مَقْبُولَةٍ- وَ ثَوَابَ أَلْفِ نَسَمَةٍ أُرِيدَ بِهَا وَجْهُ اللَّهِ وَ لَمْ يَزَلْ مَحْفُوظاً سَنَتَهُ مِنْ كُلِّ آفَةٍ أَهْوَنُهَا الشَّيْطَانُ وَ وُكِّلَ بِهِ مَلَكٌ كَرِيمٌ يَحْفَظُهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ مِنْ فَوْقِ رَأْسِهِ وَ مِنْ تَحْتِ قَدَمِهِ فَإِنْ مَاتَ سَنَتَهُ حَضَرَتْهُ مَلَائِكَةُ الرَّحْمَةِ- يَحْضُرُونَ غُسْلَهُ وَ أَكْفَانَهُ وَ الِاسْتِغْفَارَ لَهُ وَ يُشَيِّعُونَهُ إِلَى قَبْرِهِ بِالاسْتِغْفَارِ لَهُ- وَ يُفْسَحُ لَهُ فِي قَبْرِهِ مَدَّ بَصَرِهِ وَ يُوءْمِنُهُ اللَّهُ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْرِ وَ مِنْ مُنْكَرٍ وَ نَكِيرٍ أَنْ يروعانه [يُرَوِّعَاهُ- وَ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إِلَى الْجَنَّةِ وَ يُعْطَى كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ وَ يُعْطَى لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ نورا [نُورٌ يُضِيءُ لِنُورِهِ مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ يُنَادِي مُنَادٍ هَذَا مَنْ زَارَ الْحُسَيْنَ شَوْقاً إِلَيْهِ فَلَا يَبْقَى أَحَدٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا تَمَنَّى يَوْمَئِذٍ أَنَّهُ كَانَ مِنْ زُوَّارِ الْحُسَيْنِ ع
.

ترجمه:
حسن بن عبد اللّه، از پدرش، از حسن بن محبوب، از علاء بن رزين، از محمّد بن مسلم، از حضرت ابى جعفر عليه السّلام، آن حضرت فرمودند:
اگر مردم مى‏دانستند كه در زيارت قبر حضرت حسين بن على عليهما السّلام چه فضل و ثوابى است حتما از شوق و ذوق قالب تهى مى‏كردند و بخاطر حسرت‏ها نفس‏هايشان به شماره افتاده و قطع خواهد شد.
راوى مى‏گويد: عرض كردم: در زيارت آن حضرت چه اجر و ثوابى مى‏باشد.
حضرت فرمودند:
كسى كه از روى شوق و ذوق به زيارت آن حضرت رود خداوند متعال هزار حجّ و هزار عمره قبول شده برايش مى‏نويسد و اجر و ثواب هزار شهيد از شهداء بدر و اجر هزار روزه‏دار و ثواب هزار صدقه قبول شده و ثواب آزاد نمودن هزار بنده كه در راه خدا آزاد شده باشند برايش منظور مى‏شود و پيوسته در طول ايام سال از هر آفتى كه كمترين آن شيطان باشد محفوظ مانده و خداوند متعال فرشته كريمى را بر او موكّل كرده كه وى را از جلو و پشت سر و راست و چپ و بالا و زير قدم نگهدارش باشد و اگر در اثناء سال فوت كرد فرشتگان رحمت الهى بر سرش حاضر شده و او را غسل داده و كفن نموده و برايش استغفار و طلب آمرزش كرده و تا قبرش مشايعتش نموده و به مقدار طول شعاع چشم در قبرش وسعت و گشايش ايجاد كرده و از فشار قبر در امانش قرار داده و از خوف و ترس دو فرشته منكر و نكير بر حذرش مى‏دارند و برايش دربى به بهشت مى‏گشايند و كتابش را به دست راستش مى‏دهند و در روز قيامت نورى به وى اعطاء مى‏شود كه بين مغرب و مشرق از پرتو آن روشن مى‏گردد و منادى نداء مى‏كند:
اين كسى است كه از روى شوق و ذوق حضرت امام حسين عليه السّلام را زيارت كرده و پس از اين نداء احدى در قيامت باقى نمى‏ماند مگر آنكه تمنّا و آرزو مى‏كند كه كاش از زوّار حضرت ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام مى‏بود.
.

کامل الزیارات
بسم الله
.
30-عمر زائر حضرت
.
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ ع إِنَّ أَيَّامَ زَائِرِي الْحُسَيْنِ ع لَا تُحْسَبُ مِنْ أَعْمَارِهِمْ وَ لَا تُعَدُّ مِنْ آجَالِهِمْ
.

ترجمه:
ابو عبد اللّه جعفر بن محمّد الصادق عليهما السّلام فرمودند:
.
ايّام زيارت حضرت امام حسين عليه السّلام جزء عمر زائر شمرده نشده و از اجلشان محسوب نمى‏گردد.

.
کامل الزیارات
فضائل خاص زیارت حسین، جامع بودن
حكمت بالغه خداوند سبحان چنین اقتضا مى كند كه بندگانش مكلف به اعمالى، بویژه واجبات و مستحبات بشوند كه هر یك در رسیدن به تقرب به او داراى آثار خاصى هستند. مانند خواص غذاها براى بدن ها، به گونه اى كه یكى از آنها، ما را از دیگرى بى نیاز نمى كند و لذا یكى از محققین یادآور شده است كه شایسته نیست انسان افضل عبادات مستحب را طلب كند و به آن اكتفا نماید، چرا كه دیگر خصوصیات از دست مى رود.
اما این اطاعت یعنى زیارت امام حسین این خصوصیت را دارد كه خواص همه عبادت هاى واجب، مستحب، عبادت هاى قولى و فعلى، بدنى و قلبى در آن جمع است، هر چند كه تكلیف واجبات از انسان ساقط نمى شود، زیرا كه آن امر دیگرى است.
اما نماز


نماز كه ستون دین و افضل اعمال است، دستیابى به آن از دو طریق میسر مى باشد؛ اول؛ با زیارت آن حضرت و اقامه نماز در كنار قبر ایشان اجر و پاداش نماز بلكه چندین برابر آن تا بى نهایت، به دست مى آید.
دوم؛ با زیارت قبر آن حضرت ثواب نماز هفتاد هزار ملائكه، كه نماز هر یك از آنها معادل نماز هزار هزار آدمیان است، به دست مى آید. آن طور كه در روایات آمده، ملائكه در كنار قبر حسین علیه السلام، نماز مى خوانند و ثواب نماز آنها به زائران آن حضرت اختصاص دارد.
اما زكات


آن طور كه در روایت آمده، هر بار زیارت قبر آن حضرت، ثواب هزار زكات مقبول درگاه خداوند را دارد.
اما حج

حج كه افضل اعمال، حتى برتر از نماز است - چرا كه در آن نماز هم هست - در مقایسه با زیارت حسین علیه السلام، نقل شده كه زیارت قبر آن حضرت، معادل یك عمره و همچنین آمده است كه معادل، یك، دو، ده، بیست، بیست و دو، هشتاد، صد و همچنین سوى قبر آن حضرت برداشته شود معادل یك حج و برداشتن هر قدمى معادل یك عمره است.
در روایت بشیرالدهان در زیارت عرفه است كه هر كس از شما در كنار فرات غسل كند بعد به زیارت قبر حسین علیه السلام بیاید و آگاه به حق آن حضرت باشد، هر قدمى كه بر مى دارد و مى گذارد، خداوند در قبال آن ثواب صد حج مقبول و صد عمره مبرور را به او مى بخشد. در برخى از روایت ها به این میزان افزوده شده و این حج در ركاب پیامبر خدا صلى الله علیه وآله قلمداد شده است. در بعضى از روایت ها هم آمده كه ثواب زیارت قبر آن حضرت معادل ثواب حج با رسول خدا صلى الله علیه وآله و حجى است كه قبول درگاه حق واقع شده و زاكیه است. در برخى از روایت ها نیز ثواب 50 حج با رسول خدا و در برخى دیگر ثواب صد حج در ركاب آن حضرت را ذكر كرده اند.
حتى بالاتر از اینها، به میزان ثواب زیارت قبر آن حضرت تا آنجا افزوده اند كه باعث تعجب است و آن این كه ثواب زیارت قبر آن حضرت مانند ثواب حجى است كه خود پیامبر خدا صلى الله علیه وآله به جا آورده باشند، نه اینكه انسان در ركاب او حج به جا آورده باشد، و نه یك حج پیامبر، بلكه بیشتر؛ كه این مطلب در روایت عایشه آمده است و ما قبلا آن را ذكر كردیم. در آخر آن روایت آمده است كه پیامبر صلى الله علیه وآله فرمود: هر كس حسین را زیارت كند خداوند نود حج از حج هاى من با عمره هایش را براى او مقرر مى گرداند. و این اختلاف در پاداش مربوط به اختلاف در مراتب و درجات زائران آن حضرت، بر حسب قدرت ایمان و درجات معرفت آنها به خداوند و به حق پیامبر و اهل بیت آن حضرت و مخصوصا به حق حسین علیه السلام و به مقدار یقین به فضیلت و خصایص آن حضرت است.
كه یكى از خصوصیات آن حضرت این فرمایش پیامبر خداست كه من از حسینم كه از آن وجوهى منشعب مى شود و از جمله، این مطلب كه شاید علت آنكه زیارت آن حضرت معادل حج پیامبر است این باشد كه وقتى زائر، به شوق آن حضرت و به عشق او و پیامبر خدا صلى الله علیه وآله رو به سوى آن حضرت مى آورد، حج بیت حقیقى خدا را با قلبى متناسب با قلب پیامبر صلى الله علیه وآله در عشق به او، به جا مى آورد و به این خاطر با او مرتبط مى شود.
و هنگامى كه زائر در كنار قبر آن حضرت حاضر مى شود و یا قلب خود را از سرزمینى دور متوجه او مى نماید و به خاطر مصیبت هایى كه بر آن حضرت رفت، او را با قلبى شكسته زیارت مى كند، گویى با قلب پیامبر صلى الله علیه وآله، قصد آن حضرت را كرده است.
وقتى زائر آن حضرت این مطلب را به خاطر آورد كه پیامبر خدا آنگاه كه در حال سجده بودند و حسین علیه السلام بر پشتشان سوار بود، مایل نبودند حتى با ملایمت و مهربانى او را بر زمین بگذارند، اما در عین حال تصور كند كه در كربلا چگونه بر زمین افتاد و چگونه ابن وهب زناكار او را با نیزه مورد اصابت قرار داد، آنگاه با سلام بر او قلبش را به او عطا كند و ببخشد، قصد او مانند قصد پیامبر صلى الله علیه وآله درباره حسین علیه السلام است؛ و از آنجا كه آن حضرت، بنابر فضیلتى، اعظم از بیت است، ثواب زیارت ایشان به نود حج - بسته به درجات ایمان و وقوف بر نود راز از اسرار مخصوص به پیامبر صلى الله علیه وآله - پیامبر مى رسد.
اما صدقه


بنا بر روایت صحیح، زیارت آن حضرت، ثواب هزار صدقه مقبول را دارد.
اما روزه

بنا بر حدیث صحیح، زیارت آن حضرت، ثواب هزار روزه دار را دارد.
بسم الله
.
31-کربلا گنبد اسلام
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):
يقبر ابنى بأرض يقال لها كربلا هى البقعة التى كانت فيها قبة الاسلام نجا الله التى عليها المؤمنين الذين امنوا مع نوح فى الطوفان.

ترجمه:
پيامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: پسرم حسين در سرزمينى به خاك سپرده مى‏شود كه به آن كربلا گويند، زمين ممتازى كه همواره گنبد اسلام بوده است، چنانكه خدا ياران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد .

كامل الزيارات،
32-ماه حرام
شيخ صدوق رحمه اللّه در (امالى ) از ابراهيم بن ابى المحمود روايت كرده كه حضرت امام رضا عليه السّلام فرمودند: همانا ماه محرّم ماهى بود كه اهل جاهليّت قتال در آن ماه را حرام مى دانستند و اين امّت جفا كار خونهاى ما را در آن ماه حلال دانستند و هتك حرمت ما كردند و زنان و فرزندان ما را در آن ماه اسير كردند و آتش در خيمه هاى ما افروختند و اموال مارا غارت كردند و حرمت حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلّم را در حقّ ما رعايت نكردند، همانا مصيبت روز شهادت حسين عليه السّلام ديده هاى ما را مجروح گردانيده است و اشك ما را جارى كرده و عزيز ما را ذليل گردانيده است و زمين كربلا مُوَرِث كرب و بلاء ما گرديد تا روز قيامت ، پس بر مثل حسين بايد بگريند گريه كنندگان ، همانا گريه بر آن حضرت فرو مى ريزد گناهان بزرگ را.
پس حضرت فرمود كه پدرم چون ماه محرّم داخل مى شد كسى آن حضرت را خندان نمى ديد و اندوه و حزن پيوسته بر او غالب مى شد تا عاشر محرّم چون روز عاشورا مى شد روز مصيبت و حزن و گريه او بود و مى فرمود:امروز روزى است كه حسين عليه السّلام شهيد شده است .

امالی
درباره صفاتى است كه به انبیاء، به واسطه امام حسین عطا شده
این مقصد درباره صفاتى است كه به انبیاء، به واسطه امام حسین علیه السلام عطا شده كه آن دو چیز است:
اول: حسین براى آنها اسوه است؛ چرا كه هرگاه هر یك از آنها دچار مصیبتى مى شدند، به حسین علیه السلام تاءسى مى كردند و به پیروى از حسین نسبت به آن صبر مى كردند؛ به همین خاطر روزى على علیه السلام به امام حسین گفت: اى ابا عبدالله! تو از روزگار قدیم اسوه بوده اى.
دوم: هر مشكل و گرفتارى كه (براى آنان) پیش مى آمد، با بردن نام حسین علیه السلام براى آن مشكل فرجى حاصل مى شد.
در این باره روایاتى وجود دارد؛ از جمله:
- روایت اول درباره قبول توبه آدم علیه السلام است؛ وقتى خداوند اسماء خمسه را به آدم تعلیم داد، زمانى دعایش مستجاب شد كه خدا را به حق حسین سوگند داد.
- روایت دوم درباره آرام گرفتن سفینه نوح علیه السلام است؛ هنگامى كه خداوند به او وحى فرمود كه به خمسه طیبه متوسل شود، كشتى وقتى بر كوه جودى قرار گرفت كه نوح خطاب به خداوند عرض كرد به حق حسین.
- روایت سوم درباره استجابت دعاى زكریا علیه السلام است. وقتى او خطاب به درگاه الهى گفت: خدایا! از جانب خودت فرزندى شایسته و جانشینى صالح به من عطا فرما، خداوند اسماء خمسه را به او تعلیم داد و بشارت به یحیى زمانى به او داده شد كه خداوند را به حق حسین سوگند داد.
- روایت چهارم درباره نجات یونس علیه السلام از دل نهنگ است؛ آن حضرت به حق خمسه طیبه به درگاه الهى دعا كرد و هنگامى به دشت افتاد كه گفت به حق حسین.
- روایت پنجم درباره برطرف شدن گرفتارى از ایوب علیه السلام مى باشد. زمانى آسیب و ناراحتى آن حضرت برطرف شد كه در دعا و توسل به خمسه طیبه خدا را به حق حسین علیه السلام سوگند داد.
- روایت ششم درباره دستیابى به فدایى براى اسماعیل علیه السلام است؛ چرا كه در روایت آمده است منظور از ذبح عظیم، همان حسین علیه السلام است. این مطلب معنا و مفهومى دارد كه از آن نتیجه نمى شود كه اسماعیل رتبه عالى ترى نسبت به امام حسین علیه السلام دارد.
- روایت هفتم درباره بیرون آمدن یوسف علیه السلام از درون چاه است؛ این كار با توسل به خمسه طیبه حاصل شد و كاروانى آمد و سقاى كاروان را فرستادند، و او هنگامى دلو خود را به چاه انداخت كه یوسف گفت: به حق حسین.
- روایت هشتم درباره بیرون آمدن یوسف علیه السلام از زندان مى باشد. وقتى آن حضرت پس از چند سال به پنج تن آل عبا، متوسل شد و وقتى گفت: و به حق حسین، زندانبان آمد و گفت: اى یوسف، اى صدیق! ما را به تعبیر این خواب آگاه كن، تا آخر ماجرا...
- روایت نهم درباره برطرف شدن غم و غصه یعقوب علیه السلام است؛ وقتى كار بر او دشوار شد، به درگاه الهى عرض كرد: خدایا! به من رحم كن، چشمانم از دست رفت و نور ندارد. آنگاه خداوند به او وحى كرد كه بگو خدایا به حق محمد و على و فاطمه و حسن و حسین، از تو مسئلت دارم كه چشمم و نور چشمم را به من بازگردانى. به محض اینكه نام حسین علیه السلام را به زبان آورد، بشارت دهنده آمد و (با بشارت به یوسف) یعقوب بینایى اش را بازیافت.
- روایت دهم درباره برطرف شدن مشكلات و گرفتارى هاى پیامبران و رفع بلا از آنها، همزمان با ذكر نام حسین علیه السلام مى باشد كه این امر بسیار واقع گردید.
همچنین بردن نام حسین علیه السلام همزمان مى شده است با غلبه گریه بر آنها، بدون اینكه علت را بدانند.
در اینجا مى گویم: ما هم گرفتاریم، گرفتار گناه و بلا، مصیبت هاى ناشى از خطاهایمان بس عظیم است؛ لذا از درگاه الهى طلب مى كنیم كه بلا و مصیبت ها را به بركت نام و تاءثیر اسم آن حضرت از ما دفع نماید.


خصائص الحسین
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
آدرس های مرجع