تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: صندلـــی داغ برای جناب "بیداری اندیشه"
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
mall">آقا مهدی اگه میشه این شعر و بخونید و احساستون رو بگید
اگه در غالب یه شعر باشه که بهتره


توبه از جرم وخطا،حال سحر مي خواهد
خلوت نيمه ي شب اشك بصر مي خواهد

وادي طور همين هيئت هر هفته ي ماست
ديدن نور خدا اهل نظر مي خواهد

سختي گردنه ي عشق زمينت نزند
راه پر پيچ وخمش مرد سفر مي خواهد

صرف اين سينه زدن ها به مقامي نرسيم
محرم راز شدن ديده ي تر مي خواهد

جهت بخشش هر سينه زني حضرت حق
محشر از مادر سادات نظر مي خواهد

عمل زينب كبري به همه ثابت كرد
سر شكستن ز غم دوست جگر مي خواهد

سر عباس به ني پند ظريفي دارد
غير خورشيد،سماوات قمر مي خواهد
سلام به بيداري انديشه ي عزيز خدا بهت رحم كنه كه افتادي دست من !!!!
همون سؤالايي رو ازت ميپرسم كه از وحيد 110 عزيز پرسيدم فقط تقلب نكنياااااااااااااا
بابا جان وايستا صندلي داغي نشونتون بدددددددددددم !
اگه يه روز تو يه بنبست سگ بهت حمله كنه چيكار ميكني ؟
با خواهرت اومده بودي بيرون ( چادري بوده ) داري با دوستت حرف ميزني بر ميگردي دست خواهرت رو ميگيري ميگي بريم بعد يهو ميفهمي كه خواهرت 10 متر جلوتر داره با دوستش حرف ميزنه چيكار ميكني ؟!!!
اگه يه روز تو پشت بوم زنبور دنبالت كنه و بخوري به ديش مردم چي ؟
داري تو خيابون راه ميري پات گير ميكنه وسط فضاي پل رو جوب نميتوني درش بياري چيكار ميكني ؟
اگه يه روز به فكر خودكشي بيفتي خودتو بندازي پايين بعد وسطش يادت بياد كه عجب كار مزخرفي كردي ، اونوقت چيكار ميكني ؟
اميدوارم كه با اين همه بلا هنوز سالم باشي Big Grin
سلام .

بیداری اندیشه عزیز تابحال شده که بخاطر کل کل و یا رو کم کنی با کسی به بحث دینی بپردازی ؟

اگر با فردی مواجه بشی که حق رو به هیچ وجه قبول نمیکنه چی بهش میگی ؟
... علاوه بر اینکه به خانواده خودم و همسرم مطالب مقاله فراماسونری رو گفتم، به تعدادی از همکاران هم گفتم. گفتم اون روزها فراغت کاری داشتیم. یکی از همکاران همون کسی بود که از من خواست براش حقایق رو نگم. امثال ایشون بین همکاران بود من هم دیگه به هر کسی نمی گفتم. یه چشمه می اومدم اگر جذب شد که ادامه می دادم اگر هم نه، منم دیگه ادامه نمی دادم. در این بین یکی از همکاران من جناب «جوینده حق» بود معاون تالار. ایشون هم رشته نرم افزار بودن و طبیعی بود که قضیه رو با ایشون هم مطرح کنم. اونجا بود که متوجه شدم ایشون مدتی هست که تا حدی با این مسائل آشنا شده و با موسسه موعود آشنایی داره. این آشنایی ایشون باعث شد من کتاب شوالیه های معبد رو از ایشون بگیرم مطالعه کنم و اطلاعاتم رو در این زمینه بالاتر ببرم. بعد هم یکی دو کتاب دیگه در این حوزه مطالعه کردم...

از طرفی بحث شبهات دینی رو کلی وقت گذاشتیم به همراه همسرم که مدون بشه به صورت مقالاتی که اونها رو هم به اون دوستم بدم بخونه. از طرفی اونها رو به صورت مقاله داشته باشیم برای آینده شاید مورد دیگه ای مشابه پیش بیاد. البته متاسفانه اون بنده خدا از جای دیگه تغذیه میشد و تا من می اومدم یه شبهه ایشون رو جواب براش پیدا کنم و به صورت مقاله بهش بدم ارتباطش با یکی بدتر از خودش باعث میشد شبهات دیگه ای مطرح کنه. هر چی هم مقالات رو بهش می دادم نمی خوند. فقط می گرفت و تشکر می کرد.... فعلا بگذریم.

گفتم که رفتم سراغ کلیپ دانلود کردن. تا چند روز کارم شده بود دانلود کلیپ. تازه از اینترنت اونجا برای چنین کارهای شخصی استفاده کردم که بعدها بعد از اینکه لطف خدا شامل حالم شد و بیدار شدم یه پول زیادی ریختم به حساب شرکت به عنوان رد مظالم بابت استفاده شخصی از اینترنت و کامپیوتر اونجا برای کارهای شخصی. اینه که میگم از صبح تا عصر به اینترنت دسترسی ندارم به خاطر همین هست.

در بین کلیپهایی که دانلود کرده بودم هر روز چند تاییش رو تو خونه نگاه میکردم. چند گیگ جمع شده بود روی هم و نمی دونستم از کدوم شروع کنم. تا اینکه باز لطف خدا شامل حالم شد و آخرین روز و آخرین ساعاتی که دیگه می خواستم کار جستجو و دانلود کلیپها رو جمعش کنم در حالیکه دیگه کلید واژه جستجوهام تموم شده بود، چشمم خورد به کلیپهایی که قسمت بندی شده بودن به اسم arrivals و متوجه شدم بعضی عنوان فایلها حتی نوشته با زیرنویس آلبانی، عربی و ... با خودم گفتم ما که نفهمیدیم چرا موتور جستجو این رو پیدا کرده اما اگر ربطی به موضوع جستجوی من نداشته باشه انگار خیلی معروفه که اینهمه زیرنویس داره. ارزش داره یه چکش بکنم.

خلاصه چند قسمت اولش رو دانلود کردم بردم عصر توی خونه نگاه کردم و همون روز جذبش شدم. فرداش رفتم همه قسمتهاش رو دانلود کردم البته بی کیفیت بود. وقتی چند قسمت جلوتر رفتم و قسمت مربوط به امامان شیعه رو دیدم خیلی خوشحال شدم و ذوق زده شدم. همون موقع جرقه ای برای ترجمه کردن مستند به ذهنم خورد. روز بعد گشتم دنبال زیرنویس. متوجه شدم یه کاربری به نام سلمان در یکی از سایتها حدود 12 قسمتش رو ترجمه کرده به فارسی. این سلمان بعدها همون سلمانی شد که کارشناس گروه شد و در ترجمه سایر مستندها کمکم میکرد اما بنا به دلایلی شخصی تالار رو کردن....

زیرنویس ها رو دانلود کردم دیدم ترجمه ها هم خیلی خوبه و موارد معدودی اشکال ترجمه بیشتر نداره. یه چند هفته منتظر شدم سایر قسمتها رو بزاره اما دیدم آپدیت نمیشه. تصمیم گرفتم اون 12 قسمت رو دوباره ترجمه کنم شاید تا اون موقع بقیه زیرنویس ها هم اومد. همون محل کار ترجمه مستندها رو شروع کردم. تموم که شد با جوینده حق قضیه مستند ظهور رو مطرح کردم. یه پیشنهاد داد. گفت چطوره یه وبلاگ راه بندازیم و اون مقالات شبهات دینی رو با این مستند ظهور رو بگذاریم برای دانلود. من که بار اولم بود استقبال کردم و رفتیم یه وبلاگ گرفتیم. چون خودم کاملا احساس می کردم بیدار شدم اصرار داشتم اسم بیداری باشه. بعد چند تا پیشنهاد که بیداری چی؟ آخه خود بیداری قبلا گرفته شده بود. آخرش شد وبلاگ بیداری اندیشه.

چند هفته اول مقالات شبهات دینی رو گذاشتیم. بعد یاد گرفتیم سایت آپلود داستانش چطوریه و 5 قسمت اول مستند رو آپلود کردیم اونجا. از اونجاییکه چشمهام عادت کرده بود تصاویر ناجور ببینه (دیدن فیلمهای هالیوودی) و به اصطلاح و خیال خام خودم این تصاویر برام عادی شده بود، بدون سانسور چند قسمت اول همونطوری زیرنویس رو چسبوندم به فیلم و گذاشتم روی سایت. جوینده حق هم رفت توی چند تا فروم و متن تبلیغی مستند رو گذاشت با لینک به وبلاگ.

فرداش بود که جوینده حق بهم زنگ زد که چه نشستی؟ دو تا کاربر اومدن مستند رو دانلود کردن و تو بخش نظرات کلی فحش و بد و بیراه دادن که چرا به اسم امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تصاویر مستهجن گذاشتین. کلی هم ناراضی. خیلی ترسیدم. همیشه حتی توی دوران جاهلیتم از این می ترسیدم که نکنه اشاعه فحشاء کنم. خیلی معتقد بودم ممکنه کاری بکنم که تا هزاران سال بعد از مرگم آثار عذابش برام اون دنیا فرستاده بشه. برای همین از کامنت اون کاربر که خدا خیرش بده خیلی ترسیدم و سریع رفتم وبلاگ لینکها رو برداشتم.

مجبور شدم برم کار با ابزار سانسور فیلم رو یاد بگیرم. ابزار edius رو دانلود کردم و باهاش شطرنجی کردم. خیلی وقتگیر بود اما ارزشش رو داشت. لینکها رو مجدد فعال کردم. همون بنده خدا اومد دوباره دانلود کرد و تشکر کرد. این شد که شطرنجی کردن تصاویر نامناسب مستند هم اضافه شد به کارها.

بعد از یه مدت که دیدم کاربر سلمان دیگه قسمتهای 12 به بعد رو نگذاشت مجبور شدیم خودمون دست به کار بشیم. توی یکی از سایتهای زیرنویس دیدم که تا قسمت 17 زیرنویس انگلیسی رو داره در حالیکه زیرنویس عربی همه قسمتها رو داشت. تا قسمت 17 رو هم رفتیم جلو اما اینبار هم هر چی صبر کردیم زیرنویس های بعدی رو اون کاربر دیگه نگذاشت. بهش پیام هم دادم اما خبری نشد. باز مجبور شدیم اینبار هم خودمون دست به کار بشیم. روش کار اینطور شد که زیرنویس عربی رو گرفتیم. از طرفی متن انگلیسی قسمتها رو هم که یکی از کاربران سایت پروژه بیداری نوشته بود برداشتم بردم خونه. به فیلم گوش می دادم و متن انگلیسی رو کپی میکردم و paste میکردم جای متن عربی توی زیرنویس عربی. وقتی 5 قسمت زیرنویس انگلیسی رو اینطوری آماده می کردیم، کار ترجمه به فارسی شروع میشد. این روند تا آخرین قسمت مستند ادامه پیدا کرد.

یادمه حدود قسمتهای بیست و خورده ای رسیده بود. هر روز صبح که سر کار می رفتم اول می رفتم ببینم مستند چند بار دانلود شده. روزی دو سه نفر افزایش پیدا میکرد. یه دفعه یه روز رفتم دیدم تعداد دانلودها که هر روز چند تا بهش اضافه میشد یکدفعه نزدیک چند صد بار افزایش پیدا کرده. خیلی شعف انگیز بود. وقتی مثل همیشه سری به سایت وعده صادق زدم متوجه شدم این سایت مطلب مستند ظهور رو گذاشته توی سایتش و همین باعث شده بود اینهمه تعداد دانلودها افزایش پیدا کنه. از اون به بعد هر روز تعداد دانلودها به شدت افزایش پیدا میکرد. از طرفی به خاطر اینکه اون زمان فقط تعداد انگشت شماری سایت مثل وعده صادق روی این حوزه کار می کردن و بقیه سایتها و وبلاگها با سرعت بسیار زیادی مطالب این سایتها رو منتشر می کردن متوجه شدم این مستند در عرض چند ماه به شدت معروف شده. این رو از روی جستجوی گوگل فهمیدم. گوگلی که بعد از یکی دو ماه فقط به زور می تونست عنوان مستند ظهور رو توی وبلاگ خودمون پیدا کنه الان تعداد بسیار زیادی سایت و وبلاگ مستند رو پیدا می کردن طوریکه به محض اینکه تایپ می کردی مستن.... خودش مستند ظهور رو پیشنهاد می داد.

کل کار ترجمه و درست کردن زیرنویس ها و ویرایش و چسبوندن زیرنویس به فیلم و آپلود .... حدود 6 7 ماه طول کشید حدودا از اواخر پاییز دو سال پیش تا آخر بهار پارسال. وقتی همه قسمتها تموم شد و تعداد بازدید کنندگان وبلاگ زیاد شده بود همه امکان پست مستند رو می خواستن اما واقعا در وسع وقتی من نبود. همون روزهای آخر سایت موعود تماس گرفتن و گفتن اگر مایل هستین ما می تونیم بحث ارسال پستی رو برای شما انجام بدیم. منم از خدام بود و قبول کردم. پشت سرش هم سایتهای فروش اینترنتی دیگه همین کار رو انجام دادن. و اینطوری بود که مستند راه پیدا کرد به همه سایتها و توی کشور پخش شد....

کم کم تعداد کامنتهایی که کاربران توی وبلاگ می گذاشتن خیلی زیاد شده بود. اواخر دیگه از تعداد تشکرها کم شده بود و بیشتر در مورد محتوای مستند سوال می پرسیدن. توی سیستم بلاگفا، کامنتهای کاربران در حد چند پاراگراف متنی بیشتر جا نداشت. این بود که هم سوال کاربران ناقص بود و هم جوابهای من. از وضعیت پیش اومده حس خوبی نداشتم. تا اینکه پیشنهادهایی دریافت کردیم مبنی بر اینکه ما حاضریم برای شما سایت راه اندازی کنیم....

ان شاءالله بخش آخر صحبتهام رو قرار خواهم داد...
(۳/آبان/۹۰ ۱۷:۴۶)ema1392 نوشته است: [ -> ]سلام به بيداري انديشه ي عزيز خدا بهت رحم كنه كه افتادي دست من !!!!
همون سؤالايي رو ازت ميپرسم كه از وحيد 110 عزيز پرسيدم فقط تقلب نكنياااااااااااااا
بابا جان وايستا صندلي داغي نشونتون بدددددددددددم !
اگه يه روز تو يه بنبست سگ بهت حمله كنه چيكار ميكني ؟
با خواهرت اومده بودي بيرون ( چادري بوده ) داري با دوستت حرف ميزني بر ميگردي دست خواهرت رو ميگيري ميگي بريم بعد يهو ميفهمي كه خواهرت 10 متر جلوتر داره با دوستش حرف ميزنه چيكار ميكني ؟!!!
اگه يه روز تو پشت بوم زنبور دنبالت كنه و بخوري به ديش مردم چي ؟
داري تو خيابون راه ميري پات گير ميكنه وسط فضاي پل رو جوب نميتوني درش بياري چيكار ميكني ؟
اگه يه روز به فكر خودكشي بيفتي خودتو بندازي پايين بعد وسطش يادت بياد كه عجب كار مزخرفي كردي ، اونوقت چيكار ميكني ؟
اميدوارم كه با اين همه بلا هنوز سالم باشي Big Grin


باعث خوشحالیه که افتادیم دست شما.
حقیقتش اینه که من از سگ کمی می ترسم. برعکس خانم خودم. همین قضیه زیاد باعث خنده ما شده. اینکه من مرد از سگ می ترسم اما ایشون که خانم هستن نه. البته نه که از هر سگی بترسم اما همیشه احتمال خطر میدم. (البته داستان سوسک و برخورد خانم ها به قوت خودش باقیهSmile)

خوب طبیعتا اگر سگی بهم حمله کنه با هر وسیله ممکن سعی میکنم کاری کنم. بیشتر مد نظرمه از ضربات پا استفاده کنم. خدا نصیب نکنه...

در مورد قضیه اشتباه گرفتن دختری غریبه به جای خواهر، خوب طبعا شرمندگی زیاد، سر پایین همراه با تند و تند عذرخواهی کردن و اظهار شرمندگی و دور شدن سریع از محل حادثه به طرف خواهر.

در مورد خوردن به دیش مردم حتما سعی میکنم با اهل خانه تماس برقرار کنم و ضمن عذرخواهی و توضیح شرایط حادثه، هزینه لازم برای طلب حلالیت رو بپردازم ان شاءالله.

اگر پام طوری توی پل جوب گیر کنه که در نیاد، خوب تا می تونم همه جوره خودم سعی میکنم، اگر نشد سعی میکنم از آقایون توی خیابون کمک بگیرم، اگر باز هم نشد زنگ می زنم 125 آتش نشانی و امداد حوادث غیر مترقبه.Wink

اگر موقعی که دارم با شتاب می افتم پایین حین خودکشی، یکدفعه پشیمون بشم... اول سعی میکنم آرامش خودمو حفظ کنم. بعد سریع ترمز می گیرم حتی از ترمز دستی هم در صورت لزوم استفاده می کنم. راهنما می زنم و دنده عقب میگیرم بر می گردم بالا. Big Grin

چه سوالهایی بود ها. چه تخیلی.خوش باشین.
(۳/آبان/۹۰ ۱۸:۱۰)wakeup2012 نوشته است: [ -> ]سلام .

بیداری اندیشه عزیز تابحال شده که بخاطر کل کل و یا رو کم کنی با کسی به بحث دینی بپردازی ؟

اگر با فردی مواجه بشی که حق رو به هیچ وجه قبول نمیکنه چی بهش میگی ؟

بله متاسفانه. خصوصا اوایل راه اندازی فروم. به لطف خدا اواسط کار متوجه شدم بعضی بحثهای من برای خدا نیست برای نفس خودمه. برای اینه که توی تالار به عنوان مدیر کم نیارم. الحمدلله با چند ماهی سعی و مراقبت خیلی وضعیت بهتری پیدا کردم. همه از فضل بی منتهی خداست.

در برخورد با فردی که به هیچ وجه حق رو قبول نمیکنه ساکت میشم به دستور خدا در قرآن:

وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا فرقان - 63

و بندگان خداى رحمان كسانى‏اند كه روى زمين فروتنانه گام برمى‏دارند و چون نادانان ايشان را طرف خطاب قرار دهند به ملايمت پاسخ مى‏دهند.

اگر شیطان بگذاره با ملایمت از بحث کردن باهاش حذر میکنم و سعی میکنم خودم رو عادت بدم که برای چنین فردی طلب هدایت کنم.
رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْ‍دَ إِذْ هَدَيْ‍تَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُن‍كَ رَحْ‍مَةً إِنَّ‍كَ أَن‍تَ الْوَهَّابُ (آیه ۸ آل عمران)

بارالها، دل های ما را به باطل میل مده پس از آنکه به حق هدایت فرمودی و به ما از لطف خویش اجر کامل عطا فرما که همانا تویی بخشنده بی عوض و منت

Lord, do not cause our hearts to swerve after you have guided us. Grant us your mercy You are the embracing giver
سلام
1.ببخشید این سوال را می کنم،همسرتون هم مثل شما پای ثابت تالاره؟(اگه دوست دارید جواب بدید)
2.آیا به ایشون هم مسئولیت بخشی از تالار را دادید؟(اگر دوست دارید جواب بدید و گرنه زیاد مهم نیست)
.3تا به حال از طریق مستند ظهور استفاده مادی داشتید؟
.4 پیشنهاد همکاری با موسسه ای در اینگونه موضوعات داشته اید؟
.5مستندی وجود داره که دوست داشته باشید زیرنویس کنید،ولی وقتش را نداشته باشید؟
.6آیا شما بسیجی هستید؟اگر هستید آیا بعد از تحول درونی شما بوده یا قبل از آن؟
.7آیا تا به حال در یک جمعی قرار گرفته اید ،که درباره تالار یا مستند ظهور صحبت کنند و شما را نشناسند؟آیا در اون لحظه دوست داشتید بگید که من بیداری اندیشه هستم؟
.8آیا تا به حال پیش اومده که کسی به شما مستند ظهور را پیشنهاد کنه تا نگاه کنید؟
.9زیرنویس کردن این مستند تا به حال برای شما باعث توفیقات مادی و معنوی شده است؟
.10تا به حال شده از رفتن به تالار و خوندن مطالب خسته بشید و یه جور احساس زدگی و بی میلی نسبت به تالار بکنید؟
.11تا به حال تجربه در خواب دیدن امام زمان یا چیزی شبیه به این را داشته اید؟
.12تشکر چه کسی بیشتر به دلتون نشسته و شما را در اهدافتون راسخ تر کرده باشه؟
.13تا به حال به فکرتون رسیده بود تا اعضای تالار را یه جا جمع کنید؟
.14خوندن چه کتابی را به ما توصیه می کنی؟
.15فکر نمی کنید تالار یه جورایی یکنواخت شده؟بهتر نیست یه تحولاتی در تالار ایجاد کرد.؟
.16بهتر نیست کمیته هایی زیر نظر مدیران هر بخش ایجاد بشه و در مورد یه موضوع خاص مطالعه کنند و نتیجه را در اختیار تالار بگزارند و تالار را در یک زمینه تغذیه نمایند؟
بهتر نیست تالار شروع به انجام فعالیت های گروهی کند؟
.17دوست داشتید در سپاه امام زمان چه پستی داشته باشید؟
.18تا به حال به خاطر مستند ظهور و این تالار ضرر مادی یا معنوی کرده اید؟
.19چه کس یا چه چیزی یا چه هدفی به شما در 6ماهی که مستند را زیرنویس می کردید،انگیزه برای ادامه دادن را می داد؟
20.کدوم یکی ازافراد درون تالار را دوست دارید از نزدیک ببینید؟
21.اون زمان ها فیلم و بازی مورد علاقه تون چی بود؟
22.این رفیق ما آقای -----e را اگه میشه از کرسی نظارت بر دارید،تذهیب نفس زیاد کار نکردهBig Grin و می ترسم پاش بلغزه و به انحراف کشیده بشهBig Grin
ببخشید طولانی شد
بسم الله النور
سلام علیکم
بسیار شاکرم خداوند را که با چنین دوستان بی ریا و پاک نهادی آشنا شدم .کسانی که قطعا مورد توجه خاص حضرت احدیت می باشند که اگر غیر این بود نه جناب بیداری اندیشه بیدار میشدند و نه تالاری و نه من کمترین بیدار میشدم و فرصت بودن در چنین جمع دوستانه ای را.
الهی ! توفیقمان ده که هر روزمان به ز روز دگر گردیم و تو را بیش از گذشته دریابیم که تو دوست میداری بازگشت کنندگان به خود را . خدایا ! توفیق ماندن بهمان ده ، ای عزیز دوست داشتنی.
دو سؤال:
1.بین بیداری اندیشه و آقای مهدی 2012 یا 2021 رابطه نزدیکی است.هر دو یکی است یا هر دو یکی شده اند؟
2.گردانندگان تالار کیانند؟ آیا شخص یا گروه ویا نهادی خاصی آنرا حمایت مالی معنوی مینماید؟

موفق باشید و خدایی .
با سلام به بیداری اندیشه عزیز
خلاصه می کنم در دو پرسش ...
گرچه کمی چالشیست ...
1- اگر روزی بواسطه تحصیل در مقاطع بالاتر در کشور انگلیس در کوچه ای خلوت
با سلمان رشدی تنها برخورد کنید چه خواهید کرد ؟

2- این فاروم از دید من که از 7-8 سال در فاروم های مختلف با اسلامستیزان
گفتگو(یا جدل) می کنم ، لطف پروردگار بوده ... شاید بگویید :
هذا من فضل ربی ... (این از فضل و احسان پروردگارم است)
ولی این آیه ادامه دارد...
...لیبلونی اشکر ام اکفر ( تا بیازماید مرا که شکر میکنم یا کفران نعمت می کنم)
در این مدت دوستان زیادی شما را همراهی کردند و براستی یک گروه
بوده اید ، که در زمینه های مختلف صاحب تجربه ...
خروجی کارتان چه بوده ؟ آیا این دوستان (اندیشمندی را که هر کدام می توانستند
بطور مستقل وزنه ای برای خود باشند) را توانسته اید بخوبی بکار گیرید
تا یک خروجی تاثیر گذار حداقل در ایران داشته باشید ؟
(من مستند قربانی کردن انسان در آیین های رازآلود را تحسین می کنم)
شاید هم از خروجی های دیگر اطلاع کافی ندارم ...

قصدم جسارت یا حساب کشیدن نبود ، قصدم اینست که اینجا به
یک فروم معمولی مثل ده ها فاروم که می شناسیم تبدیل نشود ...

یاعلی
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع