تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ابلیس و شیاطین در غدیر چه میکردند؟ (مقاله ویژه عید غدیر)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
همسنگران محترم. لطفا این مقاله را بادقت مطالعه بفرمایید
بسم الله الرّحمن الرّحیم
در این ایام با برکت جا دارد سری به پشت پرده ی غدیر بزنیم و نیم نگاهی داشته باشیم به آنجا که جز پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و علی (علیه السلام) ندیدند.
شیاطین و در رأس آن ابلیس ایام غدیر را در غوغایی به سر میبردند و خوب میفهمیدند که در غدیر چه راه هدایت و نجاتی برای بنی آدم تا آخرین روز دنیا پیش بینی شده است.
آنان پیش از همه در غدیر حاضر شده بودند و نتایج این مراسم عظیم را بررسی میکردند. و از سوی دیگر عکس العمل گروه های مردم را زیر نظر داشتند. آنان آینده ی بلند مدتی را میدیده اند که در آن زیبا ترین گونه ی هد ایت انسان پیش بینی شده بود.
این بود که آن روز را هولناک تریم مقطع برای خود به حساب آوردند. که اگر فرامین آن روز به مرحله ی عمل میرسید، همه ی راه های انحراف تا ابد برای انسان ها بسته میشد. این را بزرگ شیاطین یعنی ابلیس، بهتر از اصحابش میفهمید.
همین که پیامبر بر فراز منبر، امیرالمؤمنین (علیه السلام) را بر سر دست بلند و فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه...»، ابلیس فریادی کشید و همه ی لشکریانش را فرا خواند. با این فریاد، همه ی شیاطین در هر جا که بودند، نزد او جمع شدند. گفتند: ای آقای ما و ای مولای ما! این چه فریادی بود؟ چه چیزی تو را اینگونه به وحشت انداخته؟ ما تاکنون فریادی وحشتناک تر از این از تو نشنیده بودیم.
ابلیس گفت: این پیامبر کاری کرد که اگر به نتیجه برسد، هرگز در محضر خدا معصیت نخواهد شد. شیاطین که سابقه ی ماجرای حضرت آدم (علیه السلام) را بخاطر داشتند، گفتند: ای آقای ما؛ تو همان کسی هستی که آدم را گمراه کردی. ولی گویا از این پس، این امت، رحمت شده ی محفوظ از گناه خواهد بود. و دیگر تو و ما را بر اینان راهی نیست. چرا که امام و پناه خود بعد از پیمبرشان به آنان شناسانده شد.
ابلیس گفت: وای بر شما؛ بخدا قسم مردم را درباره ی علی (علیه السلام) گمراه خواهم کرد.
با اینکه ابلیس پاسخ اصحابش را داد، ولی آنان خاک بر سر ریختند و به جزع و فزع افتادند. ابلیس به آنان گفت: شما را چه شده است؟ آنان گفتند: این چه اتفاقی بود که رخ داد؟ ما گمان میکردیم وقتی محمد از دنیا برود، اصحاب او متفرق میشوند. ولی میبینیم که امر وصایت را برای شخصی بعد از خود قرار داد. بخدا قسم تو به ما اینگونه نگفته بودی. تو خبر داده بودی که وقتی این پیامبر از دنیا برود، اصحاب او متفرق میشوند. ولی این برنامه، یک مسئله ی مستحکم شد که هرکدام از جانشینانش از دنیا برود، دیگری بجای او قرار میگیرد. امروز این مرد پیمانی بست که هیچ انسانی تا روز قیامت نمیتواند آن را بشکند.
ابلیس در پاسخ آنان گفت: «هرگز چنین نیست. خیالتان راحت باشد. اصحاب او به آنچه از آنان پیمان گرفت، وفا نمیکنند. آنان که همراه او هستند، در این باره به من وعده هایی داده اند که به چیزی از آنچه گفت، اقرار نکنند. و میدانم که هرگز در وعده ای که به من داده اند، تخلف نمیکنند.» با اععلام این مطلب، لشکر شیطان متفرق شد.
با پایان مجلس شیاطین در پشت پرده ی غدیر، آیه ی 20 سوره سبأ نازل شد:
«ابلیس گمان خود را به باور آنان رسانید، و پیرو او شدند...»
با نزول این آیه، بار دیگر ابلیس فریادی زد. و شیاطین بازگشتند و گفتند: ای آقای ما! این فریاد دم چه بود؟ او گفت: وای بر شما؛ بخدا قسم خداوند سخن مرا در آیه ای نقل کرد و این آیه را نازل کرد: (همان آیه ی بالا). بعد از این خبر باز هم شیاطین متفرق شدند.
ابلیس به دقت ناظر حرکات منافقین بود. وقتی با منصوب شدن علی (علیه السلام) گروهی از آنان گفتند: «از روی هوای نفس سخن میگوید» و نیز عمر به ابوبر گفت: «آیا چشمانش را نمیبینی که در سرش مانند دیوانگان میچرخد؟»، ابلیس از خوشحالی فریاد دیگری زد و بار دیگر دار و دسته اش را جمع کرد و به آنان گفت: «میدانید که من قبلا گمراه کننده ی آدم بوده ام؟ گفتند: آری. گفت: آدم پیمان را شکست ولی به خدا کافر نشد، امّا اینان هم پیمان را شکستند و هم بع پیامبر کافر شدند.»
ابلیس که از نقل سخن خود در آیه ای از قرآن خرسند بود، با شنیدن ادامه ی آیه ی بالا:«إلّا فریقا من المؤمنین»: (مگر گروهی از مؤمنین)، سخت بر آشفت. و سر به سوی آسمان بلند کرد و خطاب به خداوند گفت: «قسم به عزت و جلالت، این گروه مؤمن را هم به بقیه ملحق خواهم کرد.»
در اینجا آیه ی 42 سوره حجر نازل شد و پیامبر که شاهد گفتگوی ابلیس با لشکریانش بود، این آیه را خطاب به ابلیس تلاوت فرمود:
«تو را بر بندگان واقعی من راهی نیست...»
پس از این ماجرا ها، دار و دسته ی ابلیس متفرق شدند. امّا او بار دیگر فریادی زد و آنان بازگشتند و گفتند: ای آقای ما؛ این فریاد سوم چه بود؟ بخدا قسم بخاطر اصحاب علی بود آنگاه ابلیس در حضور شیاطین خطاب به خداوند گفت: «یارب؛ قسم به عزت و جلالت، چنان معاصی و گناهان را برای آنان زیبا جلوه دهم که مرتکب آن شوند و اینگونه آنان را نزد تو مبغوض مینمایم.»
ابلیس که همچنان در منطر پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قرار داشت و رفتار او زیر نگاه های پیامبر بود، برای آنکه مردم او را دیده و سخن او را شنیده باشند، بصورت پیر مردی نزد پیامبر آمد و به طعنه گفت: «ای محمد؛ چقدر کم هستند آنان که با تو بر سر آنچه درباره ی پسرعمویت گفتی، بیعت میکنند.»
بدلیل زیاد بودن منابع ، تنها به ذکر کتاب بسنده کرده و از ذکر جلد و صفحه ی کتاب معذورم.
کتاب سلیم - اصول کافی - تفسیر قمی - تأویل الآیات - تفسیر عیاشی - اقبال - شرح الأخبار - مدینةالمعاجز - بحارالأنوار - عوالم العلوم
سلام برادر
همشو مطالعه کردم. سه بار مطالعه کردم.
برادر اینها گنجینه هایی هستند. این در و گوهری که شما اینجا آوردید، برادر، قیمت نداره. به خدا که قیمت نداره.
همسنگرهای عزیز دعوای ما با اصحاب دیو، دعوای علم و مدیریت و ثروت نیست. دعوای ما، جهاد اکبره، جهاد با نفس. اهمیتی نداره که نفر اول کنکور بودیم یا مدال طلای المپیاد جهانی گرفتیم. مهم نیست لیسانسیم یا دکتر این مهمه که چقدر آدمیم. راه پیروزی بر این دیو دو کلمه است.
گناه نکن
سلام


زیبا، زیبا و زیبا

جعلنا من المتمسکین بولایه علی بن ابی طالب
علیه السلام
بسیار زیبا بود.
یا علی مدد
یا علی (علیه السلام) مدد است.
[font=B Nazanin][/font]
خواهر گرامي ، منتقم زهرا ، اين سند هايي رو كه اوردي اصلا مورد تاييد نيستند ! [/font]
اصلا اين حديثي رو كه آوردي خيلي خنده داره ، لطفا اگه يك زماني به يكسري برخوردي كه مي خواستن مسلمان شوند اين حديث رو نگي !!!! وايسا چه كسي اين حديث رو نقل كرده !

يك چيز ديگه ! برادران و خواهران اهل تشيع ، هيچ وقت يك اية رو به تنهايي نياوريد ، ببنيد قبل و بعد اين ايه چه مضموني داره !

از تك تك كاربران اين سايد مي خواهم كه بدون تعصب يكبار به دين اسلام نگاه كنن !
ايا پيغمبر يك سري منافق و كاربر دور و برش بودن ؟
اگر به گفته ي شما سيدنا ابوبكر و سيدنا عمر (رض) منافق و كافر بودن ! پس نعوذبلله رسول الله كار تعليم دينش رو به خوبي انجام نداده ! يعني رسول الله نتونسته دين خدا رو براي همه ابلاغ كه !؟

بابا بيايد اينها رو تموم كنيد ! به الله قسم به كه سروران من ابوبكر و عمر و عثمان و علي و سروران جوانان بهشت حسن و حسين كه جانم فداي همه ي اين ها باد الان در كنار پيامبر هستن ، همه در قرين رحمت الله هستن !
بيايد تمومش كنيم ! چه سني ها و چه شيعه ها ! بيايد مسلمان باشيم ! نه شيعه و سني !!!
منتظر نظراتتون هستم !
خادم نور
لا اله الا الله ... محمد رسول الله
سلام برادر یا خواهر عزیز منابع زیر از این حدیث را برای شما می گذارم من به همه ی تفاسیر دسترسی ندارم ولی این باید کافی باشه لطفا به سلسله احادیث توجه کنید:
1-البرهان فی التفسیر القرآن
قوله تعالى:
وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ [20]
8776/ [1]- محمد بن يعقوب: عن محمد بن يحيى، عن أحمد بن سليمان، عن عبد الله بن محمد اليماني، عن مسمع بن الحجاج، عن صباح الحذاء، عن صباح المزني، عن جابر، عن أبي جعفر (عليه السلام)، قال: «لما أخذ رسول الله (صلى الله عليه و آله) بيد علي (عليه السلام) يوم الغدير، صرخ إبليس في جنوده صرخة، فلم يبق منهم أحد في بر و لا بحر إلا أتاه، فقالوا: يا سيدهم و مولاهم، ماذا دهاك، فما سمعنا لك صرخة أوحش من صرختك هذه؟ فقال لهم: فعل هذا النبي فعلا إن تم لم يعص الله أبدا. فقالوا: يا سيدهم، أنت كنت لآدم.
فلما قال المنافقون: إنه ينطق عن الهوى، و قال أحدهما لصاحبه: أما ترى عينيه تدوران في رأسه كأنه مجنون، يعنون رسول الله (صلى الله عليه و آله)، صرخ إبليس صرخة بطرب، فجمع أولياءه، فقال: أما علمتم أني كنت لآدم من قبل؟ قالوا: نعم قال: آدم نقض العهد و لم يكفر بالرب، و هؤلاء نقضوا العهد، و كفروا بالرسول.
فلما قبض رسول الله (صلى الله عليه و آله)، و أقام الناس غير علي، لبس إبليس تاج الملك، و نصب منبرا، و قعد في الزينة «1»، و جمع خيله و رجله «2»، ثم قال لهم: اطربوا، لا يطاع الله حتى يقام إمام «3»». و تلا أبو جعفر (عليه السلام):
وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ قال أبو جعفر (عليه السلام): «كان تأويل هذه الآية لما قبض رسول الله (صلى الله عليه و آله)، و الظن من إبليس، حين قالوا لرسول الله (صلى الله عليه و آله) إنه ينطق عن الهوى، فظن إبليس بهم ظنا فصدقوا ظنه».
__________________________________________________
13- تأويل الآيات 2: 473/ 4.
1- الكافي 8: 344/ 542.
(1) في المصدر: الوثبة. و قعد في الوثبة: أي الوسادة. «مرآة العقول 26: 507».
(2) رجله: أي رجّالته.
(3) في المصدر: حتّى يقوم الإمام. [.....]
البرهان في تفسير القرآن، ج‏4، ص: 519
8777/ [2]- علي بن إبراهيم، قال: حدثني أبي، عن ابن أبي عمير، عن ابن سنان، عن أبي عبد الله (عليه السلام)، قال: «لما أمر الله نبيه أن ينصب أمير المؤمنين (عليه السلام) للناس في قوله: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ «1» في علي بغدير خم، فقال: من كنت مولاه فعلي مولاه، فجاءت الأبالسة إلى إبليس الأكبر، و حثوا التراب على وجوههم «2»، فقال لهم إبليس: ما لكم؟ قالوا: إن هذا الرجل، قد عقد اليوم عقدة لا يحلها شي‏ء إلى يوم القيامة. فقال لهم إبليس: كلا، إن الذين حوله قد وعدوني فيه عدة لن يخلفوني. فأنزل الله على رسوله: وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ الآية».
8778/ [3]- محمد بن العباس، قال: حدثنا الحسين بن أحمد المالكي، عن محمد بن عيسى بن عبيد، عن ابن فضال، عن عبد الصمد بن بشير، عن عطية العوفي، عن أبي جعفر (عليه السلام)، قال: «إن رسول الله (صلى الله عليه و آله) لما أخذ بيد علي (عليه السلام) بغدير خم، فقال: من كنت مولاه فعلي مولاه، كان إبليس لعنه الله حاضرا بعفاريته، فقالت له- حيث قال: من كنت مولاه فعلي مولاه-: و الله ما هكذا قلت لنا، لقد أخبرتنا أن هذا إذا مضى افترق أصحابه، و هذا أمر مستقر، كلما أراد أن يذهب واحد بدر آخر. فقال: افترقوا، فإن أصحابه قد وعدوني أن لا يقروا له بشي‏ء مما قال. و هو قوله عز و جل: وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ».
8779/ [4]- علي بن إبراهيم، عن زيد الشحام، قال: دخل قتادة بن دعامة على أبي جعفر (عليه السلام)، و سأله عن قوله عز و جل: وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ، قال: «لما أمر الله نبيه أن ينصب أمير المؤمنين (عليه السلام) للناس، و هو قوله: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ في علي وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ «3» أخذ رسول الله (صلى الله عليه و آله) بيد علي (عليه السلام) يوم غدير خم، و قال: من كنت مولاه فعلي مولاه، حثت الأبالسة التراب على رؤوسها، فقال لهم إبليس الأكبر: ما لكم؟ قالوا: قد عقد هذا الرجل اليوم عقدة لا يحلها إنسي إلى يوم القيامة. فقال لهم إبليس: كلا، إن الذين حوله قد وعدوني فيه عدة، و لن يخلفوني فيها. فأنزل الله سبحانه هذه الآية: وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ يعني شيعة أمير المؤمنين (عليه السلام)».
قوله تعالى:
وَ ما كانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطانٍ- إلى قوله تعالى- وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ [21- 23]
__________________________________________________
2- تفسير القمّي 1: 201.
3- تأويل الآيات 2: 473/ 5.
4- تأويل الآيات 2: 474/ 6.
(1) المائدة 5: 67.
(2) في المصدر: رؤوسهم.
(3) المائدة 5: 67.
2-تاویل الایات الظاهره
و قوله تعالى وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ. تأويله
قال محمد بن العباس حدثنا الحسين بن أحمد المالكي عن محمد بن عيسى بن عبيد عن ابن فضال عن عبد الصمد بن بشير عن عطية العوفي عن أبي جعفر ع قال إن رسول الله ص لما أخذ بيد علي بغدير خم فقال من كنت مولاه فعلي مولاه كان إبليس لعنه الله حاضرا بعفاريته فقالت له حيث قال من كنت مولاه فعلي مولاه و الله ما هكذا قلت لنا لقد أخبرتنا أن هذا إذا مضى افترقت أصحابه و هذا أمر مستقر كلما أراد أن يذهب واحد بدر آخر فقال افترقوا فإن أصحابه قد وعدوني أن لا يقروا له بشي‏ء مما قال و هو قوله عز و جل وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ‏

و يؤيده ما رواه علي بن إبراهيم رحمه الله عن زيد الشحام قال دخل قتادة بن دعامة على أبي جعفر ع و سأله عن قوله عز و جل وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ قال لما أمر الله نبيه ص تأويل الآيات الظاهرة، ص: 464
أن ينصب أمير المؤمنين للناس و هو قوله يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ في علي وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ أخذ رسول الله ص بيد علي ع بغدير خم و قال من كنت مولاه فعلي مولاه حثت الأبالسة التراب على رءوسها فقال لهم إبليس الأكبر لعنه الله ما لكم قالوا قد عقد هذا الرجل اليوم عقدة لا يحلها شي‏ء إلى يوم القيامة فقال لهم إبليس كلا إن الذين حوله قد وعدوني فيه عدة و لن يخلفوني فيها فأنزل الله سبحانه هذه الآية وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ يعني شيعة أمير المؤمنين
صلوات الله عليه و على ذريته الطيبين.
و يعضده ما رواه الشيخ محمد بن يعقوب رحمه الله عن محمد بن يحيى عن أحمد بن سليمان عن عبد الله بن محمد اليماني عن منيع بن الحجاج عن صباح الحذاء عن صباح المزني عن جابر عن أبي جعفر ع قال لما أخذ رسول الله ص بيد علي ع يوم الغدير صرخ إبليس في [أبالسته‏] جنوده صرخة فلم يبق منهم أحد في بر و لا بحر إلا أتاه فقالوا يا سيدهم و مولاهم ما ذا دهاك فما سمعنا لك صرخة أوحش من صرختك هذه فقال لهم فعل هذا النبي فعلا إن تم له لم يعص الله أبدا فقالوا يا سيدهم أنت كنت لآدم من قبل فلما قال المنافقون إنه ينطق عن تأويل الآيات الظاهرة، ص: 465
الهوى و قال أحدهم لصاحبه أ ما ترى عينيه تدوران في رأسه كأنه مجنون يعنون رسول الله ص صرخ إبليس صرخة بطرب فجمع أولياءه ثم قال أ ما علم أني كنت لآدم من قبل قالوا نعم قال أما آدم نقض العهد و لم يكفر الرب و هؤلاء نقضوا العهد و كفروا بالرسول فلما قبض رسول الله ص و أقام الناس غير علي ع لبس إبليس تاج الملك و نصب منبرا و قعد في الثوية و جمع خيله و رجله ثم قال لهم اطربوا لا يطاع الله حتى يقوم إمام ثم تلا أبو جعفر ع وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ثم قال أبو جعفر ع كان تأويل هذه الآية لما قبض رسول الله ص و الظن من إبليس حين قالوا لرسول الله ص إنه ينطق عن الهوى فظن بهم ظنا فصدقوا ظنه.
3-تفسیر صافی
وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ «1» إِبْلِيسُ ظَنَّهُ صدق في ظنّه و هو قوله لَأُضِلَّنَّهُمْ و لَأُغْوِيَنَّهُمْ و قرئ بالتشديد اي حقّقه فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ.
وَ ما كانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطانٍ تسلّط و استيلاء بوسوسة و استغواء إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْها فِي شَكٍّ ليتميّز المؤمن من الشاكّ أراد بحصول العلم حصول متعلّقه وَ رَبُّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ حَفِيظٌ.
في الكافي عن الباقر عليه السلام قال كان تأويل هذه الآية لمّا قبض رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و الظنّ من إبليس حين قالوا لرسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله انّه ينطق عن الهوى فظنّ بهم إبليس ظنّاً فصدّقوا ظنّه.
و القمّي عن الصادق عليه السلام لمّا امر اللَّه نبيّه صلّى اللَّه عليه و آله ان ينصب امير المؤمنين عليه السلام للنّاس في قوله يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ في عليّ بغدير خم فقال من كنت مولاه فعليّ مولاه فجاءت الابالسة الى إبليس الأكبر و حثوا التراب على رؤوسهم فقال لهم إبليس ما لكم قالوا انّ هذا الرجل قد عقد اليوم عقدة لا يحلّها شي‏ء الى يوم القيامة فقال لهم إبليس كلّا انّ الذين حوله قد و عدوني فيه عدة لن يخلفوني فأنزل اللَّه عزّ و جلّ على رسوله وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ الآية.
قُلِ للمشركين ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ آلهة مِنْ دُونِ اللَّهِ فيما يهمّكم من جلب نفع او دفع ضرّ لا يَمْلِكُونَ مِثْقالَ ذَرَّةٍ من خير او شرّ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ في أمرهما وَ ما لَهُمْ فِيهِما مِنْ شِرْكٍ من شركة لا خلقاً و لا ملكاً وَ ما لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ يعينه على تدبير أمرهما.
وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ و لا تنفعهم شفاعة ايضاً كما يزعمون إِلَّا لِمَنْ أَذِن
و....
با شما در مورد این که لازم هست دعوا ها را کنار بگذاریم کاملا موافقم
من 5 ساله که یک دوست صمیمی تسنن دارم و بهش افتخار میکنم
به تمام دوستانی که می خوان این موضوع رو ادامه بدن واقعا و جدا توصیه می کنم و خواهش دارم به هم و اعتقادات هم احترام بگذارید اگر حرفی دارید دلیل بیارید به اشخاص توهین نکنید.این کار هیچ فایده ای نداره باید باور کنیم که الان در شرایط مسخره ای گیر کردیم نه ما از تسنن درست اطلاعات داریم و گروهی متاسفانه وهابی ها را تسنن کلا قاطی می کنن و این باعث کج فهمی میشه و هم اهل سنت شیعه رو درست نمیشناسم دوستان فکر نکنید که افکار ما شفاف بیان می شه در مورد خیلی از عقاید ما به لطف دشمنان اسلام برای برادران تسنن تیره سازی می شه و بلعکس من بعد 4 سال این موضوع رو فهمیدم یعنی بعد این که یک سال با اون دوستم تو سر و کله ی هم زدیم و بعد از اون انصافا شروع کردیم از هم یاد بگیریم من شدم معرفی کننده ی تسنن برای اطرافیانم واون تشیع برای اطرافیانش و...
لازم نیست عقایدتون را کنار بگذارید ولی همیشه لازمه که در موردشون فکر کنید تا بیش تر به عمقش برید
و حالا با این اطلاعات اندکم یک جواب کوتاه برای دوست عزیز:
هم ما و هم شما در این موضوع موافقیم که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در رساندن وحی (حداقل) معصوم بوده اند در این شکی نیست ولی آیا این موضوع در مورد تمام پیامبران پیشین تکرار نشد که پس از هر پیامبری عده ای برگشت زدند آیا در قرآن نمی بینیم که از مردم سوال می شود که اگر رسول الله رحلت کنند آیا به عقب بر می گردید؟
خوب پس یک عده پس از حضرت رسول برگشت کرده اند.
در مورد این که آیا در بین اصحاب حضرت منافق بوده است:مراجعه کنید به آیات 107 تا 109 سوره ی مبارکه ی توبه ببینید این منافقین اون قدر فعال بودن مسجد هم می ساختن و البته سایر آیات بی شمار در مورد منافقان باز هم بیان می کند که در میان اصحاب حضرت منافقین بوده اند که گاه مخالفت می کردند گاه ....
و این موضوع هیچ ربطی به این که آیا حضرت رسول رسالت خود را درست انجام داده یا نه نداره چون پیامبر فقط بشارت دهنده و انزار کننده هستند هرچند در ارشاد مسلمین بسیار مشتاق هستند ولی:
ان الذین کفروا سواء علیهم ءانذرتهم ام لم تنذرهم لا یؤمنون (سوره ی مبارکه ی بقره آیه ی 6)
خيلي خيلي زيبا بود .
من اين مطلب رو تا حالا نديده بودم و نشنيده بودم ، زندگيتون پر بركت .
در جنگ امروز بزرگترين جهاد ، جهاد با نفس است .
جايي در حديثي ميخواندم كه اگر كسي در جايي كه امكان گناه كردن داشته باشد ولي با نفس خود جهاد كند و گناه نكند ثوابش همانند ثواب شهيد است .
اين جمله به من نيرو داد تا بيشتر در مقابل نفس خود به پا خيزم ....
به اميد اين كه همه ما از گناهان مبرا شويم .Heart
.
عالی بود ممنون..
.
این که اهل تسنن با وهابیت متفاوتند درسته ولی مساله اول ما نیست..اهل تسنن امت اسلام و از برادران دینی ما هستند ولی مساله اصلی ما شیعیان شناخت کامل خودمونه..اگر در شناختمون ، به حق باشیم شیعه واقعی شده و بعد از اهل سنت هم گذر خواهیم کرد و اگر در شناخت ، ناحق باشیم بر گشت می کنیم..دقیقا همین مساله هم برای اهل تسنن برقراره..
.
همیشه اول باید زمین خودمون رو خوب بشناسیم ولی در زمین مقابلمون بازی کنیم..اگر اول باز هم تاکید میکنم اول به شناخت زمین مقابلمون بپردازیم و در زمین خودمون بازی کنیم لاجرم گل خواهیم خورد..شناخت زمین مقابل و دفاع کارا در زمین خود در مرتبه دومه..
.
شیعه باید اول شیعه رو خوب بشناسه و .... و بعد اهل تسنن را خود خواهد شناخت..
.
همیشه میگن سنی ها و شیعه ها برادرند .من نمیدونم ای چه برادری هست که وقتی ما تو روز عاشورا عزاداری مولایمان حسین (علیه السلام) را میکنیم سنی های کشور خودمون جشن عروسی میگیرن؟
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع