تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: زندگی نامه ی شهدای کربلا " ویژه ی ماه محرم " و معرفی اصحاب امام حسین (علیه السلام)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
راوی نقل میکند سپس امام فریاد زد و فرمودند: آیا فریاد رسی نیست که برای خشنودی خدا به فریاد ما برسد؟ آیا مدافعی نیست که از حرم رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دفاع نماید؟ هنگامی که امام حسین(علیه السلام) چنین درخواستی نمود حر بن یزید ریاحی نزد عمر بن سعد آمد و عرضه داشت:آیا با این مرد جنگ خواهید کرد؟
عمر گفت:بله به خدا سوگند جنگی خواهم کرد که کمترین و آسان ترین مرحله آن بریدن سرها و افتادن دست ها باشدبعد از آن حر در مکانی به نزدیک سربازانش رفت و در آنجا ایستاد و لرزه بر اندامش افتاد.
مهاجر بن اوس به حر گفت:به خدا قسم که کار تو ما را به شک انداخته است اگر از من سؤال می شد که دلیرترین مردم کوفه چه کسی است در جواب از تو نمی گذشتم (و تو را معرفی می کردم) پس این چه حالی است که در تو می بینم؟
حر گفت:به خدا سوگند که من خودم را میان بهشت و جهنم مشاهده می کنم و اگر چه بدنم را پاره پاره کنند و مرا بسوزانند ولی چیزی را بر بهشت ترجیح نمی دهم سپس حر به اسب خود رکاب زد و به سوی امام حسین(علیه السلام) حرکت نمود در حالی که دو دست خود را بر سر گذاشته بود نزد امام شرفیاب شد و عرض کرد:پروردگارا! من به سوی تو توبه می کنم و تو نیز توبه ی مرا بپذیر حقیقتا من دل دوستانت و فرزندان دختر پیامبرت را ترساندم.
به امام حسین(علیه السلام) عرضه داشت:فدایت گردم من همان کسی هستم که همراه تو بودم و مانع از بازگشت شما شدم و بر تو سخت گرفتم به خدا سوگند که من فکر نمی کردم این قوم پیشنهاد تو را قبول نمی کنند و کار را به اینجا می کشند و الان از انچه که انجام داده ام به سوی خدا توبه می کنم آیا توبه من پذیرفته است؟ امام حسین(علیه السلام) فرمود: آری خداوند توبه ات را می پذیرد اکنون پیاده شو
حر عرض کرد: من سواره باشم بهتر از این است که پیاده باشم و پایان کارم به پیاده شدن ختم نشود.
بعد اضافه کرد: از آن جا که من اولین کسی هستم که بر حضرت خروج کردم پس اجازه بدهید اولین کسی باشم که در برابر شما جان خود را تقدیم کنم بلکه در زمره ی کسانی قرار یگیرم که فردای قیامت با جد بزرگوارت حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مصافحه نمایم.
(منظور حر از اولین شهید اولین شهید از ان لحظه به بعد بود)
امام به حر اجازه جهاد داد حر جنگ نمایانی کرد تا اینکه تعدادی از دلاوران و قهرمانان دشمن را کشت.
سپس خود نیز به شهادت رسید پیکر او را نزد حسین(علیه السلام) آوردند و حضرت در حالی که خاک از چهره او بر می داشت فرمود: براستی تو همانند آنچه مادرت نامیده ( حر ) او آزادمرد هستی آزاد در دنیا و آخرت.

جعفر بن عقيل بن ابى طالب
جعفر يكى از پسران عقيل برادر حضرت على (علیه السلام) و پسر عموى امام حسين (علیه السلام) بود. نام مادرش را ام الثغر ، دختر عامر (بنا به روايت ديگر ، خوصا دختر عمرو بن عامر) نوشته اند. از امام محمد باقر (علیه السلام) و حميد بن مسلم روايت شده است كه جعفر در روز عاشورا به دست عروه بن عبدالله خثعمى به شهادت رسيد. منابع متعددى از شهادت او سخن گفته و نوشته اند كه همراه امام حسين (علیه السلام) از مدينه به مكه و از مكه به سوى كوفه حرت كرد و در كربلا به شهادت رسيد (مقاتل الطالبيين ، ص 91؛ بلاذرى ، انساب الاشراف ، (ترجمه ريحانتى رسول الله... )ت ص 206 الفتوح ، ج 3 ، ص 126؛ خوارزمى ، مقتل الحسين ، الجزء الثانى ، ص 30 و 53؛ تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 469؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 75؛ نهايه الارب ، ج 20 ، ص 462؛ لباب الانساب ، ج 1 ، ص 401؛ البدايه و النهايه ، ج 8 ، ص 185 و 189؛ منتهى الامال ، ص 456 و 482؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 32 ، 68؛ الارشاد ، ص 249؛ تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 219؛ نفس المهموم ، ص 146 ، امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 246؛ ابصار العين ، ص 119).
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
لیلی و مجنون کجا!وهب و همسرش کجا!؟
محمدرسول نویسنده وبلاگ پلاک هشت در آخرین پست وبلاگ خود نوشت: وهب نصرانی بود، اُم‏ وهب هم که مادر وهب است، نصرانی بود؛ این‏ها به دست امام حسین(علیه‏السلام) اسلام آوردند.

روز عاشورا وهب حدود هفده روز بود که با همسرش ازدواج کرده بود.در تاریخ می‎نویسند مادر رو کرد به پسرش و گفت مگر وضع امام حسین را نمی‎بینی؟!

برو پسر پیغمبر را یاری کن!دقت کنید که این‏ها جزء اردوگاه امام حسین(علیه‏السلام) نبودند، بلکه خودشان آمده بودند. مادر اصرار می‎کرد که برو، امّا همسرش ممانعت می‎کرد و می‎گفت نرو!

حتی تعبیراتی از مادرش هست که برو، روز قیامت رسول خدا تو را شفاعت می‎کند!

همسر وهب به او گفت که من به یک شرط حاضرم که تو بروی؛ وهب گفت چه شرطی؟! گفت من و تو با هم پیش امام حسین برویم، من حرف دارم؛ در آنجا حرف‎هایم را می‎زنم، بعد اگر خواستی بروی، برو. خلاصه این دو جوان خدمت امام حسین(علیه‏السلام) آمدند و وارد خیمه حضرت شدند.

وهب گفت آقا، من می‎خواهم به میدان بروم، امّا همسرم مانع می‎شود! همسرش هم گفت بله، من مانع می‎شوم!
[تصویر: 246444_703.jpg]

بعد به امام حسین گفت من خدمت شما آمدم برای اینکه با دو شرط اجازه دهم که وهب به میدان برود و شما باید این دو شرط را ضمانت کنید.اوّل اینکه می‎دانم اگر وهب برود، شهید می‎شود. امّا من یک زن جوان و تنها در این بیابان هستم؛می‎خواهم در این بیابان تنها نباشم و پیش بی‎بی‎ها و خاندان شما بیایم ؛ شما این را ضمانت کنید! دوم اینکه من می‎دانم همسرم شهید می‏شود و روز قیامت به بهشت می‎رود؛ باید اینجا پیش شما قول بدهد
که من را فراموش نکند و با هم به بهشت برویم می‎نویسند: *فَبَکَی الحُسَینُ(علیه‎السلام).
امام حسین(علیه السلام) گریه کردند.

بعد هم حضرت هر دو شرط راضمانت کرد وفرمود وهب که شهید شد، تو بیا پیش این بی‎بی‎ها باش؛ روز قیامت هم من آنجا هستم و شفاعت می‌‏کنم.

وهب به میدان رفت؛ طولی نکشید که یک دست وهب قطع شد. اینجا بود که همسر وهب خودش بین آن جمعیّت وارد میدان شد و شروع به حمله کرد. وهب به او گفت چه شد؟! تو که نمی‎گذاشتی من به میدان بیایم! حالا خودت آمدی؟! همسرش گفت مگر نمی‎شنوی امام حسین چه دارد می‎گوید؟ می‎گوید: «هَلْ مِنْ ذَابٍّ یَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللَّهِ هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ یَخَافُ اللَّهَ فِینَا هَلْ مِنْ مُغِیثٍ یَرْجُو اللَّهَ فِی إِغَاثَتِنَا».

[تصویر: 246442_136.jpg]

مگر نمی‎بینی حسین داد غربت سر می‎دهد؟ می‎گویند اینجا وهب صدایش بلند شد: یا حسین! به داد من برس! این‏ها را چه کار کنم؟! دستِ دیگر وهب هم قطع شد. مادروهب عمود خیمه را گرفت و وارد میدان شد*؛ اینجا بود که امام حسین رو کرد به او و گفت: *إرجِعِی ألَی النِّساءِ رَحِمَکِ اللهُ...
به سوی زنان بازگرد ، خدا تو را رحمت کند...
صلوات
یا الله

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
راستی دعا کنید یک همسر مثل همسر وهب خدا نسیبم کنه Smile
آخه واقعا احتیاج دارم
تا اونوقتی که یوسف زهرا (سلام الله علیها) دست یاری کشید
دستم رو کوتاه نکنه
صلوات
یا الله
یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه


رحمت خدا بر جناب وهب و همسر و مادرش
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع