|
معرفی کتاب اسرار الصلاه تألیف آیت الحق جناب میرزا جواد آقا ملکی تبریزی
|
|
۱۷:۱۱, ۱۹/آبان/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آبان/۰۳ ۱۵:۵۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
ابتدا نظر برخی از بزرگان را درباره ی شخصیت و آثار ایشان نقل میکنم :
علامه طباطبایی با عناوینی چون حجت الحق و پیشوای طایفه از ایشان یاد می کنند و بلندای شخصیت ایشان را با هیچ مقیاسی قابل اندازه گیری نمی دانند امام خمینی رحمت الله علیه هم در باره ایشان و آثارشان می فرمایند : و از کتب علمای معاصر، کتب عالم جلیل القدر حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی را مطالعه کن ... اما نظر این حقیر درباره ی کتاب اسرار الصلاه من خودم زندگی خود را به قبل و بعد از مطالعهی کتاب اسرار تقسیم میکنم. نمیدونم چرا ولی مقارن با مطالعهی کتاب در خود احساس تحول و شوقِ بندگی خدا را مییافتم. این کتاب مطالب جامع و بسیار کلیدی در بارهی هر موضوعی که به نماز مربوط میشود را در بر دارد از اسرار و آداب وضو و طهارت تا چگونگی توبهی حقیقی و فضایل دوستی و دشمنی برای خدا و اسرار اعمال و اذکار نماز و ... بعد از خواندن کتاب، دیدگاهم نسبت به بسیاری از واجبات و مستحبات و حرامهای خدا تغییر کرد و به دستگاه معرفت شناختیِ من و نوع نگاهم به هستی و خالق و مخلوقاتش دگرگون شد و به من نشان داد که یک موحد چرا و چگونه باید بیاندیشد و عمل کند؛ خلاصه در زندگی من تأثیر شگفتی نهاد. آوردن چند پاراگراف از فرازهای ارزشمند و پر محتوای کتاب: یکی از فرازهای بسیار اثر گذار کتاب اسرار الصلاة تألیف میرزا جواد آقا ملکی تبریزی: ... تا اینکه در فلان شب یکی از بندگان محتاجم را به در خانهی تو فرستادم و او از آنهمه نعمتها که به تو ارزانی داشته بودم اندکی را طلب نمود، و قبل از آن به تو خبر داده بودم که اگر به چنین کسی چیزی بدهی در حقیقت به من وام دادهای و من هستم که از تو میگیرم و در وقتی که از هر حال نیازمندتر باشی بتو باز خواهم گردانید، و اگر او را برانی و دست رد به سینهاش زنی، در حقیقت خواستهی مرا رد نمودهای، و تو با علم به همهی این امور او را از خودت راندی، و نعمت مرا کفران نمودی و با دست خالی از نزد تو بازگشت و شب را گرسنه به روز آورد، ای بندهی من برای چه تقاضای مرا رد نمودی و به من قرض ندادی؟!! آیا ترسیدی که من بی چیز شوم ویا از آن بیم داشتی که خیانت کنم و به وعدهام وفا ننمایم؟ بندهی من چگونه با بندگان من داد و ستد داشتی ولی از معاملهی با من سر باز زدی، چگونه بود که من نزد تو از همهی مخلوقات و بندگانم بیمقدارتر بودم و... یکی دیگر از فرازهای بسیار زیبا و اثر گذار کتاب اسرار الصلاة: و سزاوار است که بر آنچه از عمرش گذشته بیاندیشد و ببیند آن مقدار از عمر را که از کف داده با همهی لذات و خوشیهایش و درد و رنجهایش سپری شده، نه از آن لذتهای بالفعل چیزی مانده و نه از آن درد و رنجها اثری، بلکه آنچه باقیمانده تبعات اعمال ناپسند و اجر پاداش کارهای نیک اوست، از آن گذشته آنچه از عمر باقی مانده نمیتوان به آن اعتماد نمود چه بسا صبحی که آدمی آن را به شب نرساند، و چه بسا شبی که هنوز به پایان نرسیده عمر آدمی در آن به آخر میرسد. پس... یکی دیگر از فرازهای بسیار زیبا و اثر گذار کتاب اسرار الصلاة: اما تکبیر نماز، در آن مطالبی است: مطلب اول در کیفیت این عمل، که میبایست با اول تکبیر دستها بلند شود و با تمام شدن تکبیر بالا بردن دستها هم تمام شود و باید در هنگام بالا بردن کف دستها رو به قبله باشد و بهتر این است که سر انگشتان هنگام بلند کردن تا محاذی گوش برسد. اما بیان آنچه مقصود از این عمل است و آن عبارت است از تبری و بیزاری جستن از هر شرک و شریکی و از هر چه که مشرکان قائل به آن هستند و ثمرهی آن، برائت جستن در پیشگاه خداوند متعال از همهی گناهان و معاصی خود و از عذاب جهنم و آتش آن است... مطلب دیگر اینکه: آنگاه که تکبیر گفتی آنچه که بین خاک و افلاک قرار دارد همه را کوچک شمار کبریاء و بزرگی او را سرامد همهی اینها بدان، چرا که ذات اقدس حق هرگاه به قلب بنده نظر کند که در حالی که تکبیر بر زبان دارد قلبش از حقیقت آن تکبیر روی گردان است میفرماید: ای دروغگو آیا مرا فریب میدهی؟ به عزت و جلالم یاد خودم تو را از حلاوت یاد خودم محروم میگردانم و از قرب و نزدیکی با خویش تو را محروم میسازم، و سرور و شادمانی مناجاتم را به تو نچشانم. پس قلبت را در هنگام نماز در بوتهی آزمایش در آور اگر که حلاوت یاد خدا را در آن یافتی و ... بدان که ذات اقدس حق تو را در تکبیرت تصدیق نموده است، و الّا اگر چنین نبود و سلب لذتی که برای مناجات با خدا هست و ... را در خود دیدی، این امر دلیل تکذیب تکبیر تو از ناحیهی ذات اقدس حق و طرد و دور ساختن تو از باب اوست. ... بهتر آن است که انسان قصد و نیتش از تکبیر، این باشد که ذات اقدس حق بزرگتر از این است که به وصف آید(الله اکبر عن یوصَف). با توجه به اهمیت سلیسی و دقت و روانی ترجمه در این گونه آثار در میان ترجمه های متعددی که در بازار وجود دارد این پیشنهاد بنده است: ترجمه كامل اسرارالصلوه میرزا جواد آقاملكيتبريزي مترجم:سيدمحمدحسين محموديگلپايگاني ويراستار: قاسمي ناشر:مستجار از لینک زیر مشاهده فرماید: http://ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1645801 انتشارات لاهوت هم این ترجمه رو منتشر کرده البته: http://www.lahutpub.com/books/theosophy/...lslat.html |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۱۹, ۱۵/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۱۳/فروردین/۹۱ ۲۳:۰۱)guided نوشته است: [/font] بسم الله الرحمن الرحیم این مطلب هم چون تقریبا به موضوع مربوطه در اینجا قرار دادم. جالبه بدونید که امروزه ارتباط مستقیم پای انسان با قلب او اثبات شده . دانشمندان علم پزشکی یک اصل ثابت شده ای دارند که همه انسان ها هنگام سکته قلبی اگر وزن بدن شان روی پای راست باشد، به جلو می افتند و اگر وزن بدن شان روی پای چپ باشد به عقب می افتند. بنابراین وقتی که شخصی با پای چپ وارد دستشویی شود در صورت بروز مشکل به عقب پرت می شود و داخل دستشویی نمی افتد... و هنگامی که وارد مسجد می شود اگر با پای راست داخل شود، اگر در همان حال سکته کند، به جلو یعنی داخل مسجد می افتد که بهترین مکان ها است، همچنین هنگام خارج شدن از مسجد اگر با پای چپ بیرون رود در صورت سکته کردن، چون سنگینی بدن او روی پای چپ است به پشت یعنی داخل مسجد می افتد، البته احکام و قوانین اسلام علل متفاوتی دارند که علم ناقص بشری هنوز نتونسته به همشون دست پیدا کنه. این هم میتونه یکی از دلایل باشه... (با استفاده از نثر سایت حوزه ) حرکت خوبی رو شروع کردید در ذکر نکاتی که برایتان مهم بوده. منتظر ادامه مطالب هستیم یا زهرا (سلام الله علیها) |
|||
|
|
۲۳:۴۹, ۱۵/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
سلام
در بخش سوم از فصل اول صفحه 37 مطلبی با عنوان (( عتاب خداوند به گنهکاران در روز قیامت )) آورده شده. قبل از خوندن این مطلب یک صلوات بفرستید! فکرتون رو از همه چی خالی کنید، این چند خط توصیفی از روز قیامته. پس هر جمله رو که می خونید خودتون رو تصور کنید که در این صحنه حضور دارید! این مطلب رو کم کم قرار میدم تا فرصت داشته باشیم کمی در موردش فکر کنیم. خلاصه اینکه سرانجام روز قیامت فرا میرسد و از سوی خداوند، آن چیزی که مردم گمانش را هم نمی کردند،آشکار میشود و زشتی اعمال نمایان می گردد و هر کس هر کاری که انجام داده را حاضر می بیند. پرده از روی حقایق برداشته میشود و میزان نیکی ها و گناهان هر کسی معلوم می گردد. در این وقت ، خداوند مهربان خطاب به یکی از بندگان خویش کرده و شکر نعمت هایی که به او بخشیده از او می خواهد و می فرماید (( ای بنده ی من! من تو را از هیچ به وجود آوردم، بی آنکه وجود تو اندک نفعی برای من داشته باشد، بلکه تو را آفریدم تا از من نفع ببری و پیش از آنکه تو را بیافرینم، تمامی مخلوقاتم را برای بر طرف کردن نیازها و خواسته های تو و برای رسانیدن تو به کمال ، به خدمتت گماشتم. تو بارها از فرامین من سرپیچی کردی و شکر نعمت های زیادی را که به تو داده بودم به جای نیاوردی و کفر نعمت کردی، اما این کارهای تو سبب نشد که من تو را حفظ و نگهداری ننمایم و تو را از نعمت هایم، که باعث رزق و تربیت و عزت و کمالت می گشت ، محروم نمایم.)) [b] |
|||
|
|
۲۳:۰۳, ۱۶/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/فروردین/۹۱ ۱:۴۳ توسط MAHDI59.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۱۵/فروردین/۹۱ ۲۳:۴۹)guided نوشته است: سلام من با الطاف بی کرانه ام و مهربانی گسترده ام تو را به سوی خویش فرا می خواندم تا بدانجایی که هر شب فرشته ای کریم را به سوی تو میفرستادم تا تورا به توبه و بازگشت به سوی من دعوت کند.آن فرشته هر شب تو را به سوی من فرا می خواند و از جانب من ، مژده ی قبولی توبه ات را اعلام می کرد و تورا با خبر می ساخت که هر گاه مرا صدا بزنی ، اجابتت میکنم و از توبه و بازگشتت مسرور و خوشحال میگردم.آن فرشته تو را به موانست و راز و نیاز و نزدیکی و وصال من دعوت میکرد، اما تو او را نمی پذیرفتی و از دشمن من (شیطان) اطاعت میکردی، ولی با وجود همه ی اینها ، باز نعمت و مهربانی ام را از تو دریغ نمی کردم.اما هر چه نعمت و خوبی از جانب من بیشتر می شد، رویگردانی و دوری تو از من بیشتر می گشت. دلت را خانه ی ما کن، مُصفّا کردنش با من به ما درد خود افشا کن، مداوا کردنش با من بیاور قطره ی اشکی که من هستم خریدارش بیاور قطره ی اخلاص، دریا کردنش با من به ما گو حاجت خود را، اجابت می کنم آنی طلب کن هر چه میخواهی، مهیّا کردنش با من بیا قبل ازوقوع مرگ، روشن کن حسابت را بیاور نیک و بد را جمع، مِنها کردنش با من اگر گم کرده ای ای دل، کلید استجابت را بیا یک لحظه با ما باش، پیدا کردنش با من اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت تو توبه نامه را بنویس امضا کردنش با من |
|||
|
|
۰:۳۶, ۱۸/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/فروردین/۹۱ ۱:۳۸ توسط MAHDI59.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
((من با الطاف زیاد و نعمت های بی شمار، مصرانه تورا به سوی خویش فرا می خواندم ، اما تو روی از من برگردانده و به راهی جز راه مستقیم من می رفتی.
تا کار بدانجا رسید که شبی از شبها یکی از غلامان و کنیزان نیازمندم را به در خانه ات فرستادم و او مقداری از نعمت هایی را که به تو بخشیده بودم در خواست کرد؛ اما تو به جای یاری او ، کفر نعمت کردی و او را نا امید از در خانه ات برگرداندی و او شب را با شکمی گرسنه به صبح رسانید، و این در حالی بود که پیش از این به تو خبر داده بودم که اگر به فرد مستمندی کمک کنی، گویی که به من وام داده ای و من آن را از تو گرفته و در زمانی که به شدت بدان نیاز داری ، به تو بر می گردانم و اگر آن شخص نیازمند را دست خالی رد کنی ، در واقع خواسته ی مرا رد کرده ای و تو با وجود دانستن این چیزها ، او را دست خالی از در خانه ات راندی. ای بنده ی من! چرا مرا از در خانه ات رد کردی؟ چرا به من قرض ندادی؟ آیا ترس آن را داشتی که من فقیر گردم یا اینکه می ترسیدی که خیانت کنم و به سخنی که گفته ام جامه ی عمل نپوشانم؟ ای بنده ی من! چطور با بندگان من معامله می کردی ، اما از معامله با من ترسیدی؟ از من چه دیدی که ارزش مرا کمتر از تمامی آفریدگانم پنداشتی؟)) |
|||
|
|
۱۷:۱۹, ۱۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
(( اگر دشمنانت با رویی گشاده پیش تو می آمدند، با اینکه یقین داشتی دل هایشان آکنده از بغض و دشمنی توست، اما باز خجتالت می کشیدی که جوابشان کنی،
اما در باره ی من از روبرگرداندن و پشت کردن حیا نکرده و نسبت به من کافر شدی، در حالی که به اقبال من یقین داشتی و با اینکه می دانستی از همان نخستین لحظات خلقتت و حتی پیش از آن مراقبت بودم و نعمتهایم را برای تو آماده کرده بودم تا هر زمان که اراده نمایی از آن ها استفاده کنی. من پیش از آن که تورا بیافرینم به خاطر تو آسمان و زمین و ماه و خورشید و آب و خاک و فرشتگان را آفریدم و آنها را مامور رفع نیاز های تو ساختم تا به تو در نعمت های اساسی ام ، که همانا خوردن و نوشیدن و پوشاک و خانه و دیگر نعمت هااست ، خدمت کنند، اما تو با وجود این همه لطف و مهربانی که به تو ارزانی داشتم و با این اقبال کامل و بخشش زیاد و محبت فراوان ، با نافرمانی و سرپیچی از فرامین من و فرمانبرداری از دشمن من به دشمنی با من برخاستی)) |
|||
|
|
۰:۱۲, ۱۹/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
مطلب بعدی در صفحه ی 42 نوشته شده . قبل از این مطلب در صفحات قبل مطالب مهمی گفته شده که ان شاالله دوستان خودشون کتاب رو مطالعه کنن و به طور کامل بخونن.
بنده سعی میکنم قسمت هایی از کتاب رو بنویسم. عجیب تاثیر داره نوشته های ایشون! گاهی اوقات انسان فکر میکنه مخاطب کتاب قرار گرفته و به طور مستقیم داره با این عارف بزرگوار صحبت میکنه. به این چند سطر توجه کنید. ((حال که به این حقایق پی بردی، با خودت خلوت کن. لحظه ی حضورت رادر روزی بزرگ و در محضری بزرگ به یاد آور که در آنجا برای موضوعی بزرگ حاضر می گردی. عظمت ظهور سلطنت خداوند، که هیچ کس را توانایی تصور آن نیست و مردم از درکش ناتوانند را به یاد آور. ناراحتی و حزن و اندوهت را در روز قیامت به خاطر آور . به یاد ترس های بزرگ روز قیامت و سرزنش های خداوند و شرمندگی خویش و افسوس خوردنت و به یاد آتش دوزخ و زبانه کشیدن شعله های آن و درماندگی و گرسنگی و تشنگی ات بیفت. کسانی را به خاطر آور که در روز قیامت با تو به دشمنی و مخاصمه بر می خیزند. سپس به لطف و عزت و شرف و نعمت های دنیایی که خداوند به تو بخشیده بیندیش.و در حال کنونی ات فکری نما . ببین همان خدایی که مالک و سلطان روز جزاست، چگونه در این دنیا تو را اکرام نموده و به راز و نیاز و گفتگوی با خود و مجلس انس و نزدیکی و همجواری خویش فراخوانده ، سپس اندکی در احادیث و روایاتی که در این باب رسیده درنگ کن و بدانها نظری بیفکن.)) احادیث باشه برای قسمت بعد فعلا شما رو تنها میذارم با این جملات! |
|||
|
|
۱:۳۴, ۱۹/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۱۸/فروردین/۹۱ ۰:۳۶)guided نوشته است: آیا ترس آن را داشتی که من فقیر گردم دو جمله ی بالا زندگی علی 110 را تغییر داد در سال 1384 هجری شمسی |
|||
|
|
۱۱:۴۰, ۱۹/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
(۱۹/فروردین/۹۱ ۱:۳۴)علی 110 نوشته است:(۱۸/فروردین/۹۱ ۰:۳۶)guided نوشته است: آیا ترس آن را داشتی که من فقیر گردم علی جان یه سوال مهم : در هنگام بخشیده یا صدقات , یا اگر کسی ازت کمک بخواد , آیا نگران نیستی که ممکنه مستحق نباشه ؟ آیا هر کی کمک بخواد باید بهش کمک کرد ؟ اگه سوار موتور بودی و یه نفر مثلا خواست برسونیش و بعدا معلوم بشه طرف داره مواد حمل میکنه چی ؟ فقط یه مثال بود اما برام سوال اینه که : آیا ما از نظر دینی موظف هستیم که مستحق را تشخیص بدیم یا نه ! ممنونم میشم نظرتو بگی |
|||
|
|
۱۲:۴۲, ۱۹/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
این کلیپ را با دقت تمام بنگر و گوش کن
اگه باز سوالی بود به تفصیل در حد وسع اندکم إن شاء الله پاسخ میگم http://isda.ir/detail.aspx?id=915077 بسیار پاسخ کاملی داده و همه جانبه! |
|||
|
|
۱:۲۴, ۲۰/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۱۹/فروردین/۹۱ ۲۳:۰۲)یا ثارالله نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم (۱۹/فروردین/۹۱ ۲۳:۵۳)guided نوشته است: برادر یه مقدار دقیق تر آدرس بده!!! (۲۰/فروردین/۹۱ ۰:۱۰)guided نوشته است: خوب انگار شماره صفحات کتاب بنده فرق میکنه! (۲۰/فروردین/۹۱ ۰:۱۵)یا ثارالله نوشته است:(۲۰/فروردین/۹۱ ۰:۱۰)guided نوشته است: خوب انگار شماره صفحات کتاب بنده فرق میکنه! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| پیشنهادات و انتقادات در مورد بخش معرفی کتاب | MAHDI59 | 12 | 9,114 |
۲۸/بهمن/۹۵ ۱۳:۳۹ آخرین ارسال: vahrakan |
|
| معرفی کتاب های سایت جامع فرق و ادیان و مذاهب | مسجد عشاق | 27 | 14,341 |
۲۹/شهریور/۹۵ ۹:۴۷ آخرین ارسال: tajhizyar |
|
| معرفی کتاب جنگ نرم | mahdy30na | 20 | 8,696 |
۲۲/شهریور/۹۴ ۱۷:۳۶ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| معرفی و دانلود کتاب «انقلاب غذایی» | -Ali- | 1 | 1,905 |
۱۷/مرداد/۹۴ ۱۱:۱۳ آخرین ارسال: zaviyehdid |
|
| @ معرفی سایت های حاوی کتاب ها و مقالات ارزشمند و مفید @ | neyestan23 | 14 | 8,795 |
۱۷/مرداد/۹۴ ۱۰:۳۰ آخرین ارسال: zaviyehdid |
|
| معرفی کتاب برای خاطر آیه ها | من انقلابی ام | 5 | 4,410 |
۱۷/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۲ آخرین ارسال: zaviyehdid |
|
| معرفی کتاب در رابطه با دفاع مقدس | shia12 | 33 | 20,093 |
۶/بهمن/۹۳ ۱۳:۱۸ آخرین ارسال: masoudfn |
|













