کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بچه ها بیایید ببینید درست می گم یا نه(دوست داشتن خدا)
۱۳:۱۲, ۲۲/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله چند وقت پیش داشتم با داداشم کل کل خفنی می کردم سر قرمز و آبی!!!. من پرسپولیسی دو آتیشه هستم.... یا نه بودم. می بینید واقعا هنوز گیر من تو چی هاست....!!!HuhHuhHuhSad بعد که بحثمون تموم شد نشستم فکر کردم آخه چی جوریه که من از یک طرف ادعای حب به خداوند را دارم ولی از طرفی هم اینگونه خود را متعلق به تیمی می دانم که اصلا و اصلا مرا به سمت آن معبود رشد نمی دهد!!!! می خوام یه کم صریح تر بگم: برای منی که ادعای شیعه امام زمان را دارم برای منی که ادعا می کنم ضربان قبلم حسین است، چه فرقی می کند بین علی کریمی یا آرش برهانی؟؟؟؟!!!! چرا من باید از فرهاد مجیدی بدم بیاد؟؟؟؟Huh خیلی خیلی خیلی سطح پایینش را دارم می گم. این بحث تو خیلی جاهای دیگه هست. تعلق مثلا به فلان بازیگر. حتی تعلق به فلان دوست یا فلان آشنا.
تعلق رو بسیار جدی بگیرید. این تعلق که یه دفعه از آسمان به سر ما نازل شده.
ابتدا از فلانی خوشمان آمده بعد محبت در دلمان ایجاد شده(که این ایجاد محبت خودش کلی بحث روانشناسی دارد که واقعا چه شده که محبت فلان بازیکن یا بازیگر در دل ما ایجاد شده) بعد از مرحله تشکیل محبت، تعلق به وجود می آید. چیزی که کم و بیش در بین جوان هایمان دیده می شود. یکی از مهم ترین اثرات این تعلق این است که استقلال شخصیتی را از دست می دهیم.دیگر خودمان نیست. می شیوم یک ادا از یک شخص دیگر. یعنی در رفتار و سکنات ناخودآگاه شبیه به آن شخص می شویم. نحوه صحبت و حتی لهجه مان می شود مثل شخصی که متعلقش شدیم.این طبیعت حب و عشق است. عاشق ناخودآگاه به شکل معشوقش در می آید. حالا بحث من این است که آقا جان، یا خانم جان تو که میخواهی در سیر الی الله حرکت کنی، تو که می خواهی از یاوران منتقم زهرا سلام علیها باشی، دیگر باید و باید و باید به چیز هایی حب پیدا کنی که باعث رشد تو در این مسیر هستند. یعنی بین کریمی و مجیدی دیگر هیچ فرقی نگذاری. باورتان میشه همین یه جمله برای خیلی از ماها سخته!!!! این قلب من زمانی که جایگاه حب خدا شد دیگر باید.... چون این‌طور نیست که انسان بتواند حبّ به خداوند را و حبّ غیر خدا (نه دشمن خدا، بلکه چیزی که در راه خدا نباشد) را در دل جمع کند. جمع شدن حبّ به خدا و حبّ غیر خدا، با یک‌دیگر، نشدنی است. خداوند نسبت به جایگاهش، انحصار طلب است. خودش را صاحب‌خانه می‌بیند. می‌گوید: دل، جایگاه من است، خانه من است، برای من است و نباید غیر از من در دل باشد. به تعبیر اهل معرفت؛ قلب، بیت الله است. جهتش این است که جایگاه خداوند، باید طوری باشد که متناسب با او باشد. این تعبیری که در روایت هست را می‌خوانم «لا یسعنی أرضی و لا سمائی»؛ زمین و آسمان، گنجایش من را ندارد. «و لكن یسعنی قلب عبدی المؤمن»؛ ولی آن موجودی که گنجایش من را دارد، قلب بنده مؤمن من است. ببینید قلب چه‌قدر ارزش‌مند است. این تعبیر، متّخذ از روایات است و مصطلح بین اهل معرفت هم هست که «قَلْبُ الْمُؤْمِنِ عَرْشُ الرَّحْمَنِ» قلب مؤمن عرش الهی است. ما بالاتر از عرش الهی نداریم.
حالا من در این قلبی که عرش خداوند می تواند باشد، بیایم فلانی را هم بیارم داخلش؟؟؟؟؟ خداوکیلی خیلی مسخره است. نه؟ مطالب بسیار زیاد است اندر این احوالات ولی فعلا تا این جایش بماند اگر حال کردید باز هم می تواند حتما ادامه داشته باشد.... یا علی مدد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، sarallah ، mohamad ، taleb ، Havbb 110 ، سید هادی ، Farzaneh ، rastin ، وحید110 ، ELENOR ، bahareh ، میلاد.م ، Agha sayyed ، mhvvhm ، heaven ، حسن.س. ، Seyed Mohsen ، یا صاحب الزمان ، hesam110 ، محمود ، aleerz ، یاســین ، MAHDI59 ، aboutorab ، meshkat ، saloomeh ، بیداری12 ، جویای حقیقت ، بیداری اندیشه ، محب الزهرا ، دل خسته ، علمدار133 ، دوست خدا ، یا ثارالله ، Nmm ، شیدا ، Amir ، خاک ، محمدهادی ، MESSENGER ، taban ، ترنم ، أین المنتظر ، علی ابوتراب ، سلیم ، حقیر ، zahra.shakiba ، Admirer ، revenger ، Mohammad Trust ، بچه شیعه ، میثاق ، علائم ظهور ، عدالت ، mahdyshr ، خیبر110 ، MohammadMeraj ، امیرحسن ، yamin ، شهـاب ، rahi ، حوریه سادات ، احیاء ، fatemeh m ، azade ، یا فاطمه الزهرا ، شیما ، misagh ansari ، مجید املشی ، عبدالرحمن ، مرهم ، عالم مقدس لاهوت ، سعدی ، افشین

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۳:۲۴, ۲۲/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #11
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام.
شاید در ظاهر به نظر بیاد که علاقه به فوتبال و دیگر امور دنیوی که مباح هست مشکلی به وجود نمیاره
اما این رو طبق تجربه خودم عرض می کنم که مشکل اساسی که رفتن در راه غیر خدا برای انسان به وجود میاره اینه که انقدر وفت ، فکر و انرژی ما رو صرف خودش می کنه که ما رو از عبادت و تفکر در مسائل مهمتر باز می داره

بنده فقط یک بار نشستم پای یک بازی المپیک
همین کافی بود که اون روز تا شب وقتم رو صرف دیدن بازی های بی ارزش کنم ، از قران و کتاب خوندن و نماز با توجه باز بمونم
نمی دونم چه خاصیتی توی "راه هایی که خدا توش وجود نداره" هست که اگر تو یکیش بیوفتی مثل یک باتلاق می کشونتت داخل خودش ، کم کم همه وقت زندگیت رو می خوره طوری میشه که دیگه برای 5 دقیقه نماز خوندن باید بگردی دنبال یک وقت خالی ...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، یا صاحب الزمان ، بیداری اندیشه ، سید ابراهیم ، محمدهادی ، فاطمه خانم ، سلیم ، حقیر ، aboutorab ، zahra.shakiba ، مسافر ، MohammadMeraj ، taleb ، احیاء
۰:۲۱, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #12
آواتار
با اینکه خودم خیلی از بازیهای المپیک رو پیگیر بودم ولی با حرف دوستان کاملا موافقم که وقت با ارزش آدم هدر میره
من اوضاعم خیلی خرابه تازه سر بازی های خارجی هم کلی حرص و جوش میخورم
متاسفانه من به تلویزیون اعتیاد بدی دارم
ولی نمیدونم بده یا خوبه وقتی بچه ها اولین بار طلا گرفته بودن بغض کردم و اونقدر ذوق زده شده بودم که منم هنگام خوندن سرود ملی از جا بلند شدم


ولی یه جایی شنیده بودم که آدم به هر چی علاقه و تعلق داشته باشه با اون محشور میشه


امضای شیدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا صاحب الزمان ، medad.sefid ، بیداری اندیشه ، سید ابراهیم ، محمدهادی ، یا ثارالله ، فاطمه خانم ، حقیر ، aboutorab ، zahra.shakiba ، MohammadMeraj ، taleb ، احیاء
۱۲:۰۳, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #13
آواتار
(۲۲/مرداد/۹۱ ۱۳:۵۲)mohamad نوشته است:  چند روز پیش داشتم با یک یاز دوستان صحبت می کردم راجع به فوتبال، حرفمان درباره این بود که تماشای این فوتبال و اصلا بازهایی المپیک چه فایده ای برای بشر دارد
البته و صد البته ورزش و آمادگی جسمانی از اوجب واجبات است
ولی اینکه بنده سالها از وقت خودم را صرف کنم که مثلا یک وزنه را صد گرم بیشتر بلند کنم یا صد سانتی متر بیشتر پرتاب کنم یا صد میلی ثانیه زودتر به خط پایان برسم، آیا اینها لازم است

یک سوال دیگر:
به نظر شما در حکومت جهانی حضرت مهدی، بازیهای المپیک وجود دارد، و اگر وجود دارد، آیا به اینگونه است؟

ببخشید سید ابراهیم جان که بحث کمی از اصل موضوع دور شد
ولی طرفداری ما از علی کریمی و یا آرش برهانی شبیه به همین طرفداری و یا شرکت در بازهای المپیک است


حكايت ما همينه:
[تصویر: 1398870841.gif]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، محمدهادی ، یا صاحب الزمان ، taleb ، شیدا
۱۲:۲۳, ۲۳/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مرداد/۹۱ ۱۲:۲۵ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #14
آواتار
(۲۲/مرداد/۹۱ ۱۳:۱۲)سید ابراهیم نوشته است:  
حالا بحث من این است که آقا جان، یا خانم جان تو که میخواهی در سیر الی الله حرکت کنی، تو که می خواهی از یاوران منتقم زهرا سلام علیها باشی، دیگر باید و باید و باید به چیز هایی حب پیدا کنی که باعث رشد تو در این مسیر هستند. یعنی بین کریمی و مجیدی دیگر هیچ فرقی نگذاری. باورتان میشه همین یه جمله برای خیلی از ماها سخته!!!! این قلب من زمانی که جایگاه حب خدا شد دیگر باید.... چون این‌طور نیست که انسان بتواند حبّ به خداوند را و حبّ غیر خدا (نه دشمن خدا، بلکه چیزی که در راه خدا نباشد) را در دل جمع کند. جمع شدن حبّ به خدا و حبّ غیر خدا، با یک‌دیگر، نشدنی است.

احسنت بر آقا سید
نشانه های یقظه آشکار شده ها، انگار ماه مبارک کار خودشو کردهHeart
ما که طرح اذان تا اذان داشتیم و همش در خواب غفلت بودیمSad

ولی در مورد این مطلب که نقل قولش کردم، عرض کنم که حب خدا و حب غیر خدا جمع می شن، ولی در صورتی که حب غیر خدا هم برای خدا باشه، اون وقت دیگه اصلا حب غیر خدا نیست
ولی بین کریمی و مجیدی فرق می ذاری، اونی که مومن تره رو دوست میداری

یه روایت خیلی نازی هست، از امالی شیخ صدوق، جریانش اینه که:


پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله روزى به يكى از اصحابش فرمود: اى بنده خدا! مهربانى كن براى خدا، و خشمگين باش براى خدا، دوستى كن در راه خدا، و دشمنى كن در راه خدا. زيرا جز اين راه، به ولايت و دوستى خدا نخواهى رسيد؛ و آدمى مزه ايمان را نمى‏چشد اگر چه نماز و روزه‏اش زياد باشد- مگر اينكه حبّ و بغض او براى خدا باشد. و براستى كه بيشتر برادرى مردم در اين روزگار بر مدار دنيا مى‏چرخد، بر سر آن با هم دوستى كنند و بر سر آن با هم دشمنى ورزند، و اين نزد خدا براى آنها هيچ فايده‏ اى ندارد.

آن مرد گفت، چطور بدانم كه در راه خداوند متعال دوستى و دشمنى كرده ‏ام؟

دوست خدا كيست تا با او دوستى كنم و دشمنش كيست تا دشمن او باشم؟

رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله اشاره به على عليه السّلام كرد و فرمود: اين مرد را مى‏بينى؟

گفت: آرى.

فرمود، دوست او دوست خداست، او را دوست بدار، و دشمن او دشمن خداست او را دشمن بدار. دوستش را دوست بدار گر چه كشنده پدرت باشد، و دشمنش را دشمن بدار گر چه پدر يا فرزندت باشد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، meshkat ، سید ابراهیم ، یا ثارالله ، یا صاحب الزمان ، وحید110 ، فاطمه خانم ، شیدا ، حقیر ، zahra.shakiba ، مسافر ، عبدالرحیم ، بیداری اندیشه ، حسن.س. ، MohammadMeraj ، yamin ، taleb ، احیاء ، fatemeh m
۱۲:۴۰, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #15
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم.با تشکر بی نهایت از همه دوستانی که مطلب گذاشتند. خودم کلی استفاده کردم. پس تا این جا به این نتیجه می رسیم:
تعلق به هر تیم، هر شخص مشهور غیر خدایی،( البته باز میگویم نه اینکه ضد خدا باشد، نه، غیر خدایی) و به هر چیز دیگری که در راه الله نباشد کاملا اشتباه است. بچه ها بیایید فقط در قالب حرف نباشه.عملی اش کنیم. همین الان من تصمیم گرفتم که دیگه پرسپولیسی نباشم....Angel شاید این برای خیلی از شما مسخره باشه که اگر اینطوری باشه واقعاخوش به حالتون. ولی واقعا این برای من سخته. گیر ما هم این چیزاست Big GrinBig GrinBig Grin یعنی چند روز دیگه که داربی است. هیچ فرقی برام نمی کنه که آبی ببره یا قرمز. خوب این از این. حالا ورژن بعدی این بحث:
فرض کنید دارید تو خیابون راه می روید، ناگهان از دور می بینید که پسر داییتون با یک مرد غریبه گلاویز شده، بلافاصه بدون اینکه بپرسیم اصلا قضیه چیه، بادمجون رو میکاریم زیر چشم اون بنده خدا!!!!!!!!!!!!حالا اصلا معلوم نیست حق با کی بوده، ولی من خوب بلاخره پسرداییم هست و باید از فامیلم دفاع کنم و....
با عرض شرمندگی باید بگم که این هم اشتباه است و کاملا انسان را از مسیر حق باز می دارد. قرار شد که راه حب ، از راه حب به خدا نشئت بگیره. الحمدالله من خودم زیاد تو این قضیه مشکل ندارم. ولی خیلی ها رو دیدم که شدیدا تو این معظل شیطانی گیر کردند.
ما باید در اطرافیانمون بشینیم ببینیم کی به خدا نزدیکتره، کی بیشتر بوی خدا رو می ده، روی کی میشه حساب باز کرد برای گریه بر حسین علیه السلام، اون بشود رحم ما. محرم ما. برادر ما. لذا با اون دیگر صله رحم انجا می گیرد....
بچه ها!!! محبت باید به تمامی انسانها و اصلا تمامی موجودات باشد ، واگر هم به برخی بیشتر محبت می کنی باید و باید دلیل و علت الهی داشته باشد و بس. نمی خوام زیاد سختش کنم ولی والله که همینه. من در همین تالار خیلی ها رو از خیلی از برو بچ فامیل بیشتر دوست دارم فقط به همین علت.
دیگر بالاتر از محبت و لطف شخص به فرزند که نداریم. فرزند می شود پاره تن انسان.درست؟؟ ببینید خداوند متعال چه می فرماید:
فقال رب ان ابنی من اهلی و ان وعدک الحق و انت احکم الحاکمین قال یا نوح انه لیس من اهلک انه عمل غیر صالح فلا تسئلن ما لیس لک به علم انی اعظک ان تکون من الجاهلین (سوره مبارکه هود آیات 45 و 46 )
نوح گفت پروردگارا پسرم از اهل بیت من است و وعده تو (در خصوص نجات ) حق است و تو بهترین حکم کنندگانی خدا فرمود ای نوح او از اهل بیت تو نیست چون او (صاحب ) عمل غیر صالح است پس از من چیزی را که بدان علم نداری ( از معیار اهل بیت نبوت بودن ) مخواه من تو را پند می دهم تا از جاهلان نباشی

در سوره مبارکه هود می خوانیم که حضرت نوح از خدای متعال می خواهد پسرش را نجات دهد چون از اهل بیت اوست اما خدای متعال صریحا پاسخ می دهد او از اهل بیت تو نیست .
یعنی حقیقتا این آیه اتمام حجت است.
یک رویداد هم در تاریخ اسلام هست. زبیر را همه تان کم و بیش می شناسید،زبیر یک جورایی خیلی خیلی به اهل بیت نزدیک بود. در یک جمله کل بحث را به شما خواهم رساند. امیرالمومنین(علیه السلام) می فرمایند: نزدیک بود که زبیر از ما اهل بیت شود، تا اینکه پسر منحوسش به دنیا آمد و اورا دور کرد از ما....


داشتین مطلب را؟؟؟!!!!! خیلـــــــــــــــــــــــــــــــی بحث مهمی است.


یه وقت اینطوری نشیم؟؟!!!!! یه وقت خدای نکرده به خاطر قوم و خویشانمون از راه خدا دور نشیم؟؟!!!


حرف بازهم بسیار هست. ولی تامل میکنم تا دوستان بازهم نظراتشان را بگویند.

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، meshkat ، یا ثارالله ، محمدهادی ، یا صاحب الزمان ، وحید110 ، محب الزهرا ، فاطمه خانم ، دوست خدا ، شیدا ، zahra.shakiba ، Farzaneh ، علمدار133 ، میثاق ، بیداری اندیشه ، حسن.س. ، MohammadMeraj ، yamin ، taleb ، احیاء ، مجید املشی
۲۲:۳۸, ۲۳/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مرداد/۹۱ ۲۲:۵۸ توسط saloomeh.)
شماره ارسال: #16
آواتار
آقای قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نماز هایشان بخوانند:


اللَهُمَّ ارْزُقْنى حُبَّكَ وَ حُبَّ ما تُحِبُّهُ وَ حُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ وَ الْعَمَلَ الَّذى يُبَلِّغُنى إلَى حُبِّكَ وَ اجْعَلْ حُبَّكَ أَحَبَّ الاشْيَآءِ إلَى‏ّ


خدايا حب خودت را به من عطا كن و هر چه را كه تو دوست داري و هر كسي كه تو را دوست دارد و راهي كه مرا به حب به تو برساند و حب خودت را دوست داشتني ترين چيزها نزد من قرار بده.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، سید ابراهیم ، یا صاحب الزمان ، meshkat ، فاطمه خانم ، mohamad ، وحید110 ، سلیم ، شیدا ، حقیر ، aboutorab ، zahra.shakiba ، medad.sefid ، Farzaneh ، میثاق ، بیداری اندیشه ، حسن.س. ، MohammadMeraj ، yamin ، taleb ، احیاء ، یا ثارالله
۱:۴۲, ۲۴/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #17
آواتار
نقل قول:
اللَهُمَّ ارْزُقْنى حُبَّكَ وَ حُبَّ ما تُحِبُّهُ وَ حُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ وَ الْعَمَلَ الَّذى يُبَلِّغُنى إلَى حُبِّكَ وَ اجْعَلْ حُبَّكَ أَحَبَّ الاشْيَآءِ إلَى‏ّ


خدايا حب خودت را به من عطا كن و هر چه را كه تو دوست داري و هر كسي كه تو را دوست دارد و راهي كه مرا به حب به تو برساند و حب خودت را دوست داشتني ترين چيزها نزد من قرار بده.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا صاحب الزمان ، zahra.shakiba ، saloomeh ، Farzaneh ، بیداری اندیشه ، taleb
۱۷:۲۶, ۲۹/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #18
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم.
خب دوستان تا این جا دریافتیم که اگر واقعا میخواهیم این قلب خانه خداوند متعال شود هیچ غیر خدایی نباید و نباید در این خانه راه پیدا کند، چه از افراد مشهور جامعه و چه حتی از اقوام و دوستان و خویشاوندان.

حالا یه چیز خیلی خیلی مهم دیگه:

این شیطان لعین خیلـــــــــی خیلی خبره است در کارش. من حقیقتا تو این جاش دیگه موندم. زمانی که شیطان می بیند تو را با گناه و موارد بالا که توضیح دادم نمی تواند وسوسه کند و از ذات اقدس اله دور کند، چه میکند؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خودش می آید در کنار تو می نشیند و از راه دین می خواهد ضربه زند. به قول دکتر شریعتی خطرناکترین حالت آن است که شیطان لباس تقوا بر تن کند....
آن موقع می آید در همین دین حب تو را به سمت دیگری می برد.... تو حب پیدا میکنی به مهرت، به چفیه ات به تسبیحت به محاسنت....وای اگر بفهمید چقدر مهمه این مسئله!!!!!!
این ابلیس نابکار حتی در این جا هم برای تو دامی گسترده است، کاری میکند که تو به انگشترت دل می بندی، و جوری می شود که دیگر نماز بی انگشتر برایت حال نمی دهد.... زمانی که تسبیح دستت نیست دیگر نمی توانی ذکری بگویی؟؟؟!!!!

می بینید در این جا هم باز شیطان وارد کار شده و باز هم دل ما و ذهن ما را از یاد خدا دور میکند.... این جا به قول برو بچ دیگه غول مرحله آخره....کی میتونه این جا دوام بیاره....
این حکایت را بخونید کامل در میابید عرائض حقیر را....
گويند شخصي‌ در حال‌ احتضار بود.بستگان‌ او به‌ او گفتند بگولااله‌الاّ الله محمّد رسول‌ الله تلقين‌ كنند ولي‌ او نمی توانست و تنها مي‌گفت‌ نشكن‌نمي‌گم‌!ومرتب‌ اين‌ حرف‌ را تكرار مي‌نمود.تا اينكه‌ بيهوش‌ شد .
وقتي‌بهوش‌ آمد باز به‌ او گفتند بگو لااله‌ الاّ الله محمّد رسول‌ الله اوگفت‌. و با حالت گریه ساعتی را که در کنارش داشت شکست. سؤال‌ كردند پس‌ چرا مرتب‌ مي‌گفتي‌ نشكن‌ نمي‌گم‌؟گفت‌ ساعتي‌عتيقه‌ دارم‌ كه‌ خيلي‌ مورد علاقة‌ من‌ است چون با آن برمی خواستم و نماز شب میخواندم!!!!!!!‌.وقتي‌ شما به‌ من‌ تلقين‌مي‌كرديد،شيطان‌ آن‌ را در دست‌ گرفته‌ بود و مي‌گفت‌ اگر بگويي‌ آن‌ رامي‌شكنم‌!و من‌ مي‌گفتم‌ نشكن‌ نمي‌گم‌! چون حقیقتا نمی توانستم از آن دل بکنم.

دوستان گلم چقدر تو این موضوع گیر دارید!!!!!!!!؟؟؟؟؟ در این مورد هم اگر توانستید مطالبی را بفرمایید ...

یا علی مدد.





ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Farzaneh ، rastin ، وحید110 ، مسافر ، علمدار133 ، MAHDI59 ، حسن.س. ، meshkat ، میثاق ، فاطمه خانم ، شیدا ، بیداری اندیشه ، MohammadMeraj ، محب الزهرا ، saloomeh ، yamin ، taleb ، احیاء ، یا ثارالله ، مجید املشی
۱۷:۵۸, ۲۹/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #19
آواتار
(هو)
یک نکته را اول عرض کنم خدمت دوستان و ان اینکه خود ابلیس سراغ ما نمی اید . چون ما در شأن و اندازه او نیستیم!!!!!!!!!!!
او سر وقت امثال سلمان میرود سر وقت امثال ابوذر و اقای قاضی و امام و خلاصه اینطور شخصیت ها میرود. این سربازان او از شیاطین هستند که به سراغ ما می ایند.

باید عرض کنم که وقتی انسانی چون امام خمینی (رحمة الله علیه) به ان درجات بالای انسانیت دست یافت و به مرز عصمت و ترک گناه رسید این جا دیگر ابلیس میداند که عوامل او دیگر نمیتوانند در این شخص تاثیر بگذارند پس خودش به سراغ چنین اشخاصی میرود لاکن خودش نیز قادر نیست که او را بفریبد و به گناه بکشاند
چرا که او بر کسانی که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکل می کنند تسلطی ندارد
(99)نحل


اما ابلیس هم کسی نیست که به این راحتی از سر انسان دست بکشد. او در مرحله اول تلاش میکند تا انسان را به گناه کشانده و به ایتن ترتیب موجبات سقوط وی را از انسانیت و تکامل فراهم نماید. این خسران اکبر است. اما اگر با انسانی برخورد نمود که نمیتواند او را اغوا کرده به گناه سوق دهد و به نابودی بکشاند سعی مینماید تا با جلو گیری از سیر او در کمال و ایجاد موانع ، از سرعت حرکت او در مسیر کمال تا حد ممکن بکاهد. سعی میکند او را از جهت مثبت دچار خسران و حسرت نماید. یعنی وقتی شخص عارف به نماز ایستاد و مثلا به سجده رفت او در سجده قصد میکند که مثلا 50 بار ذکر یونسیه را متذکر شود. حالا ابلیس اینجا او را دچار وسوسه میکند و بر قلب او القا می کند که مثلا 45 تا هم کافی است. پس به اندازه 5 ذکر او را از سیر و نورانیت محروم مینماید. پس همانطور که ملاحضه کردید ان شخص عارف در این جا مرتکب معصیت نشد اما مستحبی از او فوت گردید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، یا صاحب الزمان ، علمدار133 ، حسن.س. ، میثاق ، شیدا ، بیداری اندیشه ، MohammadMeraj ، taleb ، احیاء ، یا ثارالله
۱۸:۳۲, ۲۹/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #20
آواتار
خیلی کامل بود

البته واسه من این استقلالی یا پرسپولسی بودن فقط یه تفریح حساب میشه واسه همون کل کل با دوستامونBig Grin. تازه به شوخی . اخه ادم که با دوست خودش بحث نمیکنه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، fatemeh m
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا