|
نجات شهر اصفهان از خشکسالی،اسیدپاشی سریالی و چند ماجرای دیگر
|
|
۱۰:۴۰, ۲۸/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/مهر/۹۳ ۱۰:۴۵ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
به گزارش گروه رسانههای خبرگزاری تسنیم، درحالی که برخی قصد دارند اسیدپاشی های مرموز اخیر در اصفهان را برخورد با بدحجابی عنوان کنند، اما افرادی که مورد اسیدپاشی قرار گرفته اند این ادعا را رد می کنند. خبرگزاری ایسنا نوشت: از پل بزرگمهر عبور میکند صدای زنگ گوشی موبایلش را میشنود، نوشته مامان؛ باید پاسخش را بدهد حتما مانند همیشه دل نگران دخترش است، خودروی خود را به سمت باغ گلها هدایت میکند و گوشهای متوقف میشود تا دل نگرانیهای مادر را با صدای گرم خود پاسخ دهد که نگران نباشید هر چه زودتر میرسم خانه، اما مادر تا سلام میکند صدای فریاد "سوختم سوختم" دختر را میشنود... منطقه اصفهان، زنان اصفهانی مهر ماه را با ترس و وحشت آغاز کردند. ترسی که از اسید پاشیهای زنجیرهای یک ماه اخیر به بانوان راننده ناشی میشود. مقامات استان آمار را دو نفر اعلام کردند، اما پیگیریهای خبرنگار ایسنا برای قربانیان آمار را بیش از دو نفر نشان میدهد. "ندا- م" 27 ساله مورد اسید پاشی قرار میگیرد، بدون اینکه بداند گناهش چیست و چه کسی با او خصومت داشته است؟ شماره پدر ندا را از باشگاه یوگایی که زمانی به آنجا میرفته پیدا میکنیم. صدای خنده و حرف زدن خانمها از اتاق باشگاه به سالن میآید، بیگمان روزی صدای خنده ندا هم از این اتاق شنیده میشده، خندهای که به گفته پدرش دو هفته است به طور کامل بر لبهای دختر و خانوادهاش خشکیده است.پدر ندا که این روزها همه زندگی خود را رها کرده و در تهران به دنبال معالجه دخترش است، حادثه را مربوط به چهارشنبه دو هفته پیش و حوالی میدان بزرگمهر میداند و میگوید: ندا ماشین را گوشه خیابان متوقف میکند تا جواب تلفن مادرش را بدهد، اما یک موتور با دو سرنشین به ندا اسید میپاشند و فرار میکنند و او اکنون از ناحیه چشم، گوش چپ، گردن، دست و پاها آسیب دیده است.او میافزاید: وقتی اسید به صورت ندا پاشیده میشود از ماشین پیاده شده و همچون کبوتری خود را به شمشادهای اطراف میزده و از مردم کمک میخواسته اما متاسفانه دیگران نمیدانستند، چگونه باید به او کمک کنند و منتظر اورژانس میمانند. متاسفانه مردم ایران کوچکترین اطلاعی درباره کمک به قربانیان اسیدپاشی ندارند.او با بیان اینکه روحیه ندا از این جنایت بسیار آسیب دیده است، ادامه میدهد: دیروز دخترم چهار ساعت در اتاق عمل بوده است در این دو هفته مرتب حالت تهوع داشته و غذا نمیخورد تازه امروز کمی از تخت پایین آمده و چند قدمی راه رفته است.پدر قربانی میگوید: گناه ندا چه بوده است؟ هیج کسی تاکنون از این دختر کوچکترین خلافی ندیده است، او همیشه آبرومندانه زندگی کرده و با هیچ کسی خصومت شخصی نداشته است.او با بیان اینکه آنها که به دخترم تهمت بی حجابی میزنند باید در آخرت پاسخ دهند، میافزاید: ندا هیچ گاه نمازش ترک نشده است. همیشه وقتی میخواستم به دخترم پول دهم زیر جانمازش میگذاشتم. او کسی نبود که در قید و بند حجاب نباشد این را همسایهها، فامیل و آشنایان همه شاهد هستند. این پدر با بیان اینکه ندا روحیه خاص خود را دارد، ادامه میدهد: صندوق عقب ماشین ندا را که بالا زدم یک ساک پر از لباس بود که میخواسته برای کمک به دختری که پدرش در زندان بوده است، ببرد.او میگوید: ندا باید چهار مرحله عمل شود دکترها از یک چشم او کاملا نا امید شدهاند و چشم دیگرش 20- 30 درصد شانس بینایی دارد. تاکنون او را پیش چندین پزشک بردهایم تا شاید رسیدگی کنند.پدر ندا با بیان اینکه دختر من تنها قربانی اسید پاشی یک ماه اخیر در اصفهان نبوده است، ادامه میدهد: ندا همیشه با روحیه قوی و مردانه در جامعه حضور داشت و مطمئن هستم امروز هم با همان روحیه در برابر این آسیب مقاومت میکند و امیدوارم آنها که چنین جنایتی را مرتکب شدند، هر چه زودتر نتیجه اعمال قبیح خود را ببینند و شهر برای دیگر خانمها امن شود. "مریم- د" تولد پسرش را قرار است جشن بگیرد به او میگوید که با هم برای تدارک این جشن بیرون بروند، اما پسر میخواهد درس بخواند و مادر اصراری نمیکند و خودش در حالی که از دانشگاه آمده و خسته است با همان مانتو و شلوار دانشگاه راهی خیابان میشود. شیشه ماشینش اندکی پایین است تا از هوای پاییزی مهر ماه لذت ببرد اما ناگهان این هوا برایش جهنم میشود...مریم در اولین جمله خود به خبرنگار ایسنا میگوید: فقط خدا را شکر میکنم که پسرم با من نیامد، چون اگر صندلی کنار من نشسته بود، معلوم نبود چه بلایی بر سر او میآمد؟او ادامه می دهد: یک موتورسوار نزدیک به دو لیتر اسید از شیشه پایین ماشین و سمت راننده به صورت، دست، پا و همه بدنم پاشید. تا کنون در خصوص این اسیدپاشی زنجیرهای در اصفهان نشنیده بودم و فکر میکنم جزء اولین افرادی هستم که قربانی شدم.این خانم جوان میگوید: من بارها سوختن دست را با بخار آب یا قابلمه و ... تجربه کردم اما این سوختن متفاوت بود، لباسهایم در تنم پودر شد. مردم من را به مغازهای بردند و سریع به صورتم آب پاشیدند.او میافزاید: یکی از قرنیههایم را از دست دادم و باید پیوند قرنیه انجام دهم. بدنم به شدت آسیب دیده، یک قسمت از سر من سوراخ شده و هنوز شوک هستم که چطور یک نفر با انسان این کار را میکند؟ آیا او هم انسان است؟!مریم با بیان اینکه تا کنون با هیچ کسی خصومت شخصی نداشته است، میگوید: در آگاهی متوجه شدم تنها من نیستم که قربانی این جنایت شدهام و چندین نفر دیگر از نقاط مختلف شهر مورد این جنایت مشابه قرار گرفتهاند.او با اشاره به اینکه گفته میشود خانمهای بد حجاب مورد اسیدپاشی قرار گرفتهاند، ادامه میدهد: من در یک خانواده مذهبی بزرگ شدهام و هیچ وقت به خود اجازه ندادهام که با پوشش نامناسب از منزل بیرون بیایم. من آن روز فرم دانشگاه را به تن داشتم.این قربانی اسیدپاشی زنجیرهای در اصفهان با انتقاد از بیمارستان سوانح و سوختگی میگوید: متاسفانه آن شب هیچ کسی رسیدگی نمیکرد و با من مانند یک بیمار معمولی برخورد میشد.او میگوید: خدا برای هیچ کسی نخواهد که چنین اتفاقی رخ دهد. آیا این جنایت کاران فکر نمیکنند شاید یک زن راننده باردار باشد؟ کاش زودتر پلیس، امنیت را به زنان این شهر بازگرداند."سارا- ق" در حالی که مشغول پارک خودروی سمند خود در حوالی خیابان مهرداد اصفهان است، شیشه سمت چپ را تا نیمه پایین میکشد که ناگهان احساس گرمایی شدیدی در سمت چپ صورت خود میکند...پیدا کردن یکی از آشنایان سارا در میان افرادی که برای ملاقات پشت در بیمارستان در انتظار هستند، دشوار به نظر میرسد. دختر جوانی که به گفته شایعات یکی از قربانی اسید پاشی در اصفهان به دلیل بدحجابی است، اما تمام زنانی که در انتظار ملاقات با او هستند، چادر به سر دارند. "سارا- ق" 25 ساله و متاهل، چهارشنبه گذشته (23 مهرماه) برای مراجعه به دندان پزشک قربانی اسید پاشی مهاجمان ناشناس شده است. زن جوانی که یکی از چهار قربانی قطعی اسید پاشی در اصفهان، از دو هفته پیش تاکنون است، جنایتهایی که اگرچه تاکنون برخی مسئولان آن را خصومت شخصی عنوان کردهاند، اما قربانیان وجود هرگونه خصومت شخصی را به جد رد میکنند و تاکید دارند در زمان حادثه غافل گیر شدهاند.ملاقات با سارا به دلیل شرایط روحی و جسمی او ممکن نیست. "علی- ع" همسر او در خصوص شب حادثه میگوید: حادثه حدود ساعت 6 بعد از ظهر اتفاق افتاده است، سارا مهاجمان را ندیده اما احتمالا موتورسوار بودهاند.مرد جوان که به نظر هنوز شوکه است، ادامه میدهد: سارا در بخش مراقبتهای ویژه بستری و از ناحیه چشم چپ دچار آسیب جدی است، بینایی او کاهش یافته و پزشکان برای بررسی آسیب باید تا زمان از بین رفتن التهاب چشم منتظر بمانند."علی- ع" با وجود شایعات در خصوص اسید پاشی به زنان بد حجاب، اصرار دارد نامی از همسرش برده نشود با این حال تاکید دارد که همسرش نه قربانی بد حجابی است و نه خصومت شخصی. این دو مورد را تمام آشنایانی که به ملاقات سارا آمدهاند نیز بیان میکنند.تقریبا تمام بستگان سارا از حوادث مشابهی که در اصفهان اتفاق افتاده اطلاع دارند، همسر سارا میگوید: حمله به سارا نمیتواند به دلیل خصومت شخصی باشد زیرا هر دوی ما خانوادههای محترمی داریم، مهاجمان ناشناس بودهاند و پلیس از روز حادثه پیگیر است، اما تاکنون اطلاعات جدیدی به ما داده نشده است.12 درصد سوختگی! اما به گفته همسر سارا 12 درصد حیاتی. این زن جوان نیمی از صورت خود را از دست داده است و مانند چهار قربانی دیگری که خبرنگار ایسنا با آن ها گفت وگو کرده (یکی از قربانیان حاضر به انتشار مصاحبهاش نشد) و یا در جریان جنایت انجام شده بر علیه آنها قرار گرفته هنوز نمیداند قربانی چه شده است؟!در همین رابطه سرهنگ ستار خسروی، رییس پلیس اگاهی استان اصفهان در گفتو گو با خبرنگار ایسنا خبر از کشف سرنخهای خوبی از خاطیان داد.وی ارتباط مجرم یا مجرمان به گروههای خاص را رد و با تأیید اینکه حملات توسط یک شخص انجام شده، اطلاع رسانیهای بیشتر در این خصوص را موکول به بررسی حوادث در کمیسیون اطلاع رسانی استان کرد. به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، جانشین فرمانده نیروی انتظامی نیز در این باره گفت: متاسفانه 4 مورد اسیدپاشی از این دست گزارش شده و با توجه به پیگیریهای انجام شده توسط ماموران، به سرنخهای اولیهای دست پیدا کردهایم و امیدواریم به زودی عوامل این اسیدپاشیها دستگیر شوند.وی ادامه داد: البته باید به این موضوع توجه داشت که افرادی که مورد هدف عاملین این اقدام قرار گرفتهاند از قشر خاص و یا تیپ ظاهری خاصی نبودند و پیگیری این پروندهها در دست بررسی است. اسید پاشی در اصفهان در حالی ادامه دارد که از دو ماه پیش در شبکه های اجتماعی پیامکی با مضمون جلوگیری از بدحجابی تـنـهـا راه نـجـات زایـنـده رود از خـشـک شـدن است، گوشی به گوشی در بین جوانان اصفهانی دست به دست می چرخید. منبع ارسال این پیامک دلهره آور اعلام کرده بود گروهی که هدفشان نجات شهر از بی حجابی و کفر است بر خود واجب می دانند تا به مـبـارزه بـا بـدحـجـابـی و جـلـوگـیـری از خـشـکـسـالی بپردازند. |
|||
|
| آغاز صفحه 8 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۱۶, ۳/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۳ ۱۵:۱۸ توسط Bidel.s.)
شماره ارسال: #71
|
|||
|
|||
|
این بحث فایده ای نداره
ما هرچی می گیم به بسیجی ها سپاهی ها کاری نداریم و منظورمون اقلیت افراطی و تند رو هستند شما حرف های خودتون رو می زنید. مگه توی بسیج افراطی وجود نداره؟ قمه زن بسیجی نداریم؟ بسیج همیشه پاک پاک بوده؟ خود عیان بین دیگران فارق مع الفارق بگذریم لطفا ملت رو دسته بندی نکنید. آدم ها بیشتر از دو تا سه تا دسته هستن دسته بندی کردن و ارزش و ضد ارزش خطاب کردن تمام مردم کار کثیفی هست. تکلیف من روشنه. چیزی که ناقصه رو باور نمی کنم. احتمال رو هم باور نمی کنم. نقل قول:فوری:ما هم باور می کنیم. اصلا نخونده باور می کنیم این مسئول پرونده هم داره دروغ می گه کار سازمان یافته از سمت آمریکا بوده. همه چی آرومه، من چقد خوشحالم نقشه ی موساد هم با شکست مواجه شد... والسلام |
|||
|
|
۱۵:۵۱, ۳/آبان/۹۳
شماره ارسال: #72
|
|||
|
|||
|
ای بابا!
آقای بیدل! مگه شما نمیگین کار اقلیت افراطی هاست؟ مگه بعدش نمیگین حکومت چرا با اینا قاطع برخورد نمیکنه؟ یعنی دست بعضی از عمال حکومتی با این اقلیت افراطی تو یه کاسه است دیگه... ما هم داریم میگیم معقول نیست عمال حکومتی دستشون با افراطیون تو یه کاسه باشه. به نفع خودشون نیست. به نفع اسرائیله. حتی به نفع اسرائیله که این شایعات پخش بشه. درست نمیگم؟ |
|||
|
|
۱۶:۴۵, ۳/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۳ ۱۶:۴۷ توسط Bidel.s.)
شماره ارسال: #73
|
|||
|
|||
|
سرکار خانم زینب خانم
من هر وقت می گم حکومت شما می گی رهبر اگه حکومت واسه رهبر بود که اوضاع اینجوری تخچمه(ظرفی که از فرط پر بودن محتوی در آستانه انفجار قرار دارد) نمی شد. من نه رفیق رهبر هستم و نه زیردستش که بدونم کنار دستش چی می گذره من دارم رئیس پلیس و نیروی انتظامی و اداره های خرد و مجلس و شهرداری و استانداری و ثبت و دادگاه ها و ... رو می بینم. اون بالا ها نمی دونم چه خبره ولی این پایین ها فساد خیلی زیاده به حدی زیاده که قاضی مملکت می یاد خونه اش بهت بفروشه، سرت رو کلاه می گذاره دستت به جایی هم بند نیست به حدی زیاده که دزد می یاد خونه دایی ات و جون دختر داییت به خطر می افته ولی پلیس وقتی هویت دزد رو شناسایی می کنه می ترسه و سراغش نمی ره به حدی زیاده قیمت عدالت و قانون محوری نماینده شهر از قیمت اجاره ی دو تا دختر نوجوان کمتره به حدی زیاده که نماینده شهر می یاد بانک و به مدیر بانک می گه N میلیون وام بده و به وزیر زنگ می زنه می گه این مدیر وام رو جور نکنه استیضاحت می کنم به حدی زیاده که دختر بچه ای تو روز روشن گم می شه تا تمایلات پدوفیلی یه مسئول ارضا بشه به حدی زیاده که می زنن لنز دوربین بیدل رو می شکنن و مسئولیتش رو قبول نمی کنن به حدی زیاده که سالن های دولتی برای شام های شاهانه عروسی به کار گرفته می شه به حدی زیاده که پسر نماینده به جرم قاچاق مواد تو زندانه و خود نماینده همین الآنش تو کمیسیون مواد مخدر هست بازم بگم؟ خیلی خیلی زیاده. حرف بیدل زیاده: به حدی زیاده که پسر یه مسئول بلند پایه می یاد مجسمه عتیقه رو کا حاصل کنده کاری چند ماهه یه عده مسلمان هست رو برمی داره می بره بفروشه به حدی زیاده که از اماکن می یان جلو سالن های عروسی نه برای بررسی وضع جشن. بلکه برای گرفتن رشوه به حدی زیاده که برای تاییده ی تحصیلی باید «هر چقدر کَرَمِته» پول بگذاری لای پاکت بخ حدی زیاده که شهرداری به جای عمل به قانون در موارد شهرسازی به گرفتن خلافی راضی می شه به حدی زیاده که من حتی 40 درصد هم به این حکومت اعتماد ندارم. اگه پایه هاش این هستن بهش اعتماد ندارم. همه چیز قابل اعتماده، مگر اینکه خلافش ثابت بشه برای من یکی ثابت شده. این کار ها همراستای هدف اسرائیل باشه بگذارید باشه. ولی عاملش اسرائیل نیست. عاملش همین مردم و همین مسئولین و همین اقلیت های *** هستن |
|||
|
|
۱۷:۳۰, ۳/آبان/۹۳
شماره ارسال: #74
|
|||
|
|||
|
اولاً این که منظور از حکومت، رهبر و نظام جهموری اسلامیه.
اگه منظور شهرداری و یا دولت باشه که مینویسن شهرداری یا دولت کوتاهی کرده. ضمن این که توی مسائل دیگه من اظهار نظر نکردم. توی این مساله خاص. شماها فرمودین که به نفعشون نیست پیگیری کنن. من میگم معقول نیست اغتشاش به نفع دولت یا حکومت باشه. به نفع اسرائیله که ما به حکومت بدبین بشیم. کم کم زمینه برای شورش و انقلاب آماده میشه. این کم کم که میگم شاید 50-60 سال طول بکشه ها. مثل جرقه ای که زمان مشروطه خورد و انقلاب اسلامی نتیجه اش بود. بعدشم.... فساد که همه جا هست. از بیلی گرفته که به مونیکا رحم نکرد، تاااا چینگ چانگ چونگهای ژاپنی که همین هفته پیش یه عالمه شون به خاطر دزدی استعفا دادن و رسوایی مالی پیش اومده تا اولاند که با هرزه ها میپرید تا شازده های عربستانی که تمام زن های ایزدی رو خریدن. قدرت هر جا که باشه زمینه برای فساد وجود داره. من منکر این فسادها نمیشم. من توی این قضیه خاص عرض کردم خدمتتون که محاله مملکت، حکومت و دولت بخواد که دستگیرشون نکنه. اصلاً به نفعشون نیست. معقوله که بخوان شر بخوابه. اونی هم که این شر رو درست کرد و شروع کرد به صورت زن مردم اسید پاشید، مسلماً نه از شهرداری و فرمانداری بوده و نه از بسیجی ها و سپاهی ها. مسلماً کار کسیه که میخواد نظام اسلامی رو تو چشم مردم خوار و حقیر کنه. ضمن این که یه موضوعی بود که چند روزه میخواشتم بگم، هی یادم میرفت. الآن خدا رو شکر یادمه. من از وقتی کلاس اول بودم، یادمه شلوار جین میپوشیدم. چرا هیشکی شلوار منو تیغ نزد؟ من دخترم؟ چادری بودم؟ داداش من با من یک سال اختلاف سنی داره و اونم همیشه جین میپوشیده. چرا هیشکی شلوار اونو تیغ نزده؟ پسر عموی من از این مو خفنا و سبیل خفنا بود. چرا هیشکی هیچ وقت اونو نگرفته که ریش و سبیلش رو قیچی کنه؟ اونی که شما دیدین کتک خورده یا موهاش تراشیده شده، مطلقاً به خاطر ظاهر صرف تو کلانتری نرفته بوده. خونه ما رو دزد زد. صبح که فهمیدیم، به پلیس گفتیم. دو ساعت بعد دیدیم یه جای انگشت رو دیواره. رفتیم به پلیس گفتیم بیان برای اثر انگشت. اصلاً نیومدن. گفتن تو این محله ما خودمون میدونیم کار کیه. فرداش هم یارو رفته بود یه جای دیگه دزدی که پلیس دنبالش رفته بود و تو راه پله پاش پیچ میخوره و میفته. پلیس هم میگیردش. پلیس و بالاتر از اون وزارت اطلاعات همه خلاف ها رو میشناسه. هفته پیش همسر من ماشینش رو سر کوچه پارک میکنه و یادش میره چراغ ماشین رو خاموش کنه. ساعت 11 یهو موبایلش زنگ میزنه که من پلیسم خدمتتون زنگ میزنم. ماشینتون رو کجا پارک کردین؟ میگه فلان جا. میگه زود پاشو بیا ببینم. میره پلیس هم بهش میگه چون چراغش روشن بود، فکر کردیم یکی دزدیده و آورده اینجا ولش کرده. اگه شما نامردی هاشون رو دیدین، ما حواس جمعی هاشون رو دیدیم. آدمی که اونقدر قصی القلبه که اسید رو صورت زن مردم میپاشه، یه شبه اینقدر خلاف نشده. حتماً تو آگاهی یا وزارت اطلاعات پرونده داره. اونا هم حواسشون هست. منتهی باید ریشه این خلافش رو هم پیدا کنن دیگه. باید یه جوری قضیه رو ختم کنن که بتونن تا ته قضیه و اونایی که دست داشتن رو پیدا کنن. نه فقط اونی که عامل اسیدپاشی بوده. بلاخره از یکی دستور گرفته دیگه. اون یکی که دستور داده، ریشه فکریش چی بوده! با کی فالوده خورده! من همه حرفم اینه که اهمالی صورت نگرفته. اگه خبری نبوده، به خاطر مسائل امنیتی بوده که رسانه ها مطرح نکردن. حرفی که توی اون لینکی که آقا مصطفی هم دادن بود. |
|||
|
|
۱۸:۰۴, ۳/آبان/۹۳
شماره ارسال: #75
|
|||
|
|||
|
تو اون لینک نوشته که وابسته نیست مجرم
یعنی خط نمی گرفته که وابسته باشه این یعنی داخل همین کشور و تحت جریان های فکری داخلی بوده. جریان های فکری ای که ریشه ی خارجی ندارن. این یک دوما اگه دقت کنید من دارم مثال نقض می زنم در مورد فساد. پس هر چی بگین پلیس فلان جا حواسش جمع بود و ... من تو دستم مثال نقض هست. این دو حرف های شما اعتماد من رو از 100 بالاتر نمی بره اما مثال هایی که زدم اعتمادم رو از 100 مسلما پایین تر می یاره |
|||
|
|
۱۸:۳۵, ۳/آبان/۹۳
شماره ارسال: #76
|
|||
|
|||
|
توی اون لینک اشاره شد به این که رسانه ها حق نداشتن چیزی بگن چون موضوع امنیتی بوده.
منم همین رو گفتم. آقای بیدل! نمیدونم چرا. اما بهم الهام شده بود که در جواب میگین که این مثال ها نظر شما رو تغییر نخواهد داد. اتفاقاً مثال های شما هم نظر من رو تغییر نخواهد داد. اما ممکنه کسی این حرف ها رو بخونه و با مثال های شما از قانون ناامید بشه. لذا حداقل لطفی که شما میتونین بکنین اینه که تو دل بقیه رو خالی نکنین. منطقیه؟ جدا از خدا براتون روزگاری خوش آرزو دارم.
|
|||
|
۲۰:۴۵, ۳/آبان/۹۳
شماره ارسال: #77
|
|||
|
|||
نقل قول:توی اون لینک اشاره شد به این که رسانه ها حق نداشتن چیزی بگن چون موضوع امنیتی بوده.تو شهری که هیچ شبش آروم نمی شد/ قانونی بود که به قانون نمی خورد(علیرضا خدام) بهتره دل ها خالی بشه تا جماعت بهرنگی باشیم بگم همه چی آرومه؟ قانون هم خیلی قدرتمنده؟ قانون این مملکت مثل استدلال وهابی ها در باب حلالیت شراب هست. من فقط دارم چیزی رو که من و اطرافیانمون به چشم دیدیم رو می گم منطقی نیست؟ آقایون خانم ها! به این قانونی که امروز داره اجرا می شه اعتماد نکنید. اولین بند این قانون «پارتی» هست. منطقیه؟ یا حق(ولا غیر الحق) |
|||
|
|
۲۰:۴۹, ۳/آبان/۹۳
شماره ارسال: #78
|
|||
|
|||
|
از این فرد که «ب.م.ب» نام دارد، متولد 1352 و صاحب یک شرکت مستندسازی است، ادوات ارتباطی و جاسوسی کشف شده است.
گفتنی است علاوه بر آرایش زنانه و تحریکات عمومی «ب.م.ب» ،وجود لکه هایی بر روی دستان وی که احتمال می رود جای سوختگی باشد، شک و تردید ماموران امنیتی را نسبت به احتمال مشارکت وی در سناریوی اسیدپاشی را تقویت کرده است.البته این لکه های مشکوک در حال آزمایش است و فرضیه دست داشتن نامبرده در حادثه اسیدپاشی قطعی نیست. منبع |
|||
|
|
۲۱:۰۲, ۳/آبان/۹۳
شماره ارسال: #79
|
|||
|
|||
|
جای سوختگی اسید هستش.........
|
|||
|
|
۲۱:۱۷, ۳/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۳ ۲۱:۱۹ توسط Lord_Contemno.)
شماره ارسال: #80
|
|||
|
|||
نقل قول:ای خدا، ای خدا، ای خـــــــــــدا! همه(از جمله ما) خوب بلدیم حرف بزنیم، امّا گناه بیکفایتیها میافته گردن این و اون! فتنه 88، اسرائیل، آمریکا، انگلیس! یعنی چی؟ این جای عذرخواهی پلیسه؟ "یک نفر پیدا کردیم که احتمالاً یه ربطی به این موضوع داشته و قراره با یکی ازدواج کنه که وکالت چند نفر مرتبط با فتنه که تو اصفهان بودن..." اووووووووووو! باشه! باشه! باشه! اه. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| بخاریهای نفتی دستان کودکان هندوکش اصفهان را گرم نمیکند!! | soldier | 0 | 1,749 |
۴/اسفند/۹۰ ۴:۱۹ آخرین ارسال: soldier |
|










![[تصویر: happy.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/happy.png)