کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مطمئن‌ترین راه برای ترویج حقیقت چیست؟
۱۹:۰۶, ۲۰/مرداد/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مرداد/۹۶ ۲۱:۲۴ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #1

سلام دوستان
توی دنیا کلی عقاید مختلف هست. هر کدوم هم خودشون رو برحق می دونند و دوست دارند عقیده خودشون رو ترویج کنند. چون دوست دارند دیگران هم به سعادت برسند ...

اما مشکل زمانی پیش میاد که بعضی از این گروهها برای ترویج عقایدشون به خشونت متوسل میشن. اما همه این گروهها بر حق نیستند. حالا اگر من نوعی هم فردی باشم که دغدغه ترویج حقیقت رو داره، چطور باید عمل کنم تا مطمئن باشم که دارم نقش مثبتی در این بین ایفا می کنم؟

به نظرم بهترین کار، ترویج منطق هست. میشه از طرفی باید منطق رو به عنوان یک علم ترویج کرد و از طرف دیگه، هر کسی دلایلی که برای اعتقادش داره رو بیان کنه. هر کسی از خودش سوال کنه که "من از کجا می دونم اعتقادم درسته؟" و اگر دلیل محکمی داشت، منتشر کنه و به دیگران بگه. وقتی جامعه منطق رو بشناسه و از طرفی دلایل منطقی ذکر شده برای هر عقیده بهش عرضه بشه، حقیقت و دروغ قابل تشخیص میشن.

کافیه همون اندازه که به ریاضیات اهمیت میدیم، به منطق هم اهمیت داده بشه. جای تاسف داره که دانش آموزان و دانشجویان ما بتونند انتگرال یک تابع پیچیده رو حساب کنند اما نتونند بین یک استدلال درست و یک مغلطه تفاوت بگذارند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، nafas ، حقیقتجو

آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۲۳, ۲۵/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #51
آواتار
سعدی گرامی لفاظی رو بزار کنار .
هرجا که صرف داره منطق هرجا صرف نداره بی منطق .
حرفات قشنگه ولی پخته نشده .
نمیدونم خودت میگی اینها رو یا کسی و جایی میبینی و میگی ولی سعی کن توی بجث بجای حاشیه یکم روی خود اصل موضوع کار کنی.
(۲۵/مرداد/۹۶ ۱۸:۰۲)سعدی نوشته است:  مهدی عزیز

فرض کن یه نفر تحقیق به معنای واقعی انجام نداده. پس نمی تونه مطمئن باشه که نظرش درسته. واضحه که مجبور کردن دیگران به پذیرش عقیده ی که خود فرد هم از درستیش مطمئن نیست، کار اشتباهیه.

حالا اگر این فرد به ما حمله کرد، باید دفاع کنیم. دیگه این که فکر کنیم شاید راست بگه و حق داشته باشه تجاوز کنه مطمئناً غلطه. ما دلیل داریم برای اشتباه بودن کارش.

شما می دونید که در اسلام، حتی از پذیرش تقلیدی عقاید نهی شده و فرد باید خودش تحقیق کنه و به نتیجه برسه. دینی که حتی تقلید رو راه صحیحی برای پذیرش عقاید نمی دونه، چطور میشه تصور کرد چنین راهی رو برای ترویج عقاید توصیه کرده بشه؟

به طور مشابه، ما حتی برای نادرستی تقلید در اصول دین دلیل عقیدی داریم. چطور می تونیم فکر کنیم که برای نادرستی استفاده از چنین روشهایی برای ترویج عقاید دلیل نداشته باشیم؟

مگه شما تحقیق مطلق انجام دادی؟ اگه انجام دادی چرا جاهایی گیر دار میزنی ؟ حتی توی تقلید _ اونم تقیلد احکام و جاهایی که باید نظر مرجع رو بپرسی نظر شخصی بار میکنی؟ _
بله شما باید غیر اصول _ در فروع به مجتهد مراجعه مباید کرد _سکوت کنی و در اصول دین _ توحید - معاد - نبوت (عدل و امامت در شیعه ) _ خروج از تقلید داشته باشی . اما اینکه این عدم تقلید رو چطور بدست میاری ؟
خوب سعدی گل ، الان شما خودت داری توی برخی مباحث تجاوز میکنی به افکار دیگران ، دلیلی میتونی بیاری که حرفت درسته ؟ پشتوانه حرفات که منطقه ( البته پیش فرض بگیریم ) چطور میخوای اثبات کنی که حرفات درسته ؟

خودت وتدار کردی از این مثال برات بکار ببرم .
سوال پرسیدن خوبه ولی قبولوندن مطالب گاه خلاف واقع نوعی تعرض محسوب میشه .
منتظرم توضیح بدی که چرا باید به عقاید دیگران احترام و در کنارشون با اینکه خلاف قوانین رفتار میکنن با رافت اسلامی برخورد کنیم .
شما اول تحقیق میکنی بعد وارد بحث سمعا و طاعتة میشی . نه اینکه اول بگی سمعا و طاعتة بعد بری تحقیق کنی .
این مشکل رو خیلی از دوستان توی بحثا داشتن . اونهایی که از ایه لا اکراه فی الدین بحث میکنن دقت نمیکنن روی این موضوع . شما میگردی بین تالار ها بعد که گشتی بعد قوانینی که وضع شده رو میپذیری و بدون پرسش عمل میکنی. _ اینو خارج از بحث گفتما اما با قسمت بنفش سعدی مرتبط میشه _
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۲۴, ۲۵/مرداد/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/مرداد/۹۶ ۲۲:۴۶ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #52

(۲۵/مرداد/۹۶ ۱۹:۲۳)mahdy30na نوشته است:  مگه شما تحقیق مطلق انجام دادی؟ اگه انجام دادی چرا جاهایی گیر دار میزنی ؟ حتی توی تقلید _ اونم تقیلد احکام و جاهایی که باید نظر مرجع رو بپرسی نظر شخصی بار میکنی؟ _

مهدی عزیز
یادته گفتم اگر فردی فقط یک درصد در عقایدش شک داشته باشه، مرتکب کار خیلی افراطی نمیشد ...

و مسئله همینجاست. حداقل اون روشی که من دیدم اطمینان صد درصد ایجاد نمی کنه. همین اطمینان نسبی برای انتخاب مذهب کافیه اما یه قدری جای احتیاط هم باقی می مونه ... اگر قرار باشه ما مذهبی های مقیدتری بشیم، یلی زمینه ها جا برای کار داره. میشه روی تهذیب نفس کار کرد. میشه روی بیشتر تفکر کرد (که خیلی هم توصیه شده) و خیلی چیزهای دیگه.

(۲۵/مرداد/۹۶ ۱۹:۲۳)mahdy30na نوشته است:  هرجا که صرف داره منطق هرجا صرف نداره بی منطق .
منظورتون نحوه برخورد با شکهاست؟

یه روشی هست که در غرب بهش میگن "شرط بندی پاسکال" اما خیلی قبل تر از پاسکال مطرح شده. فرض کنید ما نتونیم اثبات محکمی برای بد بودن دزدی پیدا کنیم. اما با این حال هنوز هم باید خودمون رو موظف به درستکاری بدونیم. حتی اگر احتمالی که برای بد بودن دزدی میدیم 50 درصد باشه (البته احتمالش با توجه به وجدان خیلی زیاده)

حالا حالتی رو تصور کن که من و شما اختلاف نظر داریم و من یک احتمالی میدم که خودم درست بگم و یه احتمالی میدم که شما درست بگید. یه نفر هم این میان به من میگه که با کشتن شما می تونم برم بهشت ولی این احتمال هم وجود داره که درست نگه ... اینجا عاقلانه ترین کار اینه که از گزینه کشتن صرف نظر کنم و برم سراغ بحثهای منطقی.

این دو تا مثال رو بر اساس همون دیدگاه شرط بندی برای خودتون تحلیل کنید.

(۲۵/مرداد/۹۶ ۱۸:۳۸)عمار94 نوشته است:  فرض کن یه داعشی پیدا شده و ازت داره میپرسه چرا کارهایی که میکنم نادرسته ؟ چی بهش میگی تا کارنادرستش رو متوجه بشه Huh
اگه هنوز تو اون مرحله ای باشه که بشه باهاش بحث کرد، باید دو چیز رو ذر ذهنش جا انداخت:
1- اخلاق
2- منطق

این دو تا باید از سنین پایین آموزششون شروع بشه تا نسل جدیدی از داعش ایجاد نشه. وکرنه به یک مرحله ای که رسید ممکنه دیگه نشه باهاش بحث کرد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۰۸, ۲۵/مرداد/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/مرداد/۹۶ ۲۳:۱۲ توسط عمار94.)
شماره ارسال: #53
آواتار
(۲۵/مرداد/۹۶ ۲۲:۲۴)سعدی نوشته است:  اگه هنوز تو اون مرحله ای باشه که بشه باهاش بحث کرد، باید دو چیز رو ذر ذهنش جا انداخت:
1- اخلاق
2- منطق

این دو تا باید از سنین پایین آموزششون شروع بشه تا نسل جدیدی از داعش ایجاد نشه. وکرنه به یک مرحله ای که رسید ممکنه دیگه نشه باهاش بحث کرد.

ربطی به منطق نداره ، اما به اخلاق ربط داره .
از دید تو داعشی اخلاق نداره و نظر خودش درسته
از دید داعشی هم برعکسه .

حالا اخلاق رو براش چی تعریف میکنیHuh

(ظاهرا تنها اشتراک تو و داعش اینه که فکر میکنید نظر خودتون درسته و حاضر هم نیستید در مورد مبناها حرف بزنید ، مثلا میتونی به داعش بگی واقعا اخلاقی که میگی چیه و از کجا میدنی حتما درسته)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی
۹:۱۰, ۲۶/مرداد/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/مرداد/۹۶ ۹:۱۴ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #54

هر آدمی به صورت فطری متوجه زشت بودن خیلی از کارهای داعشی ها میشه. مگر اینکه کسی بیاد و براشون توجیه بیاره. مثلاً این کارها رو به عنوان حکم خدا بهشون معرفی کنه ...

اینجاست که منطق وارد کار میشه و فرد رو در مقابل این سوال قرار میده: "از کجا می دونیم اون توجیهات صحیح اند؟ از کجا می دونی اینها حکم خداست؟" و اگر این باعث بشه فرد حتی یک درصد در این توجیهات شک کنه، باعث میشه که مرتکب چنین کارهایی نشه.

برای مقابله با افراطی گری هم جنگ سخت لازمه و هم جنگ نرم. نباید بگذاریم اون دیدگاهها توی جامعه ما رواج پیدا کنه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۱۶, ۲۶/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #55
آواتار
(۲۶/مرداد/۹۶ ۹:۱۰)سعدی نوشته است:  هر آدمی به صورت فطری متوجه زشت بودن خیلی از کارهای داعشی ها میشه.

فطرت چیه و از کجا اومده ؟ چرا انسان باید به چیزی که فطرتش میگه عمل کنه ؟ فطرت قادر به تشخیص کلیاته یا جزییات هر مسئله رو هم تشریح میکنه ؟

(۲۶/مرداد/۹۶ ۹:۱۰)سعدی نوشته است:  "از کجا می دونیم اون توجیهات صحیح اند؟

از کجا میدونی توجیهات خودت درستند ؟
با توجه به این که نوع برخورد شما با مسائل بسیار شبیه برخورد داعش با مسائل هست ، بیشتر به نظر میرسه هر دو تحت تاثیر یک نگرش قرار گرفتید .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۴۹, ۲۶/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #56

فطرت از خداست. از سرچشمه خوبی ها.

این که فطرت انسان بد بودن خیلیس از کارهای داعشی ها رو متوجه میشه، نیاز به توجیه نداره. بلکه کنار گذاشتنش نیاز به توجیه داره که اون توجیه ها رو باید بررسی کرد. فرد باید خودش این دلایل رو با تفکر انتقادی بررسی کنه و اگر به اطمینان کامل نرسید، احتیاط کنه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۵۰, ۲۶/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #57
آواتار
چرا خدا در وجود ما فطرت رو قرار داده ؟
آیا فطرت بی دلیل وجود داره یا دربرابرش مسئولیم ؟ جزییات رو از کجا بفهمیم ؟ از کجا بفهمیم در بعضی موارد در فهم فطرت دچار اشتباه نشدیم ؟

آیا میشه گفت خدا انسان رو از حیوان جدا کرده و قرار هم هست مورد بازخواست قرارش بدهد ، اما هیچ مسیری برای رسیدنش به انسانیت رو معلوم نکرده ؟

آیا میشه گفت بعد از وجود فطرت تفاوت بین انسان و حیوان چیه ؟

آیا میشه گفت ارزش انسان به اندازه ای هست که خدا رو شناخته ؟

آیا میشه گفت کسی که با فطرتش خدا رو درک کرده اما به خاطر منافعش در برابر خدا می ایسته از حیوان هم پست تره ؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی
۲۰:۴۹, ۲۶/مرداد/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/مرداد/۹۶ ۱۱:۲۱ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #58

(۲۶/مرداد/۹۶ ۱۶:۵۰)عمار94 نوشته است:  جزییات رو از کجا بفهمیم ؟ از کجا بفهمیم در بعضی موارد در فهم فطرت دچار اشتباه نشدیم ؟
اون قضیه شرط بندی پاسکال رو یادت هست؟

عاقلانه است فرد طوری عمل کنه که احتمال غلط بودن اعتقادش رو هم در نظر بگیره. چون برخلاف یه سری مسائل ساده (مثل نمونه هایی که مثال زدید)، در سایر مسائل به سادگی نمیشه به قطعیت رسید و خیلی اوقات احتمال مخالف هم باقی می مونه.

اون فرد داعشی خیال می کنه اگر دیگران رو بکشه به بهشت فرستاده میشه ... اما اگر اشتباه کرده بود و اینطور نبود چی؟ اون موقع به جرم قتل و تجاوز می فرستنش ته جهنم.

اما یه راه مطمئن تر هم وجود داره ... اون فرد می تونه روی تهذیب نفس کار کنه، می تونه بیشتر تفکر کنه، می تونه سعی کنه فرد مفیدتری برای جامعه اش باشه یا به کاهش فقر کمک کنه ... اینجوری می تونه مطمئن باشه که کارش درسته.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۴۴, ۲۶/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #59
آواتار
(۲۶/مرداد/۹۶ ۲۰:۴۹)سعدی نوشته است:  اون قضیه شرط بندی پاسکال رو یادت هست؟

علاقلانه است فرد طوری عمل کنه که احتمال غلط بودن اعتقادش رو هم در نظر بگیره.
این رو از کدام قسمت اون قضیه استخراج کردی؟ اصلا این قضیه رو بیان کردند که به شک گرایی پایان بده !

(۲۶/مرداد/۹۶ ۲۰:۴۹)سعدی نوشته است:  اون فرد داعشی خیال می کنه اگر دیگران رو بکشه به بهشت فرستاده میشه ... اما اگر اشتباه کرده بود و اینطور نبود چی؟

فرض کن داعشی بهت بگه من دارم با شرک مبارزه میکنم و اگر این کار رو ترک کنم به جهنم میرم ، اونوقت بهش چی میگیHuh

اما اگه داعشی یا خودت یا هر شخص دیگه سعی کنه به جای ایستادن دربرابر حق ، راه درست رو پیدا کنه ،نه میشه داعش و از اون ور میفته نه میشه مثل تو که از این ور بیوفته .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۴۶, ۲۶/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #60

(۲۴/مرداد/۹۶ ۱۶:۴۰)عمار94 نوشته است:  Huh
مشکلی نیست ، با همین دلایل اهل فنت نشون بده که چطور شک کنیم که این پست واقعا بوده یا نه ! اگرچه بعدش مجبوریم همین دلایل اهل فنت رو به عنوان چیزی که مطمئنیم حتما وجود داره قبول کنیم !


طول و عرض و فونت و رنگ هم زیاد مهم نیست ، این پستی که گذاشتی حقیقتی داره که وابسته به روی مادیش نیست ، گرچه همون روی مادیش رو هم نمیشه با داستان کتمان کرد !
سلام. این که خیلی ساده ست: هم عقل خطا داره و هم حس و وقتی هر دوشون خطا دارن نمیشه بهشون اطمینان کرد. ضمنا باید بین وجود داشتن و حقیقت داشتن هم فرق بذاریم. مثل اصول و قواعد ریاضی که اگرچه حقیقت دارن اما وجود ندارن.

تو بگو از کجا بدونیم در دستگاه رئالیستی این پست هست یا نه؟ چه وجه تمایزی بین واقعیت و توهم قائلی؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  توصیة امام صادق برای کسانی‌ که قصد حرکت به‌سوی حقیقت را دارن عبدالرحیم 3 2,549 ۲۶/خرداد/۹۳ ۲۱:۳۷
آخرین ارسال: عبدالرحیم
  مهلک ترین سلاح شیطان چیست؟ Amirsaeed 0 932 ۲۳/آذر/۹۱ ۰:۲۴
آخرین ارسال: Amirsaeed

پرش در بین بخشها:


بالا