کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سایت های ایرانی
۰:۵۴, ۱۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #1

سلام خدمت همه عزیزان
حدود 5 ساله که سایتهایی در ایران با مضمون فانتزی فعالیت میکنند. که متاسفانه خیلی هم فعالیتشون زیاده.تقریبا تمام فعالیتهایی که دارن هیچ رنگی از خدا توش نیست.
چند وقت پیش توی یکی از این سایتا عضو مترجم میگرفتن رفتم عضو شدم و بعد از چند فصل ترجمه هیچ اثری از خدا یا بقیه ادیان نبود.که دیگه ترجمه رو ول کردم.
حتی سایتایی هست مثل طرفدارای درن شان(که یک روانی به تمام معنا هست)که سری نه جلدی دیموناتا یا نبرد با شیاطین رو کامل ترجمه کردن.
یا سایت زندگی خوب که پروژه نایت ساید یا طرف شب رو به تازگی تموم کرده و حالا شروع به ترجمه سری جدید به نام ماکسیموم راید رو شروع کردن.
یا حتی وبلاگا و سایتهای متعددی که کتابهای پرسی جکسون رو ترجمه کردن و دارن نویسندگی این ژانر رو در ایران رواج میدن .
تمام کتابها بالا رو خوندم و به جرات میتونم بگم بجز نایت ساید که نعوذ بالله خدا رو مسخره کرده حتی یه اسم درست از خدا درش نیومده.باید فکری برای این سایتها بکنیم.

ممنون میشم اگه نظراتتون رو بگید.


یا علی(علیه السلام)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، اکبر.ع ، حسن.س.
۰:۵۷, ۱۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #2
آواتار
من موندم چرا اینقدر با داستان های تخیلی مخالفید.

مجموعه ی 24 جلدی دارن شان ، یکی از بهترین مجموعه هاییه که دیدم و مقداریشم خوندم.

خیلی جذابه. فکر نکنم لازم باشه داخل دستان های تخیلی حتما رنگی از خدا باشه.

کسی نگه این کافره ، ولی داستان تخیلی، داستانه. وحی منزل نیست کهDodgy
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Vblock ، اکبر.ع
۱:۰۵, ۱۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #3

دوست عزیز شما منظورتون از داستان تخیلی ،علمی تخیلیه یا کتابهایی که از اول تا اخر داستان کشت و کشتاره و همه اش در باره شیطانه!
اگر قرار شد شیطان باشه باید در طرف دیگه اسمی از یه خالق یاد.نه از موجودات باستانی که از یه بعد دیگه اومدن!
مگه ما چند تا موجود داریم که از ابعاد دیگه میان؟ خرگوش و زرافه که نمیان!!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، اکبر.ع
۱:۰۷, ۱۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #4

(۱۸/دی/۹۰ ۰:۵۷)Mohammad Trust نوشته است:  من موندم چرا اینقدر با داستان های تخیلی مخالفید.

مجموعه ی 24 جلدی دارن شان ، یکی از بهترین مجموعه هاییه که دیدم و مقداریشم خوندم.

خیلی جذابه. فکر نکنم لازم باشه داخل دستان های تخیلی حتما رنگی از خدا باشه.

کسی نگه این کافره ، ولی داستان تخیلی، داستانه. وحی منزل نیست کهDodgy
چون خدا با تخیل کردن مخالفه...
اینو دکتر عباسی گفته...
خدا می گه تفکر ، تعقل، تذکر سه اصل توی علم است و تخیل رو توی اینا جا نداده.
قانع کننده بود؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، titan22 ، akhevi ، hosein.kh
۱:۱۹, ۱۸/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/دی/۹۰ ۱:۳۳ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #5
آواتار
(۱۸/دی/۹۰ ۱:۰۷)لئوپارد نوشته است:  
(۱۸/دی/۹۰ ۰:۵۷)Mohammad Trust نوشته است:  من موندم چرا اینقدر با داستان های تخیلی مخالفید.

مجموعه ی 24 جلدی دارن شان ، یکی از بهترین مجموعه هاییه که دیدم و مقداریشم خوندم.

خیلی جذابه. فکر نکنم لازم باشه داخل دستان های تخیلی حتما رنگی از خدا باشه.

کسی نگه این کافره ، ولی داستان تخیلی، داستانه. وحی منزل نیست کهDodgy
چون خدا با تخیل کردن مخالفه...
اینو دکتر عباسی گفته...
خدا می گه تفکر ، تعقل، تذکر سه اصل توی علم است و تخیل رو توی اینا جا نداده.
قانع کننده بود؟

حتما دکتر عباسی نفرمودن با تخیل مخالفند.


مگر خداوند قوه ای را در انسان خلق می کند که بی فایده باشد؟!؟!؟! و این با حکمت خدا ناسازگار است.


بدون تخیل شما نمی توانید درک کلیات کنید و ادراک صحیح مفاهیم انتزاعی با قوه ی تخیل است.نکته اینجاست که تخیل باید در زیر لوای عقل قرار بگیرد و اگر قوه ی تعقل الهی بود تخیل هم نورانی می شود.


قوه ی تخیل از جنس عالم مثال است.مانند خواب دیدن که در این وادی است.جنیان اکثرا در این عالم(خیال) فعالیت می کنند به همین خاطر سختترین کارزار مجاهده است.شیاطین در این عالم خیال بیشترین سوء استفاده و گمراهی را به انسان القاء می کنند.راه گریز و مقابله هم توسل به عوالم بالاتر از جمله عقل و قلب منور به انوار الهی است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: titan22 ، اکبر.ع ، یا ثارالله ، Mohammad Trust
۱:۲۶, ۱۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #6

صرفا برای تکمیل میگم.
داستان از این قراره که سه نفر در زمانهای مختلف در قالب مرید(مرید جادوگر)به مبارزه با شیاطین میپرداختند .شیاطین از طریق درگاههایی که با قربانی کردن بیگناهان به دنیای ما باز میشه وارد میشن و این وظیفه مریدها و جادوگرا هست که جلوی اونا وایسن. حالا این مقابله رو کی بهشون یاد داده؟ موجودات باستانی که همونا هم از بعد دیگه اومده بودن.
در همین راستا مریدا بعضا با یکی از شیاطین معامله میکنن و ....
که از اول تا اخر داستان خون و خونریزیه.شما فقط درن شان رو توی گوگل سرچ کنید تا عکساشو ببینید..اخه کدوم ادم عاقلی حیوون خونگیشو رتیل انتخاب میکنه؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: اکبر.ع
۱:۳۰, ۱۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #7

تخیل به هر آن چیزی می گن که واقعی نباشه مثل رمان های هری پاتر...
برای اطمینان من دوباره اون قسمت رو گوش کردم...
ایشون می گن چرا قران احسن القصص است چون هیچ چیزی از داستان هاش خارج از اتفاقات نیست و اتفاقات رو به گونه ای کنار هم چیده است که همه با کمال خاطر از داستان لذت برده و می فهمند...
ایشون داستان حضرت یوسف رو مثال زده که به خواننده حس شهوت دست نمی دهد...
در کل می گه نباید داستانی به دور از واقعیت و اتفاقات باشد...
به هر آنچه که غیر این باشد تخیل می گن...
برای درک به تفکر نیاز است نه تخیل...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله
۱:۳۷, ۱۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #8

البته دوستان خیال چیز بدی نیست.
مثل شهوت که بقول ابوالفتوح راضی در روضه الجنان یکی از نعمات خداست برای زندگی .
مشکل خیال پردازیه که اکثرا اغراق و اغراضه!

یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۴۰, ۱۸/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/دی/۹۰ ۱:۴۰ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #9
آواتار
(۱۸/دی/۹۰ ۱:۳۰)لئوپارد نوشته است:  تخیل به هر آن چیزی می گن که واقعی نباشه مثل رمان های هری پاتر...
برای اطمینان من دوباره اون قسمت رو گوش کردم...
ایشون می گن چرا قران احسن القصص است چون هیچ چیزی از داستان هاش خارج از اتفاقات نیست و اتفاقات رو به گونه ای کنار هم چیده است که همه با کمال خاطر از داستان لذت برده و می فهمند...
ایشون داستان حضرت یوسف رو مثال زده که به خواننده حس شهوت دست نمی دهد...
در کل می گه نباید داستانی به دور از واقعیت و اتفاقات باشد...
به هر آنچه که غیر این باشد تخیل می گن...
برای درک به تفکر نیاز است نه تخیل...




درست است.حرف ایشان کاملا صحیح است.


ما حق نداریم داستانی را از تخیل خودمان خلق کنیم.چرا؟؟؟؟؟


چون هیچگاه نمی توانیم اجزاء عقلانی آن را مطابق با حکمت و تدبیرات الهی تنظیم کنیم.




این بحث را قبلا انجام دادم اینجا.دوباره می آورم:




اول یک بحث نیمه فلسفی مطرح کنم بعد وارد عرایض شما می شوم.یک انسان عادی اغلب از سه جنبه ی وجودی عالم بهره می گیرد.


1-ساحت مادی: همان که در عرف عامیانه جسم گفته می شود و دارای جرم و قابلیت ادراک با حواس پنجگانه را دارد.


2-ساحت عقل: همان جایگاه تفکر است.اغلب ما در محاسبات مورد نیاز ، یافتن راه حل های مشکلات انجام،کارهای هندسه محور و غیره باید آن را درک می کنیم.اندیشه ها از سنخ همین عالمن و تعریف دقیقتر تفکر در بین اهلش رسیدن از مبادی به نتایج است(الفکرحرکه من المبادی الی المرادی).


3-خیال یا وهم : بین دو عالم بالاست.همان است که در خواب در آن قرار داریم .همین عالم محلی است که شیاطین در آن رخنه می کنند زیرا مشابهت وجودی آن ها از این عالم اکثریت دارد.


البته محل حضور اصلی انسان قلب اوست که الان محل بحث ما نیست.


یک تقسیم بندی ساده و راهگشا از داستان نویسی موجود است.داستان دوگونه است.1-غیر واقعی 2-بر اساس واقعیت


1-غیر واقعی :برخواسته ی از خیال و کمک از قوه ی تفکر:


داستانی مثل هری پاتر یا این سنخ رمان ها ساخته و پرداخته ی خیال است.یعنی نویسنده در ساحت وهمی خود غرق شده و سعی می کند آنچه را در این دریا شناور است با کمک قلم به صفحه ی مادی انتقال دهد.حال چرا ما باید به این خیالات بها دهیم و آیا استفاده ی از آنها برای ما صحیح است؟؟؟ به طور دقیقتر باید به چه خیالی بها بدهیم!؟!؟!


جواب این است:آن خیالی قابل اعتناست که واقعیت را در بر داشته باشد.به معنای درست تر از عقل برخیزد.شما می دانید که عقل برای همه ی انسان ها قابل پذیرش است.به عنوان مثال اگر در معامله ای تجاری حرفی را عقل دو نفر تصدیق کنند روی آن توافق دارند زیرا هر دو محاسبات را در فکر خود تعریف قبلی کرده اند و می دانند اگر فلان پول را بدهند این جنس به همراه مقدار باقیمانده ی پول بازگردانده می شود.اما مشکلات از جایی شروع می شود که مبادی استناد ماده یا خیال شود.مثلا شما بدون فکر و از روی گمان به دیگری تهمتی بزنید.این کار عقل را شامل نمی شده است و از همینجاست که منازعات زنده می شود.تقریبا اکثر گناهان از خیال بر می خیزد و از رو که عرفا و فلاسفه ساحت وجودی شیاطین و جنیان را این وادی می دانند.خیال دارای قاعده نیست و اگر بود دیگر خیال نبود چون عالم وهم باید مانند پرنده ای و بدون قاعده پرواز کند تا به هدف خود برسد و الا دیگر خیال نیست.سوال این است پس با این خیال برآشفته و همه جا گرد چه کنیم!؟؟!؟! پاسخ همان است که پیامبران می دهند با زنجیر عقل به بندش کشید.از همین رو است که خیال معصومین مانند عقل آن ها نورانی و زلال است.


مانند داستان های عرفانی که در فرهنگ ادبی ما بسیار است.دیگر موضوع شعر است.محل جوشش شعر ساحت خیال است.اما باز هم باید از فکری نورانی برخیزد.مثالی از این جوشش شعر های بزرگانی مثل مولاناست.ایشان چون عقلی نورانی دارد داستان هایی را که تمامی عناصر الهی انسانی در آن جمع است به زبان شعر می آورد.مثال های قرآن اوج این آثار است آنجاهایی که خداوند مثال می زنند.مانند این نمونه:

مثل كسانى كه به پروردگار خود كافر شدند كردارهايشان به خاكسترى مى‏ماند كه بادى تند در روزى طوفانى بر آن بوزد از آنچه به دست آورده‏اند هيچ [بهره‏اى] نمى‏توانند برد اين است همان گمراهى دور و دراز(سوره ی 14 آیه 18)


منظور اینکه رمانی که بشر نوشته زمانی قابل قبول است و می توانیم به آن رجوع کنیم که از عقلی نورانی سرچشمه بگیرد.


2-واقعیات داستان شده(تاریخ ادبی):



این داستان ها چون از متن حوادث گذشته برداشت شده اند تمام حوادث آن بر اساس حکمت الهی رقم خورده است و دیگر خواست نویسنده نیست.یعنی ارزش خواندن دارد چون خداوند آن را تقدیر کرده است.از این روست که در کلمات معصومین داریم که تاریخ را خوانده و عبرت بگیرید.هیچگاه نمی گویند داستان و افسانه بخوانید زیرا محلی از اعتبار و سندیت ندارد و اصلا ترویج امانیسم محض است.تمام داستان های قرآن هم همین طور است.آنچه را خداوند محاسبه کرده داستان شده است.مگر ما که هستیم که بتوانیم نتیجه تعاملات یک محیط و انسان های آن را بدانیم و از خیال خود به آخر برسانیم. مثال بزنم شما سریال هایی را می بینید که می تواند چندین شکل نتیجه داشته باشد اما آیا همه ی آن ها صحیح است و آیا می توان گفت که حق فلان شخص در داستان مرگ بود یا نتیجه ی دروغ فلان فرد آتش گرفتن خانه اش بود.این ها نتیجه گیری شخصی نویسنده است و او که مانند خداوند عادل و آگاه و مدبر به تمام امور نیست و از همین رو ممکن است داستانی ارائه دهد که هیچ فایده ای در دیدن آن نباشد.


منظور اینکه داستان های غیر واقعی هیچ اعتباری برای پند آموزی ندارند و مصداق دقیق آیه ی بالا هستند که مومنین از لغو به دورند. مگر اینکه از سنخ خیال نورانی باشند که در بالا بحث شد.


نتیجه:


از دو سنخ داستانی بالا خیال نورانی و داستان های واقعی مفید قابل قبولند و مصداق بیهوده گذرانی واقع نمی شوند.یک مومن باید بقیه را کنار بگذارد.زیرا عقل دینی به ما حکم می کند که در انجام هر عملی باید از بیهوده کاری و نداشتن نتیجه پرهیز کنیم و این نص صریح قرآن است:



بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به راستى كه مؤمنان رستگار شدند (۱)

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ﴿۱﴾

همانان كه در نمازشان فروتنند (۲)

الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ﴿۲﴾

و آنان كه از بيهوده رويگردانند (۳)

وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ﴿۳﴾




ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: amin015 ، اکبر.ع ، titan22 ، یا ثارالله
۱:۴۵, ۱۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #10

شما هم با این توضیح تصدیقی برای سخنان دکتر عباسی آوردید...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س.
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا