![]() |
|
شطرنج..... - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html) +--- بخش: فروع دین (/forum-75.html) +--- موضوع: شطرنج..... (/thread-30544.html) |
پاسخ به: شطرنج..... - عبدالرحیم - ۱۹/دی/۹۲ ۱۹:۱۰ بسم الله الرحمن ارحیم سلام در مورد شطرنج حکم مراجع هست در مورد شطرنج اینو بگم در دوران دبیرستان بازی کرده ام معتادی دارد بدین صورت که یه روز ساعت دو با یه نفر شروع به بازی کردیم اصلا متوجه زمان نبودیم وقتی با تلفن خانواده روبرو شدم گفتم ساعت چنده گفتند ده نیم وقتی اومدیم از اتاق بیرون دیدیم برف امده همه جا سفید پوش و ما متوجه نشدیم یا علی. پاسخ به: شطرنج..... - رهگذر. - ۱۹/دی/۹۲ ۱۹:۲۴ در دیدگاه اسلام شراب خواری حرام است ولی نگاه کردن به آن اشکالی ندارد ولی اینکه چرا بازی شطرنج نه تنها حرام بلکه نگاه کردن به آن نیز حرام است و این مربوط به ۴ هزار سال پیش میشود که انسانها با تسخیر اجنه دست به کار های شیطانی زدند و از خدا روی برگرداندند و جن یا شیطان را پرستیدن و حتما از خود میپرسید چه ربطی به شطرنج دارد بله چون یکی از ابزار های اصلی برای تسخیر جن و ارتباط با شیطان صفحه شطرنجی است همانطورکه میدونید کف معبد سلیمان نبی شطرنجی بود و این بخاطر تسخیر جن های شیطانی برای گمراه نکردن انسانها بود و در آن زمان بیشترین رواج این کار بود که سلیمان به دستور خدا آن ها را به سلابه گرفت
و در حال حاظر نیز در لژ های ماسونی از این زمین شطرنجی استفاده میشود و در کل بازی شطرنج مهره های برنامه ریزی شده ای دارد که در بازی به ما میگوید نبرد مقابل سفید و سیاه و و همانطور که میبینید یک ترکیب نظامی است و نماد جنگ
واژه «شطرنج» تلفظ فارسی «چاتورانگا» است، کلمهای که در زبان سانسکریت برای نام گذاری این بازی به کار برده میشود، هند جاییست که معمولاً از آن به عنوان نخستین زادگاه این بازی یاد میشود. اگر چه بازیهای مشابهی در کره، چین، ژاپن و تایلند رواج داشته، اما شطرنج امروزی به این بازی هندی برمی گردد که در دوره ساسانیان وارد ایران شده و آنگاه در کشورهای اسلامی، اروپا و روسیه تکامل پیدا کردهاست. ![]() رخ رخ مهرهای قوی در شطرنج محسوب میشود که حضور آن به ویژه در انتهای بازی راهگشاست. رخ به همراه وزیر «سوارهای سنگین» نامیده میشوند. هر بازیکن شطرنج ۲عدد رخ در اختیار دارد و در مجموع ۴ رخ در کل صفحه موجود است که هر کدام در یکی از چهار گوشهٔ صفحهٔ شطرنج (A۱, A۸, H۱, H۸) قرار میگیرند. رخ در شطرنج به صورت عمودی و افقی حرکت میکند و میتواند در صورت نبودن مانع یا اشغال خانهٔ مقصد، یک ستون یا یک ردیف کامل را هم طی کند. حرکت مهره رخ نماد دو ستون معبد سلیمان را نشان میدهد ![]() پاسخ به: شطرنج..... - captaincharisma - ۱۹/دی/۹۲ ۱۹:۵۴ یه قل دو قل چی عیبی نداره بازی کنیم
پاسخ به: شطرنج..... - عبدالرحمن - ۱۹/دی/۹۲ ۲۳:۱۶ (۱۹/دی/۹۲ ۱۹:۰۶)رهگذر95 نوشته است: جناب عبدالرحمن گفتند استراتژی حاکم بر شطرنج علاوه بر صفحه آن مشکل دارد منبعش خودمم!!!! === این زیاد مهم نیست زیاد روش فکر نکنید راستی رو ثنویت هم فکر کنید === همچنین روی قضا و قدر فکر کنید =========== روی جبر و اختیار فکر کنید ========================= امیدوارم به نتایج خوبی برسید زیاد هم گرفتار نمادش نشید چون این نماد ها لایه اول قضیه هستن دیگه تو این تاپیک نظر نمیزارم تا اطلاع ثانوی در هر صورت من پیرو ولی فقیهم هستم http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?uid=10&tid=1 فعلا......... پاسخ به: شطرنج..... - درست پسند - ۴/بهمن/۹۲ ۲۳:۲۰ (۱۸/دی/۹۲ ۱۹:۲۱)#1Zero نوشته است: ... اما در مورد شطرنج یه سوال برای من پیش اومده که تو دو قسمت میپرسمش، یه جوونمرد بیاد جوابش رو بده. منطقی جواب بده ها...گرامیان: تمام جملات زیر بسیار به دقت نوشته شدهاند. خواهشمند است بسیار به دقت بخوانید. شطرنج و حرکات بعدی: با دید اسلامی، یکی از اصلیترین نکات منفی شطرنج(و شاید اصلیترین آنها) اینه که برای رخ دادن وقایع بصورت حتمی برنامهریزی میشه، و این نگاه رو در فردی که بازی میکنه تقویت میکنه. در دنیای واقعی ممکنه با فکر کردن بشه حدس زد که چه خواهد شد، و در بسیاری جاها بخصوص در سیاست استفاده کرد، اما اگر ذرهای بخوایم این حدسها رو بدین معنا تلقی کنیم که ما دربارهی اینکه چه خواهد شد به دانشی دست یافتهایم، دچار شرک شدهایم. فرجام تمام کارها یکسره از آن خداست، و هیچکس را در امر خویش شریک نمیگرداند. کسی که در مورد فرجام کارها قول بده، داره قول میده که خداوند حتماً چنین فرمانی خواهد داد، یا اینکه چنین چیزی بدون فرمان او هم ممکن است، پس در فرمان و امر خداوند برای او شریک قرار داده. حتی در مورد محاسبهی احتمال وقوع اتفاقات هم اگر با این دید انجام بشه که عواملی که محتمل میپنداریم به واقع معینکنندهی نتیجه هستند، باز هم شرک هست. شطرنج واقعی: البته میشه از منظر کسانی که در جریانات زندگی قرار دارند اسم بعضی اتفاقات رو شانس گذاشت، ولی در واقع چیزهای بظاهر شانسی هم جزئی از تقدیری هستند که ممکنه نشانهای و راهی به حقیقت به ما بنمایند(مثل اتفاقاتی که باعث پیشرفت علم میشن) یا ممکنه فریبندگیای نشونمون بدن تا ما رو از حقیقت دور کنن(مثل اتفاقاتی که باعث جذابیت یه سرگرمی بیفایده بشن). همهچیز به فرمان خداوند است و آنچه که اتفاق میفته مطابق تقدیر خداوند هست. ممکنه این تقدیر در گذشته نوشته شده باشه، یا ممکنه درست پیش از لحظهی وقوع نوشته شده باشه. تقدیر هر فرد اعم از «توفیق یا عدم توفیق در انجام افعال، و نیز تأثیری که از افعال دیگران و محیط میپذیره» براساس عدالت و رحمت خداوند و به نسبت انتخابهای خودش نوشته میشه. یعنی اموری که از پیش مقدر شدهاند دیگر وابسته به انتخابهای بعدی نخواهند بود، بلکه باعث میشن انتخابهای افراد یا اثرات انتخابهاشون محدود بشن تا خودشون بدون دگرگونی محقق بشن. در هر انتخاب، خداوند است که در اول، انتخابهایی که افراد دارند رو بهشون میده، و بعد در آخر، انتخابهاشون رو بصورت چیزی که حتماً به وقوع میپیونده مینویسه و فرمان به شدنش میده. اوست اول و آخر
میفرمایید «چکار به شطرنج داشت؟» ؟ ![]() معین کردن حرکات این دنیای پر عامل بطوری که تمام مردمان اختیار انتخاب بین خیر و شرّ رو داشته باشن، و همزمان تقدیر همشون هم به دقت براساس عدالت و رحمت معین بشه، اون هم در حالی که کنشهاشون بر همدیگر تأثیر میذاره، به معنی شطرنج بسیار بزرگ و پیچیدهای است که خداوند اون رو پیش میبره. به قول مولانا(خطاب به خداوند): باش چو شطرنج روان خامش و خود جمله زبان ----- کز رخ آن شاه جهان فرخ و فرخنده شدم
شطرنج و فکر: شطرنج شاید بتونه استفاده از فکر رو(جدای از حتمی پنداشتن حرکات بعدی) برای بعضی از استفادهکنندگانش تبلیغ کنه، اما به واقع هیچ ربطی به تقویت فکر در چیزی غیر از خود بازی شطرنج نداره. هوش بصورت اکتسابی تقویت پیدا میکنه و هر نوع هوش فقط در زمینهی خودش هست. مثلاً کسی که زیاد با کامپیوتر کار میکنه در این زمینه به مهارت میرسه، و کسی که زیاد ماشین میرونه در رانندگی به مهارت میرسه. حتی تمام زمینههایی که اسمشون یکی هست هم نباید یکی فرض بشن. مثلاً یه نفر ریاضی بلده و در تفکر ریاضی هوش بالایی داره، و یه نفر دیگه حل معادله بلده و در جایگذاری و تبدیل معادلات هوش بالایی داره. خلاصه اینکه اصلاً این ادعای شطرنجبازان حرفهای قابلقبول نیست که شطرنج تقویت تفکر هست، چون داریم دنیایی رو میبینیم که مسائل و مشکلات بشدت مهمی داره، از عمرهایی که با سختی میگذرند تا جانهایی که از دست میروند و سیارهای که مورد تهدید نابودی هست. یعنی قاعدتاً افراد متفکر و توانمند باید بجای بازی، توانشون رو بذارن برای واقعیتی که منتظر تدبیر و ابتکار هست. پاسخ به: شطرنج..... - عبدالرحمن - ۵/بهمن/۹۲ ۱:۲۰ تو ارسال 24 گفتم روی انتخاب و قضا و قدر فکر کنید این بازی فوق العاده روش کار شده ثنویت و ..... پاسخ به: شطرنج..... - رهگذر. - ۵/بهمن/۹۲ ۱:۲۶ (۵/بهمن/۹۲ ۱:۲۰)عبدالرحمن نوشته است: تو ارسال 24 گفتمخب بقیه اش
پاسخ به: شطرنج..... - عبدالرحمن - ۵/بهمن/۹۲ ۲:۱۱ چقدر فکر کردید!!! چون تحلیلش داستان سازه قطعا و هم از طرف جماعت دوستدار شطرنج و هم از طرف جماعتی که با فتوای امام خمینی مشکل دارند (در واقع با خودشون مشکل دارند) حمله ها شروع میشه بهتون گفتم فقط فکر کنید فکر کردن چیز خوبیه!!! مثلا تو نرد و .... بازی رو شانس میچرخه (تاس) ولی در شطرنج فقط فکره>>اختیار و اراده >> مراجعه شود به تاپیک رستگاری و مرد پولادین پاسخ به: شطرنج..... - laanbar1-2-3 - ۵/بهمن/۹۲ ۱۱:۰۰ در خانه اگر كس است يك حرف بس است... [/font][font=Tahoma]مجلس شطرج بازي يزيد ملعون در نزد سر مبارك امام حسين (علیه السلام) عن الفضل بن شاذان قال سمعت الرضا (علیه السلام) يقول : لمّا حمل راس الحسين بن علي (علیه السلام) الي الشّام امر يزيد لعنه الله فوضع و نصبت عليه مائده فاقبل هو لعنه الله و اصحابه ياكلون و يشربون الفقاع فلما فزعوا امر بالراس فوضع في طشت تحت سريره و بسط عليه رقعه الشطرنج و جلس يزيد عليه اللعنه يلعب بالشطرنج و يذكر الحسين (علیه السلام) و اباه و جده صلوات الله عليهم و يستهزي ء بذكرهم فمتي قمر صاحبه تناول الفقاع فشربه ثلاث مرّات ثم صبّ فضله علي ما يلي الطشت فمن كان من شيعتنا فليتورع عن شرب الفقاع و اللعب بالشطرنج و من نظر الي الفقاع او الي الشطرنج فليذكر الحسين (علیه السلام) و ليلعن يزيد و آل يزيد يمحو الله عزّوجلّ بذلك ذنوبه و لو كانت بعدد النجوم).[1] امام رضا(علیه السلام) فرموده اند: وقتي سر مبارك امام حسين (علیه السلام) را به شام بردند يزيدِ ملعون امر كرد تا آن را جائي قرار داده و سفره شراب و غذا پهن كنند ، سپس با اطرافيان مشغول خوردن غذا و نوشيدن شراب شد و هنگامي كه از اين كار فارغ آمد امر كرد تا سر مقدس را در طشتي پائين تخت گذارده و بر تخت بساط شطرنج پهن كنند و سپس آن ملعون مشغول بازي شطرنج شد و در حين بازي امام حسين (علیه السلام) و حضرت اميرالمؤمنين و رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را ياد ميكرد و آنها را مسخره مينمود. و هر گاه بر حريف پيروز ميشد به شادماني اين پيروزي سه جرعه شراب زهر مار ميكرد و ته جرعه شومش را پهلوي طشتي كه سر مقدس آن حضرت در آن گذاشته بود ميريخت!پس هركس از شيعيان ما مي باشد بايد از خوردن شراب و بازي شطرنج دوري كند و هر كه در وقت نظر كردن بر شطرنج يا شراب صلوات فرستد بر حضرت امام حسين (علیه السلام) و لعنت كند يزيد و آل يزيد را ، حق تعالي گناهان او را بيامرزد هر چند به عدد ستارگان باشد.1- كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 419 ح 5905، عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 2 ص 22 ح 50، الدعوات: ص 162 ح 447 بحارالأنوار: ج 45 ص 176 ح 23منتهي الآمال، ج 1، ص790جامع الاخبار، ص 53 دوستان چرا داريد وقت خودتان را تلف مي كنيد، دقت كنيد ببينيد امام معصوم به ما شيعيان امر كرده اند: فمن كان من شيعتنا فليتورع عن شرب الفقاع و اللعب بالشطرنج... ما هم مي گوييم سمعنا و اطعنا... مولاجان سخنتان را با جان و دل مي شنويم و اطاعت مي كنيم. پاسخ به: شطرنج..... - عبدالرحمن - ۵/بهمن/۹۲ ۱۱:۴۳ و اما الحوادث الواقعه فرجعوا فیها الی روات احادیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله روات احادیث نه احادیث! از حدیث نتیجه مورد نظرتون رو استخراج نکنید خانه خوب صاحبی دارد این تاپیکا رو هم نگاه بیندازید http://forum.bidari-andishe.ir/thread-30572.html http://forum.bidari-andishe.ir/thread-30927.html |