تالار گفتگوی بیداری اندیشه
أین الفاطمیون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: مهدویت (/forum-18.html)
+--- بخش: قرارگاه منتظران (/forum-69.html)
+---- بخش: مناسبت ها و دعوت ها (/forum-38.html)
+---- موضوع: أین الفاطمیون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (/thread-13668.html)

صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40


RE: أین الفاطمیون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ - vahid1878 - ۶/اردیبهشت/۹۱ ۳:۵۴

آجرک الله یا صاحب الزمان

کمی از غسـل زیـر پیراهـن مانـد
کمی از خون خشک بر بدن مانـد
کفن را در بغـل بگرفـت و بـو کــرد
همان طفلی که آخر بی کفن ماند

شهادت یاس نبوی را خدمت بقیه الله امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و رهبر فرزانه ی انقلاب و دوستان عزیز تسلیت عرض میکنم



RE: أین الفاطمیون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ - Farzaneh - ۶/اردیبهشت/۹۱ ۵:۴۹

بسم الله الرحمن الرحیم
برحاشیه برگ شقایق بنویسید
گل تاب فشار در و دیوار ندارد
شهادت مظلومانه بانوی دو عالم حضرت زهرای مرضیه(سلام الله علیها) بر حضرت بقیه الله و محبانش تسلیت باد


RE: أین الفاطمیون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ - Farzaneh - ۶/اردیبهشت/۹۱ ۱۲:۰۰

نجوای شبانه.......
بغض در گلویم می شکند به مدد اشک هایم جاری میشوم

از غربت از تنهایی از بی کسی از شکستن مردی به عظمت تاریخ......
از گریه های در گلو خفه شده ی یتیمان میگویم....
مادرم.....
نمی دانم با کدام بهانه با التماس معبود به سجده درآمدی که اینچنین خصم بی رحمانه ی نامردی را به نشان گرفتی.....
نمی دانم به کدامین زبان سخن بگویم تا که تمنا کنم جواب سلام پدری را از همسایه های نامهربان....
مادرم بنشین به دعا.....
بخوان....
اما اینبار نه برای دیگری برای مردی که می خواهد سهم نبودنت را به تنهایی با چاه قسمت کند.
نمی دانم در کدام سحرگاه به التماس معبود نشستی تا مرا به درازای یک تاریخ به گدایی ات به سوی خاک روانه کنی....
کاش می دانستم به کدام بهانه اینچنین شوق رفتن داری.....
هنوز آسمان می بارد اما دیگرصدای زبان گرفت یتیمانت نمی آید....
مدینه از غبار تو هنوز آرام نگشته و لحظه ای التماس عاشقانت آرام نیست عاشقانی که تو را می خوانند.
هنوز بوی عطر یاس تو است که این شهر را شهر پیامبر نامیده.....
بخواب مادرم.....
بر روی خاکی که برایت درد ودل آن درمانت بود....
آرام بخواب که دیگر صدای هق هق گریه هایت کسی را رنجور نمی کند.
بخواب چرا که می دانم طاقت دیدن پهلوانت را نداری.....
بعد از تو علی بهانه ی بودن در این عالم را از گریه های غریبانه می گیرد....
تو رفتی و یک معنا به زیر خواب رفت.
حقیقتی که هنوز چشم به راهش داریم....
حقیقتی که وعده داده در میعادگاه ما تو را بخواند.


RE: أین الفاطمیون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ - شهیدطیبه واعظی - ۶/اردیبهشت/۹۱ ۱۲:۰۲

علت شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) در کلام علامه عسکری

مدیرعامل مؤسسه علمی- فرهنگی علامه عسکری با اشاره به مستندات ارائه شده از سوی علامه عسکری درباره نحوه شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) تصریح کرد: پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بر اساس امر الهی و آیه "وَآت ذَا القُرْبى حَقَّهُ »فدک را به حضرت زهرا(سلام الله علیها) بخشید.

حجت الاسلام سید مهدی حسین زاده مدیرعامل مرسسه علمی- فرهنگی علامه عسکری در گفتگو با خبرنگار مهر به تبیین دیدگاههای علامه عسکری درباره نحوه شهادت حضرت صدیقه کبری فاطمه الزهرا(سلام الله علیها) پرداخت که در پی می آید:

*خبرگزاری مهر: جناب آقای حسین زاده، نظر علامه عسکری در مورد فدک و نحوه واگذاری آن به حضرت زهرا (سلام الله علیها) چه نظری داشتند؟


** حجت الاسلام حسین زاده:[/b] علامه عسکری در این باره با استناد به برخی از کتب تاریخی بر مالک بودن حضرت زهرا(سلام الله علیها) بر فدک و اینکه پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) این زمین را به ایشان بخشیده است، تأکید می کند که من به بخشهایی از سخنرانی های مستند علامه در این مورد اشاره می کنم.



علامه در یکی از نوارهای صوتی که از وی بر جای مانده به این پرسش پاسخ می دهد و می گوید: پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از زمین‏هایى که داشت، به ابوبکر وعمر و عثمان وعایشه و حفصه بخشیده بود( طبقات ابن‏سعد 2/58؛ الفتوح البلدان 1/18 ـ 22 ) و به دیگران نیز؛ و (حتی) به یکى از اصحابش در وادى القرى گفت: بایست و تیرت را پرتاب کن؛ هر جا به زمین نشست، تا آنجا از آن توست.


امّا پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به حضرت زهرا (سلام الله علیها) چیزى واگذار نفرموده بود و در این باره این آیه نازل شد: « وَآت ذَا القُرْبى حَقَّه » [سراء/26] حقّ نزدیکانت را بده. آرى حضرت خدیجه، مادر حضرت زهرا (سلام الله علیها)، آنچه را که از مال دنیا داشت در راه اسلام داده بود ؛ پس، از جانب خداوند در آیه « وَآت ذَا القُرْبى حَقَّهُ » به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) امر شد که در قبالِ آن فداکارى و ایثار، حق حضرت زهرا را بدهد. پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز فدک را به حضرت زهرا بخشید.



*: پس چه شد که آن را از حضرت زهرا(سلام الله علیها) پس گرفتند؟



**:
حکم شرعى داریم که کسى که مالى در دست اوست، شرعا ، مالک و صاحب آن است ؛ این حکم به عنوان « قاعده ذوالیَد » نامیده مى‏شود. علامه با اشاره به این حکم شرعی می فرماید: فدک را پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به حضرت زهرا (سلام الله علیها) بخشیده بود وآن حضرت (سلام الله علیها) در آن تصرّف کرده بود، لذا "ذوالیَد" بود.( هنگامى که فرمان مصادره فدک از جانب ابوبکر صادر شد ، کارگران حضرت زهرا( س) را که در آن مشغول به کار بودند بیرون کرد ( شرح نهج البلاغه ابن‏ابى‏الحدید 11/211 ).


خلیفه اول روایتی را نقل کرد که: پیامبران ارث به جا نمی گذارند لذا از این رو ابوبکر، فدک را از آن حضرت پس گرفت حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود : « فدک را به من بازگردانید ، زیرا پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آن را به من بخشیده است » . به آن حضرت گفتند : شاهد بیاور ؛ ولى از کسان دیگر ( یعنى کسانى که پیامبر، در زمان حیات خود ، اموالى را بدیشان بخشیده بود) شاهد نخواستند! حضرت زهرا (سلام الله علیها) اُمّ اَیْمَن را شاهد آورد. (بنا به نوشته مروج الذهب 2/200)


علامه با استناد به کتاب مسعودى در این باره چنین نقل مى‏کند : حضرت زهرا (سلام الله علیها) علاوه بر على (علیه السلام) وام ایمن ، حسنین را هم به عنوان شاهد آوردند و گواهى دادند و گفتند که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، فدک را در زمان حیات خود به فاطمه (سلام الله علیها) بخشیده است.(مروج الذهب 2/200 ؛ وفاء الوفا 2/160) ابوبکر گفت: نمى‏شود ! در شهادت دادن باید دو مرد یا یک مرد و دو زن باشند. (سیره حلبى 2/400 ؛ الفتوح البلدان ص 43 ؛ معجم البلدان ج 4 ، در ترجمه فَدک). در روایتى دیگر آمده است که خلیفه، پس از اقامه شهادت شهود، تصمیم گرفت که فدک را به حضرت زهرا (سلام الله علیها) باز گرداند ؛ پس در ورقه‏اى از پوست، قباله فدک را به نام حضرت زهرا (سلام الله علیها) نوشت ، لکن عمر سر رسید و مانع شد و قباله را پاره کرد.(سیره حلبى 3/400 ؛ شرح نهج البلاغه ابن‏ابى‏الحدید 16/274)


*: بعد از غصب فدک حضرت زهرا(سلام الله علیها) چگونه عمل نمود؟



[b]**:
علامه عسکری با ارائه مستنداتی به نقل از اهل سنت می گوید: 10 روز پس از وفات پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آنگاه که فاطمه (سلام الله علیها) همه شهود و دلایل خود را در مطالبه حقّش ارائه کرد و ابوبکر از پذیرش آنها خوددارى نمود و چیزى از ما ترک رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و بخشش او را به وى باز پس نداد، آن بانو تصمیم گرفت که موضوع را در برابر همه مسلمانان مطرح کند و اصحاب و یاران پدرش را به یارى طلبد. از این رو، بنا به گفته محدّثان و مورّخان، رو به سوى مسجد پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آورد .



داستان فدک و حضور فاطمه (سلام الله علیها) در نزد ابوبکر، پس از گذشت10 روز از وفات پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اتفاق افتاد ؛ و درست این است که بگوییم هیچ کس از مردم ، از زن ومرد ، پس از بازگشتِ فاطمه (سلام الله علیها) از آن مجلس ، درباره میراث آن بانو ، حتّى یک کلمه سخنى بر زبان نیاورده است.( ابن‏ابى‏الحدید در شرح نهج البلاغه با اشاره به این مسئله می گوید این در نتیجه یارى نکردن انصار، حضرت زهرا (سلام الله علیها) را بود. )



*: در خصوص بیماری حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دلیل عیادت خلفا از ایشان توضیح بفرمایید؟


**: ماجرای بیماری حضرت نیز بر می گردد به ماجرای آتش زدن در خانه حضرت امیر و ضربت خوردن آن حضرت به دست غلام خلیفه دوم. پیامبر به حضرت امیر دستور داده بود که ردا بر دوش نکند تا قرآنی که در خانه پیامبر بود جمع آوری کند، قرآن روی تخته، پوست، کاغذ و کتف گوسفند نوشته بود، این‌ها را جمع کرد و سوراخ کرد و سوره کرد، 7 روز طول کشید، در این 7 روز علی از معرکه غایب بود. در روز دوم رحلت پیامبر، ابوبکر را به مسجد پیامبر آوردند، مسجد پیامبر حکم دارالحکومه را داشت، نماز خواند یعنی احتلال کرد. حضرت علی با آن‌هایی که بیعت را قبول نداشتند در خانه پیامبر بست نشستند چون خانه دختر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است و خدا فرموده «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی» و یگانه بازمانده پیامبر، دخترش است، احترام ایشان محفوظ می ماند. اما آنها آمدند پشت در خانه آتش آوردند که علی بیعت کند و حضرت امیر مأمور بود حرکتی نکند.



در این عصر کار به حضرت زهرا(سلام الله علیها) واگذار شده بود. در آن خانه حضرت امیر و زبیر بودند ولی حضرت امیر مأمور بود که بیرون نیاید و دختر پیامبر باید قیام کند، حضرت امیر در بدر و احد تعداد زیادی از آن‌ها را کشته بود در بدر نصف کشته‌های مشرکین بدست علی و بقیه از همه مسلمان‌ها بود، نصف اسرا بدست حضرت امیر اسیر شدند. چون آن حضرت، در بدر، احد، خندق کشتار زیادی داشت این‌ها دل پری از علی(علیه السلام) داشتند و قریش که مهاجرین بودند اگر قیام می‌کرد کشته می‌شد و هیچ نتیجه‌ای دست نمی‌داد.


پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به حضرت امیر وصیت کرده بود که هیچ کاری نکند. در خانه آتش آوردند در خانه‌ای که به مسجد پیامبر باز می‌شد، در خانه‌ای که پیامبر وقت هر نماز جلو صحابه می‌رفت، دو دستش را در دو طرف در می‌گذاشت و می‌گفت «السلام علیکم یا اهل البیت» این گونه احترام می‌کرد، در این خانه آتش آوردند که بیرون بیایند و بیعت کنند. کسی بیرون نیامد، آتش را به کلون در رساندند. حضرت زهرا(سلام الله علیها) آمد پشت در، چنان در را فشار دادند که در شکست و حضرت زهرا بین در و دیوار صدایش بلند شد...


اما وقتى حال حضرت زهرا ( س ) رو به وخامت گذارد و بیمارى‏اش شدّت گرفت ، ابوبکر وعمر خواستند که سابقه خوبى براى خود درست کنند و بگویند که به دیدن زهرا (سلام الله علیها) رفتیم ودر آخر ، با هم صلح کردیم وحضرت از ما گذشت . لذا از حضرت امیر (علیه السلام) تقاضا کردند که براى آن دو از حضرت زهرا (سلام الله علیها) اجازه بگیرد تا بیایند به احوالپرسى وى . حضرت زهرا (سلام الله علیها) میل نداشت. حضرت امیر (علیه السلام) اصرار کرد . زهرا (سلام الله علیها) فرمود: « خانه ، خانه شماست وبانوى [ خانه ] هم ، بانوى شماست ».



ابوبکر وعمر آمدند . حضرت زهرا (سلام الله علیها) روى به دیوار و پشت به آنها کرد . گفتند : آمده‏ایم که رضاى شما را حاصل کنیم ، حضرت (سلام الله علیها) فرمود : « من با شما حرف نمى‏زنم مگر که قول بدهید که آنچه را که مى‏گویم ، اگر راست است ، به راستىِ آن شهادت بدهید » . قبول کردند .



حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود : یادتان مى‏آید که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود : « رضاى فاطمه ، رضاى خداوند است ، وخداوند به سبب غضب فاطمه ، غضب مى‏فرماید ؟ » گفتند : بلى ، حضرت (سلام الله علیها) فرمود : خدایا ، شاهد باش که من بر این دو نفر غضبناکم ! واز این دو راضى نیستم. ( بخارى در صحیح خود مى‏نویسد : پس از آن که دختر پیامبر میراث خود را از خلیفه خواست واو گفت که از پیغمبر شنیدم که ما میراث نمى‏گذاریم ، زهرا دیگر با او سخن نگفت تا مُرد " صحیح بخارى 5/177" ) .



ابوبکر، چون همیشه ، تظاهر به گریستن کرد . عمر او را سرزنش کرد وسپس برخاستند ورفتند . این آخرین کارى بود که آن دو انجام دادند. (بحار الانوار 43/170 ـ 171 به نقل از دلایل الامامَة . نیز رجوع شود به : علل الشّرائع صدوق 1/178 ؛ الامامة والسیاسة ابن‏قتیبه دینورى 1/14 ؛ اعلام النساء عمر رضا کحّالة 3/1214 ؛ شرح نهج البلاغه ابن‏ابى‏الحدید 16/273 )



*: دلیل شبانه دفن شدن حضرت زهرا (سلام الله علیها) و مخفی ماندن قبر آن حضرت چیست؟


**: حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود: وصیّت مى‏کنم که ابوبکر وعمر بر من نماز نخوانند و بر جنازه من حاضر نشوند ، و جنازه من شبانه دفن شود. (بحار الانوار 43/159 و182 و183 ونیز بنگرید به : مناقب ابن‏شهرآشوب 1/504)


حضرت على (علیه السلام) به وصیّت حضرت زهرا (سلام الله علیها) عمل کرد ( طبقات 8/18 ـ 19 ؛ انساب الاشراف ص 405 ؛ صحیح بخارى 5/77 ) و او را در خانه خودش دفن کرد .( کافى 1/461 ؛ مناقب ابن‏شهرآشوب 3/365). سپس در بقیع چند صورت قبر ساخت و بر آنها آب پاشید تا مانند قبر تازه به نظر آیند. (بحار الانوار 43/183)


اَصبَغ بن نُباتَه ، از امیرالمؤمنین سؤال کرد که چرا شبانگاه حضرت زهرا (سلام الله علیها) را به خاک سپردند ؟ حضرت على (علیه السلام) فرمود :چون حضرت زهرا (سلام الله علیها) از آن قوم خشمگین بود ، حضور آنان را بر جنازه‏اش خوش نداشت ؛ وهر کس که از آن قوم پیروى کند ، حرام است که بر کسى از فرزندان زهرا (سلام الله علیها) نماز بگزارد. آرى ، پنهان داشتن قبر دختر پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ناخشنودى او را از کسانى چند نشان مى‏دهد وپیداست که او مى‏خواسته است ، با این کار ، دیگران نیز از این ناخشنودى آگاه شوند.



*: به نظر شما ما در جامعه حاضر چگونه می توانیم از آن بانوی بزرگ الگوبرداری نماییم و به ایشان تأسی نماییم؟



**: حضرت زهرا(سلام الله علیها) یک الگوی بانوی کامل اسلام را دارد. غیر از نگاهداری اسلامش، که بانوان ما باید از او درس بگیرند. حتی در ازدواج حضرت زهرا ما باید درس بگیریم. اگر درس می‌گرفتیم این فسادهایی که در جامعه امروزه ما هست، نمی‌شد. زناشویی‌ها را آسان می‌‌کردیم مثل زندگانی حضرت زهرا و حضرت امیر(علیه السلام). روز اول ازدواج حضرت زهرا با حضرت امیر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمد در خانه، آن وقت زن‌ها می‌رفتند با مَشک آب می‌آوردند، هیزم می‌آوردند، گندم آسیاب می‌کردند و تنور را روشن می‌کردند و نان می‌پختند این خوراک‌های امروز نبود میوه‌ای، خرمایی، گاهی یک گوشتی گیرشان می‌آمد. پیامبر فرمود: کارهای بیرون خانه با علی و کارهای داخل خانه با فاطمه. این خودش یک معنایی دارد.

منبع "خبرگزاری مهر"

فارس: سروده آیت‌الله صافی گلپایگانی با عنوان جمال کبریا به این شرح است:

ای دخـــت گــرامـی پـیمبر

ای سرّ رســول در تو مـضمر

در بـیت شریف وحی، خاتون

بــر چــرخ رفــیع مَجد اختر

ای شبه نبی به خلق و اوصاف

ای نــور مـجسّــم مــصـوّر

ای خـــادم خــانه‌ تـو حوّا

و ای حاجــب درگه تو هاجر

در طــورِ لــقا یــگانـه بانو

در مُـلک وجود زیب و زیور

بــا شــیر خــدا عـلیّ عالی

هـم سنگر و هم پیام و همسر

مانند تو زن جهان‌ ‌ندیده‌ ‌است

غــمـخوار و نـگاهبانِ شوهر

ای عــین کمال و جان بینش

ای ‌شخص ‌شخیص عصمت‌ و فرّ

بـر رفـعت قدر تو گواه است

بــیت و حجر و مقام و مشعر

ای ســیّــده زنــان عــالـم

ای بــضــعه حــضرت پیمبر

تـو اصلی و دیگران همه فرع

تــو جـانی‌ و دیگران چو پیکر

در مُـــلــک وَلا ولــیّـة الله

بـر نــخلِ وجــود احمدی بَر

قــرآن بــه فـضیلت تو نازل

بــرهان تــو مــحکم و مقرّر

روی تــو جــمال کــبریایی

کــوی تــو رواق قُرب داور

از جوی تو شبنمی است زمزم

و از بحر تو شعبه‌ای ‌است ‌کوثر

زان خـطبه آتشین که پیچید

در ارض و سـما بسان‌ تنـدر

محکوم شد آن نظام و گردید

حــق روشن و غالب و مظفّر

مـن عاجزم از بــیان وصفت

تـو بحری و من ز قطره کمتر

ای امّ مــحـامـد و مـعــالی

ای از تــو مــشام جان معطّر

بــا این‌همه عزّ و رفعت شأن

بـا آن همه فخر بی حد و مرّ

از ظــلـم مــنافـقین امّــت

شــد قـلـب مـنیر تـو مکدّر

آن را کــه نـمود حقّ مقدّم

کـــردند مــعانــدان مـؤخّر

بردند فدک ‌به ‌غصب و بسـتند

بــر بـاب تو گفته‌‌ای مـزوّر

افسوس شکست دشمـن‌ دین‌

پـهلوی تو را به ضربـت در

بــازوی تـو را به تازیــانه

زد قــنفذ مــلحد سـتـمگر

از سیلی و شـرح آن نگویم

کافتد بـه دل از بیانش آذر

در مــاتم مـحسن شهیدت

ماییم به سوگ و ناله اندر

بر لطفی صافی از سر لطف

بنگر که بُوَد پریش و مضطر

بس فخر از آن کند ‌که دارد

بر سـر ز سـتایش تو افسر



RE: أین الفاطمیون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ - یا ثارالله - ۶/اردیبهشت/۹۱ ۱۲:۲۶

بسم الله الرحمن الرحیم


امروز برای آرامش قلب حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) زیاد صلوات بفرستید.
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


قالَت فاطِمَةُ ( عَلَيهَا السَّلام ) :


" إلهي وَ سَيِّدِي أَسألُك بِالذين اِصطَفَيتَهُم وَ بِبُكاء وُلدي فِي مُفارقَتِي أَن تَغفِرَ لِعُصاة شِیعَتِي وَ شِيعَةِ ذُرِّیَتِی "


حضرت فاطمه زهرا ( عليها السلام ) فرمودند :


« پروردگارا! بزرگا! به حق پيامبراني كه آنها را برگزيدي و به گريه هاي حسن و حسين در فراق من ،

از تو مي خواهم گناهكاران شيعيان من و شيعيان فرزندان مرا ببخشايي »


(ذخائر العقبي ، ص 53 - كوكب الدري ، ج 1 ، ص 196)






یادتان باشد اگر همچو پرستو رفتیم


خانه مادری ما همه بیت الزهراست

یادتان باشد اگر تنگی دل غوغا کرد


مهدی فاطمه را یاد کنید او تنهاست

"اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"



RE: أین الفاطمیون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ - نورالسادات - ۶/اردیبهشت/۹۱ ۱۳:۳۷

حضرت فاطمه در کلام نویسندگان غیرشیعه:
.ابن ابی الحدیدمعتزلی:محمد بسیار فاطمه رااکرام میکردوبارهافرمودهرکس اورابیازاردمراازرده و او پاره تن من است.
.عبدالفتاح عبدالمقصود-نویسنده معروف اهل سنت مصری:
فاطمه مدافع بی چون وچرای علی بودو دوش به دوش او با زبان که تنها صلاحشان بودپشتیبان علی بود.
.سلیمان کتانی نویسنده مسیحی:فاطمه زهرا مقامی والاتر از این دارد که سندهای تاریخی به وی اشاره کنند.فاطمه راهمین بس که دختر محمد-ص-همسرعلی-ع-و مادر حسن وحسین وبزرگ بانوی جهان است.
.هروی در کتاب الغریین مینویسد:مریم بتول نامیده شد زیرا از مردان بریدو فاطمه-س-بتول نامیده شد زیرا از نظیر و مانند برید یعنی بی همتا شد.
با تمام این اوصاف فقط یک سوال باقی می ماند:
سینه ای کزمعرفت گنجینه اسراربود - کی سزاوار فشار ان در و دیوار بود ؟؟؟؟؟


RE: أین الفاطمیون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ - انتصـار - ۶/اردیبهشت/۹۱ ۱۴:۳۴

یـــــــــــــــــــــــــــا فاطمـــــــــــــــــــــــــــــه اغیثیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنی




اللهم العن الجبت و الطاغوت



RE: أین الفاطمیون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ - peimane - ۶/اردیبهشت/۹۱ ۲۲:۲۶

پرستوی مهاجرم چرا ز لانه می روی
اگر ز لانه می روی چرا شبانه می روی ؟
قرار من ، شکیب من ، مهاجر غریب من
فدای غربتت شوم که مخفیانه می روی !
حیات جان ، امید دل ، علی بود ز تو خجل
که با کبودی بدن ز تازیانه می روی


RE: أین الفاطمیون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ - Seyed Mohsen - ۶/اردیبهشت/۹۱ ۲۳:۰۰

ببین می توانی نرو...
آه نرو...آه نرو...آه نرو...
روضه ای فوق جانسوز از حاج حسن خلج:

کد قالب بندی شده:
http://khadem-alhossein.persiangig.com/Ey%20Madar.3gp

حتما دانلود کنید، فوق العاده است!!!



RE: أین الفاطمیون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ - netlog36 - ۷/اردیبهشت/۹۱ ۰:۰۰


عاقبت غائله خوابید و دل آرام گرفت!
شهر از شیر خدا یار دلارام گرفت
خواب شیرین تو بر هم نخورد تا به ابد
رفت آن کس که ز تو راحت هر شام گرفت
اگر او هر شب و هر روز دعا کرد تو را
لطمه دید از تو و دنیایی از آلام گرفت
پشت دیوار و در و پیچ و خم کوچه ی تو
چه شد آخر، که همه حالت ایهام گرفت
آخر ای شهر همان قریه ی گمنامی تو
که به نام پدرش شهر نبی نام گرفت
کوچه هایت چه غریب است، چه می ترساند
دیدم اینجا همه را لرزه بر اندام گرفت
مردم خوب تو ساکت، همه دیدند به چشم!
آتشی از در یک خانه ره بام گرفت
آتشی را که برافروخته ای کم مشمار
فتنه هر جا که به پا شد ز تو الهام گرفت
رشته ی کار رها کردی و از دستت رفت
آنچه آغاز نباید شود انجام گرفت
یوسف خود به دو درهم ثمن بخس دهید؟!
همه سودا زدگان را تب اوهام گرفت
خم شود پشت علی اهل تو دلشاد شوند
جان مردان تو را این طمع خام گرفت
کهکشان بود و ندیدیش به این نزدیکی
آنکه خورشید از او ماه از او وام گرفت
چرخ بر وفق مراد تو نخواهد چرخید
گوهر ناب تو را گردش ایام گرفت
برنگردد دگر آبی که برون رفت ز جو
ندهد سود گرت حسرت مادام گرفت