تالار گفتگوی بیداری اندیشه
چیزهایی که در مورد عاشورا نمی دانیم - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html)
+--- بخش: تاریخ اسلام و تشیع (/forum-53.html)
+--- موضوع: چیزهایی که در مورد عاشورا نمی دانیم (/thread-29465.html)

صفحه: 1 2 3 4 5 6


پاسخ به: چیزهایی که در مورد عاشورا نمی دانیم - Night_World - ۲۸/آبان/۹۲ ۱۴:۲۰

به نام خدا
سلام و عرض ادب
عزاداری همه ی دوستان قبول باشه

دیروز پهپادی به نام فطرس رو نمایی شد و بعد برای اینکه بفهمم معنی نامش چیه ؟ مطلب جالبی یاد گرفتم.
[تصویر: Fotros.jpg]
در خرائج راوندی در خصوص "فطروس" یا "پطروس ملک" نقل شده است؛ هنگامی كه امام حسین (علیه السلام) متولد شد خداوند به جبرئیل فرمان داد با گروه بسیاری از فرشتگان به حضور پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آیند و به او تبریك بگویند.

جبرئیل در مسیر فرود از آسمان به زمین فرشته ای به نام فطرس را دید كه در جزیره ای افتاده (خداوند فطرس را مامور كاری کرده بود ولی او در آن كار كندی می کند، و در نتیجه به كیفر شكست بالهایش گرفتار می شود)

فطرس به جبرئیل عرض كرد: به كجا می روید؟

جبرئیل امین فرمود: به سوی محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم).

فطرس عرض كرد: مرا نیز با خود حمل ونزد آن حضرت ببر شاید برایم دعا كند؛ جبرئیل خواسته او را پذیرفت و به همراه فرشتگان دیگر به حضور پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسیدند و ولادت حسین (علیه السلام) را تبریك گفتند.

آنگاه جبرئیل ماجرای فطرس را عرض کرد.

پیامبر فرمود، به او بگو پیكرش را به این نوزاد (حسین(علیه السلام)) بمالد؛ فطرس همین كار را كرد وهمان دم خداوند فطرس را تندرست كرد و به حال اول برگرداند؛ سپس فطرس همراه جبرئیل به آسمان پر گشود.
(بحار ج44ص182)

در روایت دیگر آمده که فطرس هنگام پرواز به سوی آسمان به رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عرض كرد، اكنون كه من به خاطر وجود حسین(علیه السلام) شفا یافتم باید حق او را ادا و احسانش را جبران كنم؛ هركس حسین(علیه السلام) را زیارت كند زیارتش را به او ابلاغ می كنم، و هركس در هر كجا به او سلام كند یا درود فرستد سلام ودرود او را به آن حضرت خواهم رساند.

(نگاهی به زندگی امام حسین . محمد محمدی اشتهاردی ص18)
منبع


پاسخ به: چیزهایی که در مورد عاشورا نمی دانیم - عبدالرحمن - ۲۸/آبان/۹۲ ۱۷:۱۵

(۲۸/آبان/۹۲ ۱۴:۱۳)nina نوشته است:  بسم الله الرحمن الرحیم
اقای دکتر عالی میگفتن که یه سری ریاضت های خاص وجود داره که اگه کسی انجام بده میتونه در مکاشفات صحنه عاشورا را ببینه.اما 3ساعت اون رو به احدی از عالم نشون نمیدن چون کسی طاقت دیدنش رو نداره و اون لحظه ایه که شمر بر سینه مبارکه امام علیه السلام میشینه و ......
اما تنها کسی که در این دنیا این صحنه رو میبینه وجود مبارک امام زمان علیه السلام هستنSad
کاش ادمای خوبی بودیم تا اماممون میومدSad

آن لحظات که برای غیر معصوم غیر قابل نمایش است فاصله بین افتادن از اسب حضرت تا همان بی حیایی شمر است(آن لحظات غیر قابل بازگو کردن است)
لعنت خدا بر شمر الی الابد[/b]

(۲۸/آبان/۹۲ ۱۴:۲۰)Night_World نوشته است:  به نام خدا
سلام و عرض ادب
عزاداری همه ی دوستان قبول باشه[/b]

دیروز پهپادی به نام فطرس رو نمایی شد و بعد برای اینکه بفهمم معنی نامش چیه ؟ مطلب جالبی یاد گرفتم.
در خرائج راوندی در خصوص "فطروس" یا "پطروس ملک" نقل شده است؛ هنگامی كه امام حسین (علیه السلام) متولد شد خداوند به جبرئیل فرمان داد با گروه بسیاری از فرشتگان به حضور پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آیند و به او تبریك بگویند.

جبرئیل در مسیر فرود از آسمان به زمین فرشته ای به نام فطرس را دید كه در جزیره ای افتاده (خداوند فطرس را مامور كاری کرده بود ولی او در آن كار كندی می کند، و در نتیجه به كیفر شكست بالهایش گرفتار می شود)

فطرس به جبرئیل عرض كرد: به كجا می روید؟

جبرئیل امین فرمود: به سوی محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم).

فطرس عرض كرد: مرا نیز با خود حمل ونزد آن حضرت ببر شاید برایم دعا كند؛ جبرئیل خواسته او را پذیرفت و به همراه فرشتگان دیگر به حضور پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسیدند و ولادت حسین (علیه السلام) را تبریك گفتند.

آنگاه جبرئیل ماجرای فطرس را عرض کرد.

پیامبر فرمود، به او بگو پیكرش را به این نوزاد (حسین(علیه السلام)) بمالد؛ فطرس همین كار را كرد وهمان دم خداوند فطرس را تندرست كرد و به حال اول برگرداند؛ سپس فطرس همراه جبرئیل به آسمان پر گشود.
(بحار ج44ص182)

در روایت دیگر آمده که فطرس هنگام پرواز به سوی آسمان به رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عرض كرد، اكنون كه من به خاطر وجود حسین(علیه السلام) شفا یافتم باید حق او را ادا و احسانش را جبران كنم؛ هركس حسین(علیه السلام) را زیارت كند زیارتش را به او ابلاغ می كنم، و هركس در هر كجا به او سلام كند یا درود فرستد سلام ودرود او را به آن حضرت خواهم رساند.

(نگاهی به زندگی امام حسین . محمد محمدی اشتهاردی ص18)
منبع

در مورد فطرس

شهید مطهری در مورد فطرس دارند که

«داستان فطرس ملک، رمزی است از برکت وجود سیدالشهداء که بال شکسته ها با تماس به او صاحب بال و پر می شوند. افراد و ملت ها اگر به راستی خود را به گهواره حسینی بمالند از جزایر دور افتاده رهایی می یابند و آزاد می شوند.»(مجموعه آثار جلد 17 صفحه 564)

اما با توجه به تناقضاتی که در مورد فطرس است

متن زیر را بخوانید

نقل قول:روایاتی که دربارۀ تخلف بعضی از ملائکه از فرمان الاهی و احیانا تنبیه و مجازات آنها وارد شده است، نظیر روایت "فطرس"، چندان مسلم نیست و همۀ علمای اسلام چنین روایاتی را نپذیرفته اند. برخی از آنان معتقدند: جریان فطرس به اثبات نیاز دارد؛ زیرا فطرس واژه ای یونانی است و در دعای سوم شعبان هم فرشته خوانده نشده است. بلکه به این صورت آمده "و عاذ فطرس بمهده"؛ یعنی فطرس به گهوارۀ امام حسین (علیه السلام) پناه برد. از سوی دیگر سند این دعا هم باید تحقیق شود و میزان اعتبارش بدست آید... .[1]
عده ای دیگر منکر معصیت فرشتگان و تنبیه آنها هستند و می گویند: روایت عصیان فطرس، با آیۀ شریفۀ: "عِبادٌ مُکْرَمُونَ"[2] و آیۀ: "آنها دستورات الاهی را معصیت نمی کنند و آنچه را که امر شده اند انجام می دهند"،[3] منافات دارد.[4]
بنابراین، در نگاه این گروه بین آیات قرآن و روایات، منافات وجود ندارد و عصیان فرشتگان پذیرفته نیست.
از سوی دیگر علمای شیعه با فرض صحت چنین روایاتی، احتمالاتی را مطرح کرده اند:
1. بعضی از مفسران گفته اند: مجازات و تنبیه ملائکه در اثر "ترک اَولی" بوده است، نه گناه و معصیت. منظور از ترک اولی، این است که آنها در اجرای دستورات الاهی عملی را که دارای اولویت بیشتری بوده رها کرده اند و به سوی عمل کم اولویت رفته اند، یا انجام عمل را در وقتی و شرایطی که اولویت بیشتری داشته است، رها کرده و در شرایط و وقت دیگری به جا آورده اند و به همین جهت مجازات و تنبیه شده اند.[5]
2. عده ای برای حل مشکل عصیان و تنبیه فرشتگان، احتمال داده اند که این قبیل روایات مربوط به دسته ای از ملائکه باشد که شبیه به انسان هستند. می گوید: بعضی از ملائکه را در اخبار و احادیث "ملائکۀ زمینی" می گویند، آنها موجوداتی هستند نامرئی، اما شاید خیلی به انسان شبیه اند؛ یعنی تکلیف می پذیرند و احیانا تمرد می کنند. حقیقت اینها بر ما روشن نیست...حتی در بعضی از اخبار آمده است که بعضی از ملائکه از عنصرهای این عالم آفریده شده اند.[6]
بعضی هم معتقدند چنانچه درستی سند و فرشته بودن فطرس، هر دو اثبات شود، این امر با آیۀ "لا یَعْصُونَ اللّهَ"،[7] منافاتی ندارد؛ زیرا فرشتگان یکسان نیستند. فرشتگان حامل عرش، حامل وحی و مقامی والا دارند: "وَ ما مِنّا إِلاّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ".[8] فرشتگان حامل وحی معصوم اند و تکامل هم ندارند. دلیلی نداریم که تمام فرشته ها از یک سنخ باشند و فرشته ای همانند انسان که دارای نفس مستکمله باشد، نداشته باشیم!. پس امکان دارد که فطرس از فرشتگان زمینی به شمار آید و با فرشتگان آسمانی یا اخروی تفاوت داشته باشد.[9]
3. با فرض صحت این روایات، این احتمال نیز مطرح است که چنین قضیه ای دارای یک معنای باطنی و سمبلیک باشد.
استاد شهید مرتضی مطهری در این مورد چنین می گوید: «داستان فطرس ملک، رمزی است از برکت وجود سیدالشهداء که بال شکسته ها با تماس به او صاحب بال و پر می شوند. افراد و ملت ها اگر به راستی خود را به گهواره حسینی بمالند از جزایر دور افتاده رهایی می یابند و آزاد می شوند.»[10]
با توجه به آنچه در کلام حضرت علی (علیه السلام) در توصیف و ویژگی های فرشتگان بیان شد[11]، اگر این کلام را وصف - فرشته بما هو فرشته - گرفتیم و گفتیم حضرت در بیان توصیف تمام فرشته ها هستند، در این صورت باید نازل ترین درجۀ فرشتگان هم دارای آن ویژگی ها باشند. لذا معصیت در حق آنها تصور ندارد، مگر به نحو ترک اولی و گناه منزلتی.[12] اما اگر گفتیم که حضرت در بیان توصیف فرشتگان خاصی بوده است و شاهد ما روایات دیگر این باب است، باید به یکی از توجیهاتی که در بالا بدان اشاره شد، روی بیاوریم.
به هر حال چون فرشتگان موجوداتی غیر مادی هستند، شناخت و آگاهی دقیق از آنها، تنها از راه آیات و روایات ممکن است و به هر روایتی نیز نمی توان تمسک کرد. بلکه باید روایات از نظر سند و دلالت کاملا مورد اعتماد باشند و تا به چنین روایتی دست نیافتیم، مرجع ما تنها آیات قرآن است.

[1] پرسش و پاسخ ها در محضر آیت الله جوادی آملی، ج 2، ص 88.
[2] "وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَدًا سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ"، انبیاء، 26.
آنها گفتند: "خداوند رحمان فرزندی برای خود انتخاب کرده است"! او منزه است (از این عیب و نقص)؛ آنها [= فرشتگان‏] بندگان شایسته اویند.
[3] "یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ نارًا وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَیْها مَلائِکَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اللّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ"؛ ای کسانی که ایمان آورده‏اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگ هاست نگه دارید؛ آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی‏کنند و آنچه را فرمان داده شده‏اند (به طور کامل) اجرا می‏نمایند! ،تحریم، 6.
[4] علامه طباطبایی ره در تفسیر المیزان جلد 19 (ذیل آیه 6، سوره تحریم) می فرماید که تکلیف فرشتگان، تکلیف تکوینی است نه تشریعی؛ در نتیجه عقاب و ثواب برای فرشتگان وجود ندارد و با این حساب تمرّد و عصیان هم برای آنان متصوّّر نیست.
[5] آیت الله مکارم، در پرسش و پاسخهای حضوری.
[6] مرتضی مطهری، توحید، ص 342.
[7] "یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ نارًا وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَیْها مَلائِکَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اللّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ تحریم، 6.
[8] صافات، 164.
[9] توصیه ها، پرسش ها و پاسخ ها در محضر آیت الله جوادی آملی، ج 2، ص 88-87.
[10] مجموعه آثار، ج 17 (یادداشت امام حسین(علیه السلام) و عیسی مسیح علیه السلام) ص 564.
[11] حضرت علی علیه السلام در بیان ویژگی های ملائکه می فرماید: «خداوند ملائکه را خلق کرد و آنها را در آسمان ها مسکن داد، در آنها سستی نیست، غفلت نیست، معصیت نمی کنند و از همه موجودات به خداوند آگاه تر و از همه به او نزدیک تر و خداترس تر هستند، اطاعتشان از خدا از همه بیشتر است، نه خواب به دیدگان آنها راه می یابد و نه دچار سهو و نسیان می شوند و بدن هایشان سست نمی شود.»: بحار الانوار، جلد 59، ص 175- تفسیر القمی، جلد 2، ص 207- میزان الحکمه، ج 7، ص 194، چاپ دفتر تبلیغات اسلامی.
[12] در این بارۀ مقاله "پژوهشی در روایات فطرس ملک" اثر محمد احسانی فر از ص 68 تا 80 از مجله علوم حدیث شماره 34 (سال نهم، شماره چهارم، زمستان 1383) را ببینید . ایشان در این مقاله سند روایات فطرس را معتبر می داند و آن را به معنای گناه منزلتی می داند و گناه منزلتی هم منافاتی با عصمت ندارد.



پاسخ به: چیزهایی که در مورد عاشورا نمی دانیم - خیبر110 - ۲۹/آبان/۹۲ ۲۳:۳۵

این مطلب رو از تاپیک " علت نجنگیدن قمر بنی هاشم در کربلا "در اینجا هم کپی کردم تا شاید از این دیدگاه هم دوستان استفاده کنند و براشون جالب باشه

(۲۴/آبان/۹۲ ۲۱:۴۹)Jim.m نوشته است:  
روز نهم محرم روز ذکر شهادت قمربنی هاشم(علیه السلام)است، همان کسی که به فرمان مولای خویش تنها پرچم آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را در دست گرفت و شاهد شهادت یک به یک عزیزان و اصحاب حسین(علیه السلام) شد و آنگاه که تنها او باقی ماند به نزد اباعبدالله(علیه السلام) رفت تا اذن میدان بگیرد اما با این جمله امام(علیه السلام) مواجه شد که برای طفلان تشنه آب بیاور عباس...


ببخشید تحقیقی که این چند روز من انجام دادم دیدگاه دیگه ای رو هم مطرح کرد :


یک دیدگاه مشهور این هستش که به حضرت عباس اجازه میدان داده نشد .
ولی اول اینکه خود حضرت عباس هم از زبان استاد رائفی پور میخواست بعد از شهادت برادرانش به میدان بره تا در دیدن داغ برادر هم شبیه به امام خودش بشه دوم اینکه از نظر خودم منطقی بود علمدار سپاه که تا وقتی بود آرامش به خیمه و سپاه میداد آخر سر به میدان بره .


و سوم اینکه در خطبه امام خامنه ای در نماز جمعه روز تاسوعا سال 79 از روی منابعی که میخونند اعتقاد دارند حضرت عباس با امام حسین شانه به شانه همدیگه مبارزه کردند و برای رساندن آب هر دو تلاش کردند که جدایی در میدان نبرد باعث میشه حضرت عباس وقتی اب رو داره میاره شهید بشه

این فایل صوتی اون سخنرانی آپلود شده در دو سرور هستش که 8 دقیقه هست و حجمش فقط دو مگابایت هست که صد البته روضه ی قشنگی و منطقی هم امام خامنه ای میخونند و ارزش دانلود داره

http://s1.picofile.com/file/8101112126/khamenei_roze_abalfazl_790126.mp3.html

http://uplod.ir/ew129wj0qzcm/_ei-roze-abalfazl-790126.mp3.htm

این هم متن اون قسمت از سخنرانی امام خامنه ای :


من امروز چند جمله ذكر مصيبت كنم. البته شما از ساعتى پيش اين‌جا بوده‌ايد؛ ذكر مصيبت كرده‌اند و شنيده‌ايد. اين روزها هم در همه مجالس و محافل، ذكر مصيبت است. امروز، روز تاسوعاست و رسم بر اين است كه در اين روز، گويندگان و نوحه‌سرايان، راجع به شهادت اباالفضل العبّاس روضه بخوانند. آن‌طور كه از مجموع قراين به دست مى‌آيد، از مردان رزم‌آور - غير از كودك شش ماهه، يا بچه يازده ساله - اباالفضل العبّاس آخرين كسى است كه قبل از امام حسين به شهادت رسيده است؛ و اين شهادت هم باز در راه يك عمل بزرگ - يعنى آوردن آب براى لب‌تشنگان خيمه‌هاى اباعبداللَّه الحسين - است. در زيارات و كلماتى كه از ائمه عليهم‌السّلام راجع به اباالفضل العبّاس رسيده است، روى دو جمله تأكيد شده است: يكى بصيرت، يكى وفا. بصيرت اباالفضل العبّاس كجاست؟ همه ياران حسينى، صاحبان بصيرت بودند؛ اما او بصيرت را بيشتر نشان داد. در روز تاسوعا، مثل امروز عصرى، وقتى كه فرصتى پيدا شد كه او خود را از اين بلا نجات دهد؛ يعنى آمدند به او پيشنهاد تسليم و امان‌نامه كردند و گفتند ما تو را امان مى‌دهيم؛ چنان بر خورد جوانمردانه‌اى كرد كه دشمن را پشيمان نمود. گفت: من از حسين جدا شوم؟! واى بر شما! اف بر شما و امان‌نامه شما!(12) نمونه ديگرِ بصيرت او اين بود كه به سه نفر از برادرانش هم كه با او بودند، دستور داد كه قبل از او به ميدان بروند و مجاهدت كنند؛ تا اين‌كه به شهادت رسيدند. مى‌دانيد كه آنها چهار برادر از يك مادر بودند: اباالفضل العبّاس - برادر بزرگتر - جعفر، عبداللَّه و عثمان. انسان برادرانش را در مقابل چشم خود براى حسين‌بن‌على قربانى كند؛ به فكر مادر داغدارش هم نباشد كه بگويد يكى از برادران برود تا اين‌كه مادرم دلخوش باشد؛ به فكر سرپرستى فرزندان صغير خودش هم نباشد كه در مدينه هستند؛ اين همان بصيرت است. وفادارى حضرت اباالفضل العبّاس هم از همه جا بيشتر در همين قضيه وارد شدن در شريعه فرات و ننوشيدن آب است. البته نقل معروفى در همه دهانها است كه امام حسين عليه‌السّلام حضرت اباالفضل را براى آوردن آب فرستاد. اما آنچه كه من در نقلهاى معتبر - مثل «ارشاد» مفيد و «لهوف» ابن‌طاووس - ديدم، اندكى با اين نقل تفاوت دارد. كه شايد اهميت حادثه را هم بيشتر مى‌كند. در اين كتابهاى معتبر اين‌طور نقل شده است كه در آن لحظات و ساعت آخر، آن‌قدر بر اين بچه‌ها و كودكان، بر اين دختران صغير و بر اهل حرم تشنگى فشار آورد كه خود امام حسين و اباالفضل با هم به طلب آب رفتند. اباالفضل تنها نرفت؛ خود امام حسين هم با اباالفضل حركت كرد و به طرف همان شريعه فرات - شعبه‌اى از نهر فرات كه در منطقه بود - رفتند، بلكه بتوانند آبى بياورند. اين دو برادر شجاع و قوى‌پنجه، پشت به پشت هم در ميدان جنگ جنگيدند. يكى امام حسين در سن نزديك به شصت سالگى است، اما از لحاظ قدرت و شجاعت جزو نام‌آوران بى‌نظير است. ديگرى هم برادر جوان سى‌وچند ساله‌اش اباالفضل العبّاس است، با آن خصوصياتى كه همه او را شناخته‌اند. اين دو برادر، دوش به دوش هم، گاهى پشت به پشت هم، در وسط درياى دشمن، صف لشكر را مى‌شكافند. براى اين‌كه خودشان را به آب فرات برسانند، بلكه بتوانند آبى بياورند. در اثناى اين جنگِ سخت است كه ناگهان امام حسين احساس مى‌كند دشمن بين او و برادرش عباس فاصله انداخته است. در همين حيص و بيص است كه اباالفضل به آب نزديكتر شده و خودش را به لب آب مى‌رساند. آن‌طور كه نقل مى‌كنند، او مشك آب را پر مى‌كند كه براى خيمه‌ها ببرد. در اين‌جا هر انسانى به خود حق مى‌دهد كه يك مشت آب هم به لبهاى تشنه خودش برساند؛ اما او در اين‌جا وفادارى خويش را نشان داد. اباالفضل العبّاس وقتى كه آب را برداشت، تا چشمش به آب افتاد، «فذكر عطش الحسين»؛ به ياد لبهاى تشنه امام حسين، شايد به ياد فريادهاى العطش دختران و كودكان، شايد به ياد گريه عطشناك على‌اصغر افتاد و دلش نيامد كه آب را بنوشد. آب را روى آب ريخت و بيرون آمد. در اين بيرون آمدن است كه آن حوادث رخ مى‌دهد و امام حسين عليه‌السّلام ناگهان صداى برادر را مى‌شنود كه از وسط لشكر فرياد زد: «يا اخا ادرك اخاك».

۱۳۷۹/۰۱/۲۶ امام خامنه ای


پاسخ به: چیزهایی که در مورد عاشورا نمی دانیم - عبدالرحمن - ۱/آذر/۹۲ ۱۸:۵۷

در مورد جناب جون بن حُوَی سلام الله علیه غلام جناب ابوذر غفاری

ایشان در چنین روزی دفن شدند بیش از یک هفته پس از دفن دیگر شهدا

ایشان غلام ابوذر بود که مشکین پوست با بدنی بدبو بود(ذاتا)

پس از اینکه به خوشبختی رسید و شهید شد حضرت سیدالشهدا علیه السلام ایشان را مانند پسرشان در آغوش گرفتند و در حقشان دعا کردند

چیزی که شاید کمی ظریف باشه اینه

خیلی ها میگن ببین آقا امام حسین این غلام سیاه رو هم تحویل گرفت!!!!

یعنی چی؟

اصلا در مرام اهل بیت چنین حرف هایی ممنوع است

با تفکرات خودمان در مورد اهل بیت صحبت نکنید

اصلا ما چنین امام حسینی را می شناسیم که نه بخاطر اینکه از خود بزرگوارای نشان دهد یا کاری کند که جون ناراحت نشود بلکه چون حضرت ذاتا دیدی بزرگ دارند نسبت به خلق خدا اینطور رفتار می کنند




پاسخ به: چیزهایی که در مورد عاشورا نمی دانیم - درست پسند - ۴/آذر/۹۲ ۳:۳۵

(۲۷/آبان/۹۲ ۱:۲۹)تلمیخا نوشته است:  
بیمار کربلا
یکی از مهم ترین انحرافاتی که در تاریخ جا افتاده کلمه فوق است
امام علی بن الحسین علیه السلام کلا سالم بودند و حتی در روز عاشورا نیز تا ساعات پایانی سالم بودند
به خواست خدا در زمانی که می بایست از امام زمانشان دفاع می کردند به بیماری بسیار سختی مبتلا شدند که کاملا بستری شدند و طوری بوده که آن جلادان وحشی با دیدن وضع ایشان از قتل ایشان منصرف شدند و گمان بردند که زبانم لال ایشان هر دم ممکن است جان سپارند.
خواهشا این مورد را به بقیه بگوئید
حالا برای اینکه ببینید این انحراف چقدر جا افتاده روی این لینک کلیک کنید
دوست عزیز،
خودتون هم می‌فرمایید:
(۲۷/آبان/۹۲ ۱:۲۹)تلمیخا نوشته است:  به خواست خدا در زمانی که می بایست از امام زمانشان دفاع می کردند به بیماری بسیار سختی مبتلا شدند که کاملا بستری شدند
دیگه کجای عبارت «بیمار کربلا» انحراف تاریخی هست؟!HuhExclamation
در جستجویی که لینکش رو داده بودید هم هر جا رو دیدم، چیزی که از هر جهت مخالف این گفته‌ی شما باشه ندیدم!


پاسخ به: چیزهایی که در مورد عاشورا نمی دانیم - مصطفي مازح7610 - ۵/آذر/۹۲ ۱۰:۴۸

شبهه: وهابی ها می گویند این شیعیان خودشان رفته اند امام حسین را کشته اند، حالا دارند بر سرشان می زنند که عجب غلطی کردیم. باید به اینها خندید که خودشان این جنایت را کرده اند و خودشان نیز دارند می گریند.
پاسخ: این درست نیست که میگویند مردم کوفه بی وفا بودند و مردم کوفه شیعه بودند. مگر نه این که کوفه حرم اهلبیت است، مگر نه این که کوفه حرم امیرالمومنین است، چقدر روایات داریم در مدح کوفه!ا
شیعه نیامد امام حسین را بکشد، شیعه که سیدالشهدا را نمی کشد، آنهایی که سیدالشهدا علیه السلام را کشتند پیروان عثمان بودند، اینها سنی بودند، آنهم نه سنی معمولی عثمانی ها بوند، عثمانی ها آمدند امام حسین علیه السلام را کشتد
کوفه دو قسمت داشته است، یک قسمتش محله ی بالا که دارالاماره آنجا بود، و همه عثمانی بودند و همه سنی و از سنی های ناصبی. محله ی پایین هم شیعه بودند، آنجایی که مسجد کوفه است،
این شیعیان جنوب کوفه (محله پایین) اینها نه آمدند کربلا امام حسین علیه السلام را بکشند، و نه وقتی اسرا آمدند شادی کردند، بلکه اینها عزا گرفتند، آنهایی هم که آن جنایت ها را کردند همه همین عثمانی های کوفه بودند و بعدهم جنوب کوفه با اینکه اقلیت بودند، بعد از جریان عاشورا، ریختند و تمام آنها را قتل عام کردند و از کوفه بیرونشان کردند، خلاصه در جریان کربلا کسی را سراغ نداریم که شیعه باشد و آمده باشد کربلا با امام حسین علیه السلام بجنگد.
مواظب باشید که ما خودمان آب به آسیاب دشمن نریزیم. خیلی وهابی ها اینها را در دنیا پخش کردند علیه ما شیعیان و حرفهای خودمان را می گیرند و مویدش می گذارند و این بخاطر این است که ما تاریخ را مطالعه نمی کنیم و از این حرفها می زنیم، یعنی مواظب باشید شیعه را متهم به قتل امام حسین علیه السلام نکنید، عثمانی ها بودند که امام حسین را کشتند.
برگرفته از سخنان استاد احمد عابدی



پاسخ به: چیزهایی که در مورد عاشورا نمی دانیم - help me - ۵/آذر/۹۲ ۱۱:۲۲

نقل قول:یکی از چیزهایی که امسال در مورد واقعه عاشورا یاد گرفتم این بود که حضرت باقر(علیه السلام) پنج ساله در مجلس یزید سخن جالبی رو ارائه می فرمایند.
نقل قول:وای خدایا [تصویر: sad.png] من اصلا نمیدونستم امام باقر هم تو کربلا بوده
منم نمیدونستم اصلا اون موقع امام محمد باقر(علیه السلام) در کربلا بودن و وقتی این پست رو خوندم کلی تعجب کردم (البته میدونم مایه خجالته Sad) ولی دیشب از امام جماعتمون پرسیدم ایشون تایید کردن و همون قضیه مجلس سخنرانی رو توضیح دادن ......
واقعا ممنونم از بچه های این تالار که همیشه ازشون کلی چیز یاد میگیرم خدا اجرتون بده .Rose


پاسخ به: چیزهایی که در مورد عاشورا نمی دانیم - آلاله - ۵/آذر/۹۲ ۲۳:۱۳

بسم الله الرحمن الرحیم

نقل قول:
و چیزی که ادمو داغون میکنه اینه که دو نفر قبل از اینکه شهید شن اسب ها از روشون تاختن که یکی اش حضرت قاسم بود و دیگری خود ابا عبدالله علیه السلام.
که امام رو در مقاتل نیاوردن و ما در زیارت ناحیه مقدسه ،که از زبان امام زمان علیه السلام هست میفهمیم.

حضرت قاسم زمانی که بر بالین امام حسین(علیه السلام) بودند شهید شدند

این قسمت از کتاب حماسه حسینی بخش تحریفات قرار گرفته :

نقل قول:راوى گفت ديدم بند يكى از كفشهايش باز است و يادم نمى رود كه پاى چپش هم بود . از اينجا معلوم مى شود چكمه پايش نبوده است . نوشته اند كه امام كنار خيمه ايستاده و لجام اسبش در دستش بود . معلوم بود منتظر است , كه يك مرتبه فريادى شنيد .

نوشته اند امام به سرعت يك باز شكارى روى اسب پريد و حمله كرد . آن فرياد , فرياد يا عماه قاسم بن الحسن بود . آقا وقتى به بالين اين جوان رسيد در حدود دويست نفر دور اين بچه را گرفته بودند .

امام حمله كرد آنها فرار كردند و يكى از دشمنان كه از اسب پائين آمده بود تا سر جناب قاسم را از بدن جدا كند , خودش در زير پاى اسب رفقاى خود پايمال شد . آن كسى را كه مى گويند در روز عاشورا در حالى كه زنده بود زير سم اسبها پايمال شد , يكى از دشمنان بود نه حضرت قاسم .

بهر حال حضرت وقتى به بالين قاسم رسيدند كه گرد و غبار زياد بود و كسى نمى فهميد قضيه از چه قرار است . وقتى كه اين گرد و غبارها نشست , يك وقت ديدند كه آقا بر بالين قاسم نشسته و سر قاسم را به دامن گرفته است . اين جمله را از آقا شنيدند كه فرمود : "يعز و الله على عمك ان تدعوه فلا يجيبك او يجيبك فلا ينفعك صوته "

برادرزاده ! خيلى بر عموى تو سخت است كه تو او را بخوانى , نتواند تو را اجابت كند , يا اجابت بكند , اما نتواند براى تو كارى انجام بدهد . در همين حال بود كه يك وقت فريادى از اين جوان بلند شد و جان به جان آفرين تسليم كرد .


نقل قول:برخلاف اینکه خیلی ها فکر میکنند......

افرادی بودند که شب عاشورا هم در بین یاران حضرت بودند و تا لحظه های آخر هم در میدان نبرد بودند ولی وا دادند

و افرادی از سپاه عمر سعد بودند با ایشان جنگیدند ولی لحظه آخر خوشبخت شدند و به حضرت پیوستند

بودند افرادی که از سپاه عمرسعد به امام حسین(علیه السلام) پیوستند ولی در روز عاشورا هیچ کس از یاران امام از ایشان جدا نشدند!

منابعی که از "طرماح" مینویسند خیلی قابل اعتماد نیستند, داستانش هم خیلی قابل باور نیست, مثل پنهان کردن اسب در بین خیمه ها و .... مگه میشه چنین کاری کرد !؟ اونم تو شرایطی که شب عاشورا امام فرمان داده بودند خیمه ها رو اونقدر به هم نزدیک کنن که حتی یه جاهایی یک نفر هم به زحمت میتوانست از بین خیمه ها عبور کند !!!



پاسخ به: چیزهایی که در مورد عاشورا نمی دانیم - سید ابراهیم - ۶/آذر/۹۲ ۹:۳۶

دوست گرامی اون شخصی که مد نظر شماست طرماح نبوده، بلکه ضحاک بن عبدالله مشرقی است.

طرماح کسی بود که آمد خدمت حضرت و عرضه داشت که آقا جان من می دانم شما برحقید ولی کمی آذوقه و مال دارم که باید به خانواده ام برسانم اجازه بدهید بروم و برگردم و آقا فرمودند برو ولی زود بازگرد...طرماح قبل از عاشورا خارج می شود به کوفه می رود ولی زمان بازگشت در صحرا سر امام را بر بالای نیزه می بیند...

در رابطه با حضرت قاسم هم باید عرضه کنم که این هم میتواند نظر شهید مطهری باشد ولی بسیاری از مقاتل هم آنگونه بیان کرده اند و ازجمله مقتل شوشتری که بسیار قابل اعتماد است... دوست عزیز قرار نیست هرچه شهید بزرگوار فرموده باشند حقیقت مسلم تاریخ باشد.


پاسخ به: چیزهایی که در مورد عاشورا نمی دانیم - یاســین - ۶/آذر/۹۲ ۱۰:۱۴

نمیدونم
الله اعلم
من حضرت قاسم رو از زبان دکتر عالی شنیدم

در صفحه 2 بنده به میدان رفتن حضرت قاسم رو نوشتم اگه مطالعه نکردید ببینید
در یک لحظه گرد و خاکی میشه که تاریخ نگاران نمیفهمن چه اتفاقی میفته چون دیده نمیشه،حالا شاید اقای دکتر عالی منابع بیشتری رو از نظر گذروندن
اون موقع اسبها تاخته شده،بدن مجروحه،حضرت میرسن ،سر به بالین میذارن ،اون جمله ها رو میگن بعد شهید میشن.
مثلا همین حضرت امام حسین هم که زیر سم اسب میرن در زمان جراحت در هیچ مقتلی نیامده جز در زیارت ناحیه مقدسه که روضه امام زمان برای جدشون هست

حالا ما شنیدمون رو گفتیم،الله اعلم