![]() |
|
آشنایی و تعریف اصطلاحات تجوید - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html) +--- بخش: اصول عقاید شیعه (/forum-19.html) +---- بخش: قرآن مجید (/forum-50.html) +---- موضوع: آشنایی و تعریف اصطلاحات تجوید (/thread-37634.html) |
آشنایی و تعریف اصطلاحات تجوید - mahdy30na - ۲۴/دی/۹۳ ۳:۵۴ سلام دوستان در مجالی چندین جلسه ای البته با صبر و تامل و حوصله از شما دوستان ، بحث تجوید رو با هم قدم قدم میریم جلو. امیدوارم مورد استفاده شما برادر و خواهر ایمانی قرار بگیره. منبع هم مصطفی اسرار ـ فرهنگ اصطلاحات تجوید سیر مباحث رو هم براتون میزارم تا قدم قدم پیش بریم.
![]() [b] بسم الله الرحمن الرحیم
تاء تأنیث مانند: صلوه ـ زکوه ـ فَاکِهَه ـ مَرَّه ـ حُمْرَه که در حال وقف به جای تاء (ه) هاء (ه) تلفظ میشود مثلاً صَلوه میشود صَلوه.[سوره بقره، آیه ۳.] البته در کلمات: تَوریه و تُقیه و امثال آن بعضی با ابدال و برخی بدون ابدال میخوانند. و نیز کلماتی که در رسم الخط قرآن با تاء مبسوطه (یعنی کشیده) نوشته شدهاند به همان تاء وقف میگردند. مانند: جَنّاتٌ ـ اَلبَیّناتُ ـ بِالْآیاتِ ـ ثَمَراتِ ـ سُنّت. مثلاً جَنّاتٌ میشود جنَّاتْ.[سوره نساء، آیه ۵۷.] و کلمات منصوب مثل: رَحِیماً ـ شَکُوراً ـ مَاءً ـ مُسَمّیً ـ بَیَاتاً به هنگام وقف، تنوین به الف بدل میگردد رَحیماً میشود رَحِیماً.[سوره احزاب، آیه ۳۳.] إبدال یکی از اقسام وقف است. پاسخ به: آشنایی و تعریف اصطلاحات تجوید - mahdy30na - ۲۴/دی/۹۳ ۱۵:۳۷ اِثْبات
به معنی باقی گذاردن حرف آخر کلمهای که میخواهند بر آن وقف کنند (موقوفٌ علیها) میباشد. مانند: وَاقٍ[سوره غافر، آیه ۲۱.]
اختِلاس
مانند: فَسَیَکْفیکَهُمُ اللهُ[سوره بقره، آیه ۱۳۷.] که ضمه هاء کلمه آخر اختلاس میشود و نِعِمّا[سوره بقره، آیه ۲۷۱.] که در اصل «نِعْمَ ما» است، که میم اول ساکن بوده و در میم دوم ادغام شده و با اختلاس خوانده می شود. اخفاء
علامت اخفاء حرف «ف» یا یک نقطه است که در بعضی قرآنها بالای آن حرف میگذارند.
۲. ثاء مانند: اُنْثی ـ صَبّاً ثُمَّ[سوره عبس، آیه ۲۵ و ۲۶.] ۳. جیم مانند: یُنجی ـ غَسّاقاً جزاءً[سوره نباء، آیه ۲۵.] ۴. دال مانند: اَنْداداً ـ کَأساً دِهَاقاً[سوره نباء، آیه ۲۵.] ۵. ذال مانند: اَنذِرْهُم[ سوره مریم، آیه ۳۹.]ـ حکیمٌ ذلِکَ ۶. زاء مانند: مَنْزِلاً ـ مُبارَکَهٍ زَیتُونَهٍ۷. سین مانند: مِنْسأتِهِ[سوره سباء، آیه ۳۴.]ـ خَالِصاً سَابِغاً ۸. شین مانند: أنْشأنَا ـ صَبّارٍ شکُور[سوره شوری، آیه ۳۳.] ۹. صاد مانند: یَنصُرُ ـ رِیحاً صَرْصَراً[سوره فصلت، آیه ۱۶.] ۱۰. ضاد مانند: مَنْضُود ـ مُسْفِرهٌ ضَاحِکَهٌ[سوره عبس، آیه ۳۹.] ۱۱. طاء مانند: فَانْطَلَقَ ـ صَعیداً طَیّباً[سوره نساء، آیه ۴۳.] ۱۲. ظاء مانند: اُنْظُرْ ـ ظِلّاً ظَلِیلاً[سوره نساء، آیه ۵۷.] ۱۳. فاء مانند: اَنفُسَهُمْ ـ خَالِداً فِیهَا[سوره نساء، آیه ۱۴.] ۱۴. قاف مانند: یُنقذونَ ـ سَمِیعٌ قَرِیبٌ[سوره سباء، آیه ۵۰.] ۱۵. کاف مانند: مِنکُم ( کِتابٌ کَریمٌ.[سوره نمل، آیه ۲۹.] پیشا پیش از صبر و شکیبایی شما تشکر میکنم. پاسخ به: آشنایی و تعریف اصطلاحات تجوید - mahdy30na - ۲۶/دی/۹۳ ۱۸:۵۵ سلام
ادغام کبیر ادغام بر دو نوع است: ادغام کبیر و ادغام صغیر ادغام کبیر آن است که «مُدغم» و «مدغمٌ فیه» متحرک باشند که در این صورت اولی را ساکن و در دوم ادغام میکنند. و چون در این نوع ادغام یک عمل بیشتر از ادغام صغیر انجام میگیرد (یعنی ساکن کردن مُدغم) بدین سبب آن را اذغام کبیر نامیدهاند.
۲. چنانچه مُدغم و مدغمٌ فیه در دو کلمه قرار داشته باشند، خواه متماثل یا متجانس یا متقارب باشند، بعضی قرّاء ادغام را جایز دانستهاند، مانند: سَیَقُولُ لَکَ ـ یَعْلَمُ ما ـ ذَلِکَ کَتَبْنَا. ادغام صغیر آن است که مُدغم ساکن و مدغمٌ فیه متحرک باشد که در این صورت اولی را در دومی ادغام مینمایند مانند: فَاضْرِبْ بِهِ که به صورت فَاضْرِبِّهِ تلفظ میشود. ادغام صغیر بر سه قسم است: متماثل ـ متجانس ـ متقارب.
سوره زخرف، آیه ۸۹.](پس از کافران اعراض کن). و نیز همزه و الف در هیچ حرفی ادغام نمیشود و هیچ حرفی هم در آنها ادغام نمیگردد. پیشا پیش از صبر و شکیبایی شما تشکر میکنم. پاسخ به: آشنایی و تعریف اصطلاحات تجوید - mahdy30na - ۲۷/دی/۹۳ ۲۲:۰۰ اِدْغام ادغام مصدر باب افعال است و به معنای داخل کردن حرفی در حرف دیگر میباشد. به طوری که اثری از حرف اول باقی نماند و زبان فقط یک مرتبه در ادای آن برداشته شود و یک حرف مشدّد تلفظ گردد.
اِذْلاق مصدر باب اِفعال است و به معنی تندی و تیزی و روانی زبان میباشد. شش حرف از حروف الفبا دارای این صفت هستند که عبارتند از: (ل ـ ن ـ ز ـ ف ـ ب ـ م) و جهت سهولت یادگیری و به خاطر سپردن، آنها را در کلمات زیر جمع کردهاند: فَرَّ مِنْ لُبٍّ (از عقل فرار کرد).
پیشا پیش از صبر و شکیبایی شما تشکر میکنم.
پاسخ به: آشنایی و تعریف اصطلاحات تجوید - زینب خانوم - ۲۸/دی/۹۳ ۶:۵۱ خیلی عالیه. من صوت آقای میشاری رو خیلی دوست دارم. تا چند وقت پیش فکر میکردم اشتباه خونده بوده. الآن فهمیدم بیچاره درست خونده بوده. چقدر بد و بیراه گفتم به اونایی که این قرائت رو دادن بیرون. فکر میکردم قصدشون تحریفه. خدا خیرتون بده آقای مهدی سینا. پاسخ به: آشنایی و تعریف اصطلاحات تجوید - mahdy30na - ۲۸/دی/۹۳ ۱۶:۲۰ اِسْتِعَاذه در حقیقت پناه بردن به خداوند از شر و نقشههای شیطان است، مستحبّ است پیش از آغاز قرائت قرآن، قاری به خداوند پناه ببرد، چنانکه قرآن مجید میفرماید: فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ(یعنی هنگامیکه اراده خواندن قرآن نمائی از شیطان رانده شده به خدا پناه ببر). اهل معنا مقدم داشتن استعاذه را بر بِسْمِله و خواندن قرآن، تخلیه قبل از تَحلیه (زینت دادن) دانستهاند. یعنی ابتدا شیطان و هواهای نفسانی را از درون زدودن و سپس آماده پذیرفتن نور هدایت الهی شدن است. استعاذه به طریق مختلف نقل شده که به چند مورد اشاره میشود:
اِسْتِعْلاء این کلمه مصدر باب استفعال میباشد و به معنای طلب بلند کردن است. هفت حرف از حروف الفبا دارای این صفت هستند که عبارتند از: (خ ـ ص ـ ض ـ ط ـ ظ ـ غ ـ ق). این حروف را مُسْتَعْلِیَه میگویند زیرا هنگام ادای آنها دهان پر از صدا میشود، و صوت و زبان میل به کام بالا پیدا میکنند و با تفخیم و غلظت تلفظ میشوند.
پیشا پیش از صبر و شکیبایی شما تشکر میکنم.
پاسخ به: آشنایی و تعریف اصطلاحات تجوید - mahdy30na - ۲۹/دی/۹۳ ۲:۳۶ اِسْتِفال [b]اين كلمه مصدر باب افتعال ميباشد، و به معني پست شدن است. [/b]
إسْكان به معني ساكن نمودن حرف آخر كلمه ميباشد، در صورتي كه آن حرف متحرك باشد. مانند مِنْ قَبْلِكَ[سورة بقره، آية 4. ]، كه هنگام وقف، فتحه كاف حذف شده و كاف ساكن ميشود. البته به سكون عارضي، زيرا فتحه جزو كاف ضمير است و براي وقف ساكن ميشود. اِسكان يكي از اقسام وقف است. وقف به اسكان مهمترين و بهترين شيوه وقف است بنابراين كلماتي كه حرف آخر آنها مفتوح، مكسور، مضموم و مجرور و مرفوع باشند به طريق اسكان وقف ميشوند و كلماتي كه حرف آخر آنها تاء تأنيث و يا منصوب باشند به قاعدة ابدال وقف ميگردند. و شيوههاي ديگر وقف چندان معمول و مشهور نيست و بيشتر در اختلاف قرائات ذكر ميشوند. اِسْتِطالَة اين كلمه مصدر باب استفعال بوده و به معناي طلب كشيدن است.
به معني سير كردن است و در اصطلاح تجويد، سير كردن حركت ميباشد
پیشا پیش از صبر و شکیبایی شما تشکر میکنم.
پاسخ به: آشنایی و تعریف اصطلاحات تجوید - mahdy30na - ۱/بهمن/۹۳ ۲:۲۶ اِشمام به معنی بویانیدن است ودر اصطلاح تجوید اشاره کردن به حرکت حرف آخر کلمه با لبها بدون صوت است.
۲. در میم جمع، زیرا میم جمع مبنی بر سکون است و حرکتی ندارد که شنونده یا بیننده هنگام وقف آنرا تشخیص دهد مانند:اِنَّهُمْ ـ رَبُّکُمْ ـ بِهِمْ ـ جَائَکُمْ ـ اَبْصارُهُمْ ۳. در حرکت عارضی جایز نیست زیرا در حال وقف، ساکن هستند مانند: قُلِ ادْعُوا ـ قُمِ اللَّیْلَ ـ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ[ سوره جمعه، آیه ۶.]، که کسره لام (قُلْ) و میم (قُمْ) و ضمّه واو (فَتَمَنَّوُا) برای رفع التقاء دو ساکن بوده و عارضی است. و نیز در لا تَأْمَنّا[سوره یوسف، آیه ۱۱.] نون مشدّد به اشمام خوانده میشود چون در اصل لاتَأْمَنَنا بوده است. اِصْمات مصدر باب إفعال است و به معنای سکوت و خاموش شدن و به سنگینی ادا کردن میباشد.
اِطباق مصدر باب افعال است، و به معنی پوشانیدن و طَبَق بر سرچیزی گذاردن میباشد.
![]() درخواست از دوستان برای تمرین بیشتر مواردی رو که در تلاوت هاتون برخورد میکنید در حاشیه قران ( یک کاغذ بزارید و بنویسید ) که هم تکرار میشه هم اینکه فراموشتون نمیشه ان شالله پاسخ به: آشنایی و تعریف اصطلاحات تجوید - mahdy30na - ۳/بهمن/۹۳ ۲:۵۵ سلام با تاخیر خدمت شما رسیدم پیشا پیش از صبر و شکیبایی شما تشکر میکنم.اظهار به معنی ظاهر کردن حروف به هنگام تلفظ بطور واضح و آشکار است، که شامل حروفی میشود که مخرجشان دور است.
۱. همزه مانند: مَنْ امَنَ ـ عَذَابٌ اَلیمٌ[سوره دخان،آیه ۱۱] ۲. هاء مانند: اَنْ هَدی ـ لِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ[سوره رعد، آیه ۷] ۳. عین مانند: اَنْعَمْتَ ـ مِنْ عَمَلٍ[سوره رعد، آیه ۷] ۴. حاء مانند: وَانْحَر ـ مِنْ حَکِیمٍ ۵. غین مانند: اِنْ یَکُنْ غَنِیّاً[سوره نساء، آیه ۱۳۵.]ـ اَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ ۶. خاء مانند: مَنْ خَسَفْنَا[سوره عنکبوت، آیه ۴۰.]ـ مُقِیمٌ خالِدِینَ[سوره توبه،آیه ۲۱.]
به معنی پیوستن و پیوست کردن چیزی به چیز دیگر است.
۱. در «ماء» استفهامی که درحالت مجرور بودن، الف آن حذف میشود مانند: مِمَّ (مِمَّه ـ عَمَّ[سوره نبأ، آیه ۲.](عَمَّهْ). ۲. در ضمیر مفرد مذکر و مؤنّث غائب منفصل که مبنی بر فتح هستند مانند: هُوَ (هُوَه) ـ هِیَ (هِیَه). ۳. در نون مشدّد جمع مؤنّث مانند: (مِثْلَهُنَّهْ) کلمات درون پرانتز نشان دهنده وقف به شیوه الحاق است. ۴. یاء مشدّد که مبنی بر فتح هستند مانند: عَلَیَّ (عَلَیَّهْ) ـ اِلَیَّ (اِلَیَّهْ) ـ بِیَدَیَّ (بِیَدَیَّهْ) ـ لَدَیَّ (لَدَیَّهْ). «الف»
![]() درخواست از دوستان برای تمرین بیشتر مواردی رو که در تلاوت هاتون برخورد میکنید در حاشیه قران ( یک کاغذ بزارید و بنویسید ) که هم تکرار میشه هم اینکه فراموشتون نمیشه ان شالله [/b] پاسخ به: آشنایی و تعریف اصطلاحات تجوید - mahdy30na - ۳/بهمن/۹۳ ۱۵:۲۷ اِماله «اِماله» بر وزن اِقاله مصدر باب اِفعال است، اصل آن «اِمیال» بوده است که یاء آن بواسطه سنگینی تلفظ حذف شده و درعوض به آخرش تاء اضافه شده است.
اماله صغری و اماله کبری
پیشا پیش از صبر و شکیبایی شما تشکر میکنم. ![]() درخواست از دوستان برای تمرین بیشتر مواردی رو که در تلاوت هاتون برخورد میکنید در حاشیه قران ( یک کاغذ بزارید و بنویسید ) که هم تکرار میشه هم اینکه فراموشتون نمیشه ان شالله |