|
خطرناکترین پارادایم یا ایدئولوژی برای بشریت کدام است ؟
|
|
۱۸:۰۴, ۱۹/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/فروردین/۹۱ ۱۱:۳۵ توسط خاک.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() بسم الله الرحمان رحیم سلام بر دوستان یک سوال دارم خطرناکترین ایدئولوژی یا پارادایم برای بشریت کدام است ؟ داروینیسم - پوزیتیویسم - اومانیسم - سکولاریسم - لیبرالیسم - مارکسیسم- فاشیسم - ناسیونالیسم - فمینیسم - صهیونیسم - سیتنیسم - روماتیسم و...... از دوستان خواهشمندم در جواب هایتان 1 تعریف مختصر و مفیدی از مکتب مورد نظرتان بنویسید (برای آشنایی دیگر کاربران ) 2 دلیل خود را برای انتخاب آن به عنوان خطرناکترین ایدئولوژی برای بشریت بنویسید |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۰۹, ۲۴/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/بهمن/۹۰ ۱۴:۱۰ توسط revenger.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
(۲۴/بهمن/۹۰ ۲:۱۱)Admirer نوشته است: سلام دوست عزیز!! سلام برادر درسته منشاء تمام پارادایم ها اومانیسم هستش ولی همونطور که توضیح دادم شامل نیست ببینید یکی اصول و عقاید اولیه جنبش صهیون اومانیسم هستش که با مفاهیمی چون کپیتالیسم و نژادپرستی در هم امیخته پس مطمئنا خطرناک تر از اومانیسم است. ضمنا همیشه اولین بهترین نیست برای مثال ویندوز 98 اولین ویندوز و منشا تولید سایر ویندوزها بود درحالی که در مقایسه با vista هیچ به شمار می اید درمورد پارادایم نبودن صهیونیسم هم اشتباه از دوست عزیزمون بود که مطلب رو ایجاد کرد و اونو جزء پارادایم ها درنظر گرفت وگرنه در پست قبلی بنده بارها از لفظ جنبش برای صهیونیسم استفاده کردم و البته چندبار هم از دستم در رفت نوشتم پارادایم
|
|||
|
|
۱۴:۱۴, ۲۴/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
ببخشيد من اصلا از اينجورچيزا سر در نميارم
حتي بعضي از اسمايي كه تو نظر سنجي گذاشتند برام تازگي دارشت. لطفا اگه ميشه در مورد عقايد هر كروم به طور مختصر و خيلي ساده بنويسيد ![]() در ضمن خود محور و انسان محوري يعني چي ؟؟ و چه فرقي ميكنند ؟؟البته از اومانيسم يه چيزايي فهميدم
|
|||
|
|
۱۵:۲۸, ۲۴/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
سلام
بسیار مبحث عالی را مطرح نمودید اگر آموزش و پرورش ما همانطوری که ریاضیات را از اول ابتدایی به دانش آموزان آموزش می دهد این مکاتب را نیز به مرور در کتب درسی آموزش می داد تصور کنید که الان چه جامعه ی اسلامی داشتیم... اما حیف و صد حیف که آموزش و پرورش ما در خواب غفلت هست اگر خوب دقت کنیم می توان گفت به نوعی تمامی مکاتب بالا همچون چرخ دنده هایی می ماند که با یکدیگر اتصال دارند و چرخاندن هر کدام از آن ها چرخ دنده دیگری را به چرخش در می آورد با تشکر |
|||
|
|
۱۵:۲۸, ۲۴/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/بهمن/۹۰ ۱۵:۳۰ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام. ببینید دوستان ... باید اندکی با مبانی بحث اول آشنا بشیم!! پارادایم ( Paradigm ) : از نظر اتیمولوژی ریشه اش به یک لغت یونانی به معنای "الگو"، "قالب" و ... می رسد. و در حالت عام امروزی به هر گونه چارچوب و خط مشی فکری کلی برای فعالان یک حوزه ی خاص گفته می شود که شاید بهترین لغت برای تبیینش "وادی" یا "الگوواره" باشد. ایدئولوژی ( Ideology ) : از نظر اتیمولوژی ریشه اش به کلمه ای فرانسوی به معنای "دکترین"، "فلسفه" و ... می رسد. و از نظر علمی به مجموعه ای از باورها، عقاید اطلاق می شود که عملکرد یک جامعه و یا یک فرد را توجیه می کند. در فارسی به "مرام" هم ترجمه شده است. مکتب فکری ( School of thought ) : هنگامی که عده ای از نظریه پردازان ایدئولوژی های خود را مطرح، از کنار هم گرد آمدن افراد پیرو یک ایدئولوژی متکب فکری به وجود می آید. به عبارت دیگر مکتب فکری به نوعی عینیت یافتن ایدئولژی است. فلسفه ( Philosophy ) : علمی است که به چیستی وجود و هستی انسان، مادیات و جهان اطراف با استفاده از استدلالات عقلی می پردازد. دکترین ( Doctrine ) : به معنای عام همان دیپلماسی، یا استراتژی است. ------------------ و اما نگاهی کوتاه به مدرنیته از دید فرانسیس فوکویاما : فوکویاما سوپر پارادایم مدرنیته یعنی اومانسیم رو به یک کوسه ی ببری ( Shark Tiger ) تشبیه می کنه. چرا؟ به دلیل این که بزرگترین اتفاقی که در مدرنیته افتاد، این بود که انسان به عنوان محوریت کائنات از نظر فلسفی مورد توجه قرار گرفت. و به عنوان یک پارادایم حیطه ی فکری باقی محصولات مدرنیته رو تحت الشعاع قرار داد. و دو جریان عمده یعنی سکولاریزم و راسیونالیزم از این پارادایم مشتق شدن!! به همین دلیل لقب سوپر پارادایم به اومانسیم و لقب پارادایم به سکولاریزم و راسیونالیزم رسید. که باقی ایدئولوژی ها از این دو پارادایم مشتق می شدن. اما مگر کوسه ی ببری چه ویژگی ای دارد؟ کوسه ی ببری، هنگامی که بچه دار می شود در رحم خود تعداد بسیار زیادی بچه کوسه ی ببری زنده ی دیگر دارد که از هیچ کجا تغذیه نمی شوند. بنابراین برای ادامه ی حیات مجبور هستن از بدن دیگری تغذیه کنند و به همین دلیل دو به دو با هم درگیر می شوند تا یکی کشته شود. این ماجرا همین طور ادامه پیدا می کند تا زمانی که نهایتا دو کوسه ببری نسبتا بزرگ برای جنگ پایانی باقی می مانند و از اینجا درد زایمان مادر شروع می شود. تا هنگامی که یکی دیگری را از بین ببرد و بچه ی پیروز متولد و به دنیای بیرون عرضه شود. حالا فوکویاما این کوسه ی ببری مادر رو به اومانسیم تشبیه می کنه و بچه های داخل شکمش را به خرده تفکرات و ایدئولوژی های مختلف شکل گرفته در مدرنیته!!! که این ایدئولوژی ها بنا بر قوی بودن استدلالات و قدرت بیرونی شدنشان با یکدیگر برخورد کرده اند و نهایتا دو ایدئولوژی شسته و رفته برای جنگ نهایی باقی مانده که این دو لیبرالیسم و کومونیسم می باشند. که در این جنگ نهایی که همان جنگ سرد می باشد کومونیسم که سردمدارش شوروی سابق بود فرو پاشیده و بچه ی ناخلف مدرنیته یعنی لیبرالیسم به دنیای بیرون عرضه می شود. بنابراین بنده گمان می کنم دوستان برای شناخت غرب و مدرنیته و دشمن واقعی اگر لیبرالیسم رو مورد بررسی قرار بدن کفایت می کنه و اصلا نیازی به آشنا شدن با باقی ایدئولوژی های پوسیده نیست!!! و نبرد آخرالزمان قطعا بین دو سوپر پارادایم اومانسیم و تئوئیسم خواهد بود که ایدئولوژی سر سبد آنها لیبرالیسم و شیعه است!! موفق بمانید و در پناه حق |
|||
|
|
۱۸:۳۳, ۲۴/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/بهمن/۹۰ ۱۸:۳۸ توسط خاک.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
توی کتاب شوالیه های معبد هارون یحیی نوشته بود که اومانیسم از مشتقات عرفان کابالا ست
کابالا چکیده و zip شده افکار و انحرافات و تاریکی های جهان باستان است که توسط ساحرانی که با بنی اسرائیل از مصر خارج شدند وارد یهودیت شد انحرافاتی که پروردگار صد و بیست و چهار هزار پیامبر برای نجات بشریت از شر آن فرستاد و با بعثت رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اسلام به طور کامل ابلاغ گردید تا نقشه راه در دستانمان باشد اما امروز شاهدیم که پیروان شیطان برای مقابله با تئوئیسم (خدا محوری) این انحرافات را در قالب این ایسم ها تئوریزه کرده اند و در دانشگاه ها به خورد ما می دهند در مدیریت - در اقتصاد - سیاست - هنر - جامعه شناسی - روان شناسی و..... نقل قول:و نبرد آخرالزمان قطعا بین دو سوپر پارادایم اومانسیم و تئوئیسم خواهد بود که ایدئولوژی سر سبد آنها لیبرالیسم و شیعه است!! |
|||
|
۰:۵۲, ۲۵/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
سلاااام
![]() اقا,, من چندتا ایسم دیگه هم پیدا کردم اگه کسی از اینا چیزی میدونه بگه ممنون میشم .... ماتریالیسم سوسیالیسم یوتیلیتارینیسم یه مختصر توضیح هم میدم ![]() از ان روزگار که کره زمین بین دو قطب بزرگ نظامی ,سیاسی و اقتصادی تقسیم شد بیشتر از یک قرن نمیگذرد هر چند دو ابر قدرت جهانی در ظاهر جهت گیری های متفاوت داشتند ــ یکی سوسیالیسم مبتنی بر ماتریالیسم تاریخی و دیگر کاپیتالیسم مبنی بر یوتیلیتارینیسم اما در واقع منشا و هدف هر دو یکی بود هم سوسیالیسم جهان را به عالم ماده محدود میکرد و هم کاپیتالیسم جز منافع مادی و انباشت سرمایه به چیز دیگری فکر نمیکرد . بر این اساس هم سوسیالیسم و هم کاپیتالیسم جهان را منحصر در ماده می دانستند علت این اشتراک را باید در مبدا و خواستگاه انها جستجو کرد . هر دو قدرت یک خواستگاه بیشتر نداشتند و ان جهود صهیونیست بود . هم سوسیالیسم به دست جهودان صهیونیست شکل گرفت وهم کاپیتالیسم . کارل مارکس ــ نظریه پرداز معروف ـــ لنین تروتسکی و استالین همه از تیره جهود بودند در طول تاریخ تفکر غالب جهودیگری .. انباشت سرمایه و انحصار طلبی در جمع ثروت بوده است . هدف عمده جهودان صهیونیست حاکمیت و سلطه بر جهان و ایجاد فرماندهی واحد برای اداره ان میباشد . حاکمبت صهیونیسم در فلسطین اشغالی به دست جهودانی پایه گذاری شد که از روسیه به ان جا مهاجرت کرده بودند و این دقیقا زمانی بود که ایدئولوژی کمونیسم و مکتب سوسیالیسم در شوروی سابق و روسیه کنونی حاکمیت داشت |
|||
|
|
۰:۳۸, ۸/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
بابا شما خیلی تخصصی حرف میزنید
من که هنگ کردم ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
|||
|
|
۱:۰۶, ۸/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/اسفند/۹۰ ۱:۱۹ توسط bi neshani.)
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
سلام
به نظر این حقیر اگر بخواهم خیلی ساده بگم هر چیزی یک فلسفه ای داره یا بهتر بگم یک هدف نهایی داره برای روشن شدن یه مثال میزنم مثلا حجاب(برای چه زن چه مرد) یک فلسفه داره یعنی با وجود تمام ویژکی ها و امتیازاتش در آخر فرد میگه برای رضای خدا انجامش میدم یعنی یک هدفی که بالاتر از اون نمیشه آورد. در مقابل این فلسفه یک فلسفه دیگه قرار میگیره که در حقیقت فلسفه نیست یک ضد فلسفه است و هدف نهاییش ضدیت با هدف نهایی آن فلسفه حقیقی است. البته بک نکته قابل توجه اینه که سوال کمی اشکال داره در واقع ism-itation-cracy پسوند هستند و میتوانند در آخر اسامی قرار گرفته و معنی متفاوتی به آن اسم بدهند. اگر ما منظور از سوال را مکاتب نظری قرار دهیم.نظر admirer به دلیل اینکه فلسفه بسیاری از این مکاتب نظری به فلسفه اومانیسم بر میگرده به جواب نزدیک تر است. اینجا باید به این توجه کنیم که اومانیسم یک ضد فلسفه است در برابر فلسفه دین که غایت دین به خدا ختم میشه. یک مورد مهم نقطه اشتراک دین و اومانیسم است که هر دو برای انسان اصالت قائلند اما دین این اصالت در زیز مجموعه اصالت خدا میدونه. از آنجایی که انسان برای مدت طولانی نمیتونه سر خودش کلاه بذاره نمیتونه خودش رو تنها موجود با ارزش بدونه نیاز به پرستش در تاریخ بشر اینو اثبات میکنه. پس به دنبال موجود با ارزش تر از خودش میگرده. بحث رو اینجا داشته باشید از پارادایم های اومانیستی خارج میشیم و وارد وادی الهی میشیم.جایی که باید همیشه باشیم ولی نیستیم. خداوند در قرآن کریم میفرماید: أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ(يس/60) آيا با شما عهد نکردم اي فرزندان آدم که شيطان را نپرستيد، که او براي شما دشمن آشکاري است؟! يا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيطَانَ إِنَّ الشَّيطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيا(مريم/44) اي پدر! شيطان را پرستش مکن، که شيطان نسبت به خداوند رحمان، عصيانگر بود! هنگامی که در اومانیسم خدا را کنار گذاشتیم تنها موجودی که خواسته یا نا خواسته اون رو خواهیم پرستید شیطان است. پس غایت مکاتب نظری مذکور در پایان رضای شیطان است. پذیرفتن ولایت شیطان. الان باید نظرتون به طرف سیتنیسم جلب شده باشه شاید بشه چنین اسمی روش گذاشت چون در پایان انسان مجبور است این واقعیت را قبول کند که در لوای این مکاتب غیر الهی با آگاهی کامل شیطان را بپرستد چون به این نتیجه می رسد که در نقطه پوچ ایستاده است. اما با سیتنیسمی که اکنون معروف است بسیار متفاوت یا بهتر بگویم مهلک تر است. نتیجه این که غایت و فلسفه مکاتب غیر الهی در تقابل قرار دادن شیطان(با اعتقاد واهی داشتن قدرت مطلق-اثبات فیلم های هالیود) در برابر خداوند قادر متعال است. اکنون این بازی ها برای یار گیری و سر باز گیری برای شیطان در برابر یاران الهی برای نبرد نهایی است. جواب سوال از نظر من این است وقتی غایت همه مکاتب غیر الهی یکی است پس همه این مکاتب به نحوی در جای خود میتوانند خطر ناکترین باشند. یک کلامی که استاد عباسی هم روی آن تاکید داشتند این بود که میبایست بحث های نظری را از وادی و یا پارادام های او مانیستی بیرون آورده و پارادایم الهی را غالب کنیم یعنی مباحثه و جدل را از زمین ،فضا، و قوانین آنها خارج و وارد زمین ، فضا ، وادی ، و قوانین الهی کنیم.یا به عبارت دیگه به جای بازی در زمین آنها در زمین ما بازی انجام شود. که در این صورت آنها حرفی برای گفتن نخواهند داشت.چون علمی را که بر اساس نظر مزحک فروید در n زمان ساعت انتظار رسیدن به آن را دارند. ما به آن مدت هاست متصل هستیم چون خدا با ماست. امیدوارم منظورم رو خوب رسونده باشم. و حدیث نفس نبوده باشد. در سایه امن محبوب یکتا پایدار و موفق باشید. |
|||
|
|
۱۳:۳۳, ۱۴/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/اردیبهشت/۹۱ ۱۳:۳۵ توسط amir72.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
سلام
اگه نظر سنجی تون همه موارد رو داشت اونو انتخاب میکردم به نظر من اکثر این گرایشها(ایسم ها) برای بشریت خطر ناک است هر چیزی که حول غیر از خدا و رضایتش و بدون در نظر گرفتن اخرت باشه میتونه خطرناک باشه |
|||
|
|
۱۲:۵۸, ۱۶/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
سلام
من یه جائی تو این تالار مفهوم همه یسم ها رو یه جا دیدم یه کاربری لطف کرده بوده و الان بهش نیاز ضروری دارم اگه کسی آدرسشو داره بذاره،هرچی جستجو کردم پیزی پیدا نکردم.
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: mind.jpg]](http://business-ito.com/wp-content/uploads/2012/01/mind.jpg)
و...... 






حتي بعضي از اسمايي كه تو نظر سنجي گذاشتند برام تازگي دارشت. لطفا اگه ميشه در مورد عقايد هر كروم به طور مختصر و خيلي ساده بنويسيد 
؟؟ و چه فرقي ميكنند ؟؟

