|
اولین قدم
|
|
۲۰:۰۰, ۲۸/فروردین/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/فروردین/۹۴ ۲۳:۳۲ توسط abr.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الرب الشهداء
در تکاپوی جسم و جان خود بودم که به تاریخ برخورد کردم و این چنین بود آشنا با جنگی شدم که دفاع مقدس بود و دفاعش از یک نظر و مقدس بودنش از نظر دیگه مدنظر بود من به شهدا برخورد کردم.. این شهدا چه کسانی بودند این شهدا چه کردند این شهدا چگونه زندگی کردند ؟ این شهدا چه هدفی داشتند؟ این شهدا چه ارزشی داشتند؟ و ..... این ها سوالات من بود و به بعضی از این سوالات تقریبا به جواب رسیدم اما بعضی سوالات نه چرا نرسیدم نمیدانم چون درک نکردم شایدهم در حیطه ما نیست نمیدانم خودم هم نمیدانم .... در مسیر زندگی جریانی وجود دارد به نام شهادت جریان شهادت را چه معنی کنی خدا میداند و شاید اضلا نفهمی در مسیرش هستی یا نیستی .. آن زمان ها پدرم به من میگفت این ها شهید شده اند ... من چه میدانستم شهید چیست؟؟؟؟؟؟ اما پدرم.... نفس زدن در کنار گلزارشهدا تصفیه خواهد روح را جسم را و... بستگی دارد چه شوی عاشق شوی یا معشوق ...البته معشوق که هستی .. معشوق غاشقانی که همین الان هوادار تو هستند تو هنوز نمیدانی ... من نمیدانم اگر امروز شهدا بودند چه کارهایی میکردند ولی این را میدانم به خاطر دل خودشان هم شده خاطرات همرزمان و دوستان خود را انتشار میدانند یا حداقل در دفتر خود مینوشتند... من که نه جنگ دیدم نه انقلاب نه امام و وقتی به دنیا آمدم فقط یک امام خامنه ای به چشم دیدم فقط میتوانم خاطرات را پخش کنم چیزهایی که بادل من بازی میکند...درست است حتی ثانیه جسم من درک نکرده است اما خیلی با دل من بازی کرده است... اینجامقر جنگ نرم است. و اینجا سنگر شهدا... ندایمان یازهرا س دعایمان اللهم عجل لولیک الفرج . . . . . ابر . - ______________________________________________________________ سلام دوستان . شهیدی دیگر به دیدار معشوقش شتافت . شهید حبیب حنت مکان بچه اهواز و جانباز دفاع مقدس دیروز در سامرا به شهادت رسید. شهادتت مبارک. 1394/1/28 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






