کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نقد فیلم "چشمه-The Fountain"
۲۲:۵۹, ۱۶/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/فروردین/۹۱ ۱۶:۲۲ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1


بسم الله الرحمن الرحیم .
فیلم : چشمه
کارگردان : دارن ارنوفسکی
محصول : 2006
بودجه : 35 میلیون دلار
فروش :75 میلیون دلار
بازیگران : هیو جکمن و راشل ویسز

[تصویر: 40371235605720650319.jpg]

فیلم چشمه در سه داستان موازی دنیال میشود که اکثر مخاطبان انرا سه داستان به فاصله 500 سال از هم میپندارند که تصور غلطی است . دو داستان این فیلم در ذهن بازیگران رقم میخورد و یکی زندگی واقعی را نشان میدهد . داستان اول که مربوط به رانده شدن اسپانیا از امریکای شمالی به فسمت های امریکای مرکزی و جنوبی است که توسط یک داروغه رقم میخورد که عضو فرقه ی اپوس دئی که از فرقه های متعدد مسیحیت است میباشد . داستان دوم که مربوط به توماس نقش اول فیلم است در یک حباب در فضا اتفاق میفتد که توماس در ان منتظر است تا به ستاره ی شیبالبا برسد . داستان سوم که در دنیای امروز اتفاق می افتد ماجرای تلاش یک محقق برای از بین بردن تومور مغزی همسرش ایزی است .
چشمه بیشتر از ان که شنیده شود نیازدارد که دیده شود یا به تعبیر دیگر سینمای چشم است نه گوش به همین خاطر بیننده راحت تر با اثر ارتباط برقرار میکند تا اینکه منتظر شنیدن کلمات قلمبه سلمبه باشد . موضوع هر سه داستان فیلم چگونگی مقابله با مرگ است و دغدغه ی همیشگی انسان را در تقابل با مرگ نشان میدهد ...ایا واقعا مرگ را میتوان به تاخیر انداخت یا برای همیشه از ان فراری شد ؟ فیلم چشمه بیشتر از انکه فلسفی و دینی باشد یک فیلم عارفانه است اما چه نوع عرفانی ؟در طول بحث با این عرفان اشنا خواهیم شد.
فیلم با جمله ای کتاب افرینش شروع میشود

[تصویر: 73038495773171387526.jpg]


((بدین ترتیب او ادم و حوا را بیرون کرد و در سمت شرقی باغ عدن فرشتگانی قرار داد تا با شمشیر اتشینی که به هر طرف میچرخید راه درخت حیات را محافظت کنند )) سقوط انسان ایه ی 24
سپس وارد داستان اول میشویم انجایی که سرباز وفادار ملکه به هرم گمشده ی مایان ها میرسد و در انجا با محافظ هرم درگیر میشود که محافظ هرم میگوید : مرگ راهی به سوی ترس است . به محض اینکه شمشیر خود را به سمت توماس میاورد او را در داخل حباب میبینیم که در حال تمرکز است .

[تصویر: 17802278455432209490.jpg]

در واقع توماس در فضا نیست در حباب ذهن خود گرفتار است و در ذهن خود به دنبال شفا دادن به یک درخت است که در حال مرگ است . چیزی که مانع خروج توماس از حباب میشود این است که درخت که نمادی از همسر او در ذهنش است مانع ازادی ذهن او میشود . اینکه چرا از یک درخت در ذهن عارفانه توماس استفاده میشود دلیلش این است که ما در این فیلم شاهد عرفان یهودی کابالا هستیم که نماد ان یک درخت است .

[تصویر: 76166190583336742475.jpg]


این تصویر سکانسی از فیلم است که بارها تکرار میشود که ما در تصویر 1 و 2 توماس را بدون مو و در تصویر 3 با مو میبینیم در در واقع توماس در تصویر 1 و 2 در ذهن خود گرفتار است و در تصویر 3 از عرفان خود خارج میشود و مشغول صحبت با همسر خود میشود . توماس هنوز نمیداند که باید با همسر خود که توموری در مغز دارد باشد یا اینکه تلاش خود را برای پیدا کردن راهی برای از بین بردن تومور همسرش در فضای کاریه خودش صرف کند . در تصویر 4 همسر تام به سمت در خروجی میرود و در نور ناپدید میشود که این هم یکی از خط های اصلی داستان است چرا که در جهان بینی کابالا نور منبع همه چیز است و ما باید به سمت ان برویم

[تصویر: 62345504483998841505.jpg]

اما تفاوت در اینجاست که در عرفان اسلامی نور یا همان خدا واحد است اما در عرفان کابالا نور متکثر است و این در مرحله ی اول با اولین اصل اسلام یعنی توحید منافات دارد . در طول فیلم ما بارها شاهد این هستیم که بازیگران به سمت نور میروند و یا درواقع نور تابیده شده انها را دعوت به سمت خود میکند . وقتی توماس از مداوای تومور حیوان ازمایشی نا امید میشود به نوری که به سمتش تابیده میشود نگاه میکند و با کمی تمرکز راه حل مداوای حیوان را می یابد :

[تصویر: 52917340988582888870.jpg]

صحنه ی مواجه شدن نور و بازیگران تقریبا در بیشتر سکانس های فیلم وجود دارد و نشان از تعالی یافتن بازیگران برای رسیدن به حد اعلای عرفان خویش است .

[تصویر: 31065368067238929933.jpg]

در سکانس بعدی توماس به خانه میرود همسرش برای او از شیبالبا میگوید به گفته همسر توماس شیبالبا دنیای مردگان تمدن مایان هاست و مایان ها معتقدند که انجا مردگان دوباره زنده خواهند شد ر تصویر 3 دوباره دنیای ذهنی تام را میبینیم که در ذهن خود تام به سمت شیبالبا میرود تا درختی که همراه دارد ( همسرش) را نجات دهد . در تصویر 4 تا متوجه بی حسی بدن همسر خود میشود که حس گرما و سرما را نمیگیرد و میخواهد با پزشک همسرش صحبت کند که همسرش جلوی او را میگرد چرا که میگوید : من احساس بهتری دارم ...در واقع با این جمله همسر تام میخواهد بفهماند که از تن خود جدا شده و در عالم عرفانی خویش زندگی میکند کاری که اکثر عرفا انجام میدهند در جهان ما هستند ولی ذهنشان در عوالم بالا سیر میکند .

[تصویر: 37118179540649449778.jpg]

تصاویر بالا مربوط به داستان شماره ی 1 است که ایزی همسر تام ان را نوشته و از او درخواست کرده ان را بخواند اما داستان ایزی در واقع داستان خود او و همسرش است که به عنوان یک رمان ایزی ان را مینویسد شباهت های داستان اصلی و نوشته ایزی به شرح زیر است .

داروغه = تومور مغزی ایزی
سرزمین امریکای شمالی = بدن ایزی
تام در نقش سرباز = تام در نقش پزشک

داروغه در داستان ایزی سعی در گرفتن زمین های ملکه دارد و ملکه از سرباز خود تامی برای دفاع از سرزمین کمک میطلبد و در واقعیت تومور مغزی سعی در نابودی ایزی دارد و تام در نقش پزشک برای نجات همسرش تلاش میکند . ایزی رمان را به تام میدهد و از او میخواهد که ان را بخواند و فصل اخرش را به اتمام برساند . در تصویر 2 تام وارد قصر ملکه میشود که کاملا شبیه فضای عرفانی است و سپس ملکه راه حل نجات خودش را بیان میکند پیدا کردن درخت حیات که که تورات امده است و به سرباز خود میگوید که با پیدا کردن درخت حیات هر دو تا ابد زندگی خواهند کرد در تصیر شماره ی 4 دوباره شاهد وارد شدن نور به صحنه هستیم در تصویر 5 توماس و همسرش ر روی زمین شطرنجی میبینیم که نماد دوالیسم بین ملکه و توماس است دوگانه‌انگاری وصفی یا خاصه‌ای که تنها به وجود یک جوهر یا همان یگانه‌انگاری غیر تحویلی قائل است اما معتقد است که جوهر فیزیکی دو نوع ویژگی دارد: ذهنی و فیزیکی. ملکه در این قسمت فیزیکی است و توماس ذهنی .

[تصویر: 83265340876659909447.jpg]

در سکانس بعدی ایزی و تام را در موزه میبینیم که در این سکانس ایزی برای تام از جد بزرگ مایان ها میگوید که خودش را فدا کرده است تا این دنیا شکل بگیرد در واقع این دنیا را او ساخته است و ایزی میخواهد به درجه عرفان او برسد اما شباهت مایان ها به کابالا چیست ؟
جایگاه انسان در این عالم اغلب درخشان و برجسته است و او را مایه ی دوام فرایند افرینش میخوانند . ادبیات رازالود به این نکته اشاره دارد که مفهوم ((انسان به صورت خدا خلق شد ))یک مبناست و معنایش این است که انسان قادر است بدون اتکا به دیگری دست به کار افرینش بزند . یکی از بدیع ترین داستان ها در ادبیات تلمودی بسیاری از مسائل اساسی این عرصه را منعکس میکند . این داستان شرحی از مشاجره ی میان ربی الیعزر بزرگ و بیشتر علما به سرکردگی ربی یهوشوع بر سر مسائل مربوط به طهارت و نجاست است . منشا نزاع در ظاهر پرسشی کم اهمیت بود ایا ظرف سفالی را میتوان در تعریف ظروف شکستنی که نجاست پذیر نیستند جای داد ؟ وقتی که حکیمان از پذیرش نظر ربی الیعزر خودداری کردند او برای اثبات درستی نظریه اش نیروهای طبیعی را به کمک طلبید و فریاد زد (( بگذارید تا درخت خرنوب از جای خود ریشه کن شود . ای اب مسیر خود را تغییر ده )) در پاسخ ربی یهوشوع ابراز داشت ((تو نمیتوانی به درخت خرنوب استناد کنی ))سپس ربی الیعزر به اسمان خطاب کرد تا ثابت کند که فتوای او باید پذیرفته شود در این لحظه صدایی اسمانی به گوش رشید که میگفت ((شما از فرزندم الیعزر چی میخواهید ؟او کسی است که احکامش مورد پذیرش عالمیان است)) ربی یهو شوع در حالی که بر دیدگاه خود اصرار میورزید گفت ((تورات دیگر در اسمان نیست خدا ان را به انسان داد و این انسان ها هستند که درباره ی این موضوع تصمیم خواهند گرفت )).
زان پس بیشتر عالمان بر خلاف نظر ربی الیعزر فتوا دادند این نتیجه گیری از این داستان که انسان در دیدگاه تلمود خالق است . حتی در بعضی از قسمت های تلمود امده :
یکی از حکیمان از الیاس نبی پرسید که در ان واقعه خداوند چه فرمود و الیاس نبی پاسخ داد ((خداوند لبخندی زد و فرمود پسران من بر من غلبه کردند بلی پسران من پیروز شدند))
بر باور تلمود انسان خالق است و ربی یهوشوع میگوید : تورات دیگر در اسمان نیست خدا ان را به انسان داد و این انسان ها هستند که درباره ی این موضوع تصمیم خواهند گرفت یعنی ما خودمان افریننده هستیم ...که این دیدگاه شاید از اولین متون مکتوب راجع به اومانیسم باشد که انسان را محور تصور میکنند و دیگر ابعاد را نسبت به ان تعریف میکنند نتیجه میگیریم که در عرفان کابالا ما به خدا نیازی نداریم و خود میتوانیم به درجه ی خدایی برسیم .
در تصویری که ایزی همسر تام به زمین می افتد دوباره زیره نور قرار دارد و در تصویر بعد که در بیمارستان است تخت او روی زمین شطرنجی قرار گرفته است که باز نماد افتراق بین توماس و ایزی است که هنوز واحد نشده اند . ایزی باور دارد که باید بمیرد و طبق افسانه های مایان ها دوباره بتواند خلق بشود اما توماس نمیخواهد مرگ همسر خود را باور کند درست همان طور که در داستان اول در قصر ملکه باور ندارد که حرف ملکه واقعیت دارد و باید با به دست اوردن درخت حیات او را زنده نگه دارد نه با جنگیدن .
اما این وحدت بین ایزی و توماس چگونه به وجود میاید ؟ ایزی رمان نا تمام خود را به او میدهد تا ان را به اتمام برساند و بعد ما شاهد هستیم که ایزی میمیرد ! و در حباب ذهنی توماس در فضا درختی که همراه اوست میمیرد .
در مراسم خاکسپاری ایزی که در برف انجام میشود نمادیست از وحدت بین تفکر ایزی و توماس که بلاخره بعد از دوالیسم که در زمین شطرنجی رخ میداد این بار ایزی و توماس در زمینی سفید رنگ در کنار هم قرار میگیرند .

[تصویر: 94724030914540924742.jpg]


حالا که توماس یا ایزی به وحدت رسیده اند توماس رمان همسرش را با اتمام میرساند در تصویره 3 توماس از حباب ذهنی خود جدا میشود و در تصویر 4 حبابی که خود در ان قرار دارد به اندازه ی حباب قبلی میشود که نشان از ازادی ذهنی توماس دارد البته نمای دوربین چنین تصویری به ما میدهد همان طور که گفتم فیلم چشمه سینمای چشم ماست نه گوش ما . در داستان شماره ی 1 توماس به درخت حیات میرسد و مثله افسانه ی مایان ها از سینه ی او گل و گیاه بیرون می اید در داستان 3 که ذهن اوست او جزئی از یک ستاره میشود و ستاره ای را خلق میکند و در داستان واقعی بر سر قبر همسرش دانه ای میکارد تا همچون خودش که در ذهنش توانست چیزی را خلق کند این دانه نیز نمادی از خلق کردن ایزی باشد.

فیلم چشمه در عصری ساخته شد که به ان ترنس مدرنیسم میگوییم عصری که انسان غربی باطن راز الود را میخواهد و تلاش میکند به سمت غیب برود غیبی که سلهاست انسان متدین ان را میشناسد و کمبودش را احساس نمیکند اما هالیود با معرفی عرفان های خود سعی در جبران کمبود این حقیقت دارد .

کم و کاستی های این بررسی رو به بزرگی خودتون ببخشید .

برای سلامتی امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی عنایت کنید

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ضد ماسون ، فرهاد ، Mahdy2021 ، libera ، EMPERATOR ، zarati313 ، idea ، مسافر ، Admirer ، aramino ، montazermahdi ، sogiii ، Ahmad-A.R.M ، محب الزهرا ، سرباز سید علی ، mahdy30na ، Reza71 ، oamosi ، هادی... ، صبا ، sadegh313 ، مجتبی110 ، Eve ، amirak ، amrtat71

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۳:۳۰, ۱۲/اردیبهشت/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/اردیبهشت/۹۴ ۸:۲۴ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #11

درود دوست عزیز

نمی دونم از کی ولی چن وقته همه همه چیو ربط میدن به کابالا

چرا ما ایرانیا اینقد ذهنمون بستست . اگه قرار باشه سینما برتر دنیا بفقط با افکار ما فیلم بسازه اخرش میرسه به فیلمایی مثل اغما و او یک فرشته بود که کاملا مبتذل و پوچند . داستان فیلم چشمه زیباست چون نویستده و کارگردان هرآنچه از خلقت فهمیدن رو به تصویر کشیدن . نه اینکه برن فکر دیگران رو بسازن . دوست عزیز هر کس اعتقاداتی داره و یه جور دنیا رو میفهمه . شما یه جور من یه جور و و و و و و ...

اگه قرار باشه همه یه جور فک کنن همه فیلم ها موزیک و .... شبیه به هم میشه

فیلم چشمه رو فقط میشه تحسین کرد چون خلاقانه است و نماد یه نوع بینش .

حالا لین نمادگرایی که مستند ظهور و اقای رائفی پور اوردن تو ایران دارن بسطش میدن درست ولی نه دیگه در این حد

ولا شورش دراومده تا یه زمین شطرنجی و یه اسم مایا میاد همه می گن اها نگاه کن یارو فراماسونه

اصلا گیرم یارو فراماسون میاد به این زیبایی فیلم می سازه ما که این همه ادعا دارین دین اسلام برتر و دارای بینش خاصیه چرا نمی تونیم هیچ فیلم در خور توجهی بسازیم

چون چشمانون بستست . گوشامون پر شده از تاریکیو بدبینی

با این وضع ما به جایی نمرسیم

دیگه فیلم به بهترین شکل مرگ توصیف کرد به طوری که اگه شما بی طرفانه و با ذهنی خلاق بهش نگاه کنی دید گاهت نسبت به مرگ عوض میشه و کمتر می ترسی (در صورتی که تا اونجا که ما شنیدیم در کابالا و فراماسون انسان دنبال جاودانگی در همین دنیاست با استفاده از علوم غیب) که کاملا با مفهوم این فیلم متضاده .

دوباره بیاندیشیم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجتبی110
۱۳:۴۶, ۱۲/اردیبهشت/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۳:۴۶ توسط Wachowski.)
شماره ارسال: #12
آواتار
نقل قول:
درود دوست عزیز

نمی دونم از کی ولی چن وقته همه همه چیو ربط میدن به کابالا

چرا ما ایرانیا اینقد ذهنمون بستست . اگه قرار باشه سینما برتر دنیا بفقط با افکار ما فیلم بسازه اخرش میرسه به فیلمایی مثل اغما و او یک فرشته بود که کاملا مبتذل و پوچند . داستان فیلم چشمه زیباست چون نویستده و کارگردان هرآنچه از خلقت فهمیدن رو به تصویر کشیدن . نه اینکه برن فکر دیگران رو بسازن . دوست عزیز هر کس اعتقاداتی داره و یه جور دنیا رو میفهمه . شما یه جور من یه جور و و و و و و ...

اگه قرار باشه همه یه جور فک کنن همه فیلم ها موزیک و .... شبیه به هم میشه

فیلم چشمه رو فقط میشه تحسین کرد چون خلاقانه است و نماد یه نوع بینش .

حالا لین نمادگرایی که مستند ظهور و اقای رائفی پور اوردن تو ایران دارن بسطش میدن درست ولی نه دیگه در این حد

ولا شورش دراومده تا یه زمین شطرنجی و یه اسم مایا میاد همه می گن اها نگاه کن یارو فراماسونه

اصلا گیرم یارو فراماسون میاد به این زیبایی فیلم می سازه ما که این همه ادعا دارین دین اسلام برتر و دارای بینش خاصیه چرا نمی تونیم هیچ فیلم در خور توجهی بسازیم

چون چشمانون بستست . گوشامون پر شده از تاریکیو بدبینی

با این وضع ما به جایی نمرسیم

دیگه فیلم به بهترین شکل مرگ توصیف کرد به طوری که اگه شما بی طرفانه و با ذهنی خلاق بهش نگاه کنی دید گاهت نسبت به مرگ عوض میشه و کمتر می ترسی (در صورتی که تا اونجا که ما شنیدیم در کابالا و فراماسون انسان دنبال جاودانگی در همین دنیاست با استفاده از علوم غیب) که کاملا با مفهوم این فیلم متضاده .

دوباره بیاندیشیم

سلام .

در طول این تحلیل اگر کوچکترین اشاره یا کلمه ای که در ارتباط با فراماسونری باشه رو بولد کنید تا ما هم متوجه بشیم که کجای این تحلیل به فراماسونری اشاره شده ! اینکه با پیش فرض های یه سخنران و اینکه در چند مقاله ی سخیف به نمادهای این فیلم اشاره شده نمیشه منطق تحلیل رو زیره سوال برد !
اینکه جناب عالی هم از دیدن فیلم لذت بردین و تحسینش کردین مربوط میشه به جناب عالی و نمیتونه توجیه کننده این باشه که ما باید نسبت به محیط پیرامون منفعل باشیم , ما برای تفسیر جهان اینجا نیومدیم ...ما برای تغییر اینجا هستیم Wink
صحبت های جناب عالی راجع به اینکه چرا مسلمان ها نمیتونند فیلم خوب بسازند هم ربطی به تحلیل این فیلم پیدا نمیکنه در واقع مغالطه است , چون مسلمون های فیلم های خوبی نمیسازند پس ما نباید فیلم های هالیوود رو تحلیل کنیم بلکه باید بشینیم تحسین کنیم , این چیزی نیست جز مغالطه .
شما که مدعی اندیشه هستین , استدلال های تحلیل رو باطل کنید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجتبی110
۲۰:۳۳, ۱۲/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #13

(۱۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۳:۳۰)blacky نوشته است:  درود دوست عزیز
نمی دونم از کی ولی چن وقته همه همه چیو ربط میدن به کابالا
چرا ما ایرانیا اینقد ذهنمون بستست . اگه قرار باشه سینما برتر دنیا بفقط با افکار ما فیلم بسازه اخرش میرسه به فیلمایی مثل اغما و او یک فرشته بود که کاملا مبتذل و پوچند . داستان فیلم چشمه زیباست چون نویستده و کارگردان هرآنچه از خلقت فهمیدن رو به تصویر کشیدن . نه اینکه برن فکر دیگران رو بسازن . دوست عزیز هر کس اعتقاداتی داره و یه جور دنیا رو میفهمه . شما یه جور من یه جور و و و و و و ...
اگه قرار باشه همه یه جور فک کنن همه فیلم ها موزیک و .... شبیه به هم میشه
فیلم چشمه رو فقط میشه تحسین کرد چون خلاقانه است و نماد یه نوع بینش .
حالا لین نمادگرایی که مستند ظهور و اقای رائفی پور اوردن تو ایران دارن بسطش میدن درست ولی نه دیگه در این حد
ولا شورش دراومده تا یه زمین شطرنجی و یه اسم مایا میاد همه می گن اها نگاه کن یارو فراماسونه
اصلا گیرم یارو فراماسون میاد به این زیبایی فیلم می سازه ما که این همه ادعا دارین دین اسلام برتر و دارای بینش خاصیه چرا نمی تونیم هیچ فیلم در خور توجهی بسازیم
چون چشمانون بستست . گوشامون پر شده از تاریکیو بدبینی
با این وضع ما به جایی نمرسیم
دیگه فیلم به بهترین شکل مرگ توصیف کرد به طوری که اگه شما بی طرفانه و با ذهنی خلاق بهش نگاه کنی دید گاهت نسبت به مرگ عوض میشه و کمتر می ترسی (در صورتی که تا اونجا که ما شنیدیم در کابالا و فراماسون انسان دنبال جاودانگی در همین دنیاست با استفاده از علوم غیب) که کاملا با مفهوم این فیلم متضاده .
دوباره بیاندیشیم
فیلم اگر رئال باشه تا حدودی حق با شماست.

ولی دارن آرنوفسکی فیلماش کاملا مشخصه نماد گراییه محضه!

تازه تجربیات سینمای مذهبی هم داشته.

پس اینجا اصل بر برائت نیست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Eve
۲:۳۰, ۱۰/تیر/۹۴
شماره ارسال: #14

این فیلم درسته که از این علامات توش زیاد دیده میشه ولی نکته ی اصلی که ازش باقی میمونه چیزیه که ما تودینمون هم بهش اعتقاد داریم که مرگ راهی به سوی خدا و نور و رهایی از بند جسمانیت و فانی بودنه.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۴۱, ۱۲/تیر/۹۴
شماره ارسال: #15
آواتار
(۱۰/تیر/۹۴ ۲:۳۰)marveh نوشته است:  این فیلم درسته که از این علامات توش زیاد دیده میشه ولی نکته ی اصلی که ازش باقی میمونه چیزیه که ما تودینمون هم بهش اعتقاد داریم که مرگ راهی به سوی خدا و نور و رهایی از بند جسمانیت و فانی بودنه.

به نام خدا

سلام دوست گرامی..

این فیلم تعبیرش از مرگ اون چیزی نیست که شما برداشت کردید. به زبان ساده اگر بخوام بگم این فیلم معتقده با مرگ روح انسان از یک جسم به جسم دیگه ای منتقل میشه!! و این یعنی همون تناسخ که با عقیده ای که اسلام درباره ی مرگ و جاودانگی روح داره زمین تا آسمون تفاوت داره..Smile

التماس دعای فرج

یا علی

امضای Admirer
[تصویر: 1wn3fi050ilv8uqetyj9.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۱۶, ۲۵/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/شهریور/۹۴ ۱۵:۲۱ توسط blacky.)
شماره ارسال: #16

(۱۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۳:۴۶)Wachowski نوشته است:  سلام .

در طول این تحلیل اگر کوچکترین اشاره یا کلمه ای که در ارتباط با فراماسونری باشه رو بولد کنید تا ما هم متوجه بشیم که کجای این تحلیل به فراماسونری اشاره شده ! اینکه با پیش فرض های یه سخنران و اینکه در چند مقاله ی سخیف به نمادهای این فیلم اشاره شده نمیشه منطق تحلیل رو زیره سوال برد !
اینکه جناب عالی هم از دیدن فیلم لذت بردین و تحسینش کردین مربوط میشه به جناب عالی و نمیتونه توجیه کننده این باشه که ما باید نسبت به محیط پیرامون منفعل باشیم , ما برای تفسیر جهان اینجا نیومدیم ...ما برای تغییر اینجا هستیم Wink
صحبت های جناب عالی راجع به اینکه چرا مسلمان ها نمیتونند فیلم خوب بسازند هم ربطی به تحلیل این فیلم پیدا نمیکنه در واقع مغالطه است , چون مسلمون های فیلم های خوبی نمیسازند پس ما نباید فیلم های هالیوود رو تحلیل کنیم بلکه باید بشینیم تحسین کنیم , این چیزی نیست جز مغالطه .
شما که مدعی اندیشه هستین , استدلال های تحلیل رو باطل کنید



درود دوباره

نه تنها بنده فیلم تحسین شده ی دنیاست

مگر این که ما از دنیا جدا باشیم که ظاهرا هستیم

معنا و مفهوم هنر همینه برادر من

هنر محدود نیست

واسه هر ذهن خلاق یه نوع تفکر و بینش هنری هست

چیزی که این فیلم نشون داده . پیموند عمیق بین مرگ و عشقه

اونم به زیباترین نحو .

تازه جاودانگی رو زیر سوال برده

والا من موندم دیگه

درست شاید سینمای اونجا توسط یهودیا اداره میشه و انحصاریه

خب مگه سینمای ما انحصار نیست

یه سری افراد که فقط دارن افکار خودشون رو ذهن مردم می چپونند

کمی دید باز لازم داره

شما هر افکاری دارید محترم ولی سلیقه ای نقد کردن بدترین نوع نقده

ما خودمون و پیرامونمون کلی چیز واسه نفد و بررسی داریم

فقط می خوایم کسه دیگه و بینش دیگه رو زیر سوال ببریم


نماد ها ساخته ی دست خود ما هستن

برای من هیچ نمادی شیطانی و ... نیست

این ماییم که اصرار داریم خیلی از نمادها رو متعلق به اشخاص دیگه بدونیم

یه سری هنرمند 6 سال زحمت و سختی رو تحمل کردن نه برای این نفد ها

(۱۲/تیر/۹۴ ۹:۴۱)Admirer نوشته است:  به نام خدا

سلام دوست گرامی..

این فیلم تعبیرش از مرگ اون چیزی نیست که شما برداشت کردید. به زبان ساده اگر بخوام بگم این فیلم معتقده با مرگ روح انسان از یک جسم به جسم دیگه ای منتقل میشه!! و این یعنی همون تناسخ که با عقیده ای که اسلام درباره ی مرگ و جاودانگی روح داره زمین تا آسمون تفاوت داره..Smile

التماس دعای فرج

یا علی


درود کجای این فیلم به تناسخ اشاره داره

اصلا گیریم یه درصد داره تناسخ رو نشونمیده

اخه برادر من اصلا یه هنرمندی می خواد تناسخ رو فیلم کنه باید چیکار کنه

بشینه ببینه همه دنیا راضی هستند یا نه

شما افکار خودتو داری شخصه دیگه افکار خودشو . همین
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا