|
در #دین اجباری نیست
|
|
۱۱:۲۰, ۲۷/فروردین/۹۵
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
?دوستان خواهشا به این مطلب توجه کنید?
⛔️ متن شایعه ⛔️ «لٰا اِکرٰهَ فِی الدّینَ»/در #دین اجباری نیست این مسخره ترین جمله ایست که من شنیدم! از اولش ، از ریشه مشکل داشته است! اجباری نیست؟! وقتی #خســــــــــرو_پرویز ساسانی نامه #محمد بن عبدالله (به هر دلیلی) را پاره کرد و دین و شریعت محمد را قبول نکرد ، عکس العمل محمد چه بود؟ آیا غیر از این بود که شمشیر کشیدند و نیاکان مارا به خاک و خون کشیدند؟! به چه گناهی؟! شاید نیاکان من دوست داشتند کافر باشند،دوست داشتند بُت بپرستند، آیا حق ایشان #مــــــــــرگ بود؟! مگر ما چند هزار سال قبل از اینکه آنان بهفهمند #خدا چیست، تعلیمات یکتا پرستی زرتشت را نپذیرفته بودیم؟ تُف به ذات کسی که از عرب پهلوان میسازد و پهلوانان خودش را لِـه میکنــــــــــد ...! ✅✅ #پاسخ: 1⃣ برخلاف متن بالا، پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هرگز برای مسلمان کردن خسروپرویز! به ایران لشکرکشی نکرده است.?? بلکه #فتح ایران در زمان خلیفه دوم، عمربن خطاب و یزدگرد سوم رخ داده، نه در زمان خسروپرویز و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم). 2⃣ آنچه به عنوان #جنگ_ایران_و_عرب در رسانه های ضداسلامی تبلیغ میشود، #دروغ و توهمی بیشتر نیست. واقعیت این است که ایران #فتح شده، نه اینکه با #جنگ، #تصرف شده باشد. دستاویزهای اسلام ستیزان برای داستان سرایی از کشتار و شکنجه و تجاوز! اعراب، تنها کتابهایی چون تاریخ #طبری و دو قرن سکوت عبدالحسین #زرین کوب است که آثاری مملو از دروغ ها و جعلیات تاریخی هستند. ? 3⃣ چگونگی فتح ایران: ◀️ اولا شروع جنگ!،(قادسیه) توسط خود #ساسانیان بوده، نه مسلمانان. ? ◀️ثانیا جنگ بین #ایرانیان و مسلمانان نبوده، بلکه بین #ساسانیان و مسلمانان بوده. چرا که در همین جنگ ! 4هزار ایرانی به سپاه مسلمانان می پیوندند و در کوچه های مدائن (پایتخت زمستانی ساسانی) از مسلمانان با خرما و نان پذیرایی می کنند،? و تنها 4 سردار ساسانی کشته شدند. سپس با طوفان و رم کردن فیلهای? لشکر ساسانی، منهزم و شکست میخورند. ? ◀️ثالثا، این گفته که ایرانیان به زور و شمشیر ?⚔ مسلمان شدند، علاوه بر اینکه دروغ و خلاف واقعیتهای تاریخی است، بزرگترین #توهین به مردم ایران است. که آنها را ترسو و زبون و جبرپذیر معرفی میکند. ? ایرانیان چنان از ظلم و ستم و تبعضیات طبقاتی ساسانیان به تنگ آمده بودند، که وقتی #برابری و #عقلانی بودن اسلام را دیدند، خود حتی قبل از فتح ایران، گروه گروه مسلمان میشدند. ?? ◀️رابعا، شاید برای نویسنده چنین متنهایی عجیب باشد که بدانند، اولین گروه از مسلمانان، همان نمایندگان و درباریان خسروپرویز بودند. ? وقتی پیامبر اسلام به خسروپرویز نامه نوشت و او را به یکتاپرستی خواند، خسروپرویز? با خواندن جمله اول نامه✉️ (از محمد بن عبدالله به پادشاه ایران)، فریاد زد ?که این چه کسی است که نام خود را پیش از نام من نوشته است.?? و سپس مشتی خاک ✊به سمت پیک پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ریخت و گفت پاسخ من به این فرد همین مشت خاک است. (برخلاف پادشاهان روم و حبشه و شام و... که با صبر و متانت نامه پیامبر را بطور کامل خواندند و با احترام و هدایا،?? پیک ایشان را بدرقه کردند) سپس خسروپرویز به فرمانده خود در #یمن (که جزء قلمرو ایران بود) دستور داد تا این فرد (یعنی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را دستگیر کرده ?و به نزدش بفرستد. ?وقتی باذان فرمانده ایرانی یمن و یارانش به مدینه رسیدند، و از پیامبر خواستند همراه آنان برود، پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خبری از غیب بدانها دادند و فرمودند: کدام پادشاه؟ ?خسروپرویز دیشب توسط پسرش کشته شده و دیگر وجود ندارد. ✋آنها مبهوت شدند و گفتند از اینجا تا ایران یک ماه طول میکشد شما چگونه خبری از دیشب دارید؟ و سپس عهد کردند که اگر خبر درست بود، مسلمان خواهند شد. با اسبهای تیزپا به سمت ایران شتافتند و پیشگویی پیامبر را راست و صادق یافتند. فورا برگشتند و مسلمان شدند و سپس از جانب پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمانده اسلام در یمن شدند. این است داستان ایمان اوردن اولین ایرانیان. ?❤️ ✍منابع و اطلاعات بیشتر: Homa Katouzian, The Persians: Ancient, Mediaeval and Modern Iran, p. 66 http://yon.ir/8gpl http://yon.ir/gJ4w . . . ?بدون بصیرت قطعا دچار گمراهی میشویم.? |
|||
|
|
۱۳:۴۵, ۲۷/فروردین/۹۵
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام.
چه قبول کنیم چه قبول نکنیم اعراب به کشور ما حمله کردن. این حرف که ایرانی ها علاقه مند بودن به کشورهای عربی و نمیدونم از سپاهیان دشمن استقبال کردن هم یه جورایی خنده داره و هم دروغه و هم برای سرپوش گذاشتن روی حمله اعراب به ایرانه . اینکه در زمان ساسانی کشور مشکلات بسیاری داشته و مردم علاقه شون رو به حاکمان از دست داده بودن(مثه الان) درسته . ولی این دلیل نمیشه از کشورهایی که به سرزمین ما حمله کردن و سپاهیان ما رو کشتن و سرزمین ما رو تصرف کردن دفاع کنید. این واقعا شرم آوره. مثه اینه که الان آمریکا به کشور ما حمله کنه ... خونه ها رو بمب بارون کنه .... بچه ها رو بکشه ...... بعد هم سیستم مورد نظر خودش رو در کشور پیاده کنه و بعدش در کتاب هاشون بنویسن ایرانیان با آغوش باز به استقبال حمله نظامی ما آمدند. و چون یه عده از ایرانیا هم دل خوشی از شرایط اون موقع نداشتن بگن بله آمریکایی ها درست میگن ![]() ![]() دو تا لینک از ویکی هست توضیحات کاملی داره همراه با منبع . هم اظهارات درست داخلش هست و هم نادرست. حمله اعراب به ایران اسلام آوردن ایرانیان اون بخش آخر متن که نوشته پیامبر از غیب مطلبی رو گفتن و مردم هم ایمان آوردن منبعش چیه؟؟؟؟ چون من تا حالا نشنیده بودم.!!!! |
|||
|
|
۱۴:۰۵, ۲۷/فروردین/۹۵
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
پارمیس گرامی خیلی متفاوت است این دو جمله: اعراب به ایران حمله کردند. مسلمانان به ایران حمله کردند. در طول تاریخ ما شاهد حملات قوم های زیادی بودیم که اتفاقا خیلی هم بیشتر توانستند حاکم شوند و تسلط بیشتری هم پیدا کردند، ولی هیچکدام نتوانستند هیچ فرهنگ خاصی را از خودشون به ایران منتقل کنند و بالعکس تحت تاثیر فرهنگ ایرانیان قرار گرفتند. از جمله سلوکیان و مغولان.
|
|||
|
|
۱۴:۴۴, ۲۷/فروردین/۹۵
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
(۲۷/فروردین/۹۵ ۱۳:۴۵)پارمیس نوشته است: سلام. با سلام خانم پارمیس یک سوال و یک جواب بله و خیر میخوام از شما ، ایا ایران در طول تاریخ به خاکی خارج از مرزهای سیاسی و جغرافیایی خود تهاجم برده یا خیر؟ نمونه هم اگه خوتستین براتون از کورش گرفته تا نسل های پسین و پیشینش ارایه میدم . صداقت ویکی هم پیشتر ثابت شده . درباره اون سندی که خواستین ، ایکاش همونطور که رفرنس یدین و اهل تحقیق هستین اینم کمی تحقیق میکردین ![]() ادرس میدم و متن رو میزارم . از کتاب تاریخ طبری که برای اسلام ستیزان خیلی کاربردی هست نقل میکنم : نقل قول:حَدَّثَنَا ابْنُ حُمَيْدٍ ، قَالَ : حَدَّثَنَا سَلَمَةُ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ ، عَنِ الزُّهْرِيِّ ، عَنْ أَبِي سَلَمَةَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْفٍ : " أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ حُذَافَةَ قَدِمَ بِكِتَابِ رَسُولِ اللَّهِ ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، عَلَى كِسْرَى ، فَلَمَّا قَرَأَهُ شَقَّهُ ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : مُزِّقَ مُلْكُهُ ، حِينَ بَلَغَهُ أَنَّهُ شَقَّ كِتَابَهُ - ثُمَّ رَجَعَ إِلَى حَدِيثِ يَزِيدَ بْنِ أَبِي حَبِيبٍ - قَالَ : ثُمَّ كَتَبَ كِسْرَى إِلَى بَاذَانَ ، وَهُوَ عَلَى الْيَمَنِ : أَنِ ابْعَثْ إِلَى هَذَا الرَّجُلِ الَّذِي بِالْحِجَازِ رَجُلَيْنِ مِنْ عِنْدِكَ جَلْدَيْنِ ، فَلْيَأْتِيَانِي بِهِ ، فَبَعَثَ بَاذَانَ قَهْرَمَانَهُ ، وَهُوَ بَابَوَيْهِ ، وَكَانَ كَاتِبًا حَاسِبًا بِكِتَابِ فَارِسَ ، وَبَعَثَ مَعَهُ رَجُلا مِنَ الْفُرْسِ ، يُقَالُ لَهُ : خرخسرهُ ، وَكَتَبَ مَعَهُمَا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، يَأْمُرُهُ أَنْ يَنْصَرِفَ مَعَهُمَا إِلَى كِسْرَى ، وَقَالَ لِبَابَوَيْهِ : ائْتِ بَلَدَ هَذَا الرَّجُلِ ، وَكَلِّمْهُ ، وَأْتِنِي بِخَبَرِهِ ، فَخَرَجَا حَتَّى قَدِمَا الطَّائِفَ ، فَوَجَدَا رِجَالا مِنْ قُرَيْشٍ بِنَخْبٍ مِنْ أَرْضِ الطَّائِفِ ، فَسَأَلاهُمْ عَنْهُ ، فَقَالُوا : هُوَ بِالْمَدِينَةِ ، وَاسْتَبْشَرُوا بِهِمَا ، وَفَرِحُوا ، وَقَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ : أَبْشِرُوا ، فَقَدْ نَصَبَ لَهُ كِسْرَى مَلِكُ الْمُلُوكِ ، كُفِيتُمُ الرَّجُلَ . فَخَرَجَا حَتَّى قَدِمَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، فَكَلَّمَهُ بَابَوَيْهِ ، فَقَالَ : إِنَّ شَاها نشَاه ، مَلِكَ الْمُلُوكِ كِسْرَى ، قَدْ كَتَبَ إِلَى الْمَلِكِ بَاذَانَ ، يَأْمُرُهُ أَنْ يَبْعَثَ إِلَيْكَ مَنْ يَأْتِيهِ بِكَ ، وَقَدْ بَعَثَنِي إِلَيْكَ لِتَنْطَلِقَ مَعِي ، فَإِنْ فَعَلْتَ كَتَبَ فِيكَ إِلَى مَلِكِ الْمُلُوكِ يَنْفَعُكَ وَيَكُفُّهُ عَنْكَ ، وَإِنْ أَبَيْتَ فَهُوَ مَنْ قَدْ عَلِمْتَ ، فَهُوَ مُهْلِكُكَ وَمُهْلِكُ قَوْمِكَ ، وَمُخَرِّبُ بِلادِكَ ، وَدَخَلا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، وَقَدْ حَلَقَا لِحَاهُمَا ، وَأَعْفَيَا شَوَارِبَهُمَا ، فَكَرِهَ النَّظَرَ إِلَيْهِمَا ، ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيْهِمَا ، فَقَالَ : وَيْلَكُمَا ، مَنْ أَمَرَكُمَا بِهَذَا ؟ قَالا : أَمَرَنَا بِهَذَا رَبُّنَا ، يَعْنِيَانِ : كِسْرَى ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : لَكِنَّ رَبِّي قَدْ أَمَرَنِي بِإِعْفَاءِ لِحْيَتِي وَقَصِّ شَارِبِي ، ثُمَّ قَالَ لَهُمَا : ارْجِعَا حَتَّى تَأْتِيَانِي غَدًا ، وَأَتَى رَسُولَ اللَّهِ ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، الْخَبَرُ مِنَ السَّمَاءِ أَنَّ اللَّهَ قَدْ سَلَّطَ عَلَى كِسْرَى ابْنَهُ شِيرَوَيْهِ ، فَقَتَلَهُ فِي شَهْرِ كَذَا وَكَذَا ، لَيْلَةَ كَذَا وَكَذَا مِنَ اللَّيْلِ ، بَعْدَ مَا مَضَى مِنَ اللَّيْلِ سَلَّطَ عَلَيْهِ ابْنَهُ شِيرَوَيْهِ فَقَتَلَهُ " . قَالَ الواقدي : قَتَلَ شِيرَوَيْهِ أَبَاهُ كِسْرَى ، لَيْلَةَ الثُّلاثَاءِ لِعَشْرِ لَيَالٍ مَضَيْنَ مِنْ جُمَادَى الأُولَى ، مِنْ سَنَةِ سَبْعٍ ، لِسِتِّ سَاعَاتٍ مَضَتْ مِنْهَا - رَجَعَ الْحَدِيثُ إِلَى حَدِيثِ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ - عَنْ يَزِيدَ بْنِ أَبِي حَبِيبٍ ، فَدَعَاهُمَا ، فَأَخْبَرَهُمَا ، فَقَالا : هَلْ تَدْرِي مَا تَقُولُ ؟ إِنَّا قَدْ نَقِمْنَا عَلَيْكَ مَا هُوَ أَيْسَرُ مِنْ هَذَا ، أَفَنَكْتُبُ هَذَا عَنْكَ ، وَنُخْبِرُهُ الْمَلِكَ ؟ قَالَ : نَعَمْ ، أَخْبِرَاهُ ذَلِكَ عَنِّي ، وَقُولا لَهُ : إِنَّ دِينِي وَسُلْطَانِي سَيَبْلُغُ مَا بَلَغَ مُلْكُ كِسْرَى ، وَيَنْتَهِي إِلَى مُنْتَهَى الْخُفِّ وَالْحَافِرِ ، وَقُولا لَهُ : إِنَّكَ إِنْ أَسْلَمْتَ أَعْطَيْتُكَ مَا تَحْتَ يَدَيْكَ ، وَمَلَّكْتُكَ عَلَى قَوْمِكَ مِنَ الأَبْنَاءِ ، ثُمَّ أَعْطَى خرخسرهَ مِنْطَقَةً فِيهَا ذَهَبٌ وَفِضَّةٌ ، كَانَ أَهْدَاهَا لَهُ بَعْضُ الْمُلُوكِ ، فَخَرَجَا مِنْ عِنْدِهِ حَتَّى قَدِمَا عَلَى بَاذَانَ ، فَأَخْبَرَاهُ الْخَبَرَ ، فَقَالَ : وَاللَّهِ مَا هَذَا بِكَلامِ مَلِكٍ ، وَإِنِّي لأَرَى الرَّجُلَ نَبِيًّا كَمَا يَقُولُ ، وَلْنَنْظُرَنَّ مَا قَدْ قَالَ ، فَلَئِنْ كَانَ هَذَا حَقًّا ، مَا فِيهِ كَلامٌ ، إِنَّهُ لَنَبِيٌّ مُرْسَلٌ ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ فَسَنَرَى فِيهِ رَأْيَنَا ، فَلَمْ يَنْشَبْ بَاذَانَ أَنْ قَدِمَ عَلَيْهِ كِتَابُ شِيرَوَيْهِ : أَمَّا بَعْدُ ، فَإِنِّي قَدْ قَتَلْتُ كِسْرَى ، وَلَمْ أَقْتُلْهُ إِلا غَضَبًا لِفَارِسَ ، لِمَا كَانَ اسْتَحَلَّ مِنْ قَتْلِ أَشْرَافِهِمْ وَتَجْمِيرِهِمْ فِي ثُغُورِهِمْ ، فَإِذَا جَاءَكَ كِتَابِي هَذَا فَخُذْ لِي الطَّاعَةَ مِمَّنْ قِبَلَكَ ، وَانْظُرِ الرَّجُلَ الَّذِي كَانَ كِسْرَى كَتَبَ فِيهِ إِلَيْكَ ، فَلا تُهِجْهُ حَتَّى يَأْتِيَكَ أَمْرِي فِيهِ ، فَلَمَّا انْتَهَى كِتَابُ شِيرَوَيْهِ إِلَى بَاذَانَ ، قَالَ : إِنَّ هَذَا الرَّجُلَ لَرَسُولٌ ، فَأَسْلَمَ وَأَسْلَمَتِ الأَبْنَاءُ مَعَهُ مِنْ فَارِسَ ، مَنْ كَانَ مِنْهُمْ بِالْيَمَنِ ، فَكَانَتْ حِمْيَرُ تَقُولُ لِخرخسرهَ : ذُو الْمُعْجِزَةِ ، لِلْمِنْطَقَةِ الَّتِي أَعْطَاهُ إِيَّاهَا رَسُولُ اللَّهِ ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، وَالْمِنْطَقَةُ بِلِسَانِ حِمْيَرَ : الْمُعْجِزَةُ ، فَبَنُوهُ الْيَوْمَ يُنْسَبُونَ إِلَيْهَا خرخسرهَ ذُو الْمُعْجِزَةِ . وَقَدْ قَالَ بَابُوَيْهِ لِبَاذَانَ : مَا كَلَّمْتُ رَجُلا قَطُّ أَهْيَبَ عِنْدِي مِنْهُ ، فَقَالَ لَهُ بَاذَانُ : هَلْ مَعَهُ شُرَطٌ قَالَ : لا . قَالَ الواقدي : وَفِيهَا كَتَبَ إِلَى الْمُقَوْقِسِ ، عَظِيمِ الْقِبْطِ ، يَدْعُوهُ إِلَى الإِسْلامِ ، فَلَمْ يُسْلِمْ . قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ : وَلَمَّا رَجَعَ رَسُولُ اللَّهِ ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، مِنْ غَزْوَةِ الْحُدَيْبِيَةِ إِلَى الْمَدِينَةِ ، أَقَامَ بِهَا ذَا الْحَجَّةِ وَبَعْضَ الْمُحَرَّمِ ، فِيمَا حَدَّثَنَا ابْنُ حُمَيْدٍ ، قَالَ : حَدَّثَنَا سَلَمَةُ ، عَنِ ابْنِ إِسْحَاقَ ، قَالَ : وَوَلِيَ الْحَجَّ فِي تِلْكَ السَّنَةِ الْمُشْرِكُونَ .البته مطالب دیگه هست که فلا دست نگهمیدارم تا اگه نیاز بود ذکر کنم . |
|||
|
|
۱۷:۱۸, ۲۷/فروردین/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/فروردین/۹۵ ۱۷:۲۴ توسط پارمیس.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۲۷/فروردین/۹۵ ۱۴:۴۴)mahdy30na نوشته است: ایا ایران در طول تاریخ به خاکی خارج از مرزهای سیاسی و جغرافیایی خود تهاجم برده یا خیر؟خب بله. البته اون زمان با الان فرق داشته ...... (۲۷/فروردین/۹۵ ۱۴:۴۴)mahdy30na نوشته است: صداقت ویکی هم پیشتر ثابت شده . ویکی شخص نیست که بخواد با شما عناد داشته باشه. ویکی فقط مطالب رو جمع آوری میکنه. اتفاقا این ویژگی ش خیلی خوبه. در مورد هر مطلبی هم یه رفرنس داره. از خودش که نمینویسه ... (۲۷/فروردین/۹۵ ۱۴:۴۴)mahdy30na نوشته است: از کتاب تاریخ طبری که برای اسلام ستیزان خیلی کاربردی هست متاسفانه شما همیشه با نیش و کنایه صحبت میکنید. ![]() (۲۷/فروردین/۹۵ ۱۴:۴۴)mahdy30na نوشته است: حَدَّثَنَا ابْنُ حُمَيْدٍ ، قَالَ : حَدَّثَنَا سَلَمَةُ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ ، عَنِ الزُّهْرِيِّ ، عَنْ أَبِي سَلَمَةَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْفٍ : " أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ حُذَافَةَ قَدِمَ بِكِتَابِ رَسُولِ اللَّهِ ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، عَلَى كِسْرَى ، فَلَمَّا قَرَأَهُ شَقَّهُ ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : مُزِّقَ مُلْكُهُ ، حِينَ بَلَغَهُ أَنَّهُ شَقَّ كِتَابَهُ - ثُمَّ رَجَعَ إِلَى حَدِيثِ يَزِيدَ بْنِ أَبِي حَبِيبٍ - قَالَ : ثُمَّ كَتَبَ كِسْرَى إِلَى بَاذَانَ ، وَهُوَ عَلَى الْيَمَنِ : أَنِ ابْعَثْ إِلَى هَذَا الرَّجُلِ الَّذِي بِالْحِجَازِ رَجُلَيْنِ مِنْ عِنْدِكَ جَلْدَيْنِ ، فَلْيَأْتِيَانِي بِهِ ، فَبَعَثَ بَاذَانَ قَهْرَمَانَهُ ، وَهُوَ بَابَوَيْهِ ، وَكَانَ كَاتِبًا حَاسِبًا بِكِتَابِ فَارِسَ ، وَبَعَثَ مَعَهُ رَجُلا مِنَ الْفُرْسِ ، يُقَالُ لَهُ : خرخسرهُ ، وَكَتَبَ مَعَهُمَا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، يَأْمُرُهُ أَنْ يَنْصَرِفَ مَعَهُمَا إِلَى كِسْرَى ، وَقَالَ لِبَابَوَيْهِ : ائْتِ بَلَدَ هَذَا الرَّجُلِ ، وَكَلِّمْهُ ، وَأْتِنِي بِخَبَرِهِ ، فَخَرَجَا حَتَّى قَدِمَا الطَّائِفَ ، فَوَجَدَا رِجَالا مِنْ قُرَيْشٍ بِنَخْبٍ مِنْ أَرْضِ الطَّائِفِ ، فَسَأَلاهُمْ عَنْهُ ، فَقَالُوا : هُوَ بِالْمَدِينَةِ ، وَاسْتَبْشَرُوا بِهِمَا ، وَفَرِحُوا ، وَقَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ : أَبْشِرُوا ، فَقَدْ نَصَبَ لَهُ كِسْرَى مَلِكُ الْمُلُوكِ ، كُفِيتُمُ الرَّجُلَ . فَخَرَجَا حَتَّى قَدِمَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، فَكَلَّمَهُ بَابَوَيْهِ ، فَقَالَ : إِنَّ شَاها نشَاه ، مَلِكَ الْمُلُوكِ كِسْرَى ، قَدْ كَتَبَ إِلَى الْمَلِكِ بَاذَانَ ، يَأْمُرُهُ أَنْ يَبْعَثَ إِلَيْكَ مَنْ يَأْتِيهِ بِكَ ، وَقَدْ بَعَثَنِي إِلَيْكَ لِتَنْطَلِقَ مَعِي ، فَإِنْ فَعَلْتَ كَتَبَ فِيكَ إِلَى مَلِكِ الْمُلُوكِ يَنْفَعُكَ وَيَكُفُّهُ عَنْكَ ، وَإِنْ أَبَيْتَ فَهُوَ مَنْ قَدْ عَلِمْتَ ، فَهُوَ مُهْلِكُكَ وَمُهْلِكُ قَوْمِكَ ، وَمُخَرِّبُ بِلادِكَ ، وَدَخَلا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، وَقَدْ حَلَقَا لِحَاهُمَا ، وَأَعْفَيَا شَوَارِبَهُمَا ، فَكَرِهَ النَّظَرَ إِلَيْهِمَا ، ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيْهِمَا ، فَقَالَ : وَيْلَكُمَا ، مَنْ أَمَرَكُمَا بِهَذَا ؟ قَالا : أَمَرَنَا بِهَذَا رَبُّنَا ، يَعْنِيَانِ : كِسْرَى ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : لَكِنَّ رَبِّي قَدْ أَمَرَنِي بِإِعْفَاءِ لِحْيَتِي وَقَصِّ شَارِبِي ، ثُمَّ قَالَ لَهُمَا : ارْجِعَا حَتَّى تَأْتِيَانِي غَدًا ، وَأَتَى رَسُولَ اللَّهِ ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، الْخَبَرُ مِنَ السَّمَاءِ أَنَّ اللَّهَ قَدْ سَلَّطَ عَلَى كِسْرَى ابْنَهُ شِيرَوَيْهِ ، فَقَتَلَهُ فِي شَهْرِ كَذَا وَكَذَا ، لَيْلَةَ كَذَا وَكَذَا مِنَ اللَّيْلِ ، بَعْدَ مَا مَضَى مِنَ اللَّيْلِ سَلَّطَ عَلَيْهِ ابْنَهُ شِيرَوَيْهِ فَقَتَلَهُ " . قَالَ الواقدي : قَتَلَ شِيرَوَيْهِ أَبَاهُ كِسْرَى ، لَيْلَةَ الثُّلاثَاءِ لِعَشْرِ لَيَالٍ مَضَيْنَ مِنْ جُمَادَى الأُولَى ، مِنْ سَنَةِ سَبْعٍ ، لِسِتِّ سَاعَاتٍ مَضَتْ مِنْهَا - رَجَعَ الْحَدِيثُ إِلَى حَدِيثِ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ - عَنْ يَزِيدَ بْنِ أَبِي حَبِيبٍ ، فَدَعَاهُمَا ، فَأَخْبَرَهُمَا ، فَقَالا : هَلْ تَدْرِي مَا تَقُولُ ؟ إِنَّا قَدْ نَقِمْنَا عَلَيْكَ مَا هُوَ أَيْسَرُ مِنْ هَذَا ، أَفَنَكْتُبُ هَذَا عَنْكَ ، وَنُخْبِرُهُ الْمَلِكَ ؟ قَالَ : نَعَمْ ، أَخْبِرَاهُ ذَلِكَ عَنِّي ، وَقُولا لَهُ : إِنَّ دِينِي وَسُلْطَانِي سَيَبْلُغُ مَا بَلَغَ مُلْكُ كِسْرَى ، وَيَنْتَهِي إِلَى مُنْتَهَى الْخُفِّ وَالْحَافِرِ ، وَقُولا لَهُ : إِنَّكَ إِنْ أَسْلَمْتَ أَعْطَيْتُكَ مَا تَحْتَ يَدَيْكَ ، وَمَلَّكْتُكَ عَلَى قَوْمِكَ مِنَ الأَبْنَاءِ ، ثُمَّ أَعْطَى خرخسرهَ مِنْطَقَةً فِيهَا ذَهَبٌ وَفِضَّةٌ ، كَانَ أَهْدَاهَا لَهُ بَعْضُ الْمُلُوكِ ، فَخَرَجَا مِنْ عِنْدِهِ حَتَّى قَدِمَا عَلَى بَاذَانَ ، فَأَخْبَرَاهُ الْخَبَرَ ، فَقَالَ : وَاللَّهِ مَا هَذَا بِكَلامِ مَلِكٍ ، وَإِنِّي لأَرَى الرَّجُلَ نَبِيًّا كَمَا يَقُولُ ، وَلْنَنْظُرَنَّ مَا قَدْ قَالَ ، فَلَئِنْ كَانَ هَذَا حَقًّا ، مَا فِيهِ كَلامٌ ، إِنَّهُ لَنَبِيٌّ مُرْسَلٌ ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ فَسَنَرَى فِيهِ رَأْيَنَا ، فَلَمْ يَنْشَبْ بَاذَانَ أَنْ قَدِمَ عَلَيْهِ كِتَابُ شِيرَوَيْهِ : أَمَّا بَعْدُ ، فَإِنِّي قَدْ قَتَلْتُ كِسْرَى ، وَلَمْ أَقْتُلْهُ إِلا غَضَبًا لِفَارِسَ ، لِمَا كَانَ اسْتَحَلَّ مِنْ قَتْلِ أَشْرَافِهِمْ وَتَجْمِيرِهِمْ فِي ثُغُورِهِمْ ، فَإِذَا جَاءَكَ كِتَابِي هَذَا فَخُذْ لِي الطَّاعَةَ مِمَّنْ قِبَلَكَ ، وَانْظُرِ الرَّجُلَ الَّذِي كَانَ كِسْرَى كَتَبَ فِيهِ إِلَيْكَ ، فَلا تُهِجْهُ حَتَّى يَأْتِيَكَ أَمْرِي فِيهِ ، فَلَمَّا انْتَهَى كِتَابُ شِيرَوَيْهِ إِلَى بَاذَانَ ، قَالَ : إِنَّ هَذَا الرَّجُلَ لَرَسُولٌ ، فَأَسْلَمَ وَأَسْلَمَتِ الأَبْنَاءُ مَعَهُ مِنْ فَارِسَ ، مَنْ كَانَ مِنْهُمْ بِالْيَمَنِ ، فَكَانَتْ حِمْيَرُ تَقُولُ لِخرخسرهَ : ذُو الْمُعْجِزَةِ ، لِلْمِنْطَقَةِ الَّتِي أَعْطَاهُ إِيَّاهَا رَسُولُ اللَّهِ ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، وَالْمِنْطَقَةُ بِلِسَانِ حِمْيَرَ : الْمُعْجِزَةُ ، فَبَنُوهُ الْيَوْمَ يُنْسَبُونَ إِلَيْهَا خرخسرهَ ذُو الْمُعْجِزَةِ . وَقَدْ قَالَ بَابُوَيْهِ لِبَاذَانَ : مَا كَلَّمْتُ رَجُلا قَطُّ أَهْيَبَ عِنْدِي مِنْهُ ، فَقَالَ لَهُ بَاذَانُ : هَلْ مَعَهُ شُرَطٌ قَالَ : لا . قَالَ الواقدي : وَفِيهَا كَتَبَ إِلَى الْمُقَوْقِسِ ، عَظِيمِ الْقِبْطِ ، يَدْعُوهُ إِلَى الإِسْلامِ ، فَلَمْ يُسْلِمْ . قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ : وَلَمَّا رَجَعَ رَسُولُ اللَّهِ ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، مِنْ غَزْوَةِ الْحُدَيْبِيَةِ إِلَى الْمَدِينَةِ ، أَقَامَ بِهَا ذَا الْحَجَّةِ وَبَعْضَ الْمُحَرَّمِ ، فِيمَا حَدَّثَنَا ابْنُ حُمَيْدٍ ، قَالَ : حَدَّثَنَا سَلَمَةُ ، عَنِ ابْنِ إِسْحَاقَ ، قَالَ : وَوَلِيَ الْحَجَّ فِي تِلْكَ السَّنَةِ الْمُشْرِكُونَ . الان من با این متن چکار کنم؟؟؟ (۲۷/فروردین/۹۵ ۱۴:۰۵)سید ابراهیم نوشته است: یعنی اگر مسلمان باشن حق دارن به ایران حمله کنن!!! ![]() عجب!! خب داعش هم که همین ادعا رو داره. هیچ کس نمیتونه بگه من مسلمان کاملم و بنابراین حق دارم دینم رو به بقیه هم بقبولونم. تازه اگه مسلمان یا مسیحی کامل هم باشن بازم حق ندارن با حمله نظامی دین و فرهنگ خودشون رو به اون کشور بیارن(حالا هر مذهبی) چه برسه به سردمداران اون موقع کشورهای عربی.!!!! |
|||
|
۱۸:۴۷, ۲۷/فروردین/۹۵
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
سلام
(۲۷/فروردین/۹۵ ۱۷:۱۸)پارمیس نوشته است: خب بله. (۲۷/فروردین/۹۵ ۱۳:۴۵)پارمیس نوشته است: سلام.این عبارت رو بزارید جلوی این متن خودتون و نتیجه گیری کنین. آیا میل دارین جای چند عبارت رو عوض کنیم ؟ چه قبول کنیم چه قبول نکنیم ایران به کشور های همسایه حمله کرد. نظرتون درباره متن بالا چیه؟ ![]() (۲۷/فروردین/۹۵ ۱۷:۱۸)پارمیس نوشته است: ویکی شخص نیست که بخواد با شما عناد داشته باشه.با من عناد داره یقین داشته باشین با من و اعتقاد و ایینم عناد داره با وطنم .... دوتا عکس نقل قول میکنم از قسمت ویکیپدیا:آشنایی با دانشنامه خودتون قضاوت کنین شخص هستن یا خیر و مابقی مطالب . ![]() ![]() امیدوارم دفعه بعد کمی دقت کنید تو گفتن مطالب خودتون . ![]() شما هنوز تو تشخیصش شک دارین ( البته فکر کنم خودتون یقین دارین ) کی و کیا این مطالب رو میتویسن بعد میگین که ... . رفرنس ؟ عحب چیز خاصی انگار بقیه چیز دیگه غیر این میدن . ![]() از خودش خیر اما چیزی که بخواد رو مینویسه قیچی کاری هم گاهی انجام میدن که بماند .(۲۷/فروردین/۹۵ ۱۷:۱۸)پارمیس نوشته است: متاسفانه شما همیشه با نیش و کنایه صحبت میکنید.فقط پاسخ شما رو دادم ، اگه شما این رو نیش و کنایه میدونین پس حقیقت برای شما از هر چیزی ناگوار و تلخ هست. (۲۷/فروردین/۹۵ ۱۷:۱۸)پارمیس نوشته است: الان من با این متن چکار کنم؟؟؟بزارین جلوی این سوال خودتون / (۲۷/فروردین/۹۵ ۱۳:۴۵)پارمیس نوشته است: اون بخش آخر متن که نوشته پیامبر از غیب مطلبی رو گفتن و مردم هم ایمان آوردن منبعش چیه؟؟؟؟جون نشنیده بودین اوردl تا حداقل بخونین تا بدونین و اگه جایی خواستین ازش استفاده کنین . لطف کردم و براتون مثل ویکی ( البته بصورت صحیح ) رفرنس دادم .![]() (۲۷/فروردین/۹۵ ۱۷:۱۸)پارمیس نوشته است: یعنی اگر مسلمان باشن حق دارن به ایران حمله کنن!!!یعنی اگر ایرانی باشن حق دارن به هرجا حمله کنن!!! عجب!! ![]() (۲۷/فروردین/۹۵ ۱۷:۱۸)پارمیس نوشته است: چه برسه به سردمداران اون موقع کشورهای عربی.!!!! ![]() اگه بازم مطلبی و نقدی بود پذیرا هستم ولی شما هم پاسخگو باشین . |
|||
|
|
۱۸:۵۶, ۲۷/فروردین/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/فروردین/۹۵ ۱۹:۰۵ توسط قبیله منتظر.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
یک سؤال :
اگر واقعا در دین اجباری نیست چرا در اسلام این همه جنگ رخ داد ؟ پاسخ : اصولا اسلام و هر مذهب حق از دو جهت نمى تواند جنبه تحمیلى داشته باشد: [/b] [b]الف - بعد از آن همه دلائل روشن و استدلال منطقى و معجزات آشکار، نیازى به این موضوع نیست ، آنها متوسل به زور و تحمیل مى شوند که فاقد منطق باشند، نه اسلام با آن منطق روشن و استدلالهاى نیرومند. [/b] [b]ب - اصولا دین که از یک سلسله اعتقادات قلبى ریشه و مایه مى گیرد ممکن نیست تحمیلى باشد زور و شمشیر و قدرت نظامى در اعمال و حرکات جسمانى ما مى تواند اثر بگذارد نه در افکار و اعتقادات ما.
|
|||
|
۲۳:۴۷, ۲۷/فروردین/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/فروردین/۹۵ ۲۳:۵۱ توسط پارمیس.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
(۲۷/فروردین/۹۵ ۱۸:۴۷)mahdy30na نوشته است: چه قبول کنیم چه قبول نکنیم ایران به کشور های همسایه حمله کرد. برید تاریخ رو مطالعه کنید. وقت ندارم اینجا درس تاریخ بدم. اون حمله ای که اعراب به کشور ما داشتن با حمله ی ایران زمان کوروش به بابل یا سومر فرق داشته. مردم بابل از کوروش استقبال کردن. (۲۷/فروردین/۹۵ ۱۸:۴۷)mahdy30na نوشته است: با من عناد دارهوطن؟؟؟ آیا شما واقعا وطن مهم هست براتون؟؟؟ خواهشا با خودتون رو راست باشید. شما اگه واقعا وطن براتون مهم بود از حمله بیگانگان به کشورتون دفاع نمیکردید.... (۲۷/فروردین/۹۵ ۱۸:۴۷)mahdy30na نوشته است: رفرنس ؟ عحب چیز خاصی انگار بقیه چیز دیگه غیر این میدن . میگم با کنایه صحبت میکنید میگید نه!!! من هیچ جا نگفتم ویکی پدیا خوبه یا بده ..... منابعش درسته یا غلطه..... فقط گفتم تمام مطالبش منبع داره دیگه اختیار با خودتونه که اون منبع رو قبول کنید یا نه. (۲۷/فروردین/۹۵ ۱۸:۴۷)mahdy30na نوشته است: فقط پاسخ شما رو دادم ، اگه شما این رو نیش و کنایه میدونین پس حقیقت برای شما از هر چیزی ناگوار و تلخ هست. شما من رو اسلام ستیز خطاب کردید حالام میگید حقیقت برای من تلخه؟!!! (۲۷/فروردین/۹۵ ۱۸:۴۷)mahdy30na نوشته است: لطف کردم و براتون مثل ویکی ( البته بصورت صحیح ) رفرنس دادم . لطف کردید؟؟؟؟ کسی از شما نخواسته بود که لطف کنید. این کار شما لطف اسمش نیست اسمش منت گذاشتنه. (۲۷/فروردین/۹۵ ۱۸:۴۷)mahdy30na نوشته است: یعنی اگر ایرانی باشن حق دارن به هرجا حمله کنن!!! واقعا الان این حرف به بحث چه ربطی داشت؟؟؟ گیریم که حملاتی که زمان ایران باستان توسط کشور ما انجام میشده اشتباه بوده حالا این دلیل میشه که بگیم اعراب هم حق داشتن به ایران حمله کنن؟؟؟؟ بعد به ملی گراها میگید وطن فروش!!! شما رسما دارید از تجاوز نظامی به کشورتون دفاع میکنید. ![]() (۲۷/فروردین/۹۵ ۱۸:۵۶)قبیله منتظر نوشته است: خب منم همین رو میگم. حمله اعراب به ایران بعد از زمان پیامبر اتفاق افتاد. اگر پیامبر بودن که اجازه همچین کاری رو نمیدادن. اون افرادی که اون موقع زمامدار بودن فاقد منطق بودن برای همین به زور متوسل شدن و حمله کردن(طبق متن خودتون) |
|||
|
۰:۵۰, ۲۸/فروردین/۹۵
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
به نظرم میشه این بحث رو منطقی هم بررسی کرد و به نتیجه رسید .
منتها تعداد زیادی مقدمه لازم داره و بحث روی هر مقدمه هم خودش اولا زمان بر است ثانیا با عدم تفاهم روی یک مقدمه مشکل پیش میاد و کلا موضوع بحث عوض میشود . به نظرم این بحث را میشود بدون دست زدن به پیش فرض های شخصی هر یک از کاربران هم تقریبا حل کرد .(به اصطلاح در داخل پرانتز بررسی کرد) در مورد وضعیت ایران و اسلام نوشته های بسیاری هست ، منتها در این تاپیک به دنبال بررسی نظر افرادی هستیم که به این موضوع (مثبت ) نگاه میکنند ،(واضحا در تاپیک نکات نظر (منفی) مطرح شده و برای آنها دنبال جواب هستیم) یکی از معروفترین نوشته ها کتاب(خدمات متقابل اسلام و ایران) اثر شهید مطهری است . من خودم متاسفانه این کتاب را کامل مطالعه نکردم ، اما به لطف این تاپیک سعی میکنم فردا کتاب را (نسخه ی چاپی) تهیه و مطالعه کنم . به همه ی کاربرای تاپیک هم پیشنهاد میکنم کتاب ذکر شده را تهیه و مطالعه کنند و نظرشان را بعد از مطالعه و دانستن محتوای کتاب هم بیان کنند . |
|||
|
۲:۴۷, ۲۸/فروردین/۹۵
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۲۷/فروردین/۹۵ ۲۳:۴۷)پارمیس نوشته است: برید تاریخ رو مطالعه کنید.خیلی جالبه بحث کردن با شما .میدونین چرا؟ چون فقط از فلان و فلان و فلان ادرس میدید و حتی زحمت مطالعه هم نمیدید و فقط گوشتون به دهان کسی هست که اصلا نمیشناسین و به حرفهاش یقین در حد وحی دارین . بگدریم بحث به حاشیه نره . (۲۷/فروردین/۹۵ ۲۳:۴۷)پارمیس نوشته است: برید تاریخ رو مطالعه کنید.قرارهست حرف بدون سند نزنیم اگه نقل قول داریم میکنیم و گواه بیاریم برای شواهد تاریخی . استقبال؟ میشه بگین چطور استقبال کردن ؟ با گرسنه نگهداشتن سربازان ارتش بابل ؟ یا با خواب و غفلت و حریق و ... ؟ یه نمونه از برگهای تاریخ رو بزارین بیارم شاید بدردتون خورد . And Gobryas and Gadatas and their troops found the gates leading to the palace locked, and those who had been appointed to attack the guard fell upon them as they were drinking by a blazing fire, and without waiting they dealt with them as with foes ... ... And when Gadatas[sup]1[/sup] and his men saw the gates open they dashed in in pursuit of the others as they fled back into the palace, and dealing blows right and left they came into the presence of the king; and they found him already risen with his dagger in his hand. And Gadatas and Gobryas and their followers overpowered him; and those about the king perished also, one where he had sought some shelter, another while running away, another while actually trying to defend himself with whatever he could. Cyrus then sent the companies of cavalry around through the streets and gave them orders to cut down all whom they found out of doors, while he directed those who understood Assyrian to proclaim to those in their houses that they should stay there, for if any one should be caught outside, he would be put to death. While they were thus occupied, Gadatas and Gobryas came up; and first of all they did homage to the gods, seeing that they had avenged themselves upon the wicked king, and then they kissed Cyrus's hands and his feet with many tears of joy.And when day dawned and those in possession[sup]1[/sup] of the citadels discovered that the city was taken and the king slain, they surrendered the citadels, too. (صفحات 20 تا 34 لینک) Cyrus then sent the companies of cavalry around through the streets and gave them orders to cut down all whom they found out of doors, while he directed those who understood Assyrian to proclaim to those in their houses that they should stay there, for if any one should be caught outside, he would be put to death. [*] When all this was finished, he first called the magi and requested them, inasmuch as the city had been taken by the sword, to select sanctuaries and the first fruits of the booty for the gods. Next he distributed the private houses and official residences among those whom he considered to have had a share in what had been achieved; and he made the division in the way that had been decided upon—the best to the most meritorious. And if any one thought he had less than he should, he bade him come and explain his reasons for thinking so. Xenophon, Cyropaedia, Editor: Walter Miller [*] Xenophon. Xenophon in Seven Volumes, 5 and 6. Walter Miller. Harvard University Press, Cambridge, MA; William Heinemann, Ltd., London. 1914. کتاب گزنفون هستش اگه خواستین مطالعه کنید لینک صفحات رو قرار دادم همراه با ادرس کاملش . فقط این چند نمونه رو داشته باشین تا بعد بگین عجب استقبالی صورت گرفته ![]() [/b] خانم پارمیس همونقدر که شما مدارک دارین من هم دارم که بتونم اثبات کنم حرفامو . درس تاریخ به حدی برای من شیرین هست که نمیشه وصف کرد پس اگه معلم خوبی بودید حتما توضیح میدادید و رفع ابهام میکریدن . میگذاریم به نداشتن وقت و حوصله از سوی شما . (۲۷/فروردین/۹۵ ۲۳:۴۷)پارمیس نوشته است: وطن؟؟؟جمله سنگینی گفتین ، دوست دارین ارجاع بدم به صحبتهای خودتون ؟ جناب اقوام ما با اعراب جنگیدین ولی اسلام رو با روی گشاده قبول کردیم نه اعراب رو ، کی میشه امثال شما این دو رو از هم تفکیک کنن . ![]() (۲۷/فروردین/۹۵ ۲۳:۴۷)پارمیس نوشته است: میگم با کنایه صحبت میکنید میگید نه!!!متن رو دوباره براتون نقل قول میکنم (۲۷/فروردین/۹۵ ۱۷:۱۸)پارمیس نوشته است: ویکی شخص نیست که بخواد با شما عناد داشته باشه.این جمله اختیار با خودتونه که اون منبع رو قبول کنید یا نه. بنده میگم منابع هم داشته باشه وقتی با مبانی اصلی متضاد باشه و یا خفی باشه مکنه شما متوجه نشید ولی من بشم من نمیپذیرم و دلیل ارایه میدم ولی شما سریع میپذیرید . و از سویی ویکی رو شما چه تعریف کردین و من چه گفتم .ایا قبول کردین ؟ خیر . (۲۷/فروردین/۹۵ ۲۳:۴۷)پارمیس نوشته است: شما من رو اسلام ستیز خطاب کردید حالام میگید حقیقت برای من تلخه؟!!!بنده شما رو خیر بلکه کسانی که به نبردهای خلفا و اسلام و ایران و ... میپردازن و مبانی نژاد گرایانه و مثلا میهم پرستانه و ... دارن گفتم . شما این چنین هستین؟شما معتقدین که این حمله و جنایات کاری غلط و وحشیانه بوده درسته ؟ بنده هم همین عقیده رو دارم .اما تو ادامه بحث با شما راهم جدا میشه ، شما اعراب و اسلام رو یکی میدونین ولی بنده خیر . ![]() (۲۷/فروردین/۹۵ ۲۳:۴۷)پارمیس نوشته است: لطف کردید؟؟؟؟شما اسمش رو هرچی خواستی بزار ولی من اگه منت میخواستم بزارم جور دیگه میگفتم . سلیقه شما در انتخاب لغات جالبه . (۲۷/فروردین/۹۵ ۲۳:۴۷)پارمیس نوشته است: واقعا الان این حرف به بحث چه ربطی داشت؟؟؟جملتون انکاری هست و شاید و اگر و اما ، اگه غلط بوده دیگر مردمان هم درباره ما بد میگن و به خون ما تشنه هستن و ما هم تشنه به جان اعراب که چرا هزار و اندی سال پیش جوی خون راه انداختن و ....؟ من فقط حرف شما رو از نگاهی دیگه برای خودتون نوشتم . پس این شما هستین که دارین دفاع میکنین نه من . ![]() (۲۷/فروردین/۹۵ ۲۳:۴۷)پارمیس نوشته است: خب منم همین رو میگم.خانم پارمیس میگم من و شما یه جاهایی تفاهم در نگاه داریم همینه دیگه ؛ کارهایی که اعراب کردن رو باید به پای اسلام بزاریم ؟ میگیم که کار اونها غلط و اشتباه بوده . |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |














![[تصویر: 2016-04-15_181625.jpg]](http://uploadyar.com/8Z4u/2016-04-15_181625.jpg)
![[تصویر: 2016-04-15_182457.jpg]](http://uploadyar.com/8Z4v/2016-04-15_182457.jpg)


لطف کردم و براتون مثل ویکی ( البته بصورت صحیح ) رفرنس دادم .



