|
در #دین اجباری نیست
|
|
۱۱:۲۰, ۲۷/فروردین/۹۵
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
?دوستان خواهشا به این مطلب توجه کنید?
⛔️ متن شایعه ⛔️ «لٰا اِکرٰهَ فِی الدّینَ»/در #دین اجباری نیست این مسخره ترین جمله ایست که من شنیدم! از اولش ، از ریشه مشکل داشته است! اجباری نیست؟! وقتی #خســــــــــرو_پرویز ساسانی نامه #محمد بن عبدالله (به هر دلیلی) را پاره کرد و دین و شریعت محمد را قبول نکرد ، عکس العمل محمد چه بود؟ آیا غیر از این بود که شمشیر کشیدند و نیاکان مارا به خاک و خون کشیدند؟! به چه گناهی؟! شاید نیاکان من دوست داشتند کافر باشند،دوست داشتند بُت بپرستند، آیا حق ایشان #مــــــــــرگ بود؟! مگر ما چند هزار سال قبل از اینکه آنان بهفهمند #خدا چیست، تعلیمات یکتا پرستی زرتشت را نپذیرفته بودیم؟ تُف به ذات کسی که از عرب پهلوان میسازد و پهلوانان خودش را لِـه میکنــــــــــد ...! ✅✅ #پاسخ: 1⃣ برخلاف متن بالا، پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هرگز برای مسلمان کردن خسروپرویز! به ایران لشکرکشی نکرده است.?? بلکه #فتح ایران در زمان خلیفه دوم، عمربن خطاب و یزدگرد سوم رخ داده، نه در زمان خسروپرویز و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم). 2⃣ آنچه به عنوان #جنگ_ایران_و_عرب در رسانه های ضداسلامی تبلیغ میشود، #دروغ و توهمی بیشتر نیست. واقعیت این است که ایران #فتح شده، نه اینکه با #جنگ، #تصرف شده باشد. دستاویزهای اسلام ستیزان برای داستان سرایی از کشتار و شکنجه و تجاوز! اعراب، تنها کتابهایی چون تاریخ #طبری و دو قرن سکوت عبدالحسین #زرین کوب است که آثاری مملو از دروغ ها و جعلیات تاریخی هستند. ? 3⃣ چگونگی فتح ایران: ◀️ اولا شروع جنگ!،(قادسیه) توسط خود #ساسانیان بوده، نه مسلمانان. ? ◀️ثانیا جنگ بین #ایرانیان و مسلمانان نبوده، بلکه بین #ساسانیان و مسلمانان بوده. چرا که در همین جنگ ! 4هزار ایرانی به سپاه مسلمانان می پیوندند و در کوچه های مدائن (پایتخت زمستانی ساسانی) از مسلمانان با خرما و نان پذیرایی می کنند،? و تنها 4 سردار ساسانی کشته شدند. سپس با طوفان و رم کردن فیلهای? لشکر ساسانی، منهزم و شکست میخورند. ? ◀️ثالثا، این گفته که ایرانیان به زور و شمشیر ?⚔ مسلمان شدند، علاوه بر اینکه دروغ و خلاف واقعیتهای تاریخی است، بزرگترین #توهین به مردم ایران است. که آنها را ترسو و زبون و جبرپذیر معرفی میکند. ? ایرانیان چنان از ظلم و ستم و تبعضیات طبقاتی ساسانیان به تنگ آمده بودند، که وقتی #برابری و #عقلانی بودن اسلام را دیدند، خود حتی قبل از فتح ایران، گروه گروه مسلمان میشدند. ?? ◀️رابعا، شاید برای نویسنده چنین متنهایی عجیب باشد که بدانند، اولین گروه از مسلمانان، همان نمایندگان و درباریان خسروپرویز بودند. ? وقتی پیامبر اسلام به خسروپرویز نامه نوشت و او را به یکتاپرستی خواند، خسروپرویز? با خواندن جمله اول نامه✉️ (از محمد بن عبدالله به پادشاه ایران)، فریاد زد ?که این چه کسی است که نام خود را پیش از نام من نوشته است.?? و سپس مشتی خاک ✊به سمت پیک پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ریخت و گفت پاسخ من به این فرد همین مشت خاک است. (برخلاف پادشاهان روم و حبشه و شام و... که با صبر و متانت نامه پیامبر را بطور کامل خواندند و با احترام و هدایا،?? پیک ایشان را بدرقه کردند) سپس خسروپرویز به فرمانده خود در #یمن (که جزء قلمرو ایران بود) دستور داد تا این فرد (یعنی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را دستگیر کرده ?و به نزدش بفرستد. ?وقتی باذان فرمانده ایرانی یمن و یارانش به مدینه رسیدند، و از پیامبر خواستند همراه آنان برود، پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خبری از غیب بدانها دادند و فرمودند: کدام پادشاه؟ ?خسروپرویز دیشب توسط پسرش کشته شده و دیگر وجود ندارد. ✋آنها مبهوت شدند و گفتند از اینجا تا ایران یک ماه طول میکشد شما چگونه خبری از دیشب دارید؟ و سپس عهد کردند که اگر خبر درست بود، مسلمان خواهند شد. با اسبهای تیزپا به سمت ایران شتافتند و پیشگویی پیامبر را راست و صادق یافتند. فورا برگشتند و مسلمان شدند و سپس از جانب پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمانده اسلام در یمن شدند. این است داستان ایمان اوردن اولین ایرانیان. ?❤️ ✍منابع و اطلاعات بیشتر: Homa Katouzian, The Persians: Ancient, Mediaeval and Modern Iran, p. 66 http://yon.ir/8gpl http://yon.ir/gJ4w . . . ?بدون بصیرت قطعا دچار گمراهی میشویم.? |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۵۶, ۲۹/فروردین/۹۵
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۲۸/فروردین/۹۵ ۲:۴۷)mahdy30na نوشته است: استقبال؟ میشه بگین چطور استقبال کردن ؟ با گرسنه نگهداشتن سربازان ارتش بابل ؟ یا با خواب و غفلت و حریق و ... ؟ این کتاب کوروش نامه یا کوروش پدیا اثر گزنفون که ازش نقل کردید هیچ اعتبار تاریخی نداره. خود گزنفون هم نویسنده مطرحی برای آثار تاریخی نبوده. مثلا اینا بعضی از مقالات و آثار گزنفون هست:
ضمنا گزنفون بارها توی کتابش از کوروش تعریف و تمجید کرده پس میبینید نمیشه به همچین منابع ضد و نقیضی اعتماد کرد. گزنفون از لحاظ تاریخی هم با کوروش همدوره نبوده پس حرفاش نمیتونه منبع موثقی باشه . گزنفون (۴۳۱ تا ۳۵۵ پیش از میلاد) و کوروش (۵۸۰ تا ۵۳۰ پیش از میلاد) (۲۸/فروردین/۹۵ ۲:۴۷)mahdy30na نوشته است: درس تاریخ به حدی برای من شیرین هست که نمیشه وصف کرداگه درس تاریخ برای شما جذاب بود قبل از هر چیزی به تاریخ کشور خودتون علاقه مند بودید. (۲۸/فروردین/۹۵ ۲:۴۷)mahdy30na نوشته است: جناب اقوام ما با اعراب جنگیدین ولی اسلام رو با روی گشاده قبول کردیم نه اعراب رو ، کی میشه امثال شما این دو رو از هم تفکیک کنن . جناب؟؟؟؟ نمیدونم چرا آقایون توی این تالار خانمها رو با واژه جناب خطاب میکنن...!!! اتفاقا بر عکس به نظر من متاسفانه ما اعراب رو با روی گشاده پذیرفتیم نه اسلام رو ... یه نگاه به دوستان کشورمون بندازید متوجه میشید... (۲۸/فروردین/۹۵ ۲:۴۷)mahdy30na نوشته است: شما اسمش رو هرچی خواستی بزار ولی من اگه منت میخواستم بزارم جور دیگه میگفتم . سلیقه شما در انتخاب لغات جالبه . البته منت گذاشتن رو هم برای یه کار مفید میگن نه برای یه عکس از ویکی پدیا که قبلا خودم هم خونده بودم. اینم تعریف منت از ویکی فقه: "منت در اصطلاح به صورتی اطلاق میشود که شخص خوبی و احسان خود را به رخ احسان شده بکشد." (۲۸/فروردین/۹۵ ۲:۴۷)mahdy30na نوشته است: من فقط حرف شما رو از نگاهی دیگه برای خودتون نوشتم . خب جمله من رو با چه منظوری از نگاهی دیگر برای خودم گفتید؟؟؟ به این منظور که چون ایران به بعضی کشورها حمله کرده بوده پس اعراب هم حق داشتن به ایران حمله کنن.منظورتون همین بوده. واقعا بحث با شما هم موجب عصبانیت من و هم موجب خنده میشه. من از حمله به کشورم دفاع کردم یا شما؟؟؟؟ شما جمله ی خودم رو به خودم پس میدید؟؟؟ (۲۸/فروردین/۹۵ ۲:۴۷)mahdy30na نوشته است: خانم پارمیس میگم من و شما یه جاهایی تفاهم در نگاه داریمابدا . |
|||
|
|
۱۶:۵۵, ۲۹/فروردین/۹۵
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۲۹/فروردین/۹۵ ۱۲:۵۶)پارمیس نوشته است: این کتاب کوروش نامه یا کوروش پدیا اثر گزنفون که ازش نقل کردید هیچ اعتبار تاریخی نداره.خیلی جالبه که کتابی رو که برخی سرمشق خودشون قرار دادن ، شما رد میکنین و میگین بی ارزش و نا معتبر ، ولی کتابی که از نگاه شما رد میشه تو بوغ و کرنا میکنین ... . ![]() تعریف کردن و یا بد گفتن رو شما ملاک تناقض میبینین ؟ اگه تعریف بودهاز کی و در چه زمانی و از زبان چه شخصی بوده ( ببخشید میگم ولی برخی فقط تو یه کتاب به عبارت رو میگیرن ولی بدون دقت در اینگه مصداق کلام و زمان کلام برای کی و کجا بوده ) دلیلتون برفرض اینکه بخواین کتاب رو رد کنین کافی نیست . (۲۹/فروردین/۹۵ ۱۲:۵۶)پارمیس نوشته است: این کتاب کوروش نامه یا کوروش پدیا اثر گزنفون که ازش نقل کردید هیچ اعتبار تاریخی نداره.گزنفون رسالههایی نیز پیرامون «شکار»، «سوارکاری»، «هیپارک» (فرمانده لشکر سوار) نوشته است که همگی مانند بخش بزرگی از دیگر آثار او ارزش فنی و مستند دارند - جعفری دهقی، محمود. بازشناسی منابع و مآخذ تاریخ ایران باستان. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، ۱۳۹۱ به هر حال من نه قصد دفاع از کتاب رو ندارم ولی اگه قرار هست رد بشه مخصوصا قسمتهای مورد نظر ، یاید مستند رد بشه نه کلیتش وگرنه مت هم هر درکی ارایه بدین رئ با پیدا کردن کوچکترین تناقض مردود میدنم. ![]() مطرح نبود یا اینکه مطالبش خوش نمیومد به مزاج بعضیا و کنار و ترد شده بحساب اوردن ؟ منبعی برای این مطلب و رد صحت اعتبار مطالب مورد نظر ارایه بدین . خانم محترم و رفرنس دادن از ویکی یاد نگرفتین؟ حرف بدون سند رو تکرار کنم چیه؟ کلیه کسایی که دارن از بعد زمان کورش ( حالا بگیریم تا یک صده بعدش ) حرفی زدن باد هوا بوده چون کورش رو درک نکردن . استدال پشت استدال برای حرفهایی که باد هوا بوده. ![]() دسته بندی کتاب رو شما خیلی خلاصه و اونطور که خواستین اوردین و این نشان از داوری صحیحتون میاره گه چقدر بی طرفانه صحبت میکنین اصلا دسته بندی نکردی شما ، منم وارد نمیشم چون از بحث اصلی دور میشیم . خواننده محترم خودت برو کتاب رو ببین چی میگه (۲۹/فروردین/۹۵ ۱۲:۵۶)پارمیس نوشته است: اگه درس تاریخ برای شما جذاب بود قبل از هر چیزی به تاریخ کشور خودتون علاقه مند بودید.همینقدر که شما و دوستان دیگه تاریخ رو بلدین بسته و اون نگاه ما برای شما خوش که نمیاد هیچ کلا مترود به حساب میایم. شما اگه تاریخ بلد بودی اینطوری حرف نمیزدی خانم پارمیس . (۲۹/فروردین/۹۵ ۱۲:۵۶)پارمیس نوشته است: جناب؟؟؟؟ بحث جناب رو بتده از روی موردی خاص عرض میکنم ، دوستان قدیمی میدونن .اگه اعراب رو تو این 1400 سال پذیرفته بودیم که الان عرب بودیم خانم محترم . شما الان ایرانی هستی یا عرب ؟ اون که اسلام رو پذیرفتن یا نپذیرفتن دیگه به عقیده داخلی و اعمال ظاهری هست . گاه بر روی تعصب گاه از روی بادی به هرجهت و نه از روی عقل و گاه از روی عقل و وجدان پذیرفتن . شما رو نمیدونم تو کدوم مرحله هستین . حتی اگه اسلام رو نپذیرفتین ایرادی نمیگیرم چون ممکن هست اسلام رو با عربیت خلط و چیزی متوهم تو ذهنتون ازش درست کرده باشین . ملاک دوست و دشمن از دید شما؟ (۲۹/فروردین/۹۵ ۱۲:۵۶)پارمیس نوشته است: البته منت گذاشتن رو هم برای یه کار مفید میگن نه برای یه عکس از ویکی پدیا که قبلا خودم هم خونده بودم.اگه خونده بودین که تکرار اشتباه خودش خطری بزرگ هست . حالا باید پرسید که شما در تمام مراحل و کارهاتون باتوجه به دانستن ، دوباره دست به خطا و اشتباه میزنین؟ اگه اینطر باشه بحث ها باشما یعنی اشتباه اندر اشتباه. بعدشم من هیچوقت نگفتم متن ، بلکه گفتم لطف . این شمایی که میخوای بگی منت . کار مفید هم اگه از نگاه شما که میخوای بار منت بر مطلب من بار کنی ، از نگاه خودتون میگم بازم کار خوبی بود چون اشتباه شما رو تذکر دادم و باعث شدم که اگه مطلبی رو که خوندین و فراموش کردین رو به یادبیارین. پس چه لطف بگیریم چه منت از نگاه شما کار من کار خیر و مفیدی بود . منت (۲۹/فروردین/۹۵ ۱۲:۵۶)پارمیس نوشته است: خب جمله من رو با چه منظوری از نگاهی دیگر برای خودم گفتید؟؟؟برید مطالب رو بخونین ببینین بنده دفاع کردم یا خیر . بازم میگم حمله اعراب محکوم ولی حق ندارید به اسم عرب ستیزی به اسلام حمله کنید اسلام دوران 3 خلیفه نخست که غاصبانه بود و مشروعیت نداشت حملات و فتوحاتشم مشروعیت نداره . اگه این رو میپذیرید که فبها المراد وگرنه بحث نه ککه نتیجه نمیده بلکه باعث دلخوری و لجاجت میشه و شخصا موافق این نتیجه نیستم. (۲۹/فروردین/۹۵ ۱۲:۵۶)پارمیس نوشته است: واقعا بحث با شما هم موجب عصبانیت من و هم موجب خنده میشه.اعصابتون خورد میشه چون بیسند حرف میزنین و سند و مدرک میبینین که حفاتون به باد رفته و خندتون هم از ... . تاریخ خیلی چیزا گفته درباره خنده و عصبانیت و نهایتش گاه به توهین و تهمت به بنده کشیده شده که امیدوارم شما از این تاریخ درس بگیرین . اگه نیاز باشه بله پس میدم تا بدونین سوالتون رو خودتون پاسخ دادید ولی خودتون نمیدونین . تو اون ابدا که گفتین برای اون حرف بنده ، نهایت عصبانیت توش چنان موج میزنه که اگه دم دست شما بودم الان داشتم تو برزخ قدم میزدم .
|
|||
|
|
۱۹:۰۳, ۲۹/فروردین/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/فروردین/۹۵ ۱۹:۰۴ توسط قبیله منتظر.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
۱۲:۲۶, ۱/اردیبهشت/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/اردیبهشت/۹۵ ۱۲:۲۶ توسط پارمیس.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۲۹/فروردین/۹۵ ۱۶:۵۵)mahdy30na نوشته است: به هر حال من نه قصد دفاع از کتاب رو ندارم ولی اگه قرار هست رد بشه مخصوصا قسمتهای مورد نظر ، یاید مستند رد بشه نه کلیتش وگرنه مت هم هر درکی ارایه بدین رئ با پیدا کردن کوچکترین تناقض مردود میدنم. ببینید خیلی از کتابها هم هست که شرح فتوحات کوروش رو جور دیگه ای توصیف کرده ..... اصلا چرا کتاب؟؟. خود منشور کوروش رو بخونید. (۲۹/فروردین/۹۵ ۱۶:۵۵)mahdy30na نوشته است: خانم محترم و رفرنس دادن از ویکی یاد نگرفتین؟ حرف بدون سند رو تکرار کنم چیه؟ کلا کسی که بخواد با شما بحث کنه باید به نیش و کنایه های کلامی شما هم عادت کنه دیگه ![]() من چطور حرف میزنم؟؟؟؟ (۲۹/فروردین/۹۵ ۱۶:۵۵)mahdy30na نوشته است: بحث جناب رو بتده از روی موردی خاص عرض میکنم ، دوستان قدیمی میدونن . خب این عبارت جناب که شما به کار میبری خودتون و دوستانتون میدونید چیه ولی شاید به یکی دیگه بر بخوره. (۲۹/فروردین/۹۵ ۱۶:۵۵)mahdy30na نوشته است: اگه اعراب رو تو این 1400 سال پذیرفته بودیم که الان عرب بودیم خانم محترم . شما الان ایرانی هستی یا عرب ؟ عرب شناسنامه ای نیستیم ولی زبانمون و خیلی از عادات و رسوماتمون مخصوص عرب هاست. (۲۹/فروردین/۹۵ ۱۶:۵۵)mahdy30na نوشته است: بازم میگم حمله اعراب محکوم ولی حق ندارید به اسم عرب ستیزی به اسلام حمله کنید خوب منم که همینو میگمممممممممممممممم (۲۹/فروردین/۹۵ ۱۶:۵۵)mahdy30na نوشته است: و نهایتش گاه به توهین و تهمت به بنده کشیده شده که امیدوارم شما از این تاریخ درس بگیرین . کی به شما توهین کرده؟؟؟؟ (۲۹/فروردین/۹۵ ۱۶:۵۵)mahdy30na نوشته است: تو اون ابدا که گفتین برای اون حرف بنده ، نهایت عصبانیت توش چنان موج میزنه که اگه دم دست شما بودم الان داشتم تو برزخ قدم میزدم . دقیقا .آفرین. کاملا درست گفتید. حداقل روانشناسی کلماتتون خوبه. |
|||
|
۱۴:۱۰, ۱/اردیبهشت/۹۵
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
(۱/اردیبهشت/۹۵ ۱۲:۲۶)پارمیس نوشته است:سلام مجدد خدمت شما گرامی ![]() میتونم بگم خود استوانه کوروش چقدرش میتونه متن ترجمه ( به فارسی و لاتین و... صحیح باشه و در اون تغییر _ نمیگم تحریف که درستشم اون هست ولی فعلا دست نگهمدیارم _ حاصل نشده باشه ) درست باشه؟ایا این استوانه تماما سالم هست و همه عباراتش بدون جا افتادن وجود داره؟ این تصویر همون استوانه ( منشور ) کوروش هست دیگه درسته ؟ حالا یه نقل میکنم از ویکی نقل قول:متن حاوی روایتی از فتح بابل توسط کوروش در ۵۳۹ پ. م. است و با گفتاری از مردوخ ایزد بابلی در مورد جنایتهای نبونعید، آخرین پادشاه کلدانی، آغاز میشود (سطرهای ۴–۸). در ادامه روایتی از جستجوی مردوخ برای یافتن پادشاه شایسته، انتساب کوروش به حکمرانی تمام جهان و عاملیت او در فتح بابل بدون جنگ آورده میشود (سطرهای ۹–۱۹). سپس کوروش، با لحن اول شخص، القاب و نسب خود را برمیشمرد (سطرهای ۲۰–۲۲) و اعلام میکند که صلح کشور را تضمینکرده (سطرهای ۲۲–۲۶) که به موجب آن او و پسرش کمبوجیه مشمول رحمت مردوخ شدهاند (سطرهای ۲۶–۳۰). او بازسازی معبد، که در دوران زمامداری نبونعید به فراموشی سپرده شده بود و اجازهاش به تبعیدشدگان مبنی بر بازگشت به میهنشان را توصیف میکند (سطرهای ۳۰–۳۶). در پایان، پادشاه بازسازی دفاع شهر بابل را توصیف کرده (سطرهای ۳۶–۴۳) و گزارش میکند که به هنگام بازسازی، کتیبهای از آشوربانیپال را دید. (سطرهای ۴۳–۴۵)اما متن مورد استفاده در ویکی نقل قول:اون قسمت هایی که در دست نیست ( تخریب شده بر اثر گذشت تاریخ و ... ) چطور خونده شده؟ حالا اگه احازه بدین یه نقل قول دیگه هم بگنم ببنینم چطور با هم جور میاد این مطالب نقل قول:1. .............................................................................................. [ بنا کرد ] (؟)منبع این ترجمه " فرمان کورش بزرگ - به کوشش عبدالمجید ارفعی، فرهنگستان ادب و هنر ایران، شماره ی 9، سال 1366. " حالا از همه اینا بگذریم ( 3تا ترجمه براتون میزارم ببینین به دوم میشه اعتماد کرد ) نقل قول:35- u4-mi-ša-am ma-har dEN ù dNÀ ša a-ra-ku U4meš-ia li-ta-mu-ú lit-taz-ka-ru a-ma-a-ta du-un-qí-ia ù a-na dAMAR.UTU EN-ia li-iq-bu-ú ša mKu-ra-áš {-áš} LUGAL pa-li-hi-ka u mKa-am-bu-zi-ia DUMU-šúخوب شما بفرما به کدوم متن من اعتماد کنم ؟به متن موزه بریتانیا ؟ استاد ارفعی ( تنها متخصص زبان های اکدی و ایلامی در ایران است و نخستین شخصی است که استوانه گلی منتسب به کوروش را از زبان بابلی به فارسی ترجمه نموده است. ) یا به ترجمه مرادی غیاث آبادی . پاسخ با شما (۱/اردیبهشت/۹۵ ۱۲:۲۶)پارمیس نوشته است: کلا کسی که بخواد با شما بحث کنه باید به نیش و کنایه های کلامی شما هم عادت کنه دیگهقبول کنید تو بحث وقتی دو نگاه متضاد در قسمتهایی هست ( کلش نه چون روی قسمتهایی من با شما و گاه شما با من موافق هستن ) در تصارب ارا دیگه شیرینی پخش نمیکنن که همونطور که گاهی شما ناراحت مییشین و میگن که (_ قسمت اخر حرفتون رو دوباره ببنین ) پس منم میتونم ناراحت بشم و از طرفی تو بحث علمی ( اگه این بحث رو علمی بنامیم ) حتما و قعطا منبع میخویام برای نقل قولها وگرنه میشه کلام خودمون و برداشت شخصیمون که به دیگران نسبت دادیم . اگه میگم رفرنس بدین و یا مستند صحبت کنید برای همین هست که دوفردای دیگه حرفی پیش نیاد ، من بخاطر شما میگم وگرنه من بدون منبع دادن شما هم میتونم ادامه کار بدم و این کاری سخت نیست . ![]() اما درباره واژه جناب ، بهتون برنخوره ها ولی ![]() نقل قول:فرهنگ فارسی معین (جَ) [ ع . ] (اِ.)1 - درگاه ، آستانه . 2 - واژه ای ا ست که برای احترام ، پیش از نام بزرگان گفته می شود.امیدوارم این سندی بشه برای دفعات بعد که دوستان اگه ناراحت شدن این رو ادرس بدم. (۱/اردیبهشت/۹۵ ۱۲:۲۶)پارمیس نوشته است: عرب شناسنامه ای نیستیم ولی زبانمون و خیلی از عادات و رسوماتمون مخصوص عرب هاست.خدارو سپاس که با فرهنگ غنی خودمون بزرگ شدین ، ولی این رو قبول کنین که در طول تاریخ خیلی از اداب و رسوم ملل با برخی حوادث از جمله خلط اقوام و قبائل و حتی نبردها و ... گاه کمرنگ و گاه پر رنگ و حتی جاوید و گاه به خاک سپرده میشه . اما باد دقت کنیم که اداب و رسوم و فرهنگ جعلی به ما تحویل ندن . عادات و رسومی که برای مبانی اعتقادی هست رو که دیگه میشه پذیرفت ولی غر از اون رو اگه چند مورد نام ببرین ممنون میشم تا شاید این اداب و رسوم جزو جعلیات باشه . ![]() این رو تذکر بدم ممکنه تو جمله قبلیم یه ابهام پیش بیاد پس لازم هست بگم و شاهد مثال بیارم ، ببینین تو عرب از زمان حضرت اسمائیل تا نبی خاتم ص هر سنتی که بود، ما شنیدیم که بعد از رسالت پیامبر اکرم برخی از اون ها رو پذیرفت ( یعنی اسلام اونها رو تایید کرد ) این ها احکام و رسوم اعراب و دین حنیف بود که اصیل باقی مونده بود وگرنه خیلی از سنتها رو که تحریفی و جعلی بودن رد و مقابله شد ( حالا کم کم یا انی ) اینو گفتم تا فکر نکنین هر سنتی که ما داریم و گوشه ای از اون رو اسلام تایید کرد و یا رد ( اسلام اصیل نه اسلام خلفا ) یه رگه هایی داشت . پس اگه شما رسومی که میخوایین بگین رو بگین تا اگه جعلی هست شاید رفع و روشنگری بشه . بازم تشکر از این شق از متنتون . (۱/اردیبهشت/۹۵ ۱۲:۲۶)پارمیس نوشته است: خوب منم که همینو میگممممممممممممممممخو اینو من م در تایید کلام شما گفتم و این چندمین باره میگم مسیر گاهی در راستای هم قرار میگیره .یه قسمت براتون نقل میکنم ممکنه به مزاج برخی خوش نیاد ولی یک اعتراف از اعراب هست که به اسم اسلام به ایران حمله کردن . نقل میکنم از کتاب مجمع الزوائد ( کتاب برای اهل سنت هست ) نقل قول:ما تو کشور خودمون به اندازه کافی غذا نداشتیم بخوریم که سیر بشیم و حتی اب هم نداشتیم بنوشیم . ولی به سرزمین شما اومدیم دیدیم غذا زیاد دارین ، قسم به خدا ، از اینجا بیرون نمیریم تا اینجا یا برای شما باشیه یا برای ما . حالا این گوشه ای از علل حجوم به ایران بوده ( توسط خلفای نامشروع ) اینم خود صفحه کتاب که نگین نقل بدون اصیل شده . این از این قسمت . اگه هم خودتون دوست داشتین برید به این ادرس که متن رو با وضوح بهتر مطالعه بفرمایید ( البته یکی از ادرسهاست ) حالا بریم رو قسمت بعدی . (۱/اردیبهشت/۹۵ ۱۲:۲۶)پارمیس نوشته است: کی به شما توهین کرده؟؟؟؟این که گفتم تاریخ درس بگیرین نه اینکه شما توهین کردین نه . خواستم بگم همیشه بحث با گل و بلبل ختم نمیشه گاه به فحاشی و توهین چه در عموم و چه در پ.خ منتج میشه . (۱/اردیبهشت/۹۵ ۱۲:۲۶)پارمیس نوشته است: دقیقا .آفرین.یعنی بقیه کارا خوب نیست؟ ![]() در انتها منتظرم بهم بگین که کدوم ترجمه رو مطالعه کنیم برای کوروش . فقط پیش از ارسال مطالب نگید که چرا اونها باید به ما دروغ بگن . ... .بحثاش قبلترها شده . |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |













