کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
طرح آشتی ملی!خوب یا بد؟ لطفا نظر دهید!
۱۴:۰۳, ۲۴/بهمن/۹۵
شماره ارسال: #1
آواتار
حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان نوشت: «آشتی ملی» واژه‌ای است که این روزها اصحاب وطن‌فروش‌ فتنه آمریکایی - اسرائیلی ۸۸ و شماری از مدعیان اصلاحات و اعتدال بر زبان و قلم دارند و ادعا می‌کنند که تحقق آن مخصوصا برای مقابله با تهدیدهای اخیر آمریکا علیه کشورمان ضرورت حیاتی دارد.


مدیرمسئول کیهان نوشت: «سخن از آشتی‌ ملی برای مقابله با تهدیدهای آمریکا، آن هم از سوی جماعتی که برخی از آنان ننگ پادویی‌ برای مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس را در کارنامه خود دارند و آشکارا دست به وطن‌فروشی زده‌اند، نه فقط عجیب و باور نکردنی به نظر می‌رسد بلکه با توجه به وابستگی برملا شده آنان به دشمنان بیرونی مردم و نظام، نمی‌توان این احتمال را نادیده گرفت که مأموریت تازه‌ای برای فتنه‌انگیزی و توطئه‌ای دیگر در آستین داشته باشند.


آن چه در پی خواهد آمد، در قالب‌های‌ کلیشه شده «بدبینی» و «خوشبینی» قابل تفسیر نیست، بلکه نگاهی مستند و برخاسته از موازین عقلی و ملاک‌های شرعی و حقوقی است که واقعیت تلخ آن را با برچسب‌ها و تهمت‌های رایج مدعیان اصلاحات نظیر تندروی و افراطی‌گری و سیاسی‌کاری و... نمی‌توان پنهان کرد. بخوانید!


۱- جماعت یاد شده در اصرار خود برای «آشتی‌ ملی» توضیح نمی‌دهند مگر ملت با یکدیگر در قهر و تقابل به سر می‌برند که «آشتی ملی» ضرورت پیدا کرده باشد؟ هنوز ۴۸ ساعت - دو روز - بیشتر از حماسه عظیم و مثال‌زدنی ۲۲بهمن نگذشته است که در آن جمعیت چند ده میلیونی مردم یک دل و یک صدا در سراسر کشور به میدان آمده و آرزوهای آمریکا و متحدان بیرونی و دنباله‌های داخلی آنان را زیر گام‌های استوار خود لگدمال کردند و نشان دادند به یکدیگر بسیار نزدیک‌تر و همراه و هم‌‌زبان‌تر از آنند که به نسخه «آشتی ملی» - آن هم نسخه‌ای که از سوی وطن‌فروشان پیچیده شده است - نیازی داشته باشند.


۲- ممکن است گفته شود که توده‌های چند ده میلیونی مردم در راهپیمائی بزرگ ۲۲ بهمن سلیقه‌های سیاسی متفاوتی داشته‌اند و هدف از «آشتی ملی» مورد نظر، برداشتن این فاصله‌ها و ایجاد همسویی در سلیقه‌هاست، که باید گفت، تفاوت سلیقه‌ها نه فقط آسیب‌رسان نیست بلکه طبیعی و پسندیده نیز هست و می‌تواند از یک سو نشانه آزاداندیشی و از سوی دیگر زمینه‌ساز برخورد اندیشه‌ها باشد که تصحیح نظرات و برداشت‌ها نتیجه آن است.


و اما توده‌های انبوهی که در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت کرده بودند، در حمایت از اصول و مبانی اسلام و انقلاب و نظام و اعلام آمادگی برای مقابله با توطئه‌ها و تهدیدهای آمریکا و متحدانش نه تنها کمترین اختلاف‌ نظری نداشتند بلکه در این موارد اشتراک‌ نظر و همسویی کامل داشتند. بنابراین اگر «آشتی ملی» مورد نظر جماعت یاد شده، آن گونه که اعلام کرده‌اند، برای مقابله با تهدیدهای آمریکاست که این وحدت و همدلی در مقیاسی برجسته و بی‌نظیر در میان ملت وجود دارد و از این روی، طرح مسئله «آشتی ملی» فقط می‌تواند با هدف القای این توهم باشد که ملت با یکدیگر سر ناسازگاری دارند! و البته با توجه به سوابق سیاه جماعت مطرح کننده آشتی‌ ملی، بعید نیست که طرح آن با همین هدف و مقصود صورت گرفته باشد.


۳- پیشنهاد «آشتی ملی» از سوی کسانی مطرح می‌شود که برخی از آنان مطابق اسناد غیر قابل انکار موجود در جریان فتنه آمریکایی - اسرائیلی ۸۸ آشکارا نقش پادوهای مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس را بر عهده گرفته و در پیوند و ائتلاف با همه جریانات و گروه‌های ضد انقلاب نظیر بهایی‌ها، منافقین، سلطنت‌طلب‌ها، مارکسیست‌ها، تجزیه‌طلب‌ها، نهضت‌آزادی‌ها، ملی‌گراها، تروریست‌های نشان‌دار نظیر کومه‌له و حتی عبدالمالک ریگی، مأموریت براندازی نظام را دنبال می‌کردند. آیا این واقعیت که فتنه‌گران با صدها زبان و قلم و بدون کمترین پرده‌پوشی بر آن تاکید ورزیده بودند و تمامی اسناد آن نیز موجود می‌باشد، قابل انکار است؟


سران و اصحاب فتنه، ننگ تحت‌الحمایه آمریکا و اسرائیل و کشورهای اروپایی و شیوخ دست‌نشانده عرب بودن را به جان خریدند، آنجا که آشکارا از سوی بلندپایه‌ترین مسئولان آمریکایی، اروپایی، اسرائیلی مورد حمایت قرار گرفتند و نتانیاهو آنان را «بزرگ‌ترین سرمایه اسرائیل در ایران» نامید، اوباما حمایت همه‌جانبه از فتنه‌‌گران را بی‌پرده اعلام کرد، تونی‌بلر، نخست‌وزیر وقت انگلیس، فتنه‌گران را شایسته کمک‌های همه‌جانبه دانست، جرج سوروس، سرمایه‌دار صهیونیست آمریکایی‌ و حامی شناخته شده کودتاهای مخملی که ۲ بار با یکی از سران فتنه و چندبار با برخی دیگر از فتنه‌گران ملاقات کرده و درباره حمایت خود به آنان اطمینان داده بود، در مصاحبه با CNN پیش‌بینی کرد که با وجود جنبش‌سبز نظام اسلامی ایران تا پایان سال آینده سرنگون خواهد شد. اصحاب فتنه کدامیک از این موارد را که دهها نمونه مستند دیگر نیز دارد، انکار می‌کنند؟ فتنه‌‌گران، مساجد را آتش زدند، مردم بی‌دفاع را به قتل رساندند، نمازگزاران روز عاشورا را سنگباران کردند، تصویر مبارک حضرت امام(رحمة الله علیه) را پاره و لگدمال کردند و سرانجام در حالی که از حمایت دشمنان بیرونی به اطمینان رسیده بودند، مقصود نهایی خود را بر زبان آوردند و شعار «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است» سر دادند و با وقاحت برگرفته از عمر سعد، در روز عاشورای حسینی(علیه السلام) آشکارا به ساحت مقدس آن حضرت اهانت کردند و اهانت‌کنندگان را «مردمان خداجوی» نامیدند و...


آیا سران و اصحاب فتنه می‌توانند هیچ یک از جنایاتی که مرتکب شده‌اند و ننگ وطن‌فروشی در فتنه آمریکایی - اسرائیلی ۸۸ را انکار کنند؟ اکنون جای این پرسش است که شما جماعت فتنه‌گر چه نسبت و قرابتی‌ با ملت شریف ایران دارید که از آشتی با آنان دم می‌زنید؟ و آیا غیر از مجازات‌های سنگین و در مواردی اشد مجازات، عادلانه‌ترین انتظاری نیست که باید داشته باشید؟


۴- پذیرش اصحاب فتنه در ساختار نظام مانند آن است که دزدان سرگردنه را برای حفاظت از اموال و دارایی مردم به کار گیرند! آن هم دزدان سرگردنه و سارقان مسلحی که از جنایت‌های مرتکب شده نه فقط توبه نکرده و پوزش نخواسته‌اند بلکه اصرار دارند، جنایات آنها به فراموشی نیز سپرده شود! به بیان روشن‌تر، یعنی این که بار دیگر به درون نظام راه یافته و مأموریت ناکام و ناتمام قبلی را تمام کنند! که صرف‌ نظر از لاف ‌گزافی که می‌زنند، باید گفت: «ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست» و به قول حضرت امام(رحمة الله علیه) «عرِض خود می‌بری و کذا و کذا» گفتنی است نیم بیت دوم این شعر آن است که «عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌‌داری» و حضرت امام(رحمة الله علیه) با تعبیر آن به «کذا و کذا» خواسته‌اند این جماعت را تحقیر کنند که حتی عرضه به زحمت انداختن ما را هم ندارید.


و این سخن حکیمانه و راهگشا نیز از امیر مومنان علیه‌السلام است که؛ «ان الحق القدیم، لایبطله شیئی... حق گذشته را هیچ‌ چیز باطل نمی‌کند.»


۵- با توجه به آن چه گذشت که فقط اندکی از بسیارهاست، بدون کمترین تردیدی اصرار جماعت یاد شده برای به فراموشی سپردن جنایات بزرگی که مرتکب شده‌اند و تلاش برای ورود دوباره به ساختار نظام را که این روزها در پوشش آشتی ملی مطرح می‌کنند، فقط می‌توان با دو انگیزه زیر به ارزیابی نشست:


الف: ورود به ساختار نظام و نفوذ به مراکز تصمیم‌ساز و سیاست‌پرداز با هدف تغییر محاسبات مسئولان و نهایتا پی‌گیری مأموریت وطن‌فروشانه قبلی. این احتمال از آنجا قوت می‌گیرد که سران و اصحاب فتنه و برخی از همراهان مدعی اصلاحات و اعتدال آنها هنوز هم به صراحت، کینه‌توزی آمریکا علیه ایران اسلامی را نادیده می‌گیرند. چهره منفور آمریکا را بزک می‌کنند و در همان حال، ملت را از قدرت آمریکا می‌ترسانند و سازش را برای در امان ماندن از خشم آمریکا توصیه می‌کنند! جماعت مورد اشاره اصرار دارند این دیدگاه ذلیلانه را به مردم و مسئولان تزریق کنند و از این طریق، راه را برای باج‌خواهی و زورگویی و نهایتا تسلیم ایران اسلامی به شیطان بزرگ هموار سازند. تبلیغاتی نظیر این که تنش‌آفرینی ما باعث دشمنی آمریکاست! به موشک و ماشین جنگی چه نیازی داریم! باید از خارج مدیر وارد کنیم! توان تولیدی ما در حد پختن آبگوشت بزباش و قرمه‌سبزی است! مگر می‌توان در مقابل قدرت‌های بزرگ ایستاد، آن هم با شعارهایی که بعضا تو‌خالی است! و... در یک کلمه خالی کردن دل ملت و ترغیب به پذیرش ذلت و تسلیم کشور به دشمن است. آیا غیر از این است؟


در کلام خدا به جماعتی از منافقان اشاره شده است که با وجود سابقه سیاهی که داشتند خواستار حضور در سپاه اسلام شده بودند. (آیات ۴۷ و ۴۸ سوره توبه) و می‌فرماید «اگر با شما برای جنگ بیرون آمده بودند، چیزی غیر از اضطراب به شما نمی‌افزودند و (آمده بودند) تا فتنه‌انگیزی کنند و با رخنه کردن در میان شما برای دشمنان جاسوسی کنند» و تاکید می‌فرماید که آنها پیش از این هم فتنه‌گری می‌کردند و کارها را برای تو واژگونه جلوه می‌دادند.


این دقیقا همان کاری است که امروز اصحاب فتنه به آن مشغولند و اصرار دارند امور را برای مردم و مسئولان نظام وارونه جلوه دهند، یعنی تلاش برای تغییر محاسبات که به قول رهبر معظم انقلاب اصلی‌ترین هدف از نفوذ در کانون‌های تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر است.


خدای منان در جای دیگری از سوره احزاب (آیه ۶۰) به نقش «مرجفون» که همان شایعه‌سازان برای تضعیف روحیه مردم انقلابی هستند و به سپاه اسلام نفوذ کرده بودند، اشاره می‌فرماید و مومنان را از نیرنگ آنها برحذر می‌دارد و...


ب: این احتمال نیز وجود دارد و احتمالی قوی‌ نیز هست که طرح «آشتی ملی» را با هدف حاشیه‌سازی و سرگرم کردن مردم به میدان آورده‌اند تا از این طریق روی ناکامی‌های پی‌درپی و وعده‌های بر زمین مانده دولت که متأسفانه برخی از اصحاب فتنه در آن نقش موثری داشته‌اند، سرپوش بگذارند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، فاطمه خانم ، MAHDI59 ، عبدالرحمن ، میثم2 ، غریب ، sagheb

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۳:۲۰, ۲/اسفند/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/اسفند/۹۵ ۱۳:۳۸ توسط AMINI.)
شماره ارسال: #21
آواتار
(۱/اسفند/۹۵ ۱۷:۰۱)پارمیس نوشته است:  ایران بعد از انقلاب مثل سوریه شد نه بعد از سال ۸۸
این یه واقعیته
هم به کشور حمله شد جنگ اتفاق افتاد مردم کشته شدن درگیری داخلی اتفاق افتاد تحریم شدیم و دشمن شدن اکثر کشورهای دنیا و و و و و

خاتمی هم بیخود کرد گفت آشتی ملی
ایشون هم سوپاپ اطمینانه یه ذره اعتقادی هم که تا الان بهش داشتم از بین رفت / اونا زدن کشتن بعد مردم برن آشتی کنن !!!
هر وقت مادر ستار بهشتی و ندا آقا سلطان و امثال این عزیزان گفتن آشتی ملی بقیه هم قبول میکنن
وگرنه خاتمی کاره ای نیست برا خودش گفته !
این عزیزان؟؟؟ Dodgy
نقل قول:ستار بهشتی
هدف ستار بهشتی از انتشار مطالب اهانت‌آمیز و فحاشی این بود تا توسط نهادهای مسئول دستگیر شده و پس از آن با سابقه دستگیری خود بتواند پناهندگی سیاسی در خارج از کشور بگیره


ستار پس از آن‌که مطالبش نه تنها مورد توجه نهادهای مسئول قرار نگرفت بلکه ضد انقلاب و رسانه‌های آنان نیز برای مطالب وی هیچ ارزشی قائل نشدند. برای مثال وی در ۱۶ آذر سال ۹۰ مطلبی با موضوع روز دانشجو را برای سایت رهسانیوز ارسال می‌کند اما سردبیر این سایت جریان فتنه به دلیل مشکلات محتوایی و عدم رعایت ادبیات به اصطلاح جنبش سبز از انتشار آن در سایت جلوگیری می‌کند. بی‌توجهی رسانه‌های ضد انقلاب به وی کار را به جایی می‌رساند که ستار خود دست به کار شده و تلاش می‌کند تا با عناصر ضد انقلاب خارج‌نشین ارتباط بگیرد. در همین راستا تلاش‌های وی در اوایل مرداد ماه سال ۹۱ به بار می‌نشیند. فرزان صفائیان مدیر وب سایت فریاد سبز با امیرعباس فخرآور تماس می‌گیرد و صحبت از یک جوانی به میان آورد که حاضر است با فخرآور در تماس باشد و با کنفدراسیون دانشجویان ایرانی همکاری کند. فخرآور به صفائیان می‌گوید که خیلی خطرناک است که با تلفنش تماس بگیرد و راه دیگری را پیشنهاد می‌دهد. پس از گذشت چند روز ستار با فخرآور تماس می‌گیرد و خود را اینچنین معرفی می‌کند: «که من دانشجو نیستم اما وبلاگ می‌نویسم و تنها آرزویم براندازی نظام جمهوری اسلامی است.»


وی پیش از برقراری ارتباط با فخرآور با نزدیکان حشمت‌الله طبرزدی چون کیانوش سنجری، کاوه شیرزاد و ... مرتبط بوده و تلاش می‌کرده تا اهداف مورد نظر آن‌ها را محقق کند اما در این امر نیز ناتوان بوده است.


نقل قول:ندا آقا سلطان
این بنده خدا که توسط جنبش سبز قربانی شد
همین سبز و بنفش ها هم بزرگش کرده و به هردوشون شهید گفتن

فکر نکنم نیاز به اثبات این دو موضوع باشه چون دیگه مثل روز روشنه که داستان این دو نفر چی بود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MOHSEN-Z ، MohammadSadra
۱۴:۱۵, ۲/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #22
آواتار
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥

وقتی که "من" و "مامان" استدلالی نداریم...

آقـای "حسیـن دهباشی" (مستند ساز فیلم انتخاباتی آقـای روحانی) در مـجـمـوعـه ای بـه نام
"خشـت خـام" اولیـن برنـامـه اش را با خـانـم دکتر (!) فائـزه هـاشمی انـجـام داد. در بخـشی از
مصـاحبـه مـی گـویـد: "اصـلاً ایـن را بپـذیـریـم شـما [در مجلـسِ پنـجـم] نـمـاینده ی اول شـدید
یا دوم شدیـد؟". خانـم فائـزه هاشـمی: "خودمان هم هنوز نمی دانیم! مامانِ من "معتقد" است
که تـو، نماینـده ی اول بـودی ولی دوم خوندنـت! ولی واقعـاً من استـدلالی نـدارم بگویم من اول
بودم". آقای حسین دهباشی: "ایشان [مامان] استدلال شان چیست؟".
خـانـم فائـزه هاشمـی: "استــدلالی نـدارد، می گویـد من می دانـم که آمدنـد بـابـات را دیدند و
راضـی اش کـردنـد که اجـازه دهنـد "فائـزه" نـفـر دوم اعـلام شود ..." (در ویـدئــوی زیـر ببیـنـید)


کودک گویه های فتنه گران (استدلال مضحک بر حقانیت سارق!)
این از "معتقد است که تو، نماینده ی اول بودی" و آن هم از "بریزید توی خیـابـان ها" که اکـنـون
پس از رد طرح "بازگشـت به حاکمیت" توسط رهبر انقلاب که با عنوان عوام فریبِ "آشتی ملی"
و بدون طی شدن ملزومات آن (ابراز ندامت از اقدامات، عذر خواهی از مردم و بیان واقعیات) ابراز
گردید، برخی سایت های ضد انقلاب با ردیف کردن فیلم ها و تصاویرِ برش خـورده و گزینـشـی از
برخورد "نـاجـا" با عـده ای از معتـرضـان و آشوبـگـران، طـوری وانمود کردند که گویی شاهد مثال
رهبری عزیز در خصوص قساوت باغیان و جفا به ملت، خـلافِ واقعیت است. در ایـن خـصوص به
همین نکته بسنده میـکنـم که زد و خوردی در تهران صورت گرفت و از دو طرف عده ای کشته و
جمع کثیری مجروح شدند. سؤال این اسـت که چه کسی دعوا را شروع کرد و بر چه مبنا؟ اگر
دزدی بـه خانه ای بزنـد و درگیری میان وی و صاحب خانه رخ دهد، هیچ عاقلی آیا اثرات جراحت
بر دزد را – که همانند و بلکه بیشترش بر بدن صاحب خانـه نقـش بستـه – نـشـانـه‌ ی حقانیـت
سارق می پندارد و صاحـب خانـه را در این خصوص سرزنش می کند؟ البته ممکن است صاحب
خانه در دفـع خطر، بنـا بر شرایط اجتنـاب ناپذیـر درگیری، زیاده روی کرده باشد اما قبـح اقدام وی
که نهایتـا "تخطـی از حدود دفاع مشروع" نام دارد، با قبح عمل دزد و حمله به خانواده که "تجاوز
و جنـایت" است، قابـل قیاس و حتـی مطـرح کردن نیست. انتخابات سال 88 به واسطه‌ی حدودِ
10 ماه درگیـری پس از آن، به پرونده ای چند لایه بدل گشته که بـاز شدن تمام گره ها بستـگی
به رد یا پذیرش اتهام "تقلب" دارد.

استـدلال
نشریه دانشجویی "انعکاس" در ویژه نامه ی حـوادث پـس از انتخـابات دهم ریـاست جمهوری در
دانشـگـاه صنـعـتـی "امیـر کبیر" که مسئـول شـورای سیــاستـگـذاری آن، دوسـت خوبـم جناب
"علی اللهیاری" (از نویسنـدگان کتاب گزارش ناخوانده) بودند؛ قبلاً به طـور مفصـل پاسخ تمامی
این استدلال های پیرامون تقلب را داده اند (PDF آنرا کسی خواست، پیام خصوصی بفـرستـد)
فقط یک نمونه: مؤسسه افکار سنجی "Terror Free Tomorrow" که نتایـج نظرسنجی خود را
از 2 هفته قبل در "واشینگتن پست" منتشر کرد که آقای احمدی نژاد 2 برابر موسوی رأی دارد:

[تصویر: Capture_TFT_2009.jpg]
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن: قصد داشتم در تاپیک "دغدغه های سیاسی و ....روزانهء انقلابیون ،دلواپس و بیسواد.."
این ارسال را قرار دهم که دیدم به قـول خـودم "کاتاستـروفیـک" است و حوصله ی بحـث ندارم[تصویر: Sheklake_Riz_9_.png]
.......•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•.......
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Silence ، AMINI ، vahrakan ، MAHDI59 ، MohammadSadra ، غریب ، مصباح
۱۶:۱۳, ۲/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #23
آواتار
نقل قول:نمیدونستم از نظر شما سواد ملاک شخصیت یه آدمه
یادتون رفته انقلاب ما انقلاب پابرهنه ها بود
حالا چطور شده هنوز 3 دهه از انقلاب نگذشته به همون پابرهنه ها توهین میشه؟؟؟

مطمئنی خودتو به کوچه یزید چپ نزدی؟

من حرفی از پابرهنه زدم؟

کسی که دست به قلم میشه باید حداقل دانش رو در اون مورد داشته باشه که متاسفانه در ایران چنین چیزی نیست

در مقوله مخصوصا سیاسی براحتی شروع میکنن به اظهار نظر و یکیش هم ستار ب ه ش ت ی

همیشه انقدر فهمتون کمه

پس عجیب نیست این همه تلاش بیهوده ما برای رساندن حقیقت


نقل قول:خب زندگی خصوصی به کسی مربوط نمیشه تو خونه خودش بوده به شما چه ارتباطی داره؟؟
لابد اینم ملاک شما هست برای اینکه کی لیاقت زندگی کردن داره یا نه/؟؟

اتفاقاً تو خونش هم نبوده

زندگی کردن لیاقت نمیخواد

زنده بودن نام لیاقت میخواد که این ملعونه نداره مگر پیش منافقین



لینکاتون که باز نمیشه

[تصویر: 1116.jpg]


نقل قول:اسم محمد مختاری و صانع ژاله رو سرچ کنید تو ایمیج گوگل عکسایی که میاد شاهد خوبی هست بر دروغ بودن ادعای بسیجی بودنشون

الان توقع دارید یه بسیجی سید جانباز .... رو ترور کنن؟

خب میرفتن یکیو ترور میکردن که بشه ازش ماهی گیری کرد

خیلی طبیعیه

البته این دو نفر بیگناه بودن
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan ، MohammadSadra
۱۳:۰۶, ۳/اسفند/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/اسفند/۹۵ ۲۰:۴۰ توسط پارمیس.)
شماره ارسال: #24
آواتار
(۲/اسفند/۹۵ ۱۶:۱۳)عبدالرحمن نوشته است:  مطمئنی خودتو به کوچه یزید چپ نزدی؟

من حرفی از پابرهنه زدم؟

کسی که دست به قلم میشه باید حداقل دانش رو در اون مورد داشته باشه که متاسفانه در ایران چنین چیزی نیست

در مقوله مخصوصا سیاسی براحتی شروع میکنن به اظهار نظر و یکیش هم ستار ب ه ش ت ی

همیشه انقدر فهمتون کمه

پس عجیب نیست این همه تلاش بیهوده ما برای رساندن حقیقت

عذر میخوام ولی باید بگم شما خودتون رو به نفهمی زدید
واضحه !
تو پست قبلی تون نوشتید ستار بهشتی یه بی سواد بود
خب این چه مفهومی میده ؟؟؟
یعنی دارید شخصی رو که دستش از دنیا کوتاهه به سبب بی سواد بودن کوچیک میشمرید و توهین میکنید.
اظهار نظر سیاسی سواد میخواد ؟؟
جدا ؟؟؟
مردم سال 57 یه نظام سیاسی رو عوض کردن در حالیکه هیچ کدومشون حتی مدرک سیکل هم نداشتن !!!!


(۲/اسفند/۹۵ ۱۶:۱۳)عبدالرحمن نوشته است:  زنده بودن نام لیاقت میخواد که این ملعونه نداره مگر پیش منافقین

فعلا که همین ملعونه نه تنها در ایران بلکه در جهان شناخته شده است و می بینید نامش خیلی هم زنده است
روزی نیست که مردم پست در مورد ندا آقا سلطان نذارن
این یعنی زنده بودن نامش



(۲/اسفند/۹۵ ۱۶:۱۳)عبدالرحمن نوشته است:  لینکاتون که باز نمیشه

لینکا رو مدیریت سایت این جوری قرار دادن که کار نکنه

لینکا مال ویکی بود قبلا هر لینکی از ویکی میدادم باز میشد ولی الان صفحه اخطار بیداری اندیشه رو میاره

لینک جان باختگان 88 ویکی
صانع ژاله ویکی
محمد مختاری ویکی
سرچ کنید تو اینترنت



(۲/اسفند/۹۵ ۱۶:۱۳)عبدالرحمن نوشته است:  
[تصویر: 1116.jpg]



این تصویری که قرار دادید کلی نکته داره

اولیش در مورد آقای حسین کبیری ایشون در جریان اعتراضات 88 کشته نشدن و این یه دروغ بزرگ بود که هنوز دارن میگن
قبلا ی لینک بود در خبرگذاری فارس که به شرح دادگاه متهم به قتل ایشون میپرداخت و نتیجه هم متهم تبرئه شد چون روز فوت ایشون اون متهم خودش تو زندان بوده و بعدا مشخص میشه فوتش در اثر سانحه رانندگی بوده
قبلا این مطلب در خبرگذاری فارس بود که متاسفانه الان بر داشتن

خیلی از این عکسی هایی هم که گذاشتید جز جنبش سبز بودن مثل آقای یعقوب بروایه و میثم عبادی
اسم ایشون رو تو ویکی سرچ کنید توسط بسیج کشته شده..
بقیه هم مطمئنا داستان شون به همین شکل هست
دروغ دروغ دروغ
میثم عبادی 17 سالش بوده فقط

یه فیلم نیست که کشته شدن یه بسیجی رو نشون بده پس این همه بسیجی که میگن کشته شدن چطوری بوده؟؟

(۲/اسفند/۹۵ ۱۴:۱۵)MEEAAD نوشته است:  . سؤال این اسـت که چه کسی دعوا را شروع کرد و بر چه مبنا؟ اگر
دزدی بـه خانه ای بزنـد و درگیری میان وی و صاحب خانه رخ دهد، هیچ عاقلی آیا اثرات جراحت
بر دزد را – که همانند و بلکه بیشترش بر بدن صاحب خانـه نقـش بستـه – نـشـانـه‌ ی حقانیـت
سارق می پندارد و صاحـب خانـه را در این خصوص سرزنش می کند؟ البته ممکن است صاحب
خانه در دفـع خطر، بنـا بر شرایط اجتنـاب ناپذیـر درگیری، زیاده روی کرده باشد اما قبـح اقدام وی
که نهایتـا "تخطـی از حدود دفاع مشروع" نام دارد، با قبح عمل دزد و حمله به خانواده که "تجاوز
و جنـایت" است، قابـل قیاس و حتـی مطـرح کردن نیست.



چه جالب
الان مردم دزد شدن در نوشته شما ؟؟
درسته ؟؟
مردم دزدن و حاکمیت صاحبخانه

حتما لطف کنید در مورد این پاراگراف توضیح بدید که اگه من اشتباه میکنم متوجه بشم

(۲/اسفند/۹۵ ۱۳:۲۰)AMINI نوشته است:  
ستار پس از آن‌که مطالبش نه تنها مورد توجه نهادهای مسئول قرار نگرفت بلکه ضد انقلاب و رسانه‌های آنان نیز برای مطالب وی هیچ ارزشی قائل نشدند. برای مثال وی در ۱۶ آذر سال ۹۰ مطلبی با موضوع روز دانشجو را برای سایت رهسانیوز ارسال می‌کند اما سردبیر این سایت جریان فتنه به دلیل مشکلات محتوایی و عدم رعایت ادبیات به اصطلاح جنبش سبز از انتشار آن در سایت جلوگیری می‌کند. بی‌توجهی رسانه‌های ضد انقلاب به وی کار را به جایی می‌رساند که ستار خود دست به کار شده و تلاش می‌کند تا با عناصر ضد انقلاب خارج‌نشین ارتباط بگیرد. در همین راستا تلاش‌های وی در اوایل مرداد ماه سال ۹۱ به بار می‌نشیند. فرزان صفائیان مدیر وب سایت فریاد سبز با امیرعباس فخرآور تماس می‌گیرد و صحبت از یک جوانی به میان آورد که حاضر است با فخرآور در تماس باشد و با کنفدراسیون دانشجویان ایرانی همکاری کند. فخرآور به صفائیان می‌گوید که خیلی خطرناک است که با تلفنش تماس بگیرد و راه دیگری را پیشنهاد می‌دهد. پس از گذشت چند روز ستار با فخرآور تماس می‌گیرد و خود را اینچنین معرفی می‌کند: «که من دانشجو نیستم اما وبلاگ می‌نویسم و تنها آرزویم براندازی نظام جمهوری اسلامی است.»


وی پیش از برقراری ارتباط با فخرآور با نزدیکان حشمت‌الله طبرزدی چون کیانوش سنجری، کاوه شیرزاد و ... مرتبط بوده و تلاش می‌کرده تا اهداف مورد نظر آن‌ها را محقق کند اما در این امر نیز ناتوان بوده است.


این بنده خدا که توسط جنبش سبز قربانی شد
همین سبز و بنفش ها هم بزرگش کرده و به هردوشون شهید گفتن

فکر نکنم نیاز به اثبات این دو موضوع باشه چون دیگه مثل روز روشنه که داستان این دو نفر چی بود



این مطالبی که نوشتید مثل روز روشنه جدیه یا شوخی؟؟
چون بخدا بار اول که خوندم خندم گرفت
ستار بهشتی این همه بدبختی سر خودش آورد که پناهندگی بگیره؟؟؟AngelConfused
از راههای ساده تر به نظر شما نمیشه پناهندگی گرفت؟؟؟

اصلا چرا اینو بگیم؟؟
میگیم خودش تو زندان خودشو کشت که برا مامورا درد سر درست کنه!!
چطوره ؟؟
Dodgy
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۳۱, ۴/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #25
آواتار
نقل قول:عذر میخوام ولی باید بگم شما خودتون رو به نفهمی زدید
واضحه !
تو پست قبلی تون نوشتید ستار بهشتی یه بی سواد بود
خب این چه مفهومی میده ؟؟؟
یعنی دارید شخصی رو که دستش از دنیا کوتاهه به سبب بی سواد بودن کوچیک میشمرید و توهین میکنید.
اظهار نظر سیاسی سواد میخواد ؟؟
جدا ؟؟؟
مردم سال 57 یه نظام سیاسی رو عوض کردن در حالیکه هیچ کدومشون حتی مدرک سیکل هم نداشتن !!!!

واقعا برای خودم متاسفم که دارم با چنین شخصی بحث میکنم و وقتمو تلف میکنم

دست معاویه هم از دنیا کوتاهه

شما نوشته های وبلاگ این شخص رو بخون ببین سواد سیاسی میبینی؟

بعضی چیزا به سواد ربط نداره حتی

این شخص از تقوا و انصاف حداقلی هم فاصله داشته

مردمی که سال 57 چنین کاری رو کردن با تقوا و عقل خودشون و با رهبری مرجعیت جلو رفتن نه با رهبری صهیونیست ها و از روی حماقت و خریت خودشون

بعدا فهمیدن گول خوردن و از تعدادشون خیلی کم شد و البته یسری هم ترسیدن چون کارشون برای خدا نبود و از ترس از دست دادن منافع مادی سکوت کردن


نقل قول:فعلا که همین ملعونه نه تنها در ایران بلکه در جهان شناخته شده است و می بینید نامش خیلی هم زنده است
روزی نیست که مردم پست در مورد ندا آقا سلطان نذارن
این یعنی زنده بودن نامش

دشمنان اهل بیت هم بین پیرواشون زنده هستن

10 تا شخص موجه رو نام ببر این ملعونه رو به نیکی یاد کنن

نقل قول:این تصویری که قرار دادید کلی نکته داره

اولیش در مورد آقای حسین کبیری ایشون در جریان اعتراضات 88 کشته نشدن و این یه دروغ بزرگ بود که هنوز دارن میگن
قبلا ی لینک بود در خبرگذاری فارس که به شرح دادگاه متهم به قتل ایشون میپرداخت و نتیجه هم متهم تبرئه شد چون روز فوت ایشون اون متهم خودش تو زندان بوده و بعدا مشخص میشه فوتش در اثر سانحه رانندگی بوده
قبلا این مطلب در خبرگذاری فارس بود که متاسفانه الان بر داشتن

خیلی از این عکسی هایی هم که گذاشتید جز جنبش سبز بودن مثل آقای یعقوب بروایه و میثم عبادی
اسم ایشون رو تو ویکی سرچ کنید توسط بسیج کشته شده..
بقیه هم مطمئنا داستان شون به همین شکل هست
دروغ دروغ دروغ
میثم عبادی 17 سالش بوده فقط

یه فیلم نیست که کشته شدن یه بسیجی رو نشون بده پس این همه بسیجی که میگن کشته شدن چطوری بوده؟؟

دیوار حاشا بلنده

نه توسط بسیج اصلا همشونو من کشتم کی به کیه!!

اون بنده خدا بسیجی که با بلوک سیمانی زدن تو سرش بخاطر جاذبه زمین فوت کرد کسی نکشتش

چقدر رهبر مملکت فتنه گرای کثیف رو خوب شناخته و دست از سرشونم برنمیداره
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، Woodi2020
۱۱:۳۰, ۴/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #26
آواتار
نقل قول:
لینکا رو مدیریت سایت این جوری قرار دادن که کار نکنه


لینکا مال ویکی بود قبلا هر لینکی از ویکی میدادم باز میشد ولی الان صفحه اخطار بیداری اندیشه رو میاره
بابا بیخیاااال Smileاین یه مشکل فنی توی تالاره که ناشی از عدم نظارت تالارهکلا هر لینکی که قرار داده می شه توی تالار به اشتباه اولش متن http://bidari-andishe.ir قرار می ده و خراب می شهبرای رفع این مشکل باید بعد از ثبت پستتون اون لینک رو تصحیح کنی. دقت شه که باید ویرایش سریع رو بزنی تا بتونی متن لینک ها رو ببینییا اینکه به مدیریت فنی خبر بدی که همچین اشکالی وجود داره تا فکری به حالش کنهچه لینک بدید. چه لینک ندید. در کل نرود میخ آهنین در سنگ.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: AMINI
۱۴:۰۴, ۴/اسفند/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/اسفند/۹۵ ۱۴:۰۷ توسط AMINI.)
شماره ارسال: #27
آواتار
(۳/اسفند/۹۵ ۱۳:۰۶)پارمیس نوشته است:  این مطالبی که نوشتید مثل روز روشنه جدیه یا شوخی؟؟
چون بخدا بار اول که خوندم خندم گرفت
ستار بهشتی این همه بدبختی سر خودش آورد که پناهندگی بگیره؟؟؟AngelConfused
از راههای ساده تر به نظر شما نمیشه پناهندگی گرفت؟؟؟
اصلا چرا اینو بگیم؟؟
میگیم خودش تو زندان خودشو کشت که برا مامورا درد سر درست کنه!!
چطوره ؟؟
Dodgy

نیروی انتظامی موفق می شود نویسنده ی یک وبلاگ ضد دینی در بلاگ اسپات (سیستم وبلاگ نویسی شرگت گوگل ) شناسایی ودستگیر کند.
از روش دستگیری خبر نداریم و باید بسیار جالب و با کیفیت باشد. این ، چیزی در حد دستگیری مدیران سایتهای مستهجن توسط سپاه پاسداران است که خود سوژه ها هم در مصاحبه های تلویزیونی خود گفتند با وجود استفاده از VPN هنوز دلشان می خواهد بدانند چگونه شناسایی شدند.
اما ، وی قبل و پس از دستگیری ، اقداماتی کرده که بسیار محل تامل است. این اقدامات مثل مشعلی ، نوری در مسیر پیدا کردن یک درک کلی از پرونده ی او می افکند...
1- وی مطلبی که مهر تاریخ دوشنبه ۲۹ اکتبر ۲۰۱۲ و ریز ادمین : "ارسال شده توسط sattar b در ۱۱:۱۹ " روی آن درج شده است، نوشته است که کسانی با وی تماس تلفنی گرفته و چند مطلب را گفته اند :
الف : به مادرت بگو بزودی باید رخت سیاه بپوشد!
ب : هرکاری بخواهیم می کنیم ، هر رفتاری بخواهیم انجام می دهیم ، شما باید خفه بشوی !
ج : اطلاع رسانی نباید بکنید و گرنه خفه خواهید شد ! بدون نام و نشان ! بدون آنکه کسی بداند چه بر سر شما آمده !
د : مردم بحرین و فلسطین در عذاب هستند!!!!
[تصویر: 237123_315.jpg]
کمی فکر کنیم،در آرامش.
بیایید فرض کنیم واقعا ما می خواهیم سناریوی ادعایی از سوی رسانه های بیگانه را باور کنیم . حالا باید صحنه ی حوادث را مرتب و منظم جلوی خودمان بچینیم تا ببینیم اصلا چه چیزی پیش روی ماست. الان اصلا نباید ارزش گذاری کنیم و مخالفتی یا موافقتی داشته باشیم، الان وقت ارزشگذاری نیست. ابتدا فقط باید برویم پای وایت برد و فقط هرآنچه که می دانیم و اتفاق افتاده عین فیلم های پلیسی برای خودمان مرتب و منظم درج کنیم .
خب. حالا چه داریم ؟
یک جوجه وبلاگ نویس دو میلیون درصد گمنـــام داریم که خیلی البته چرندیات می نویسد. توهین که زیاد می کند و عقده گشایی که فراوان دارد.
فرض می کنیم بر اساس ادعای دشمن ، پس از مدتی ، او را شناسایی می کنند .
از اینجا به بعد را خوب دقت کنید :
- به جای آنکه نگذارند هشیار شود و اسناد و مدارک احتمالی را منهدم کند، به او تلفن می زنند !!!
- به او می گویند چند روز دیگر می میری !!!
- به او می گویند فلسطین و بحرین فلان و بهمان است !!!
- به او می گویند ما هر کاری عشقمان بکشد می کنیم و تو را هم باید خفه ! کنیم !
- چند روز بعد ، پلیس کشور، او را دستگیر می کند
- در بازداشت ، یک کاغذ می نویسد و در آن چیزهای خیلی مهمی درج می کند.
- بعد از نامه ، او می میرد.
- نامه از طریق زندان به مقامات قضایی و قانونی نمی رسد، بلکه تصویر نسخه ی اول آن ( به شکلی که قسمتهای پایین متن ، با فوتوشاپ به شکل علنی سانسور شده ) را سایتهای ضد انقلاب در اینترنت منتشر می کنند و پس از بازدید از سلول او ، دو نسخه ی کاربنی از همان نامه که نسخه ی اصل در اختیار رسانه های ضد انقلاب قرار گرفته، در سلول یافت می شود.
[تصویر: 237122_807.jpg]
با هم عین متن اظهارات دادستان کل کشور در مورد این نامه را می خوانیم:
نکته قابل توجهی در این پرونده وجود دارد و آن نامه‌ای است که این متهم نوشته. دو سه ابهام جدید در این نامه وجود دارد.
ستار بهشتی نامه‌ای با مضمون شکایت علیه بازجویی خود به مسوول اندرزگاه 350 نوشته است. معمولا نامه‌هایی که زندانی می‌نویسد، یا در دفتر خود زندان است یا اینکه در هر بند مسوولی حضور دارد و در حضور آن مسوول نامه را می‌نویسند. همچنین در نامه‌ها حتما باید دو اقدام از سوی زندان صورت بگیرد، اول اینکه تایید کنند که دستخط، دست خط خود فرد است و در حضور مامور نوشته شده اما این نامه هیچ کدام از این موارد را ندارد، لذا زمانی که از مسوول بند 350 زندان اوین پرسیدیم که چگونه این نامه به شما تحویل داده شد، می‌گوید خبر ندارد و بعد از اینکه نامه را در سایت‌ها دیدم، تحقیق و پرس‌وجو کردم و دو نسخه از این نامه را که توسط کاربن کپی شده بود در اتاق ایشان پیدا شده و نسخه اصلی نیز ناپدید شده است.
وی در ادامه بیان کرد: زمانی که از مسوولان زندان سوال کردم که آیا معمول است که زندانی در دو نسخه نامه بنویسد، گفتند که معمولا در یک نسخه می‌نویسند اما گاهی اوقات ممکن است که زندانی یک نسخه را در اختیار خود داشته باشد و در این صورت است که نامه در دو نسخه نوشته می‌شود، اما در سه نسخه غیرمعمول است.
محسنی‌اژه‌ای با بیان اینکه متن نامه نیز بسیار مهم است، تصریح کرد: ستار بهشتی در قسمت اول نامه می‌گوید که من بدون حکم بازداشت شده‌ام که این مورد قابل قبول نیست اما بازهم می‌گوییم که قابل توجیه است. همچنین در ادامه نامه می‌گوید که اینجانب در مدت دو روز بازجویی و مورد انواع تهدید، ضرب و جرح قرار گرفته‌ام، از فحش‌های ناموسی تا غیره بسیار توهینات دیگر.
در قسمت دیگر این نامه آمده، اکنون در 11 آبان پلیس فتا من را احضار کرده و مرا با خود می‌برد. معمولا کسی که در زندان است خبردار نمی‌شود که چه کسی او را احضار می‌کند. نکته دیگر اینکه ایشان از کجا می‌دانسته پلیس فتا وی را احضار می‌کند؟ همچنین به زندانی اطلاع نمی‌دهند که او را با خود خواهند برد که این موضوع ابهام را بیشتر می‌کند. لذا مواردی از این قبیل در نامه وجود دارد که بسیار مبهم است.
وی ادامه داد: بنابراین قاعدتا خود ایشان دسترسی نداشته که نسخه اصلی را به بیرون برساند و این سوال مطرح می‌شود که نسخه اصلی دست چه کسی بوده است؟ همچنین دو نکته ابهام آمیز دیگری هم وجود دارد که نمی‌توانم الان آنها را بازگو کنم.
....................................................................................................​...................
به نکاتی که دادستان محترم کل کشور گفت خوب دقت کردید ؟
چون دادستان محترم کل کشور مفاد نامه ی ستار را علنا قرائت کردند، مانعی در نشان دادن نامه ی منتشره در سایت کلمه ندیدم . واقعا ضرورت دارد همه این نامه را ببینند و متوجه شوند چرا دادستان محترم کل کشور اینقدر این نامه را ابهام ساز دیده.
حالا می خواهم یک نکته مهم دیگر من اضافه کنم که در صحبت های آقای اژه ای نیست. نمی دانم چرا حاج اقای اژه ای به این نکته ی مهم اشاره نکردند. قاعدتا جزو نکته های محرمانه ی ایشان نیست چون این نکته علنی در دید همه قرار دارد و آن هم اینکه چرا سایت کثیف و ضد انقلاب کلمه، تمام مندرجات قسمتهای پایین این برگه را با فوتوشاپ کاملا محو کرده است؟؟ عکس را بزرگ ببینید
این یک سئوال کلیدی است که در ادامه ی این سئوالات کلیدی چقدر صحنه را برای ما روشنتر می کند.
سایت کلمه ، باید اینجا یک اعتراف خیلـــــــی بزرگ بکند و آن اینکه در حد و اندازه ی بسیار بزرگی - البته متاسفانه برای نظام ج.ا.ا - به درون زندانهای ما دسترسی دارد و هر اقدامی را می تواند مرتکب شود. وقتی سایت کلمه ، عناصری در زندان اوین دارد که می توانند بدون اطلاع مدیران زندان ، به کسی اوراقی بهمراه کاربن و خودکار ( اگر محتویات صحنه را باور کنیم ) برسانند، جواب را بگیرند و گردشکار کنند و بعد هم به رسانه های شما برسانند ، دیگر این زندان اوین زندانی نیست که شما سکولارها که در مرامتان علنا اخلاق نسبی و دروغ گفتن مباح است ، بتوانید مسئولیت حادثه ای در آن را به عهده ی کسی جز خودتان بیاندازید.
جای تاسف برای نظام و دستگاه قضایی نیز باقی است که چرا این ماجرای دسترسی بی حد و حصر ضد انقلاب به درون زندانهای ما تمامی ندارد. چطور می شود در زمان زندانی بودن اکبر گنجی تصاویر او به بیرون می آمد و نامه های باصطلاح زندانیان سیاسی دوم خردادی بیرون از زندان منتشر می شد و امروز ، دیگر می توانند از زندانی دستخط بگیرند و بیرون منتشر کنند و حفظ محتوای دستخط ها برای کلمه از همه چیز مهمتر باشد چون شاید ممکن است ردی از عوامل رد انتقال نامه در آن موجود باشد؟؟
...
[تصویر: 237124_671.jpg]
از نظر من ، ماجرای ستار بهشتی که یک کارگر ساده کم سواد بود ، بسیار شبیه ندا آقا سلطان و ماجرای قتلهای زنجیره ای است. توطئه ای علیه نظام جمهوری اسلامی که در نمونه ای مانند قتلهای زنجیره ای نظام جمهوری اسلامی توانست عناصری از ضد انقلاب نفوذی را که خود توطئه را طراحی و برای خورد و خمیر کردن نهاد امنیتی کشور اجرا کرده بودند شناسایی کند.
این مدل اقدامات من را بیاد مدل سوریه هم می اندازد. کشتنهای مکرر مردم برای بدنام کردن حکومت سوریه . در مدل لبنانی هم ، بمب گذاری و ترور برای بدنام کردن نیروهای خط مقاومت امری کاملا مشروع و تکراری است.
....................................................................................................​...................
اما من چند نکته ی تحلیلی عقلی هم دارم و سایت کلمه باید به آن پاسخگو باشد |:
1- چطور ممکن است ، واقعا چطور ممکن است ، کسی که می خواهد کسی را دستگیر کند ، قبلا با او تماس تلفنی !!! بگیرد و او را هوشیار کند ؟
2- از ادبیاتی که خود ستار بهشتی در وبلاگش بکار برده و خدا را شکر در دسترس است، مشخص است که خیلی قبل از دستگیری دنبال دردسر و اینها نبوده و خاصه اینکه روی بلاگ اسپات هم می نوشته که عمرا فکر نمی کرده امکان شناسایی شدنش وجود داشته باشد. او می گوید در جواب آن تماس تلفنی گفته است من که کاری نکرده ام که دهانم را ببندم ! اما طوری با او برخورد می شود و فضایی به او القاء می شود که او کاملا تحریک شود و حتما این مطالب را منتشر کند. بر اساس آنچه که من از قلم خود او می خوانم مشخص است که او را بارها به منعکس کردن این تماس تلفنی تحریک می کنند.
3- چطور می شود که فردی که می خواهد کسی را بکشد ، سوژه را در درون زندان و در دورانی بکشد که تمام مسئولیت با خودش است ؟؟؟ کدام خری میخواهد چنین گزاره ی پرحماقتی را به ما در ماجرای ستار بهشتی القاء کند؟!
ستار بهشتی می گوید " به من گفته اند به مادرت بگو بزودی باید رخت سیاه بپوشد." جملات ستار بهشتی نشان می دهد می خواهد بگوید تماس گیرنده از تصمیم قطعی خود برای کشتن او ، به او خبر می دهد. یادداشت ستار بهشتی می گوید خود او نیز به اینکه کشته شدن او قطعی و حتمی است ایمان پیدا کرده . این یعنی قاتل برنامه اش را بسته و برای آن آماده است. آنوقت کدام خری می خواهد به ما القاء کند این کسی که ستار را کشته خود همان کسی است که او را دستگیر کرده ؟؟
....................................................................................................​...................
پی نوشت :
1- ستار بهشتی بسیار به آنهایی که در بازداشتگاه کهریزک فوت کردند شبیه است. او هم مانند آنها حتما مجرم است. جرمش علنی است و خیلی هم در آن جدی بوده . . چقدر هم زشت و توهین آمیز می نوشته . پس با یک فرشته ی پاک و معصوم و بی گناه طرف نیستیم . همچنان که کهریزکی ها یک عده فرشته ی معصوم بی گنها - آنگونه که برخی می خواستند جلوه بدهند - و بروند از بنیاد شهید برای آنها نام شهید بگیرند !- نبوده و نیستند ! با عرض معذرت از همه ی علاقمندان به نظام و انقلاب گوشه کوچکی از تصویر اظهارات توهین آمیز این فرد علیه مقدسات اسلامی و ارزشها را منتشر می کنم تا همه ببینند !
2- این یک حقیقت است که متهم بودن و یا حتا مجرم بودن به معنای محکوم به "اعدام" بودن نیست. حتا اگر کسی محکوم به "اعدام" هم باشد، این امر حتما باید پس از محاکمه ای عادلانه و طی تمامی مراحل صورت گیرد. دوران بازداشت در مرحله دادسرا صرفا دوران تحقیقات است نه تنبیهات ! و کسی حق ندارد در دوران تحقیقات کسی را بدون دلیل دیگری با زندان کردن تنبیه کند . تا اتهامات فردی توسط مقام ذیصلاح قضایی قطعی تشخیص داده نشود، در ادبیات حقوقی ما کسی مجرم و بزه کار محسوب نمی شود.
3- اعتقاد داشتن همه ی سربازان انقلاب اسلامی به مجرم بودن مردگان ماجرای کهریزک و میت حاضر آقای ستار بهشتی ، هرگز به معنای به اعتقادی به ضرورت محاکمه نیست. اینقدر این موضوع واضح است که مجبورند داستانهای کثیفــــی مثل ماجرای اخیر را بسازند. کسی که عقل سالم و روح آرامی داشته باشد و چشمانش باز و دلش نمرده باشد پیدا نمی شود که بوی توطئه را از لابلای صفحات این ماجرا استشمام نکند.
4- تاسف ما آن است که چقدر منافذ نفوذ بالاست و چقدر امکان دشمنی بیشتر. آدم حس بدی پیدا می کند وقتی اینقدر ضریب نقوذ در برخی نقاط حساس را بالا می بیند. اینجا جای کار است و باید به میدان آمد. به نظرم الان اتفاقا این پرونده برای تمام نهادهای نظارتی مسئول ما یک "فرصت" برای شناسایی نفوذی ها و ریشه کن کردن آنهاست. باید که از این فرصت با قدرت و سرعت و کیفیت و صداقت استفاده ی حداکثری کنند. خسارتی که می توانست این پرونده برای ما ببار بیاورد ، با این گافهای بزرگ رسانه ای و محاسباتی استکباری بهم خورده ولی اندازه و بزرگی خطر احتمالی باید تبدیل به فرصت برای قدرت در پیگیری و شناسانی منافذ شود.
5- ماجرای توطئه ی پیش آمده به نام این کارگر بی نوا و ندا آقا سلطان و قتلهای زنجیره ای ، نه ماجرای اول بوده و نه ماجرای آخر است. نوشته های وبلاگ من هم ، همانطور که قبلا بود ، بدرد آنهایی نمی خورد که کلا گوشی برای شنیدن و قلبی برای فهمیدن ندارند. فقط این ما بچه های حزب الله هستیم که باید در همه چیز با ذره بین نظر کنیم و دقت کنیم و بدانیم که چه دشمنان کثیفی داریم که خون بی نواهایی مثل ستار و ندا و امثالهم هم برایشان موضوعیت ندارد. اسرائیل و آمریکا و انگلیس موجودات کثیف و شناخته شده ای هستند که روش و شکل عمل آنها برای ما معلوم است و ما نیز تا می توانیم نباید بگذاریم که بتوانند فرصتی برای فریب مردم و سرقت ذهن و دل آنها بیابند.
حالا بخند داداش

(۴/اسفند/۹۵ ۱۱:۳۰)Bidel.s نوشته است:  بابا بیخیاااال Smileاین یه مشکل فنی توی تالاره که ناشی از عدم نظارت تالارهکلا هر لینکی که قرار داده می شه توی تالار به اشتباه اولش متن http://bidari-andishe.ir قرار می ده و خراب می شهبرای رفع این مشکل باید بعد از ثبت پستتون اون لینک رو تصحیح کنی. دقت شه که باید ویرایش سریع رو بزنی تا بتونی متن لینک ها رو ببینییا اینکه به مدیریت فنی خبر بدی که همچین اشکالی وجود داره تا فکری به حالش کنهچه لینک بدید. چه لینک ندید. در کل نرود میخ آهنین در سنگ.


با سلام
بیداری اندیشه عزیز لطفا لینکها رو درست گنید چون این بنده خدا فکر میکنه همه دنیا بر علیه ایشونه
این یه خطا هست که لطفا رفعش کنید تا سوء برداشت نشود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، غریب ، عبدالرحمن ، vahrakan ، MohammadSadra ، Woodi2020
۱۸:۴۵, ۵/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #28
آواتار
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥
ســـ
ـــلام و عرض احــتــرام[تصویر: Sheklak_1_.png]

کاربـر محتـرمی به بنـده پیــام خـصـوصـی دادنـد و گفتند که نقل قولی از ارسالم با پرسش هایی
همراه بـوده و "تأکیـد کردنـد" که حتـمـاً جـواب شـان داده شود. هرچند بنده به ایشان گفتم که با
"بایـاس" (Bias) و فرضیـاتـی که شخـص سؤال کننده در ذهن دارند، هیچ وقت نمی توان یک بحث
منطقی در خصوص این موضوع را با ایشـان داشت اما بـه احـتـرام درخـواسـت آن کـاربـر محـتـرم:

1)در مثل منـاقشـه نیست و مقصود این بود که چه کسی دعـوا را شـروع کرد و به حقوق دیگران
تجاوز نمود؟!

2) "مــردم" مصـداق آن مثــال نیـستـند، "اقـلیتی" کـه بـر "رأی اکثریت" شوریدند، مصداق آن اند.

3) بنـده مستنـداتی ارائـه و با زبـان "منطق" مسائل را تبیین کردم و این شیوه ی اظـهـار نـظـر که
سریعاً با پیش ‌زمینـه‌ ی نادرست ذهنـی و با عباراتـی نظیر "می خواهی بگویـی دلـواپسـان خـوب
هستنـد؟"، "می خواهی بگویـی جنبـش اصـلاحـات بـد است؟"، "حکومـت مال شماست؟" و این
قبیـل حـرف ها، برآمده از منطق "فرعـون" است، آنگاه که حضـرت موسـی (علیـه السلام) او را با
برهـان و یـا منـطـق اعجاز مغلوب نمود اما فرعون بحث را به سمت تعصبـات قـومـی می کشاند و
می گفت: "ای مردم مصر! موسی می خواهد خدایان تان را از شما بگیرد و..."

استـدلال (منـطـق)
سؤال: کدام یک از کـشـورهای مـطـرح شـده، بـزرگ تریـن تهـدیـد بـرای ایران به شمار می روند؟
"44" درصد (اسـرائیـل)، "38" درصد (ایالات مـتـحـده آمـریـکـا)، "3" درصد (عـربـسـتـان سـعـودی)
"2" درصد (روسیه)، "1" درصد (چین)، "1" درصد (پاکستان). باورهای تـوده عـامـه ی مـردم ایران.

[تصویر: the_Greatest_Threat_to_Iran.jpg]

سؤال: از لحاظ شرایط اقتصادی شخصی خودتان، فکر می کنید وضعیـت مالی امروز شما، "بهتر"،
"مشابه" و یا "بدتر" از زمان روی کارآمدن رئیس جمهور احمدی نژاد در مـاه اوت 2005 شده است؟
"28.9" درصد پاسخ داده انـد: بهتـر شده است؛ "47.1" درصد پاسخ داده اند: مشـابه بوده است؛
"23.6" درصد پاسخ داده اند: بدتـر شده است (کمتـر از یک چهارم عقیده دارند شرایط بدتر شده)

[تصویر: In_terms_of_your_own_personal_economic_situation.jpg]

در انتخابات و دموکراسی: به چه کسی در انتخابات ریاست جمهوری [سال 88] رأی خواهید داد؟
"1" درصد (محسـن رضـایـی)، "2" درصـد (مـهـدی کـروبـی)، "14" درصـد (میـرحسیـن موسـوی)،
"34" درصـد (مـحمـود احـمـدی نـژاد)، "27" درصـد (نـمـی دانـم یـا هـنــوز تـصـمیـم نـگـرفـتـه ام).

[تصویر: Who_will_you_Vote_for_in_Presidential_Elections.jpg]

این تنها بخش کوچکی از جدیدترین نظر سنجی از افکار عمومی ایـران در کل کشور است که قبل
از 12 ژوئن 2009 (22 خرداد 1388) در "واشینگتن پست" (Washington Post) توسط مؤسسه ی
افـکـار سنـجـی "Terror Free Tomorrow" در "70" صفحـه سنـد (فایل PDF) قـرار گـرفـتـه است
و پیـروزی بـلامنـازعـه ی آقای محـمـود احمدی نژاد با رأی دو برابر آقای موسوی پیش بینـی کرده:

[تصویر: TFT_12Jun_2009.jpg]

نتـیـجـه گـیـری
همانطور که قبلاً ذکر شد پرونده ی انتخابات 88 چند لایه است که اولین آن تعصبات و حب و بغضِ
طرفینی وجود دارد که گره گشایی را سخت می کند. وقتی بحث "تـقلـب" شدن و نـشدن مطرح
می شود، طرف مقابل می گوید "پس کهریزک چی؟" به او جواب می دهیم قدم به قدم! اتفاقات
و سیر زمانی اش را در نظر بگیرید. اول می آییم تکلیف تقلب شدن یا نشدن را مشخص میکنیـم.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن: بنده به "n" روش مختلف می توانم ثابت کنم هیچ تقلبی صورت نگرفته است؛ از همخوانی
نتایج انتـخـابـات با "قانون بنفورد" (Benford's law) گرفتـه تـا اظـهارات خود ژنـرال های اصلاح طلب✿✿✿✿✿✿✿✿✿☼✿
.......•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•.......
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Woodi2020 ، قلب ، غریب ، Silence ، مصباح
۲۰:۱۶, ۵/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #29

(۴/اسفند/۹۵ ۱۴:۰۴)AMINI نوشته است:  
نیروی انتظامی موفق می شود نویسنده ی یک وبلاگ ضد دینی در بلاگ اسپات (سیستم وبلاگ نویسی شرگت گوگل ) شناسایی ودستگیر کند.
از روش دستگیری خبر نداریم و باید بسیار جالب و با کیفیت باشد. این ، چیزی در حد دستگیری مدیران سایتهای مستهجن توسط سپاه پاسداران است که خود سوژه ها هم در مصاحبه های تلویزیونی خود گفتند با وجود استفاده از VPN هنوز دلشان می خواهد بدانند چگونه شناسایی شدند.
اما ، وی قبل و پس از دستگیری ، اقداماتی کرده که بسیار محل تامل است. این اقدامات مثل مشعلی ، نوری در مسیر پیدا کردن یک درک کلی از پرونده ی او می افکند...
1- وی مطلبی که مهر تاریخ دوشنبه ۲۹ اکتبر ۲۰۱۲ و ریز ادمین : "ارسال شده توسط sattar b در ۱۱:۱۹ " روی آن درج شده است، نوشته است که کسانی با وی تماس تلفنی گرفته و چند مطلب را گفته اند :
الف : به مادرت بگو بزودی باید رخت سیاه بپوشد!
ب : هرکاری بخواهیم می کنیم ، هر رفتاری بخواهیم انجام می دهیم ، شما باید خفه بشوی !
ج : اطلاع رسانی نباید بکنید و گرنه خفه خواهید شد ! بدون نام و نشان ! بدون آنکه کسی بداند چه بر سر شما آمده !
د : مردم بحرین و فلسطین در عذاب هستند!!!!
[تصویر: 237123_315.jpg]
کمی فکر کنیم،در آرامش.
بیایید فرض کنیم واقعا ما می خواهیم سناریوی ادعایی از سوی رسانه های بیگانه را باور کنیم . حالا باید صحنه ی حوادث را مرتب و منظم جلوی خودمان بچینیم تا ببینیم اصلا چه چیزی پیش روی ماست. الان اصلا نباید ارزش گذاری کنیم و مخالفتی یا موافقتی داشته باشیم، الان وقت ارزشگذاری نیست. ابتدا فقط باید برویم پای وایت برد و فقط هرآنچه که می دانیم و اتفاق افتاده عین فیلم های پلیسی برای خودمان مرتب و منظم درج کنیم .
خب. حالا چه داریم ؟
یک جوجه وبلاگ نویس دو میلیون درصد گمنـــام داریم که خیلی البته چرندیات می نویسد. توهین که زیاد می کند و عقده گشایی که فراوان دارد.
فرض می کنیم بر اساس ادعای دشمن ، پس از مدتی ، او را شناسایی می کنند .
از اینجا به بعد را خوب دقت کنید :
- به جای آنکه نگذارند هشیار شود و اسناد و مدارک احتمالی را منهدم کند، به او تلفن می زنند !!!
- به او می گویند چند روز دیگر می میری !!!
- به او می گویند فلسطین و بحرین فلان و بهمان است !!!
- به او می گویند ما هر کاری عشقمان بکشد می کنیم و تو را هم باید خفه ! کنیم !
- چند روز بعد ، پلیس کشور، او را دستگیر می کند
- در بازداشت ، یک کاغذ می نویسد و در آن چیزهای خیلی مهمی درج می کند.
- بعد از نامه ، او می میرد.
- نامه از طریق زندان به مقامات قضایی و قانونی نمی رسد، بلکه تصویر نسخه ی اول آن ( به شکلی که قسمتهای پایین متن ، با فوتوشاپ به شکل علنی سانسور شده ) را سایتهای ضد انقلاب در اینترنت منتشر می کنند و پس از بازدید از سلول او ، دو نسخه ی کاربنی از همان نامه که نسخه ی اصل در اختیار رسانه های ضد انقلاب قرار گرفته، در سلول یافت می شود.
[تصویر: 237122_807.jpg]
با هم عین متن اظهارات دادستان کل کشور در مورد این نامه را می خوانیم:
نکته قابل توجهی در این پرونده وجود دارد و آن نامه‌ای است که این متهم نوشته. دو سه ابهام جدید در این نامه وجود دارد.
ستار بهشتی نامه‌ای با مضمون شکایت علیه بازجویی خود به مسوول اندرزگاه 350 نوشته است. معمولا نامه‌هایی که زندانی می‌نویسد، یا در دفتر خود زندان است یا اینکه در هر بند مسوولی حضور دارد و در حضور آن مسوول نامه را می‌نویسند. همچنین در نامه‌ها حتما باید دو اقدام از سوی زندان صورت بگیرد، اول اینکه تایید کنند که دستخط، دست خط خود فرد است و در حضور مامور نوشته شده اما این نامه هیچ کدام از این موارد را ندارد، لذا زمانی که از مسوول بند 350 زندان اوین پرسیدیم که چگونه این نامه به شما تحویل داده شد، می‌گوید خبر ندارد و بعد از اینکه نامه را در سایت‌ها دیدم، تحقیق و پرس‌وجو کردم و دو نسخه از این نامه را که توسط کاربن کپی شده بود در اتاق ایشان پیدا شده و نسخه اصلی نیز ناپدید شده است.
وی در ادامه بیان کرد: زمانی که از مسوولان زندان سوال کردم که آیا معمول است که زندانی در دو نسخه نامه بنویسد، گفتند که معمولا در یک نسخه می‌نویسند اما گاهی اوقات ممکن است که زندانی یک نسخه را در اختیار خود داشته باشد و در این صورت است که نامه در دو نسخه نوشته می‌شود، اما در سه نسخه غیرمعمول است.
محسنی‌اژه‌ای با بیان اینکه متن نامه نیز بسیار مهم است، تصریح کرد: ستار بهشتی در قسمت اول نامه می‌گوید که من بدون حکم بازداشت شده‌ام که این مورد قابل قبول نیست اما بازهم می‌گوییم که قابل توجیه است. همچنین در ادامه نامه می‌گوید که اینجانب در مدت دو روز بازجویی و مورد انواع تهدید، ضرب و جرح قرار گرفته‌ام، از فحش‌های ناموسی تا غیره بسیار توهینات دیگر.
در قسمت دیگر این نامه آمده، اکنون در 11 آبان پلیس فتا من را احضار کرده و مرا با خود می‌برد. معمولا کسی که در زندان است خبردار نمی‌شود که چه کسی او را احضار می‌کند. نکته دیگر اینکه ایشان از کجا می‌دانسته پلیس فتا وی را احضار می‌کند؟ همچنین به زندانی اطلاع نمی‌دهند که او را با خود خواهند برد که این موضوع ابهام را بیشتر می‌کند. لذا مواردی از این قبیل در نامه وجود دارد که بسیار مبهم است.
وی ادامه داد: بنابراین قاعدتا خود ایشان دسترسی نداشته که نسخه اصلی را به بیرون برساند و این سوال مطرح می‌شود که نسخه اصلی دست چه کسی بوده است؟ همچنین دو نکته ابهام آمیز دیگری هم وجود دارد که نمی‌توانم الان آنها را بازگو کنم.
....................................................................................................​...................
به نکاتی که دادستان محترم کل کشور گفت خوب دقت کردید ؟
چون دادستان محترم کل کشور مفاد نامه ی ستار را علنا قرائت کردند، مانعی در نشان دادن نامه ی منتشره در سایت کلمه ندیدم . واقعا ضرورت دارد همه این نامه را ببینند و متوجه شوند چرا دادستان محترم کل کشور اینقدر این نامه را ابهام ساز دیده.
حالا می خواهم یک نکته مهم دیگر من اضافه کنم که در صحبت های آقای اژه ای نیست. نمی دانم چرا حاج اقای اژه ای به این نکته ی مهم اشاره نکردند. قاعدتا جزو نکته های محرمانه ی ایشان نیست چون این نکته علنی در دید همه قرار دارد و آن هم اینکه چرا سایت کثیف و ضد انقلاب کلمه، تمام مندرجات قسمتهای پایین این برگه را با فوتوشاپ کاملا محو کرده است؟؟ عکس را بزرگ ببینید
این یک سئوال کلیدی است که در ادامه ی این سئوالات کلیدی چقدر صحنه را برای ما روشنتر می کند.
سایت کلمه ، باید اینجا یک اعتراف خیلـــــــی بزرگ بکند و آن اینکه در حد و اندازه ی بسیار بزرگی - البته متاسفانه برای نظام ج.ا.ا - به درون زندانهای ما دسترسی دارد و هر اقدامی را می تواند مرتکب شود. وقتی سایت کلمه ، عناصری در زندان اوین دارد که می توانند بدون اطلاع مدیران زندان ، به کسی اوراقی بهمراه کاربن و خودکار ( اگر محتویات صحنه را باور کنیم ) برسانند، جواب را بگیرند و گردشکار کنند و بعد هم به رسانه های شما برسانند ، دیگر این زندان اوین زندانی نیست که شما سکولارها که در مرامتان علنا اخلاق نسبی و دروغ گفتن مباح است ، بتوانید مسئولیت حادثه ای در آن را به عهده ی کسی جز خودتان بیاندازید.
جای تاسف برای نظام و دستگاه قضایی نیز باقی است که چرا این ماجرای دسترسی بی حد و حصر ضد انقلاب به درون زندانهای ما تمامی ندارد. چطور می شود در زمان زندانی بودن اکبر گنجی تصاویر او به بیرون می آمد و نامه های باصطلاح زندانیان سیاسی دوم خردادی بیرون از زندان منتشر می شد و امروز ، دیگر می توانند از زندانی دستخط بگیرند و بیرون منتشر کنند و حفظ محتوای دستخط ها برای کلمه از همه چیز مهمتر باشد چون شاید ممکن است ردی از عوامل رد انتقال نامه در آن موجود باشد؟؟
...
[تصویر: 237124_671.jpg]
از نظر من ، ماجرای ستار بهشتی که یک کارگر ساده کم سواد بود ، بسیار شبیه ندا آقا سلطان و ماجرای قتلهای زنجیره ای است. توطئه ای علیه نظام جمهوری اسلامی که در نمونه ای مانند قتلهای زنجیره ای نظام جمهوری اسلامی توانست عناصری از ضد انقلاب نفوذی را که خود توطئه را طراحی و برای خورد و خمیر کردن نهاد امنیتی کشور اجرا کرده بودند شناسایی کند.
این مدل اقدامات من را بیاد مدل سوریه هم می اندازد. کشتنهای مکرر مردم برای بدنام کردن حکومت سوریه . در مدل لبنانی هم ، بمب گذاری و ترور برای بدنام کردن نیروهای خط مقاومت امری کاملا مشروع و تکراری است.
....................................................................................................​...................
اما من چند نکته ی تحلیلی عقلی هم دارم و سایت کلمه باید به آن پاسخگو باشد |:
1- چطور ممکن است ، واقعا چطور ممکن است ، کسی که می خواهد کسی را دستگیر کند ، قبلا با او تماس تلفنی !!! بگیرد و او را هوشیار کند ؟
2- از ادبیاتی که خود ستار بهشتی در وبلاگش بکار برده و خدا را شکر در دسترس است، مشخص است که خیلی قبل از دستگیری دنبال دردسر و اینها نبوده و خاصه اینکه روی بلاگ اسپات هم می نوشته که عمرا فکر نمی کرده امکان شناسایی شدنش وجود داشته باشد. او می گوید در جواب آن تماس تلفنی گفته است من که کاری نکرده ام که دهانم را ببندم ! اما طوری با او برخورد می شود و فضایی به او القاء می شود که او کاملا تحریک شود و حتما این مطالب را منتشر کند. بر اساس آنچه که من از قلم خود او می خوانم مشخص است که او را بارها به منعکس کردن این تماس تلفنی تحریک می کنند.
3- چطور می شود که فردی که می خواهد کسی را بکشد ، سوژه را در درون زندان و در دورانی بکشد که تمام مسئولیت با خودش است ؟؟؟ کدام خری میخواهد چنین گزاره ی پرحماقتی را به ما در ماجرای ستار بهشتی القاء کند؟!
ستار بهشتی می گوید " به من گفته اند به مادرت بگو بزودی باید رخت سیاه بپوشد." جملات ستار بهشتی نشان می دهد می خواهد بگوید تماس گیرنده از تصمیم قطعی خود برای کشتن او ، به او خبر می دهد. یادداشت ستار بهشتی می گوید خود او نیز به اینکه کشته شدن او قطعی و حتمی است ایمان پیدا کرده . این یعنی قاتل برنامه اش را بسته و برای آن آماده است. آنوقت کدام خری می خواهد به ما القاء کند این کسی که ستار را کشته خود همان کسی است که او را دستگیر کرده ؟؟
....................................................................................................​...................
پی نوشت :
1- ستار بهشتی بسیار به آنهایی که در بازداشتگاه کهریزک فوت کردند شبیه است. او هم مانند آنها حتما مجرم است. جرمش علنی است و خیلی هم در آن جدی بوده . . چقدر هم زشت و توهین آمیز می نوشته . پس با یک فرشته ی پاک و معصوم و بی گناه طرف نیستیم . همچنان که کهریزکی ها یک عده فرشته ی معصوم بی گنها - آنگونه که برخی می خواستند جلوه بدهند - و بروند از بنیاد شهید برای آنها نام شهید بگیرند !- نبوده و نیستند ! با عرض معذرت از همه ی علاقمندان به نظام و انقلاب گوشه کوچکی از تصویر اظهارات توهین آمیز این فرد علیه مقدسات اسلامی و ارزشها را منتشر می کنم تا همه ببینند !
2- این یک حقیقت است که متهم بودن و یا حتا مجرم بودن به معنای محکوم به "اعدام" بودن نیست. حتا اگر کسی محکوم به "اعدام" هم باشد، این امر حتما باید پس از محاکمه ای عادلانه و طی تمامی مراحل صورت گیرد. دوران بازداشت در مرحله دادسرا صرفا دوران تحقیقات است نه تنبیهات ! و کسی حق ندارد در دوران تحقیقات کسی را بدون دلیل دیگری با زندان کردن تنبیه کند . تا اتهامات فردی توسط مقام ذیصلاح قضایی قطعی تشخیص داده نشود، در ادبیات حقوقی ما کسی مجرم و بزه کار محسوب نمی شود.
3- اعتقاد داشتن همه ی سربازان انقلاب اسلامی به مجرم بودن مردگان ماجرای کهریزک و میت حاضر آقای ستار بهشتی ، هرگز به معنای به اعتقادی به ضرورت محاکمه نیست. اینقدر این موضوع واضح است که مجبورند داستانهای کثیفــــی مثل ماجرای اخیر را بسازند. کسی که عقل سالم و روح آرامی داشته باشد و چشمانش باز و دلش نمرده باشد پیدا نمی شود که بوی توطئه را از لابلای صفحات این ماجرا استشمام نکند.
4- تاسف ما آن است که چقدر منافذ نفوذ بالاست و چقدر امکان دشمنی بیشتر. آدم حس بدی پیدا می کند وقتی اینقدر ضریب نقوذ در برخی نقاط حساس را بالا می بیند. اینجا جای کار است و باید به میدان آمد. به نظرم الان اتفاقا این پرونده برای تمام نهادهای نظارتی مسئول ما یک "فرصت" برای شناسایی نفوذی ها و ریشه کن کردن آنهاست. باید که از این فرصت با قدرت و سرعت و کیفیت و صداقت استفاده ی حداکثری کنند. خسارتی که می توانست این پرونده برای ما ببار بیاورد ، با این گافهای بزرگ رسانه ای و محاسباتی استکباری بهم خورده ولی اندازه و بزرگی خطر احتمالی باید تبدیل به فرصت برای قدرت در پیگیری و شناسانی منافذ شود.
5- ماجرای توطئه ی پیش آمده به نام این کارگر بی نوا و ندا آقا سلطان و قتلهای زنجیره ای ، نه ماجرای اول بوده و نه ماجرای آخر است. نوشته های وبلاگ من هم ، همانطور که قبلا بود ، بدرد آنهایی نمی خورد که کلا گوشی برای شنیدن و قلبی برای فهمیدن ندارند. فقط این ما بچه های حزب الله هستیم که باید در همه چیز با ذره بین نظر کنیم و دقت کنیم و بدانیم که چه دشمنان کثیفی داریم که خون بی نواهایی مثل ستار و ندا و امثالهم هم برایشان موضوعیت ندارد. اسرائیل و آمریکا و انگلیس موجودات کثیف و شناخته شده ای هستند که روش و شکل عمل آنها برای ما معلوم است و ما نیز تا می توانیم نباید بگذاریم که بتوانند فرصتی برای فریب مردم و سرقت ذهن و دل آنها بیابند.


حالا بخند داداش



با سلام
بیداری اندیشه عزیز لطفا لینکها رو درست گنید چون این بنده خدا فکر میکنه همه دنیا بر علیه ایشونه
این یه خطا هست که لطفا رفعش کنید تا سوء برداشت نشود
با سلام
با تشکر از متنتون.
ولی من متوجه نشدم که به نظر شما چه کسانی افرادی مثل ستار بهشتی و افراد کهریزک رو به قتل رسانده اند؟ آیا شما تلاشی برای پیدا کردن قاتلان این افراد کرده اید؟
اگر اعتقاد وجود دارد که فردی مثل ندا آقا سلطان توسط عناصر ضد انقلاب کشته شده چرا کسی وارد ماجرا نمیشه تا قاتل پیدا بشه؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۲۵, ۵/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #30
آواتار
(۵/اسفند/۹۵ ۲۰:۱۶)truthfinder نوشته است:  با سلام
با تشکر از متنتون.
ولی من متوجه نشدم که به نظر شما چه کسانی افرادی مثل ستار بهشتی و افراد کهریزک رو به قتل رسانده اند؟ آیا شما تلاشی برای پیدا کردن قاتلان این افراد کرده اید؟
اگر اعتقاد وجود دارد که فردی مثل ندا آقا سلطان توسط عناصر ضد انقلاب کشته شده چرا کسی وارد ماجرا نمیشه تا قاتل پیدا بشه؟
سلام



وقتی يه عده تشنه قدرت با دروغ تقلب در انتخابات طرفداران خودشون رو علیه نظام حاکم بسیج می کنند باعث شورش و از هم پاشیدگی ميشه و خون های افراد مختلف با دیدگاه های متفاوت ریخته ميشه


حالا در این بی نظمی پیدا کردن مقصران سخت ميشه


اتفاقات کهریزک در دادگاه پی گیری شده که در رسانه ها موجود است


افرادی که در خیابان کشته شدن فارغ از دیدگاه سیاسیشون پیدا کردن قاتلان اصلی سخت ميشه و این کاملاً طبیعی هست


اگر شما رجوع کنید به شورش های کشورهای دیگر میبینید که کسانی که در بی نظمی های اجتماعی کشته میشن در بیشتر موارد معلوم نميشه قاتل یا قاتلان چه کسانی هستند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا