|
با پیرهای مسجد چه کنیم؟؟؟
|
|
۰:۰۴, ۴/آذر/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
امشب نشسته بودم تو مسجد واسه دعا کمیل. مداح یکی از رفقام بود. شروع کرد بخونه چند بیت واسه مرحم خوند که یه دفعه یکی از پیرمردای مسجد بلند شد مستقیم رفت اکوی دستگاه رو خاموش کرد. بنده خدا مداح تو اوج شعر یه دفعه شکه شد. یه نگاهی به دور و برم کردم دیدم یکی یکی جوونا بلند شدند رفتند مداح موند و چند تا پیرمرد. مداحم بدون اکو چند خط سریع خوند و پا شد رفت. من اعصابم به هم ریخته بود. از طرفی این محرمیه همین پیر مردا نذاشتند حتی یه بنر بزنند تو مسجد. دلیلشونم این بود که نمازمون مشکل دار میشه.
تو این چند سال تقریبا با همین کارای پیرمردا جوونی تو مسجد نمونده همین چند تا جوونم با این کارای قبل محرمی دیگه مسجد نمیان. الان میانگین سنی مسجدمون بالای صد ساله البته با یکم اغراق. این نسل پیرمردام نه مسجد و ول میکنن چند وقت دیگم که به لقای الهی میپیوندند کلا مسجدمون متروک میشه. من موندم با این مسجد چیکار میشه کرد؟ این پیرمرد پیرزنارو چطور میشه راضی کرد جوونارم راضی نگه داشت؟؟؟ |
|||
|
|
۱۵:۲۸, ۴/آذر/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
برادر سلام
پس حکایت مسجد مارو نشنیدی.مسجد کمبود پیرمرد پیدا کرده یعنی همه جونها شرکت میکنن تو نماز یه پیر مرد نیست صف اول وایسه موندیم چیکار کنیم.همه چیز دست جونهاست.ما اینجا در به در دنبال پیر مرد میگردیم . در این مورد باید بگم کم کاری از شماست که مسئولیت قبول نمیکنید.ما تو مسجدمون یه مسئول برای سیستم صوتی گذاشتیم غیر اون کسی دست نمیزنه و بقیه کارها کارو از بزرگا بدزدید ![]() در ضمن برای این کار اخوند مسجد بیارین طرف خودتون یا علی |
|||
|
|
۱۵:۳۸, ۴/آذر/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۴/آذر/۹۰ ۱۵:۲۸)hamed313 نوشته است: برادر سلام خوب ما بزرگ ترین مشکلمون آخوند مسجده. چون آخوند مسجد ما فکر کنم این جوری که میگن زمان احمد شاه رو هم دیده. حدودا 100 سالشه هیچ جوره زیر بار نمیره. چند بار با چند نفر میان سال اومدیم مسجد و زیر و رو کنیم همچنان زد تو پر و بال این بنده خدا ها طوری جلو ملت سنگ رو یخ شدند که رفتند و پشت سرشونم نگاه نکردند. |
|||
|
|
۱۵:۵۴, ۴/آذر/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام
بحث جالبی هست. این شاالله با صبر و حوصله مشکلتون حل بشه . انسان که پا به سن میگذاره بهونه گیر میشه!!! به رفتار ها و عبادت ها هم که توجه کنی می بینی بعضا اشتباه هستن . باید یه جوری کنار بیای . ما هیچ وقت حاضر نمیشیم که از کوچکتر خودمون انتقاد یا پندی گوش کنیم. برخورد نامناسب با جوونا از طرف پا به سن گذاشته ها شامل حال من هم شده!!! ولی یک صحنه ی جالبی در مسجد دیدم که همچنان شیرینیشو احساس می کنم : آبدارچی دانشکده ما اسمش ""امام علی ""بود . این بنده خدا وقتی می آمد مسجد درظاهر یبش از 99% نمازش اشتباه بود .( راحت نگاه اطراف می کرد و...) یه بار کنار من در حال نماز خوندن بود به نماز خوندنش که توجه می کردم لذت می بردم که یه شخص بی سواد که از نظر امثال من نمازش اشتباه بود باز هم خدا رو اول وقت یاد می کرد . یکی از ذکراش این بود: سبحان ربی عظیم اعلی و حمده براستی نماز من که اکثرا قضا میشه ارزش داره یا نماز این بنده خدا که با دل نماز می خوند!!!! |
|||
|
|
۱۸:۵۲, ۴/آذر/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
با دل نماز میخونن اما نباید منکر اشتباه خوندنشون هم شد.
ولی به هیچ وجه نباید باعث ناراحتیشون بشیم. |
|||
|
|
۱:۰۳, ۶/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/آذر/۹۰ ۱:۰۹ توسط montazer_rm.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام دوستان عزیزم داری اشتباه میکنی این مشکل نیست که پیرمدها نمیذارن شما کاری بکنی.تو هر مجلسی ,هر مسجدی و... اگر پیرمدها ومیان سالها نباشن اصلا باید به درستی اونجا شک کرد. عزیزم بهت بر نخوره اما مشکل از ما جوناست. حرف تورو قبول دارم که پیرمردها نمیذارن جوونا کار کنن ولی راه داره. حالا بزار من برات بگم. ما یه جلسه داریم که قدمت این جلسه به 23 سال میرسه.ما که اون اوایل نبودیم ولی تعاریفی که میشه خیلی جلسه پر شور وبا کیفیتی بوده که بعد گذشت چند سال از شورش میفته و خالی میشه تا جایی که به تعطیلی کشیده میشه که بعد از آن یکی از پیرمردهای جلسه (خدا خیرش بده)جلسه رو راه میندازه بعضا خودش تنهایی جلسه رو برگزار میکرده(این را گفتم که ارزش پیرمردها رو بفهیمم)چندسال پیش چندتا جون رفتن تو جلسه وبقول خودشون میخواستن جلسه رو از این رو به این رو کنن(آخه مگه میشه یه درخت بزرگ وتنومند والبته کج رو یه روزه راست کرد)که با مخالفتهای شدید پیرمرد رو برو میشدند البته حرفشون درست بود ولی راهشون اشتباه.که بعد هم اوقات تلخی جلسه رو ترک کردند. اما این راهش نیست تعریف از خود نباشه من و چندتا از بچهای دیگه که دوست داشتیم جلسه رونق داشته باشه نشستیم فکر کردیم که چکار کنیم به این نتیجه رسیدیم باید کم کم و خیلی محترمانه با پیرمدها کنار بیام و کار خودمونو انجام بدیم.الان حدود چهار سال از اون ماجراهای کشو قوس بین پیرمردهای جلسه وجوونا میگذره و بحمدالله بجایی رسیده اون پیرمرد (که خدا حفظش کنه) هرچی ما میگیم بدون چونو چرا قبول میکنه واز همه مهتر پشتیبان ماست که دلگرمی بسیار زیادی به ما میده. فقط راهش اینه که صبر داشته باشی و اینکه اگه دو سه بار باهات مخالفت شد قهر نکنی ومسولیت رو ول کنی. از این که سرت رو بدرد آوردم معذرت میخوام. با تشکر.این شاالله که موفق باشی یا علی اللهم عجل لولیک الفرج
|
|||
|
|
۱:۳۱, ۶/آذر/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
یکی از راه های برخورد با چنین مشکلاتی این است که از خود مشکل ساز بخوایید مشکل را حل کنه
یعنی وی را مورد مشورت قرار دهید و از او پیشنهاد بخواهید و در آخر سعی کنید حرف خودتان را از دهان وی بیرون بکشید. البته انجام این کار در مقابل افراد مسن کمی سخت است ولی اگر ببینند که به نظراتشان احترام می گذارید، به نظراتتان احترام خواهند گذاشت |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










