|
زمینه های تاریخی و تئوریک جریان فتنه 88
|
|
۱۲:۳۵, ۶/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/فروردین/۹۱ ۱۲:۴۷ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
1.انقلاب مخملي يوگسلاوي (صربستان) :
انقلاب مخملي با «انقلاب بولدوزر»، نخستين الگوي تغيير رژيم سياسي در قرن بيست و يكم بود كه توسط جنبشي موسوم به «اوتپور» (Otpore) يا جنبش مقاومت عليه اسلوبودان ميلوسويچ، رئيس جمهوري سابق يوگسلاوي (صربستان) شكل گرفت. ميلوسويچ كه از رهبران ملي گراي صرب بود، با اعلام جنگ عليه كرواسي و بوسني، كشور را در وضعيت لبه پرتگاه جنگ با اروپا و آمريكا قرار داد. ملي گرايي صرب ها براي اين قاره و منافع آمريكا خطرناك مي نمود. گسترش اين روحيه از يك سو مي توانست مانع تحقق اروپاي متحد گردد و از سوي ديگر پيشبرد راهبردهاي آمريكا براي نظم نوين جهاني را با چالش مواجه سازد. از اين رو اروپا و آمريكا در سال 1999 براي ساقط كردن ميلوسويچ صرب، دو اقدام (آتش و حركت) را در دستور كار خود قرار دادند : - اقدام نظامي عليه دولت اسلوبودان ميلوسويچ - تخصيص بودجه 41 ميليون دلاري براي انقلاب مخملي در يوگسلاوي آمريكا و برخي از كشورهاي اروپايي (ناتو) از طريق اقدام نظامي، هفتاد و هشت روز صربستان را آماج حملات هوايي خود قرار دادند و همزمان از طريق «بنياد ملي دموكراسي» (NED)، «خانه آزادي»، «موسسه بين المللي جمهوري خواهان» (IRI) و «موسسه ملي دموكراسي»، تمهيدات لازم براي سازماندهي جنبش مقاومت انجام شد. در بهار سال 2000، خانه آزادي جلساتي را براي آموزش فعالان جنبش مقاومت (اوتپور) در هتل هيلتون شهر بوداپست برگزار نمود و بودجه لازم براي انتشار چندين هزار جلد كتاب جين شارپ (از ديكتاتوري به دموكراسي) را تامين كرد. سرانجام در 5 اكتبر سال 2000، پس از تظاهرات و نافرماني هاي پي درپي در بلگراد و سراسر كشور، ميلوسويچ مجبور به استعفاء شد و تظاهركنندگان به رهبري «ويسلاو كوشتونيتا» (رقيب انتخاباتي ميلوسويچ»، با بلدوزر ديوارهاي ساختمان راديو و تلويزيوني را تخريب نموده و پيروزي خود را اعلام داشتند. ¤ فرآيند كلي انقلاب هاي رنگين و مخملين : تامل در مدل هاي انقلاب رنگي و مخملي نشان مي دهد كه فرآيند كلي اين پديده حداقل از چهار گام اساسي تبعيت مي كند. اين چهار گام عبارتند از : 1) تشكيل جبهه فراگير عليه حاكميت 2) ايجاد گسست پيوندهاي شناختي و عاطفي بين جامعه و حكومت 3) تحريك گروه هاي اجتماعي (مرحله كاتاليزور) 4) اردوكشي جمعيتي و رويارويي عملياتي اولين گام در شكل گيري انقلاب هاي مخملين و رنگين، تشكيل جبهه فراگير عليه حاكميت مي باشد. به طور معمول جبهه فراگير، حول انديشه هاي حقوق بشري و دموكراسي خواهي ( به عنوان بخشي از گفتمان مورد نظر غرب براي جهاني سازي ) و ايجاد تصويري كارآمد از انديشه هاي ليبرالي شكل مي گيرد. در گام دوم، پيوندهاي شناختي و عاطفي بين مردم و حكومت با مشروعيت زدايي و اعتبارزدايي از نظام سياسي و مسئولان كشورهدف و دستكاري افكار عمومي گسسته مي شود. در گام سوم، فرصت هاي انتخاباتي و يا لبه پرتگاه جنگ و شرايط جنگي، همانند كاتاليزور (تسريع كننده) عمل مي كنند. در چنين شرايطي ائتلاف فراگير عليه حاكميت فرصت مي يابد تا مطالبات و ايده هاي تغيير طلبانه خود را با هيجانات جمعي گره زده و به بهانه مشاركت در انتخابات يا مخالفت با جنگ، گروه هاي اجتماعي را تحريك نموده و به بسيج افكار عمومي دست بزند. گام سوم به عنوان متغير واسط عمل مي كند و نقش فعال سازي زمينه ها و امكانات فراهم آمده در گام دوم را برعهده داشته و آن را به جنبش عمومي تبديل مي كند. گام چهارم، اساسي ترين بخش فرآيند انقلاب رنگين و مخملين است. اين مرحله حضور معترضانه بخش هايي از جامعه در خيابان ها را شامل مي شود. در گام چهارم اردوكشي جمعيتي در اوايل، ظاهري مسالمت جو داشته و مطالبات حداقلي و كم هزينه را مطرح مي سازد، اما رفته رفته با جذب بيشتر جمعيت، رفتارها، هنجارشكنانه و ساختارشكنانه شده و اماكن حياتي و حساس، اشغال مي شود. ادامه دارد ... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








