کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آرماگدونیسم در سینمای آپوکالیپتیک ( آخرالزمانی )
۱۰:۲۱, ۱۷/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/فروردین/۹۱ ۱۰:۴۲ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #4
آواتار
اما روند ساخت این دسته فیلم های متعلق به سینمای آخرالزمانی با ورود به قرن بیست و یکم و هزاره سوم میلادی بخش اعظم تولیدات سینمای غرب و به خصوص هالیوود را در برگرفت. خیل عظیمی از فیلم ها در ژانرها و سبک های مختلف اعم از علمی/تخیلی، ملودرام، هراس، حادثه ای، پلیسی و حتی انیمیشن به تصویری از آخرالزمان و آپوکالیپس پرداختند. از آن جمله می توان به موارد مهم ذیل اشاره کرد:

ساخت و نمایش قسمت های دوم و سوم فیلم هایی مانند "ماتریکس" تحت عناوین "Matrix Reloaded" و "Matrix Revoloutions" در سال 2003 ، قسمت های پنجم و ششم "جنگ های ستاره ای" با نام "حمله کلون ها" و "انتقام سیث" در سالهای 2002 و 2005 ، قسمت های سوم و چهارم "ترمیناتور" به نام های "رستاخیز ماشین ها"( با عنوان اصلی "آرماگدون" ) در سال 2003 و "رستگاری" در سال 2009 ، بخش های دوم و سوم "مومیایی" ( "بازگشت مومیایی" در سال 2001 و "قبر امپراتور اژدها" در سال 2008 ) که اسطوره های کهن مصری یا چینی با یک اراده شیطانی برعلیه بشریت وارد عمل می شدند و قهرمان و ناجی همچنان یک آمریکایی بود که با فرهنگ Cool ، روح شجاعت لاابالی گری آمریکایی را تنها راه نجات بشر می دانست و در قسمت سوم بالاخره وارد یک جنگ آخرالزمانی می گردید و نیز قسمت های پنجم و ششم "بیگانه" ( "بیگانه ها علیه غارتگر" در 2007 و "هیولاها علیه بیگانه ها" در 2009 ) که در اینجا سینمای غرب علاوه بر ترویج تفکر آخرالزمانی خود ، تمام فرهنگ های غیر آمریکایی را نشانه گرفته و آنها را زیر پای فرهنگ و ایدئولوژی آمریکایی لگد مال نموده و له می کند.

چنین تولیدات با اهمیتی علاوه بر بازگشت امثال استیون اسپیلبرگ ( پس از 20 سال ) به سری "ایندیانا جونز" است که به اسم "قلمرو جمجمه بلورین" در سال 2008 ساخته شد و این بار پرفسور جونز در صدد دور ساختن یک جمجمه بلورین از دسترس مخالفان ایدئولوژی آمریکایی ( در اینجا روس ها ) بود که نکند به وسیله آن جهان را تسخیر نمایند و ... و همچنین بازگشت هالیوود به بازسازی "هالک" پس از 3 دهه و در 2 قسمت "هالک" (2003) و "هالک شگفت انگیز" (2007) .

اما در این غوغای سینمای آخرالزمانی، مجموعه ها و کاراکترهای تازه ای نیز به میدان آمدند که در سطح وسیعی سالن های سینما را در طول دهه نخست هزاره سوم میلادی اشغال کردند و اندیشه های آخرالزمانی و منجی گرایی غرب را در سطح وسیعی بسط دادند که از مهمترین آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد :

الف) ارباب حلقه ها ( براساس داستان های جی. آر. آر. تالکین در دهه 30 ) که در 3 قسمت ( "یاران حلقه"، "دو برج" و "بازگشت پادشاه" ) طی سالهای 2001 تا 2003 روی پرده رفت و حتی سومین بخش آن در اسکار سال 2004 ، 11 جایزه به خود اختصاص داد.

ب) هری پاتر ( براساس داستان های جی. کی. رولینگ ) که طی سالهای 2001 تا 2010 ، در 7 قسمت ( "سنگ جادویی"، "دالان اسرار"، "زندانی آزکابان"، "جام آتش"، "محفل ققنوس"، "شاهزاده دو رگه" و بخش اول از "یادگاران مرگ" ) به نمایش گذارده شد.

ج) نارنیا ( براساس داستان های سی. اس. لوییس ) در 3 قسمت ( "شیر ، کمد ، جادوگر"، "شاهزاده کاسپین" و "کشتی سپیده پیما" ) طی سالهای 2005 تا 2010 بخش هایی از یکی از جدی ترین متون ادبی - ایدئولوژیک غرب را به تصویر کشید. نارنیا که در اصل یک واژه شرقی به معنای سرزمین آتش است به ماجرای چند جوان مسیحی در خلال جنگ دوم جهانی می پردازد که از یک دروازه برزخی وارد سرزمین اجنه و شیاطین ( با تعبیرات انجیلی ) شده و سعی می کنند با یاری یک شیر مسیحاگونه به نام اصلان زمینه ها را برای بازگشت قلمرو از دست رفته به شاهزاده ای را فراهم آورند.


به این ها اضافه کنید : "مردان ایکس" ( 4 قسمت در طول دهه اول قرن بیست و یکم و پنجمی که در سال 2011 نمایش داده می شود )، "بچه های جاسوس" ( 3 قسمت طی سالهای 2001 تا 2003 )، "قطب نمای طلایی" ( براساس داستان "نیروی اهریمنی اش" اثر فیلیپ پولمن ) و "ترانسفورمرز" ( 2قسمت در سالهای 2007 و 2009 ) ، "دزدان دریای کاراییب" ( "نفرین مروارید سیاه" در سال 2003 ، "صندوقچه مرد مرده" در سال 2007 و "در انتهای جهان" در سال 2009 ) ، "هل بوی" که طی سالهای 2004 و 2007 بوسیله گیلرمو دل تورو در دو نسخه برپرده سینماها رفت و "شیطان ساکن"( در 4 قسمت "شیطان ساکن" 2002، "آخرالزمان" 2004 ، "انقراض" 2007 و "آخرت" 2010 ) که به ایستادگی و مبارزه یک زن خارق العاده در برابر حاکمیت زامبی ها می پرداخت.

علاوه برهمه آنچه ذکر شد در طی سالهای پس از 2001 هالیوود اکثر کاراکترهای شبه منجی خود از سالهای بسیار دور تا امروز را نیز به میدان آورد :

از "اسپایدرمن" و "مرد آهنی" و کمیک استریپ های مارول مانند "4 شگفت انگیز" گرفته تا تولید گروهی از آنها که طی دهه 80 و 90 هزاره پیش آغاز شده بود، همچون "سوپرمن" که با عنوان "سوپرمن باز می گردد" ( 2006 ) تولید شد و مجددا این منجی اسطوره ای را پس از فلج شدن کریستوفر ریو و پس از گذشت 20 سال به صحنه سینما آوردند یا "ماجراهای بتمن" که از اوایل دهه 80 مجددا در دستور کار هالیوود قرار گرفته بود ( 4 قسمت آن هم با اسامی "بتمن" و "بازگشت بتمن" در دهه 80 و "بتمن برای همیشه" و "بتمن و رابین" در دهه 90 روی پرده رفته بود ) توسط کریستوفر نولان در سالهای 2005 و 2008 با عناوین "بتمن آغاز می کند" و "شوالیه تاریکی" این افسانه قدیمی را در قلب ماجراهای آخرالزمانی قرار داد و یا جیمزباند که پس از گذر از "گلد فینگر" و "شما فقط دوبار زندگی می کنید" و "الماس ها ابدیند" و مامورانی مانند شان کانری و راجر مور و تیموتی دالتون و پیرس برازنان در دهه نخست از هزاره سوم به یک منجی تمام عیار به نام دنیل کریگ رسید که با قدرت و زور بازوی خویش در فیلم هایی مثل "کازینو رویال" و "کوانتوم آرامش" در صدد نجات جهان از تروریست های شرور و خبیث بود.

حتی برادران کوئن که سالها مخاطبان خود را با طنز و مطایبه و فیلم هایی مانند "بارتون فینک" و "وکیل هادساکر" و "فارگو" و "لبوفسکی بزرگ" و ...سرگرم کرده بودند ( و حتی هویت یهودی و اهداف ایدئولوژیک خویش را زیر لوای این دسته از آثار پنهان می داشتند ) ناگهان با ورود به هزاره سوم ، اگرچه لحن طنز خود را حفظ نمودند ولی به ساخت آثاری با مایه های آخرالزمانی و ایدئولوژیک روی آوردند که "ای برادر کجایی" در سال 2000 شروع این سیر بود. آنها در دهه نخست از هزاره سوم میلادی هر چه جلوتر رفتند، بیشتر و بیشتر ایدئولوژیک نشان دادند تا اینکه بالاخره در سال 2007 با فیلم "سرزمینی برای پیرمردها نیست" براساس رمانی تلخ و سیاه از کورمک مکارتی همه توان خویش را برای ساخت یک فیلم آخرالزمانی به کار گرفتند و از همین روی سرانجام جایزه اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را نیز بدست آوردند. برادران کوئن در آن فیلم نیز جهانی در حال ویران شدن را به تصویر می کشیدند ، جهانی که در آن آدم ها یکدیگر را می کشند نه برای پول یا ثروت و مقام و زن و ...بلکه فقط برای اینکه کشته باشند. روایت کلانتر تام بل از دنیای در حال زوال و روایت خوابی از پدرش که در پایان فیلم نقل می کند و حمل آتش و روشنایی توسط او در دنیایی تاریک برای هدایت در راه ماندگان، حکایت همان منجی آخرالزمانی به نظر می رسد که کورمک مکارتی در داستان بعدی اش یعنی "جاده" که دو سال بعد جان هلیکوت به فیلم درآورد ، بیانش می کند.

به جز اینها، پس از 2001 فیلمسازانی که در دهه 90 هم در سینمای موسوم به سینمای آخرالزمانی شناخته شده بودند همچون رولند امریش، با قوت بیشتر به کار خود ادامه دادند. مثلا امریش که در دهه 90 آثاری مانند "سرباز جهانی"( 1992 ) ، "دروازه ستاره ای" ( 1994 ) ، "روز استقلال" ( 1996 ) و "گودزیلا" ( 1998 ) را ساخته بود ، پس از هزاره دوم و در نخستین دهه از هزاره سوم نیز فیلم های "روز بعد از فردا" ( 1994 ) ، "10000 سال قبل از میلاد" ( 1996 ) و بالاخره "2012" (2009) را ساخت که تازه ترین تئوری های آخرالزمانی اوانجلیست ها و جدیدترین پیش بینی های مسیحیان صهیونیست را برای پایان جهان نمایش می داد.

از فیلم های کودکان و انیمیشن های پرفروش این سالها نمی توان گذشت که برخی در زیر لایه های خود و بعضی بدون واسطه و صریح دم از ایدئولوژی آخرالزمانی می زدند ؛ کارتون هایی مانند : "شگفت انگیزها" ، "جیمی نیوترون" ، "روبات ها" ، "وال ای" ، "9" ، "بالا" و ...

این سیر شگفت انگیز تولید آثار آخرالزمانی در هالیوود بدان حد بود که در همان سالها یکی از منتقدین سینمایی این تعبیر را به کار گرفت که : "سینمای غرب آرایش اخرالزمانی گرفته است" و فیلمساز شناخته شده ای مانند تیم برتن به عنوان تهیه کننده انیمیشن "9" در مصاحبه ای به مناسبت نمایش عمومی آن به طعنه گفت که این فیلم از صدهزار فیلم آخرالزمانی که در هالیوود ساخته شده، بهتراست! این طعنه تیم برتن بیش از هر موضوعی به خیل آثار آخرالزمانی اشاره داشت که محصولات کمپانی های هالیوودی را دربرگرفته است بدان حد که دیگر نمی توان به سان برخی ، چشم های خود را بست و همه چیز را به سرگرمی و اقتصاد و گیشه و فروش این فیلم ها نسبت داد، در حالی که براساس آمار موجود ، کمتر از 10 درصد این گونه فیلم ها از فروش قابل توجهی در جدول اکران آمریکا برخوردارند!!

اما به راستی علت گرایش سینمای غرب و هالیوود به آخرالزمان چیست؟ اصلا غرب با آخرالزمان چه کار دارد؟ مگر نه این است که پس از قرون وسطی و نهضت به اصطلاح اصلاح دینی و پروتستانتیزم و جنبش معروف به روشنگری و محور قرار دادن اندیشه های اومانیستی و سکولاریستی در زندگی بشر ، اساسا بین انسان و آسمان فاصله انداختند و جایی برای اندیشه های الهی در زندگی بشر کنونی باقی نگذاردند؟ مگر نه آن که به اسم تجربه گرایی و پوزیتویسم ، هر آنچه که نشانی از ماوراء و متافیزیک و مقولات فراماده داشت را حذف نمودند؟


ادامه دارد ...

امضای Admirer
[تصویر: 1wn3fi050ilv8uqetyj9.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خاک ، Mitsonary ، Mahdy2021 ، بیداری اندیشه ، یا ثارالله ، yamin ، shaghhayeghh
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پیام در این موضوع
RE: آرماگدونیسم در سینمای آپوکالیپتیک ( آخرالزمانی ) - Admirer - ۱۷/فروردین/۹۱ ۱۰:۲۱

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  نقد فیلم آخرالزمانی و زیبای دونده ی هزارتوو peymantr 9 4,615 ۲۹/اسفند/۹۳ ۰:۲۲
آخرین ارسال: A L I
  جن گیری با رویکرد آخرالزمانی - گذری بر سینمای ترنس مدرن vahrakan 2 2,205 ۲۰/بهمن/۹۰ ۱۸:۲۷
آخرین ارسال: sarallah

پرش در بین بخشها:


بالا