|
گفتگوی منتظران
|
|
۱۱:۵۷, ۵/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #749
|
|||
|
|||
|
سلام به همگی
توصیه میکنم این شعرارو حتما بخونین رو من که تاثیر زیادی گذاشت: منتظر خطاب به امام زمان عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت ، بگویم بنویسم: که چرا عشق به انسان نرسیدست! چرا آب به گلدان نرسیدست! و هنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیدست بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست وچرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیدست عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بید آشفته شود حس تو کجایی گل نرگس... پاسخ امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تو خودت مدعی دوستی و مهر شدیدی که به هر شعر جدیدی ز هجران و غمم ناله سرایی ، تو کجایی ؟ تو که یک عمر سرودی تو کجایی ؟ تو کجایی ؟ باز گویی که مگر کاستی بود ز امامت ، ز هدایت ، ز محبت ز غمخوارگی و مهر عطوفت تو پنداشته ای هیچکسی دل نگران تو نبوده ؟ چه کسی قلب تو را سوی خدای تو کشانده ؟ چه کسی در پی هر غصه تو اشک چکانده ؟ چه کسی دست تو را در پس هر رنج گرفته ؟ چه کسی راه به روی تو گشوده ؟ چه خطرها به دعایم ز کنار تو گذر کرد چه زمانها که تو غافل شدی ، یار به قلب تو نظر کرد ... و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی
تو کجایی ؟ و ای کاش بیایی ! هر زمان خواهش دل با نظر یار یکی بود ، تو بودی .. هر زمان بود تفاوت تو رفتی ، تو نماندی خواهش نفس شده یار خدایت و همین است که تاثیر نبخشند به دعایت و به آفاق نبردند صدایت و غریب است امامت من که هستم، تو کجایی ؟ تو کجایی ؟ تو خودت ! کاش بیایی به خودت کاش بیایی ... .................. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








