|
اسلام حکومتی وحکومت اسلامی
|
|
۱۶:۲۴, ۸/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۱ ۱۶:۲۵ توسط hed_gol.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسمه تعالی نقش امام خمینی (رحمة الله علیه)در تفکیک اسلام حکومتی وحکومت اسلامی خلاصه مقاله پشینه این بحث این مقوله(اسلام حکومتی وحکومت اسلامی) با تعابیری عام تر ومتنوع در اندیشه برخی از بزرگان از علماء وهم روشنفکران مسلمان آمده است: ۱٫تعبیر(استبداد دینی) در اندیشه مرحوم نائینی (رحمة الله علیه)تنبیه الامه تنزیه المله)تعبیری عامتر از همان اسلام حکومتی. ۲٫(گرایش تفریطی وجمود)درعرض (گرایش افراطی وروشنگری) در مقابل «گرایش اعتدالی» در اندیشه شهید مطهری(اسلام ومقتضیات زمان) ۳٫تعبیر «مذهب شرک» علیه«مذهب توحیدی» در اندیشه شریعتی وهم ضلع سوم مثلث زر و زور و تزویر تعبیری عام از اسلام حکومتی است.(مذهب علیه مذهب و …) ۴٫باز به نوعی تفکرات این جریان وهمسوهایش چون اندیشه جدایی دین از سیاست وجدایی اجتهاد از اجرا و … در اندیشه سید جمال به چشم می خورد. در نوشته های برخی از این بزرگان چون بلعم باعور در مقابل موسی،فریسیان در مقابل عیسی(علیه السلام)،قریشیان درمقابل پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)،اسلام اموی وعباسی درمقابل اسلام علوی، نحله اشعری واخباریگری در مقابل جریان معتدل اهل بیت(علیه السلام) واجتهاد جریان استبداد خواه در مقابل مشروطه مشروعه خواه همه از نمونه های رویارویی این دو جریان شاهد آورده شده است. *تعریف وتفریق اسلام حکومتی وحکومت اسلامی: ۱٫در اسلام حکومتی «اسلام»مقدمه وابزار و «حکومت» غایت وهدف است. ۲٫پس آنچه در اولی باید بماند «حکومت» است نه اسلام ودر دومی آنچه ماندنی است«اسلام» است ولو حکومت ستانده شود(اسلام خواهی امیرالمومنین(علیه السلام)…) ۳٫اقتضای اسلام حکومتی:تنگ نظری ودگماتیسم وجمود وتحجر والتقاط وتحریف وانحصار طلبی واستبداد و… است واقتضای حکومت اسلامی: دمکراسی ومردم خواهی ،اصولگرایی واجتهاد واحیا تفکردینی و… می باشد. ۴٫از اینرو در جامعه نمونه اول روز به روز مفاهیم وارزشها وتعالیم احیا وشکوفا می شود. ۵٫اسلام حکومتی «اسلام پوستگرا وعمق گریز» است واسلام حکومت اسلامی«عمق گرا وپوسته گزین» است و … همدستی اسلام جمود وتحجر با اسلام حکومتی(آشکاریاپنهان) مثل همدستی پنهان مکر خوارج با جریان اموی ، جریان اشاعره با عباسی وحجتیه با پهلوی و… اسلام حکومتی حربه ای مناسب برای تهاجم فکری-فرهنگی جریان تجددگرا با هر سنت گرایی ۱٫دین کلیسایی بهانه ای برای رد دین وسکولاریسم ولائیک وسنت گریزی در مغرب زمین. ۲٫تفکرات دگم وجامد پرچمهای مناسب براصحاب روشنفکری وتجددگرایی غربی برای مبارزه با سنتگرایی ونهضتهای اصیل اسلامی مخصوصا حکومت اسلامی دردهه اخیر. *پس «اسلام حکومتی»و«جمود» دشمن مقدم نهضتهای اصیل (حکومت اسلامی)و اسلام روشنفکری وتجددگرا دشمن موخر و ویران کننده بسیاری از نهضتهایی است که از مرحله اول(پیروزی وبرقراری حکومت اسلامی)گذاشته اند می باشد.مثل نقش روشنفکری خلفا وانحراف نهضت اسلامی صدر (شهیدمطهری-اسلام ومقتضیات زمان) وجریان روشنفکری مشروطه خواه وانحراف انقلاب مشروطه از مشروعیت. *نهضت اسلامی ما ودشمن مقدم نهضت اسلامی ما دو فاز انقلابی داشت.اول پیروزی بر استبدادپهلوی واستبداد دینی وجمود در داخل. دوم صدور انقلاب اسلامی درخارج.پس دشمن مقدم در هر دو فاز به مصاف آمده. اول:آخوندهای درباری وتفکر حجتیه،اسلام جمود درحوزه ها(منشور حوزویان امام امت(سلام الله علیها)و…) دوم:اسلام سعودی واسلام درباری و در یک کلمه اسلام آمریکایی(به تعبیر امام راحل)در مصاف با انقلاب جهانی اسلام. *نقش امام در تفکیک بین اسلام حکومتی وحکومت اسلامی باتوجه به ویژگیهای امام وامت امام، مرزبندی بین این دو جریان توسط امام(رحمة الله علیه) به خوبی تبیین شد و حدود دو جبهه روشن ومبین گشت. ۱٫روشن کردن جریان مقابل توسط امام ۱-۱- تعابیر آخوند درباری،آخوند ساواکی،اسلام تحجر وجمود در قبل وهنگامه پیروزی انقلاب از طرف امام امت(سلام الله علیها). ۱-۲- تعبیر اسلام آمریکایی پس از پیروزی و در عرصه صدورانقلاب اسلامی(حکومت اسلامی). ۲٫تبیین حکومت اسلامی وبرطرف کردن ذهنیات وخلطیات حاصله: ۲-۱-حکومت ولایت فقیه حکومت مشروطه نه مطلقه(ولایت مطلقه نه حکومت مطلقه)… ۲-۲- ولایت فقیه حکومت قانون نه استبداد… ۲-۳- ولی فقیه چون سایر مردم برابر درمقابل قانون واحکام… ۲-۴- احیاء اصل نظارت مردم بروالیان ومسولین،النصیحه الائمه المسلمین، امربه معروف ونهی از منکر … ۲-۵- دادن حق دخالت مستقیم وغیرمستقیم به مردم در عزل ونصب کارگزاران با انتخاب شکل جمهوری برای حکومت اسلامی. ۲-۶- برحذر داشتن روحانیون درصحنه از انحصار طلبی، مارک ضد دینی زدن بر رقیب و … در یک کلمه جلوگیری از استبداد دینی در بین متدینین وروحانیون (جناحهای موجود آنروز و…) پیشینه این بحث این مقوله با تعابیری عامتر ومتنوع در اندیشه بسیاری از بزرگان از علما وروشنفکران مسلمان بیان شده که خود حاکی از اهمیت مسئله وحساسیت آن است. ۱٫مرحوم نائینی(رحمة الله علیه) در جریان مشروطه وچاپ کتاب «تنبیه الامه وتنزیه المله» تعبیری عامتراز اسلام حکومتی به نام«استبداد دینی» معرفی می کندکه درارتباط مستقیم با «شعبه استبداد سیاسی» برای افول دادن به نهضتهای اصیل وحرکتهای الهی ومردمی است. ۲٫شهیدمطهری(رحمة الله علیه) «در گرایش تفریطی وجمود وتنگ نظری» را در عرض«گرایش افراطی و روشنفکری»قرار داده وهر دو را مقابل «گرایش اعتدال» معرفی می کند. «خوارج»یکی ازمثالهای ایشان برای«گرایش تفریطی است»که درکتاب«جاذبه ودافعه امام علی(علیه السلام)»به تفصیل پیرامون آنهاسخن می گوید.که بااین بیان ومثالها روشن می شودکه منظوراستادازگرایش تفریطی همان«اسلام حکومتی»است.چراکه وقتی خوارج با رأی واندیشه جامدخودعملاً به معاویه کمک می کنند، جبهه ی اسلام حکومتی اموی برحکومت اسلامی علوی غلبه می یابد. ۳٫دکترشریعتی «مذهب شرک»علیه«مذهب توحیدی»را در ادوارمختلف تاریخ بررسی می کندومشکل عمده وهمیشگی مذاهب توحیدی رامذهب شرک می داند.آنچه اودرکتاب «مذهب علیه مذهب»تحت عنوان «مذهب شرک»معرفی می کندهمان چهره اسلام حکومتی است باتعبیری دیگر. ۴٫سیدجمال اسدآبادی درآثارخودازاندیشه «جدایی دین ازسیاست»و«اجتهاداز اجرا وحکومت»انتقادمی کندکه همه ازخصیصه های این جبهه است. ۵٫مهندس بازرگان از«حاکمیت سیاست بردین»حرف می زند وآن راخطری برای دین وجامعه می شماردکه بازبه نوعی همان چهره ی اسلام حکومتی است. ۶٫درآثاربرخی ازاین نویسندگان جریان«بلعم باعور»درمقابل موسی(علیه السلام)،فریسیان درمقابل عیسی(علیه السلام)،قریشیان درمقابل پیامبراکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)،اسلام اموی وعباسی درمقابل اسلام علوی،نحله های اشعری واخباریگری درمقابل جریان معتدل اهل بیت(علیه السلام)واجتهاد وجریان استبدادخواه درمقابل مشروطه مشروعه خواه همه ازنمونه های جریان باصطلاح اسلام حکومتی است.برای مثال،شریعتی«بلعم باعورا»راچنین معرفی می کند: «بلعم باعوربزرگترین روحانی این دوره(دوره حضرت موسی(علیه السلام))است که مذهب مردم روی کاکل این فردمی چرخدواین است که علی رغم موسی(علیه السلام)دربرابر نهضت موسی قدعلم می کندوچون مذهب واحساس وایمان مردم دردست اوبوده می توانسته است که دربرابر حق ودربرابرآن دیگر(دین توحید)درطول تاریخ بزرگترین مقاومتهارابکندو مؤثرترین ضربه هارابزند.» یادرجبهه فریسیان مقابل عیسی(علیه السلام)می گوید: «فریسیان مدافعان دین زمانند.اینهامادی نبودند،زنادقه نبودند،دهری نبودند.آن موقع مادی نبوده است.اینهامعتقدان وادامه دهندگان ومتولیان دین شرک دربرابرعیسی(علیه السلام)وپیروانش بوده اند.» معاویه پایه گذاراستبداد دینی یااسلام حکومتی دراسلام مرحوم نایینی(رحمة الله علیه)سابقه تاریخی استبداد دینی رادراسلام به زمان معاویه مربوط می داند.اودرباره ی ریشه های تاریخی استبداد دینی(اسلام حکومتی)می نویسد: «اصل ابتداع واختراع این قوه میشومه(استبداد دینی)واعمالش دراسلام ازبدع معاویه است که ازبرای مقابله باسرور اوصیا-علیه افضل الصلوة والسلام-عده ای ازدنیاپرستان ازقبیل عمروعاص ،محمدبن مسلم ومسلم بن خلد ومغیرة بن شعبه واشباههم راکه درانظار عوام امت دراعدادصحابه محسوب ودر مغلطه کاری به اسم دینداری به واسطه اتصاف به صحابیت نفوذومطاعیت داشتند درتفریق کلمه ومعارضه بامقام ولایت-سلام الله علیه-باخودهمدست نمود.وهم ازدسته دیگرابوموسی اشعری که ازمعیت علنیه ایشان مأیوس بودبه همان اعتزال وتقاعدشان ازتصرف حق وخذلان شاه ولایت(علیه السلام)وتزهدصوری به ترک نصرت وخذلان حضرتش به خرج بیخردان امت دادن قناعت نمودندوبه وسیله ی معیت آن دسته دنیاپرست بااو وسکوت واعتزال این دسته ی دیگررفته رفته اساس استبدادوتحکمات خودسرانه رادراسلام استحکام وحتی سب آن حضرت(علیه السلام)راهم برمنا بر مسلمین رواج داد.» تعریف وتفریق اسلام حکومتی وحکومت اسلامی: در «اسلام حکومتی» اسلام مقدمه ووسیله وحکومت غایت وهدف است و در« حکومت اسلامی» حکومت مقدمه واسلام غایت وهدف است.پس آنچه در اولی باید بماند حکومت است نه اسلام ودر دومی صد البته ارزشهای اسلامی مقدم بر حکومت است .براساس بیانات شریف قرآنی حکومت ابزار اقامه قسط وعدل در جامعه است. که آن هم خود هدف وسط ووسیله برای قرب الهی وعبودیت پروردگار است. آنچه در صدر اسلام در مقابله«اسلام حکومتی اموی»و«حکومت اسلامی علوی»رخ نمودشاهد بسیارخوبی براین مدعاست معاویه بابه کارگیری صحابی خودفروخته وآخوندهای درباری وهم نیزجهال ازصحابه چنان دست به تحریف دین وجعل حدیث برای تثبیت حکومت خودمی زندکه عجیب است.درمقابل امام علی(علیه السلام)لحظه ای حاضرنیست برای حفظ حکومت خویش ازارزشهای اسلامی دست بکشد.ازاین روست که اصولگرایی وعدالتخواهی اوموجب می شودتا درآن شرایط زمانی وقوت جبهه مقابل وعدم بصیرت مردم حکومت ازاوستانده شود. نشانه دیگر«اسلام حکومتی»توجیه وضع موجوداست.درمقابل ازخصوصیات حکومت اسلامی حالت انقلابی وبرهم زنندگی وضع نامطلوب موجوداست.آنچه به ظاهر روحانیون درزمانی به نام قضاوقدرساختندوآنچه مرجئه ازخودبافتندنبودمگر برای توجیه حکومتهای نامشروع اموی وعباسی وآن همه انقلاباتی که شیعه با تأسی ازسالارشهیدان اباعبدالله درمقابل وضع موجودنابسامان کرده حاکی ازروح انقلابی وتهاجمی اوست. اقتضای اسلام حکومتی تنگ نظری ودگماتیسم،جمود و تحجر،التقاط وتحریف وانحصارطلبی واستبداداست واقتضای حکومت اسلامی مردم خواهی واصولگرایی ،آزادی واجتهادو پویایی واحیاء تفکردینی است. ازاین رودر جامعه نمونه اول روز به روز مفاهیم وارزشهای دینی می میردو جزپوسته وظاهراز آن نشانی نمی ماندودرجامعه نمونه دوم روزبه روز ارزشهاوتعالیم احیاوشکوفا می گردد.درجامعه اول برای سرپوش نهادن به چهره شیطانی استبدادخویش بسا که ظواهرشریعت زیادهم عمل شود؛قرآنهای نفیس چاپ شودوباصدای نیکوخوانده شود،اما روح اسلام وقرآن مهجورباشد وازآن حرفی نباشد.چراکه روح اسلام چیزی جز دوری ازهرگونه شرک وعبادت واطاعت غیرخدا نیست.ازاین رواسلام حکومتی ،اسلام پوسته گرا وعمق گریز است واسلام حکومت اسلامی عمق گرا وپوسته گزین ودرمسیر خود درصدد احیاء دین بابهره گیری ازظواهرشریعت است. آنچه امام امت(سلام الله علیها)دراحیاءحج ابراهیمی کرد وآنچه مفتی های خودباخته ودرباری سعودی دربرابر برائت ازمشرکین گفتندونوشتند یک مثال از رویارویی حکومت اسلامی واسلام حکومتی دراحیاء تفکردینی وپوسته گرایی دینی است. «اسلام حکومتی »نمی تواند تمدن سازباشد(ازنوع تمدن اسلامی)درصورتی که ماحصل حکومت اسلامی تمدن اسلامی است.روشن است که اسلامی که برپایه ی جمودو تنگ نظری وتحجرباشد هیچوقت در رویارویی بامقتضیات زمان درظرف زمان جاری نمی گردد و راکدمی ماندوهیچیک ازمظاهرعلمی وپیشرفتهای بشری رابرنمی تابد(مگرقیداسلامیت رابزند)اخباریگری یک نمونه است که باسختگیریهای فراوان همراه است وصدالبته موجب رکود دین ودیانت می شود.اسلام طالبان درافغانستان نمونه دیگری ازاین نوع است که هرگز به تمدنی ختم نمی شود.درحالیکه معاصربااخباریگری تفکراجتهادی اصولیین ودرعین حال اصولگرایی موجبات جاری شدن اسلام درزمان وانطباق بامقتضیات واقعی زمان رامهیامی کندوزمینه رابرای رسیدن به تمدنی با باراسلامی میسرمی سازد. اساساً اجتهاد مکانیسم تعبیه شده دراسلام برای انعطاف دادن به قوانین اسلامی صد درصدمسلم ومعین تاقیامت است وفقه ماکه به فرموده امام«تئوری اداره ی انسان ازگهواره تاگوراست»نشان داده که درطی دورانهای متمادی ومتفاوت زمانی جوابگوی نیازهای زمان بوده است. اسلام حکومتی حربه ای مناسب برای تهاجم علیه حکومت اسلامی: بر خوردهای تحجری وجامدوتفریطی این طیف که همواره موردبهره برداری مستبدین وفرعونهابوده غیرازتوجیه حکومتهای فاسدوقت چهره اسلام رادراذهان مردم به خصوص طیف تحصیل کرده وآگاه مکدر کرده است وبسیاری ازروشنفکران مسلمان مابادیدن نمونه هایی ازاین جبهه وهم تبلیغات وتعمیم دادن دشمنان ماواقعاًباورکرده اندکه روحانیت عامل تحجر وجمود وعقب ماندگی اندوبرخی آن راضلع سوم مثلث زر و زور وتزویر برای استضعاف ملتها قرارداده اند. برخی ازروشنفکران خودباخته ومریدان غرب هم ازاین طیف استفاده کرده وحربه ای مهم علیه اسلام ناب وروحانیت اصیل سامان داده اند.ازوحدت شکل(که هردو لباس شریف روحانیت دارند)و وحدت مواد(که هردوحدیث وروایت وقرآن است)استفاده کرده هردورابه یک چوب رانده اندونهضتهای اصیل اسلامی رابه همان مهرتحجرو جمود وعقب ماندگی محکوم کرده اند. چه زیبا گفته است محمدعبده که«اسلام هنوزچوب نابسامانیهای اربابان کلیسارامی خورد.»وقتی نوشته های روشنفکران ایرانی را ورق می زنیم پر ازمشابه قرار دادن روحانیت مابا اربابان کلیسای قرون وسطی است وبسا نمونه هایی ازجبهه اسلام حکومتی وتحجر راهم به عنوان شاهدمثال بیاورندکه موجب شودکل نهادروحانیت راکه پرچمداراصیلترین نهضتهای الهی_مردمی بوده اند رابه عقب افتادگی وتزویر ومعرفی کنند.بانگاهی موشکافانه تروبیانی رساترمی توان برای انقلابهای اصیل که همواره توسط پیامبران واوصیا و وارثان واقعی اوصیای الهی یعنی فقهای عظام صورت می گرفتته است دو مانع مقدم ومؤخرمعرفی کرد.مانع مقدم؛خطرتحجریاهمان اسلام حکومتی است (که تحجریک شعبه ازاسلام حکومتی وشعبه دیگرآن استبدادسیاسی حاکم است)ومانع مؤخرخطرتجدد گرایی افراطی وروشنفکری است. درمسیر شکل گیری انقلابهای الهی،جناح تحجرکه همواره توجیه گر وضع موجوداست مانع انقلاب ودگرگونی است.اینان باقیافه هایی حق به جانب ودرموضعهای موجه دینی چنان مهرضداسلامی،خارجی،شرک وامثال اینهابرپیشانی پرچمداران نهضتهای اصیل می زنندکه گاه برخی وشایدبیشترنهضتها درهمین جبهه اول ودر رویارویی بااینان محکوم به شکست می شود.«فریسیان وصدیقان»چنان عیسی(علیه السلام)رامحکوم کردندکه آن حضرت راهی جزآوارگی دربیابانها باعده ای قلیل ازحواریون رانداشتند.نهضت سیدالشهداباهمکاری استبداد سیاسی وروحانیون درباری چون«شریح قاضی »بظاهرشکست می خورد.درمشروطه که نهضتی است باانگیزه های کاملاًمذهبی وتولدیافته به دست روحانیون اصیل این مانع خودرانشان میدهد.درکناردستگاه استبداد شعبه استبداد دینی واسلام تحجرشکل می گیرد ودرهمان حرکات اول درزمان نهضت تنباکو با وجودیکه علمدارنهضت مرجعیت بزرگ شیعه است اما دربرابر اوصف آرایی می شود.امام راحل این جبهه رابه خوبی بیان می فرماید:«مرحوم میرزا که دخانیات راتحریم فرمودشیاطین افتادند دربین مردم وبه آنجا رساندند که بعضی ازاهل علم بعضی ازشهرها بالای منبربطوریکه نقل می کنندقلیان کشیدند برضدحکم میرزا.» اما اگرنهضتی اصیل این مانع مقتدر راپشت سربگذارد(که خودبستگی کامل به قدرت انقلابیون وهم بصیرت وبینش عامه مردم دارد)وانقلاب براستبداد موجودغلبه کندوجبهه اسلام حکومتی را شکست دهدو خواهان برگزاری حکومت اسلامی شودتازه مانع دوم یعنی خطرتجددطلبی وروشنفکری افراطی خودرانشان می دهد. اسلام صدرپس از پیروزی برقریشان (که والیان خانه خدابودندوتوجیه گروضع موجود بت پرستی زمانه)وتشکیل حکومت اسلامی درمدینه بااین مانع برخوردمی کند. شهیدمطهری(رحمة الله علیه)اولین روشنفکراسلام راخلیفه ی دوم معرفی می کندوبه برخی ازگشاده نظریهای اواشاره می کندکه موجب انحراف ازاسلام اصیل می شود: «یکی ازکسانی که به قول امروزیها درمسائل اسلامی روشنفکری به خرج می دادوکاراین روشنفکری اوبه حدافراط رسیده بودخلیفه دوم است.خلیفه دوم به اصطلاح خیلی روشنفکرمآبانه کارمی کرداما تندرویهایی کردمثلاًیکجا پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)دستوری دادواو می گفت این موضوع فقط برای پیغمبروزمان خودش بود ولی زمان ماتغییرکرده است وما این راعوض می کنیم.» جناح اوا اسلام رابه خشکی وغیرانعطاف پذیری دربرخوردبامقتضیات زمان دچارمی کنندواین جناح اسلام بسیاربازمی بیندکه هیچ اصولگرایی لازم نداردو هرچه زمان اقتضاکردهمان رااسلام تجویزمی کند.باز درمشروطه این مانع رخ می دهد. به هرتقدیربامجاهده ی علمای عظام وهمیاری مردم نهضت مشروطه شکل می گیردوانقلاب به پیروزی می رسدوبه رغم همه تلاشهای استعمارتهران فتح می شودواسلام حکومتی برچیده می شود،اما درهمان لحظه های اول برای برقراری حکومت اسلامی نفوذ روشنفکران غرب زده درصف انقلابیون وانزوای روحانیت اصیل موجب می گرددنهضت به انحراف کشیده شودوهمه تلاش شیخ فضل الله نوری برای اقامه شریعت درکنارمشروطیت و خواستن مشروطه مشروعه بی ثمر می ماندوتازه به جرم تحجروجمودومخالفت بامشروطه این پرچمداراستبداد ستیزو مبارزبامحاسن سفیدبه دارآویخته می شودومردم بازی خورده هم هوراکشیده کف می زنند! قبل ازآن دردولت انقلابی سربداران درخراسان این دومانع بروزکرده بودند: قیام سربداران ازنهضت عالمی پرهیزگاربه نام شیخ خلیفه ریشه می گیرد،بنابه نقل اونخست ازواعظی درسبزوارشروع نمودوبه استنادعلایم ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)که دراحادیث نقل شده مردم رابه آمادگی برای ظهوردعوت نمود.متصوفه که درسبزوار نفوذداشتند وی رامتهم نمودندکه درزیرلفافه تصوف چیزهای تازه می گویدوتبلیغ دیناوی می کند(اسلام تحجری)علمای محافظه کارباتوسل به ابوسعیدایلخان مغول سرانجام توانستنددرسال ۷۳۶هجری بااعدام شیخ خلیفه ندای قیام وفریادنویدبخش ظهوروقیام اوراخاموش سازند.(همدستی استبدادواسلام تحجر)پس ازکشته شدن اوشاگردش شیخ حسن جوری پرچم نهضت او را به دوش گرفت.نهضت سربداران درسال ۷۳۷در«باشتین»آغاز گردید.حکومت انقلابی سربداران بافتح نیشابور وجام تاهرات گسترش یافت وبراساس ایدئولوژی قیام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)ومذهب تشیع وفتوت وجوانمردی ایرانی پاگرفت.سربداران سخت به دستورات مذهبی شیخ حسن جوری پایبندبودند وازاین روپس ازآنکه شیخ حسن درسال۷۴۰توسط امیر ارغونشاه به زندان افتادوسربداران وی را اززندان نجات دادند رهبری انقلاب رابه عهده شیخ وفرمانروایی رابه امیرمسعودتفویض کردند.این نوع تفویض مسئولیت رامی توان ناشی ازغیبت شیخ حسن به خاطرزندانی شدن وی یاکفایت اداری ونظامی امیرمسعود دانست.درهرحال همین انشعاب وتفکیک مسئولیت در درون نهضت موجب بروز دوجریان سیاسی گردید که برخی ازآن دو رابه گروه«میانه» و گروه «افراطی» تعبیرکرده اند.(نفوذجریان روشنفکری درنهضت) شیخ حسن همواره مقید به اصول ومبانی اسلام بودوازشیوه ساده زیستی و درویشی درزندگی پیروی می کرد،درحالیکه جناح دولت وبدنه تشکیلات سربداران درپی کسب قدرت بودند.سربداران علی رغم موفقیتهایی که درمواجهه بادشمنان خارجی داشتند در درون تشکیلات خود دچارمشکلات فراوان بودندبه طوری که چندین بارکودتاصورت گرفت وقدرت درمیان سران نهضت دست به دست شدودراین میان جناح لیبرال نهضت همواره سعی می کردخودرااز حصارقیدوبنداصول ومقررات آزادسازندومزاحمتهای طرفداران جناح رادیکال واصولی راازخود دورنمایدونهضتی که ازابتدا برمبنای موازین وایدئولوژی اسلام وفسلفه غیبت وانتظار وقیام به وجود آمده بودبه ابزاری درجهت حکمفرمایی مبدل سازد.ازاین روست که شهیدمطهری(رحمة الله علیه)خطرتجددطلبی افراطی رایکی ازآفات مهم انقلابها بیان می فرماید. نهضت اسلامی ماودشمن مقدم: امام خمینی(رحمة الله علیه)مبارزه راسه مرحله معرفی فرموده اند. مرحله اول:اسلامی کردن ایران.مرحله دوم:اسلامی شدن جهان.ومرحله سوم:جهانی شدن اسلام. درفازاول مبارزه وحرکت نهضت یعنی انقلاب اسلامی ایران جناح جمودوتحجر برجنگ باامام ویاران امام آمد ودرهمکاری وهم یاری با استبدادسیاسی جبهه اسلام حکومتی راتشکیل داد.یک عده مستقیماًبا دربارهماهنگ وتوجیه گرسلطنت شدندوبه شاه جل جلاله گفتندکه امام بارهابه نام آخوند درباری وآخوندساواکی و واعظ السلاطین در رسوایی آنهاکوشیدوعده دیگرهم غیرمستقیم بااندیشه های انحرافی خودمانع حرکت انقلابی الهی امام شدندکه انجمن حجتیه ازمهمترین آنهابود. درفازدوم نهضت که امروز درآن قرار داریم یعنی زمان صدور انقلاب واسلامی کردن جهان اسلام بازاسلام ارتجاع ومرفه نشین به جنگ بااسلام ناب حضرت امام(سلام الله علیها)صف آرایی کرده است.اسلام سعودی وهمدستی مفتیهای درباری باسلاطین کاخ نشین عرب در زندان انگها ومهرهای شرک وضدسنت بودن و…نمونه هایی ازاین جریان است.آنچه درحج سال۶۶گذشت وبه فتوای مفتیهای درباری وعمال قدرت استبدادسیاسی به دستوراربابان غربی اش آنچنان برائت مسلمین ازمشرکین رابه خون کشید،نمونه ای ازسدهای عظیم اسلام حکومتی برسرراه نهضتهای اصیل است. نقش امام(رحمة الله علیه)درتفکیک بین اسلام حکومتی وحکومت اسلامی: امام راحل بابهره گیری از زحمات همه علمای سلف وپرچمداران نهضتهای اصیل شیعی ازسیدالشهدا(علیه السلام)تامرحوم نایینی وشهیدمدرس ودادن بصیرت لازم به مردم درهر دوعرصه انقلاب باتعبیری رساچهره اسلام حکومتی رافاش نمودند. الف)درمرحله اول باتعابیری رساوگویاچهره مزدورآخوندهای درباری واسلام جمودرا روشن کردند. «اگرملت اسلام به مبانی قرآن واقف گرددوبه وظایف سنگین علماوپیشوایان اسلام آگاه گرددروحانی نماهاوآخوندهای درباری درمیان اجتماع ساقط خواهندشدواگرمعممین ساختگی و روحانی نماهای بی حیثیت درجامعه ساقط شوندونتوانندمردم رابفریبند دستگاه جبارهیچگاه موفق به اجرای نقشه های شوم استعمارگران نخواهندشد.» امام خطراین طیف وقدمت این خطر رابرای ملت گوشزدمی فرمایدکه: «فقیهی که وارد دستگاه ظلمه می گردد وازحاشیه نشینان دربارمی شود وازاوامرش اطاعت می کندامین نیست ونمی تواندامانتدارالهی باشد.خدامی داندکه ازصدراسلام تاکنون ازاین علمای سوءچه مصیبتهایی براسلام واردشده است.» امام ازموانع وسنگ اندازی های جناح موجودوتحجرهم بسیارسخن گفتند که منشورحوزویان پر ازاین شکوه هاست. «خطرتحجرگرایان ومقدس نمایان احمق درحوزه های علمیه کم نیست.طلاب عزیزلحظه ای ازتفکراین مارهای خوش خط وخال کوتاهی نکنند اینهامروج اسلام آمریکایی اند ودشمن رسول الله.» ودرجای دیگرتصریح میفرمایندکه: «استکباروقتی که ازنابودی مطلق روحانیت وحوزه هامأیوس شد دوراه برای ضربه زدن انتخاب نمود:یکی راه ارعاب وزور و دیگر راه خدعه ونفوذ.درقرن معاصروقتی حربه ارعاب وتحدیدچندان کارگرنشد راههای نفوذ تقویت گردید.اولین ومهمترین حرکت القای شعارجدایی دین ازسیاست است که متأسفانه این حربه درحوزه و روحانیت تااندازه ای کارگرشده است.» امام جناح مقابل رابه دوقسم آگاه وناآگاه تقسیم می کندکه هردوکمکاراستبداد واستعمارند: «ضربات روحانیت ناآگاه وآگاه وابسته به مراتب کاریترازاغیاربوده وهست.درشروع مبارزات اسلامی اگرمی خواستی بگویی شاه خائن است بلافاصله جواب می شنیدی که شاه شیعه است.عده ای مقدس نمای واپسگراهمه چیز راحرام می دانستندوهیچ کس قدرت این رانداشت که درمقابل آنهاقدعلم کند.خون دلیکه پدرپیرتان ازاین دسته متحجرخورده است هرگزازفشارها وسختیهای دیگران نخورده است.» «ترویج تفکرشاه سایه خداست ویاباگوشت وپوست نمی توان درمقابل توپ وتانک ایستادواینکه مامکلف به جهادومبارزه نیستیم ویاجواب خون مقتولین راچه کسی می دهدوازهمه شکننده تر شعارگمراه کننده حکومت قبل ازظهورامام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)باطل است وهزاران علت دیگر مشکلات بزرگ وجانفرسایی بودکه نمی شدبانصیحت ومبارزه منفی وتبلیغات جلوی آنهاراگرفت.» اما راست قامتی امام وهم موضع مرجعیت وزمامت امروبزرگی مرتبه اش درنزدمردم وهمگانی شدن نهضت دربین کثیری ازروحانیت اصیل موجب شدکه معظم له ازاین راه پر صعوبت گذرکندوانقلاب اسلامی به پیروزی برسد.اما طبق سنت تاریخی انقلابهادرعرصه پیروزی به زودی خطر روشنفکری رخ نمودوجریان های لیبرال وتجددطلب درجامعه رخ نمودند که بازبافراست امام وبصیرت امت خطربه اندازه زیادی منتفی شد.گرچه دردوران پس از قطعنامه وپایان شور وشوق جنگ وعرصه دفاع مقدس باز جریانات روشنفکری وتجددطلبی با حرفهای ظاهرا منطقی وچهره های ظاهرالصلاح حضور پیدا کردند.انواع مجلات روشنفکری در داخل وخارج وسمینارها وسخنرانی های مختلف خارجی وداخلی در صدد است تا باز آن روح اصوالگرایی را از نهضت حذف واین نهضت را هم بسان سایر نهضتهای الهی منزوی کند که به حق امت اسلامی الان در امتحانی سخت قرار دارد ورهبر معظم انقلاب هم از خطر تهاجم فرهنگی بخصوص درابعاد فکری بازمینه های روشنفکری وهم وجود جریانهای لیبرالی خزنده بارها سخن گفته اند. ب) درفازدوم وباصدور انقلاب اسلامی به سایر ملل مسلمان باز جناح جمود وجهود صف آرایی می کند. گفته شد که حکومت اسلامی با احیا تفکر دینی عجین است.از این رو وقتی امام امت(رحمة الله علیه)مثلا حقیقت مرده شده حج را بیان می کند وپویایی آن را بر مسلمین بیان می دارد از اسلام حکومتی سعودی به کمک مفتی های درباریش به مصاف این تفکر می آید. «بزرگترین درد جامعه اسلامی این است که فلسفه واقعی بسیاری از احکام الهی را درک نکرده اند وحج با آن همه راز وعظمتی که دارد هنوز به صورت یک عبادت خشک ویک حرکت بی حاصل وبی ثمر باقی مانده است» ایشان در وصف جناح مقابل میفرماید: «چه بسا جاهلان متنسک بگویند قداست خانه حق وکعبه معظمه را به شعار وتظاهرات وراهپیمایی واعلان برائت نباید شکست وحج جای عبادت وذکراست نه میدان صف آرایی و رزم.ونیز چه بسا عالمان متهتک القا کنند که مبارزه وبرائت وجنگ وستیزکار دنیا داران ودنیا طلبان بوده است و ورود در مسائل سیاسی آن هم در ایام حج دون شان روحانیون وعلما می باشد که خود این القائات نیز از سیاست مخفی وتحریکات جهان خواران به شمار می رود» همچنین در جای دیگر بیان می دارد: «آری در منطق استکبار جهانی هرکه بخواهد برائت زکفر وشرک را پیاده کند متهم به شرک خواهد شد ومفتی ها ومفتی زادگان این نوادگان«بلعم باعوراها»به قتل وکفر او حکم خواهند داد» سپس اسلام ناب محمدی (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را در مقابل این اسلام حکومتی علم می نماید: «مگر مسلمانان نمی بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانون های فتنه وجاسوسی مبدل شده اند که از یک طرف اسلام اشرافیت،اسلام ابوسفیان،اسلام ملاهای کثیف درباری،اسلام مقدس نماهای بیشعور حوزه های علمی ودانشگاهی ، اسلام ذلت ونکبت ،اسلام پول وزور اسلام فریب وسازش واسارت،اسلام حاکمیت سرمایه وسرمایه دارن برمظلومین وپابرهنه ها ودر یک کلمه اسلام آمریکایی را ترویج می کنند واز طرف دیگر سر برآستان سرور خویش آمریکای جهان خوار می گزارند» تبیین روشن حکومت اسلامی وبرطرف کردن ذهنیات الف: اصوالگرایی واسلام گرایی-امام امت(سلام الله علیها) اولین خصیصه اسلام حکومتی را در رفتار وگفتار زیر پا نهاد.ایشان هرگز حکومت را اصل ندانست وارزشها واصول مسلم اسلامی را اصل وحکومت را مقدمه برگزاری این اصول قرار داد اصولا در اندیشه امام گرچه حاکم اسلامی حاکم بر حکام اولیه شریعت است وبا موقعیت های خاصی می تواند موقتا حکم اولیه ای را تعطیل نماید،ولی هرگز اجازه تعطیلی ارزشها واصول اسلامی ر ندارد.حکومت ابزار اقامه قسط وعدل اجتماعیست،آن مقدمه واین ذی المقدمه است. هرگز جایز نیست برای ماندن حکومت لحظه ای عدل را تعطیل کرد ،چون فلسفه وجودی آن اقامه عدل بوده است. ایشان می فرماید: «عهده دار شدن حکومت فی حد ذاته شان ومقامی نیست بلکه وسیله انجام وظیفه،اجرای احکام وبرقراری نظام عادلانه اسلام است» امام امت(سلام الله علیها) هرگزمصالح سیاسی ودیپلماتیک مرسوم سیاسیون وحکومتداران را درتعارض با اصول اسلامی ترجیح نمیداد.فتوای قتل سلمان رشدی ونامه به گورباچف رهبر شوروی سابق ۲نمونه از این الگوی رفتاریست که کاملا برخلاف مصالح سیاسی مرسوم است،ولی امام چون از اصول اسلامی لحظه ای عدول نکرده است نمیخواهد در اینجاهم عدول نماید. ب:حکومت اسلامی حکومت مشروطه است نه مطلقه. امام راحل(سلام الله علیها) در این باره می فرماید: (حکومت اسلامی نه استبدادیست ونه مطلقه،بلکه مشروطه است البته مشروطه به معنای تعارف فعلی آنکه تصویب قوانین آرای اشخاص واکثریت باشد مشروطه از این جهت که حکومت کنندگان در اجرا واداره مقید به یک مجموعه شرط هستند که در قرآن کریم وسنت رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) معین گشته است.مجموعه شروط همان احکام وقوانین اسلام است که باید اجرا ورعایت شوداز این جهت حکومت اسلامی حکومت قانون الهی بر مردم است) ج:حکومت اسلامی حکومت قانون است «حکومت اسلامی حکومت قانون است در این طرز حکومت حاکمیت منحصر به خداست قانون اسلام با فرمان خدا برهمه افراد وبر دولت اسلامی حکومت تام دارد.همه افراد از رسول الله گرفته تا خلفا که آن حضرت وسایر افراد تا ابد تابع قانون هستند.» برخلاف حکومتهای استبدادی که اراده یک فرد حاکم است وحرف او قانون است وقانون برای همه جز خود او لازم التباع هست. از اینروست که برخی متفکران اسلامی حکومت اسلامی را «ولایت فقه» معرفی می کنند یعنی فقه وقانون اسلام است که حکومت می کند نه شخص فقیه ورهبر. در واقع صدور یک حکم وفتوا اولین فرد که باید اطاعت کند خود والی و فقیه است بعد سایر مردم. امام برای برطرف سازی ذهنیت آلوده به اسلام حکومتی می فرماید:«شما از ولایت فقیه نترسید. فقیه نمی خواهد به مردم زور گویی کند اگر یک فقیهی بخواهد زور گویی کند این فقیه دیگر ولایت ندارد.اسلام است،در اسلام قانون حکومت می کند. پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تابع قانون بود» و: احیا اصل النصیحت الائمه المسلمین وامربه معروف ونهی از منکر در اسلام حکومتی مردم هیچ گونه حق تعارض با حاکمان را ندارند.انواع واقسام ابزار توجیه وفلسفه با فقیه ها مثل قضا وقدر وجبر واختیار وغیره در کار بوده است تا اینکه هرگونه روحیه تعارض ونصیحت را ، حتی از ذهن مردم ببرند وشاه را سایه خدا وپایدار ومعصوم جلوه دهند وحتی اگر غیر معصوم باشد قضا وقدر الهی بر این بوده است که تحت سلطنت او باشیم و… حکومت اسلامی به اقتضای ذاتیش احیا کننده تفکر دینیست . امر به معروف ونهی از منکر منزوی شده درسالها سلطنت شاهان دوباره احیا می شود وحرف از نصیحت ائمه مسلمین به عنوان یک حق والی بر مردم به میان می آید.سایه خدا بودن کجا وفرمایش امام کجا که فرمود: ( خدا می داند که شخصا برای خود ذره ای مصونیت وحق وامتیاز قائل نیستم واگر تخلفی از من سر زند مهیای مواخذه ام.) مردم در حکومت اسلامی هم نقش نظارت عمومی پیدا می کنند وهم نقش نظارت خصوصی.اولی به وسیله ابزار عمومی زبان وقلم وهمه افراد،ودومی با انتخاب نماینده درخبرگان ومجلس شورای اسلامی برای نظارت برکارحاکمان حکومت اسلامی،از ولی فقیه تا دولت وسایر اعضای حکومت.قانون نمایندگان را چنین حقی می دهد که در تمام مسائل داخلی وخارجی کشور اظهار نظر کنند. ه)دادن حق رای به مردم باز از خصیصه های حکومت دیکتاتوری واسلام حکومتی گرفتن هرگونه حق رای وتعیین سرنوشت از مردم است،درصورتیکه در حکومت اسلامی درعین اینکه در مشروعیت نظام ازخداوند است نه رای مردم،اما نقشهای بسیاری به مردم واگذار شده است،مثل تعیین رهبریت با بیعت خود،انتخاب شکل حکومت،انتخاب رئیس جمهوری،ونمایندگان مجلس و … امام در این باره می فرماید: «حکومت جمهوری اسلامی مورد نظر ،از رویه پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وامام علی(علیه السلام) الهام خواهد گرفت ومتکی به آراء عمومی ملت می باشد ونیز شکل حکومت با مراجعه به آراء ملت تعیین خواهد گردید.» «ماهیت حکومت جمهوری اسلامی این است که با شرایطی که اسلام برای حکومت قرار داده است با اتکا به آراء عمومی ملت حکومت تشکیل شده ومجری حکام اسلام باشد.» برحذر داشتن روحانیون از انحصار طلبی فکری وسیاسی. امام امت(سلام الله علیها) در عین نظر به خطر التقاط زدگی وانحراف فکری جوانان توسط روشنفکران وتحصیل کردگان غرب وتوصیه های مکرر به جوانان مبنی بر همراهی با روحانیت اصیل ودوری از اسلام منهای روحانیت به روحانیت تذکر می دهد که فکرها ونظرهای مخالف خود را با سعه صدر تحمل کنند وپاسخ بگویند واز انحصار طلبی وانگ زدن بپرهیزند.ایشان می فرماید: «ازباب تذکر وتاکید عرض می کنم ،امروز که بسیاری از جوانان واندیشمندان در فضای آزاد کشور اسلامیمان احساس می کنند که می توانند اندیشه های خودرا درموضوعات ومسائل مختلف اسلامی بیان دارند باروی گشاده وآغوش باز حرفهای آنها را بشنوید واگر بیراهه میروندبا بیانی آکنده از محبت ودوستی راه راست اسلامی را نشان آنها دهید.وباید به این نکته توجه کنید که نمی شود عواطف واحساسات معنوی وعرفانی آنان را نادیده گرفت وفورا انگ التقاط وانحراف برنوشته هاشان زد وهمه را یکباره به وادی تردید وشک انداخت.» پس در حکومت اسلامی برخلاف اسلام حکومتی آزادی تفکر بیان در آن چارچوبه ای که شریعت اسلامی بیان کرده مجازاست وهیچکس حق جلوگیری از آن را ندارد. قانون اساسی جمهوری اسلامی در این باره نکات بسیار ارزنده ای دارد.مثلا: در اصل۲۴آمده است نشریات ومطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد تعطیل آنرا قانون معین می کند. یا در اصل۲۶ آمده است:«احذاب وجمعیتها،انجمنهای سیاسی وصنفی وانجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده آزادند مشروط به اینکه اصول استقلال ، آزادی ووحدت ملی وموازین اسلامی واساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند.هیچ کس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.» امام امت(سلام الله علیها)همچنین با رهنمودهای حکیمانه خود ضمن تایید روحانیون درصحنه وتایید هردوجناح سیاسی آن روز کشور بارها آنها را از انحصار طلبی وانگ زدن به یکدیگر کارهای حذفی برحذر می داشتند از باب نمونه فرمودند:«امروز هیچ دلیل شرعی وعقلی وجود ندارد که خلاف سلیقه ها وبرداشتها حتی ضعف مدیریتها دلیل بهم خوردن الفت ووحدت طلاب وعلمای متعدد گردد»ماحصل افکار وآرمانها وزحمتهای آن پیر بزرگ امروز حکومت جمهوری اسلامی است بامردمی آزاده وبا بصیرت وپشت سر رهبری خردمند وفرزانه وتکیه بر قانون اساسی محکم واستوار که ان شا الله نمونه خوب وارزشمندی برای همه جهان و اسلام خواهد بود. نویسنده:حجت الاسلام محسن قنبریان
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
| پیام در این موضوع |
|
اسلام حکومتی وحکومت اسلامی - hed_gol - ۸/تیر/۹۱ ۱۶:۲۴
RE: اسلام حکومتی وحکومت اسلامی - hed_gol - ۹/تیر/۹۱, ۲۳:۴۶
RE: اسلام حکومتی وحکومت اسلامی - REZA1364 - ۴/اسفند/۹۱, ۱۱:۲۵
RE: اسلام حکومتی وحکومت اسلامی - REZA1364 - ۷/مرداد/۹۱, ۸:۲۹
|







