| نظرسنجی: شما با شروع و ادامه اين بحث موافقيد؟ این نظرسنجی بسته شده است. |
|||
| بله | ![]() ![]() |
28 | 90.32% |
| خير | ![]() ![]() |
3 | 9.68% |
| تمام | 31 رأی | 100% | |
|
هَل مِن نـاصــر یَنصُـــرنی(ویـــژه نامـه مـحـــرم 1433)
|
|
۲۳:۴۲, ۱۵/تیر/۹۱
شماره ارسال: #269
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام قحط آب است و صدف از رنگ گوهر شد خجل هم ز مادر، طفل و هم از طفل، مادر شد خجل کافرى از بس که زان مسلم نمایان دید، دین سر به پیش افکند و در پیش پیمبر شد خجل هاجرى زمزم پدید آورد و طفلش تشنه بود سعى بى حاصل شد و زمزم ز هاجر شد خجل با عمو مى گفت طفل تشنه کام خود ولیک سر فرازم کن رباب از روى اصغر شد خجل مشک خالى و دلى پر از امید آورده بود و ز رخ بى آب و رنگش آب آور شد خجل سخت، سقا بهر آب و آبرو کوشید لیک عاقبت کوشش ، ز سعى آن فلک فر، شد خجل مایه آن پایه همت ، گشت نومیدى ز آب و ز لب خشکیده او، دیده تر، شد خجل کام پور ساقی کوثر نشد تر از فرات وز رخ ساقی کوثر، حوض کوثر شد خجل زان طرف ، عباس از طفلان خجل ، زین سو، حسین آمد و دید آن فتوت ، از برادر شد خجل خواست ، برخیزد به پا بهر ادب ، دستى نبود و آن قیامت قامت ، از خاتون محشر شد خجل ریزش اشکت کند ((انسانیا)) این سان سخن بى سخن زین درفشانى در و گوهر شد خجل ***استاد حاج علی انسانی*** صلواتیا الله |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








