|
شیطان از فرشتگان یا منافقان؟؟
|
|
۲۳:۰۵, ۳/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
سلام
نقل قول:اگر از قبل کفر نمیداشت نمیشد « کان » و باید از لفط دیگری استفاده میشد. البتهه من عربیم زیاد خوب نیست ولی خوب این اتفاق در گذشته اتفاق افتاده یعنی اون زمانی که آیه نازل شده بود این سرپیچی شیطان خیلی........وقت پیش اتفاق افتاده بود و شاید کان که فعل ماضیه به زمانش اشاره داره نه اینکه از قبل کافر بوده كلمه شيطان از ماده (شطن) گرفته و (شياطين) به معناي خبيث و پست آمده است و شيطان به موجودي سركش و متمرد اطلاق ميشود، اعم از انسان و يا جن و يا جنبدگان ديگر، بايد توجه داشت كه شيطان اسم عام است يعني اسم براي جنس موجودات شرير است، اما ابليس اسم خاص است كه اسم براي يك موجودي خاص است كه آدم (ابوالبشر) را فريب داد و هم اكنون با لشكر خود در كمين فرزندان آدم است و همواره تلاش ميكند تا آنها همانند پدرشان آدم فريب دهد.[1] ثانياً: دربارة شيطان (ابليس) بحثهاي متعدد و مختلفي در ميان صاحب نظران مطرح است اما در اين جا به طور خلاصه اشاره ميشود كه برخي بر آناند كه خداوند شيطان را شيطان نيافريد، به اين دليل كه سالها همنشين فرشتگان و بر فطرت پاك بود، ولي بعد از آزادي خود سوء استفاده كرد و بناي طغيان و سركشي گذارد، پس او در آغاز پاك آفريده شد و انحرافش بر اثر خواست خودش بوده است.[2] و بنابر اين ديدگاه گفته شده است كه هرگز خداوند از همان اول موجودي به عنوان شيطان با داشتن ماهيت پليد شيطاني نيافريده است بلكه خداوند موجودي قابل تكامل آفريده و آن را در گذرگاه هستي هدايت كرده است اين خود موجود است كه راه خود را منحرف ساخته و خويشتن را ساقط كرده است، همچنان كه خداوند، فرعون را با صفت فرعوني، نرون را با صفت نروني، ابن ملجم را به صفت خود او خلق نكرده است بلكه خداوند انسان آفريده است كه شايستگي رشد و اعتلاي انساني را دارا بودهاند اما آنها خودشان با ميل و اختيار خويش، راه انحرافي را برگزيده و عنوان فرعوني، نروني، ابن ملجمي پيدا نمودهاند و اين مسئله اشكالي را بر نظام آفرينش پديد نميآورد مثلاً فرض كنيد پنبه بودن يك ماده براي ما مطلوب است، اگر اين پنبه آتش بگيرد و بسوزد سوختة اين پنبه را ميتوانيم در جلوگيري از جريان خون يك جراحت به كار ببريم، آفرينش موجودات شيطاني نيز چنين است كه نسبت به كل نظام آفرينش خيراند اما نسبت به برخي ديگر شر هستند شيطان (ابليس) نيز ازاين قاعده بيرون نيست، زيرا بر اساس احاديث معتبر و مضمون بعضي از آيات قرآني، ابليس قرنهاي متمادي پس از خلقتش مشغول تسبيح و تقديس خداوندي بوده است، اگر ماهيت او پليد بوده است، اشتغال به تسبيح و تقديس پيدا نميكرد و اگر ذات او فضيلت و كمال بوده است، انحراف و پليدي بعداً براي او پديد آمده است.[3] برابر اين نظريه معلوم ميشود كه شيطان همانند موجودات ديگر با فطرت توحيدي آفريده شده و پليد و ناپاك و صفت شيطاني نداشته است اما بر اثر تكبرش در برابر خداوند و سجده نكردن به فرمان الهي بر انسان كامل، گرفتار عجب، تكبر و خودبزرگبيني گرديد و پليد و منحرف شد. نكتة اخلاقي اين جريان آن است كه شيطان با يك نافرماني و تكبر در برابر دستور خداوند براي ابد شقي شد و از درگاه خداوند رانده شد و رحمت الهي شامل او نميشود، پس بايد انسان مواظب باشد كه به طور عمد و آگاهانه از دستور خداوند سرپيچي نكند و در برابر احكام الهي نافرماني ننمايد وگرنه همانند شيطان از رحمت خداوند رانده خواهد شد. ********************************************************** [1] . مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، نشر دارالكتب الاسلاميه، 1379 ش، ج 1، ص 92. [2] . همان، 194. [3] . جعفري، محمد تقي، شرح نقد و تحليل مثنوي، تهران، نشر حيدري، ج 1، ص 206. نقل قول:اتفاقا در مورد اینکه خودش رو مخفی کرده هم حدیثی هست که بیان میشه در اون : ملایک احساس میکردن اون هم هم سنخ با اونها ست و در زمانی که دستور به سجده داده شد ماهیتش معلوم شد. لطف کنید حدیثشو بگید من پیداش نکردم؟ [url=http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=4924&urlId=474#_ftnref4][/url] |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |







