|
شیطان از فرشتگان یا منافقان؟؟
|
|
۲۰:۳۳, ۹/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۱ ۲۱:۱۰ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
من هم قصدم این نیست که اثبات کنم جن بود یا خیر. چون احادیثی و داریم که بیان داشت ولی مراد من این بود که چطور این ها رو با هم در کنار هم و قران قرار بدیم. در باره نتیجه ای که شما گرفید هم ممنون.
[b] [/b] (۹/شهریور/۹۱ ۱۹:۴۲)علی 110 نوشته است: [b] «کان من الجن » که تکلیف رو روشن میکنه.اما اینکه چرا در بین فرشتگان قرار میگیره سوال ایجاد میکنه .چون اگه جن رو به همون معنایی جن بودن در نظر بگیریم میشه داتش اما ایا معنای خود جن رو نمیتونیم در نظر بگیریم با توجه به اینکه معنای مخفی بگیریم ( خودش رو در میان اونها مخفی میکرد.) متاسفانه بعضی از متنهایی که قرار میگیرن تا حدی از سیر اصلی خارج شده و باید روش کار کرد و نمیشه سطحی جواب داد. امید وارم همراه گرامی علی 110 هم با ملایمت همراه ما و کمک حال باشند. یک نکته در باره از کافران بود: اگه کفرش از قبل بود میشه « کان من الکافرین » و کان به معنای ثبوت میشه . اگه تازه کفافر شد باید میفرمود « یکونُ من الکافرین » و اینجا دیگه کان معنا پیدا نمیکنه. تازه اگه بگیم تازه از زمان سجده و اعتراض اون به خدا کفرش روع شده با « کان » نمیخونه. [b] در باره نفاق هم : [/b] [b] تبطن الكفر وأظهرت الإسلام [/b] [b]عزیزان استنباطی که میکنم دلیل بر مطلق بودن کلام من نیست. میگم میشه از این آیه « و اذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس کان من الکافرين »بقرة / 34 استفاده کرد برای نفاق شیطان. [/b] [b]معنى لغوى كفر = راغب در مفردات مى گويد: كفر در لغت پوشيدن چيزى است . شب را كافر گويند كه اعيان اشخاص را مى پوشد و زارع را كافر خوانند كه دانه را در خاك نهان سازد. كفر و كفران نعمت ، نهان كردن آنست در برابر شكر كه اظهار آنست - تا آنكه گويد: كافر يعنى ساتر و نهان كننده حق و از اين رو كافر فاسق باشد و كفر مطلق بزرگترين فسق است و مقصود از آن كسى است كه انكار حق خدا كرده و از فرمان او رو برتافته باشد. و هر كار خوبى از ايمان و هر كار بدى از كفر باشد.... . كفر از شرك پيشتر و پليدتر و بزرگتر است [/b] زراره از امام باقر (عليه السلام) روايت كرده كه آن حضرت فرمود: [b] بخدا سوگند كه كفر از شكر پيشتر و پليدتر و بزرگتر است . [/b] [b] سپس كفر ابليس را كه خداوند امر كرد بر آدم سجده كند و او ابا كرد بيان نمود و فرمود: پس كفر اعظم از شرك است ، و هر كه ديگرى را بر خدا گزيند و از اطاعت او سر باز زند و مرتكب گناهان كبيره شود او كافر است و كسى كه دينى بجز دين مؤمنان علم كند پس او مشرك است مجلسى (ره ) در شرح اين حديث گفته است آنچه از اخبار بدست مى آيد غرض بيان كفر كسى است كه امامت اميرالمؤمنين على (عليه السلام) را انكار نموده و بر او پيشى گرفته و با او جنگيده و چنين كسى از مشرك پليدتر است و شرك آنست كه براى خدا از خلق او شريكى بتراشد در عبادت يا طاعت اعم از اينكه از راه عناد باشد يا از نادانى و گمراهى ، و فرموده ترك طاعت خدا دانسته و فهميده از روى عناد و تكبر از شرك پليدتر است زيرا همان گناه ابليس است كه نخستين گناه و خلاف است كه ظاهر شد. [/b] [b] مفهوم نفاق [/b] راغب اصفهاني در مفردات صفحه 811 در تعريف لغوي نفاق مي نويسد: [b]«نفاق عبارت است از داخل شدن در دين از يك در و خارج شدن از در ديگر و برهمين معنا قرآن اشاره داردكه فرمود: «ان المنافقين هم الفاسقون» اي الخارجون من الشرع (خارج شوندگان از دين)». [/b] [b]بنابراين به كسي كه وارد دين اسلام نشده «منافق» اطلاع نمي شود. منافق شخصي است كه برحسب ظاهر، دين را پذيرفته و با پوشش دين مي خواهد به آن ضربه بزند. [/b] [b]از اين رو منافق هم از يك جهت دين را پذيرفته و از جهتي ديگر از دين خارج شده است. (آسيب رساندن او به دين در واقع خروج اوست). [/b] [b]درباره معناي اصطلاحي نفاق نيز آمده است: «النفاق اظهار الايمان با للسان و كتمان اللكفر بالقلب، اظهار ايمان با زبان و مخفي كردن كفر با قلب را نفاق مي گويند. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |






