|
گفتگوی منتظران
|
|
۰:۲۲, ۱۴/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
بارها گفتهام و بار دگر میگویم
که من دلشده این ره نه به خود میپویم در پس آینه طوطی صفتم داشتهاند آن چه استاد ازل گفت بگو میگویم من اگر خارم و گر گل چمن آرایی هست که از آن دست که او میکشدم میرویم دوستان عیب من بیدل حیران مکنید گوهری دارم و صاحب نظری میجویم گر چه با دلق ملمع می گلگون عیب است مکنم عیب کز او رنگ ریا میشویم خنده و گریه عشاق ز جایی دگر است میسرایم به شب و وقت سحر میمویم حافظم گفت که خاک در میخانه مبوی گو مکن عیب که من مشک ختن میبویم |
|||
|
|
|
|
|








