|
هفت اعتراضی که شیطان به خداوند کرد
|
|
۱۵:۳۱, ۱۸/فروردین/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/فروردین/۹۰ ۱۵:۳۴ توسط rastin.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
جواب اعتراضات شیطان
باعرض پوزش ازطولانی شدن مبحث و ازصبروحوصله ای که بخرج دادید تشکرمیکنم وامیدوارم این موضوع برای همه مفید بوده باشد... واماجوابهایی که بعضی ازبزرگان به اعتراضات بی پایه واساس شیطان داده اند: جواب به اعتراض اول راجع به ایراداول که گفت چراخداوندمراخلق کرد؟ حکمت خداوندمتعال اقتضامی کندهرچیزی که امکان وجودداشته باشدآن رابه وجودآوردتاازذات بی نیازباریتعالی کسب فیض کند اعم ازاینکه آن موجودذاتاپاک سرشت باشدیاپلیدوآن ناپاکی طینت هم مربوط به خلقت خدانیست بلکه ازذات وهویت آن پدیده ای سرچشمه می گیردکه خداوندآن راآفریده است لذاشیطان هم یکی از موجودات ومخلوقات خداونداست وبه علت ذات پلیدش خودبینی وکفربر اوغالب شدواورا از سجده وخودشکنی دربرابرآدم بازداشت وهمین باعث شد که از دستورات خدای خودسرپیچی کند جواب به اعتراض دوم در اعتراض دوم که گفت چراخداوندمرابه شناخت واطاعت از خودتکلیف کردجواب به اینکه غرض از خلقت این است که هرکس به واسطه اطاعت وبندگی وشناخت خدانفس خودرااز شهوات وآلودگی هاپاک وخالص گرداند تکلیف به بندگی کردن وانجام گناه منافات نداردهمانطورکه فروفرستادن باران برای رویش گیاهان در زمین مرغوب واثرنکردن آن در زمین شوره زارمنافات ندارد به قول شاعر باران که در لطافت طبعش خلاف نیست
امااین گفته اوکه اطاعت وبندگی من نفعی به حال تونداردومعصیت من ضرری به اونمی رساندحرفی درست ومنطقی است در باغ لاله روید ودرشوره زارخس جواب به اعتراض سوم که گفت:حکمت سجده من درمقابل آدم چه بود؟ اولا:خوب بود می فهمید که خدای عزوجل کارعبث وبیهوده انجام نمیدهد. ثانیا:خداوند،همه اهالی آسمان رابه سجده تکلیف کرد،شیطان هم معتقدبودکه جزو آنهاست،پس وقتی ازدستورخداسرپیچی نمودخداهم اورالعنت کرد. ثالثا:دستورات شرعی برای آزمایش بندگان است ونیزاتمام حجت ؛چنانچه قرآن میفرماید: لیهلک من هلک عن بینه ویحیی من حی عن بینه "تا آنهاکه هلاک وگمراه میشوندازروی اتمام حجت باشدوآنهاکه زنده میشوندوهدایت میابندازروی دلیل روشن باشد." شیطان هم به همین منظورمامور به تکلیف شد. جواب به اعتراض چهارم که گفت:چراخداوندمن،کفار،مشرکان ومنافقان راعذاب میکندوازداررحمت وکرامت خوددورمیدارد.؟این است که عذاب درروزقیامت ازغضب وانتقام گرفتن خداوندنیست؛زیراازشان خداوندبدوراست که بربنده ضعیف خودغضب کند و بخواهدازاوانتقام بگیرد. بلکه عذاب هاازآثاروتبعات گناه ومعصیت وپیروی کردن ازهوای نفس است. جواب به اعتراض پنجم که گفت:چرادوباره وسیله رفتن به بهشت بمنظور وسوسه آدم برای من فراهم شد؟این است که،مهمترین حکمت ومنفعت دربیرون کردن آدم ازبهشت این بودکه اگراوبیرون نمی آمدهمواره دربهشت میماندوفقط ازنعمت های الهی بهره مند می شد.وچه حکمت وفایده ای ازین بالاترکه ازپشت اوپیامبران که یکی ازآنان حضرت خاتم الانبیا صلی الله علیه وآل وسلم وفرزندان معصوم آن حضرت علیه السلام بوجودآیندوبه درجات رفیع بهشت دست یابند. جواب به اعتراض ششم که گفت:چراخداوندمرابه اولادآدم مسلط کردو...؟این است که:بشردرآغاز ناقص است.بعضی ازآنان ذات وسیرتشان پاک ونفسشان نورانی است،قابل تزکیه و ترقی،وراغب آخرت اند.بعضی ازآنان بدذات،نفسشان ظلمانی ،شریر وپیرو شهواتند.که اگراغوای شیطان واطاعت اونبودهمه آنان درظاهر مثل هم بودند.خوبان وپاکان ازهم تمییز داده نمیشدند.دیگراینکه بوسیله وسوسه شیطان خوبان دراثر مخالفت بااوبه کمال وسعادت میرسندوبدان دراثر اغوای اوآخرت رافراموش میکنند. جواب به اعتراض هفتم واما ایراد هفتم او:چراخداوندتازمان زیادی به من مهلت دادوفایده آن چه بود؟باید گفت:بودن شیطان بستگی به حیات بشرداردوتازمانی که اولادآدم درروی کره خاکی باشند،شیطان هم بایدباشد؛زیراهمانطورکه گفتیم بقای شیطان برای تمییز دادن خوبان ازبدان وبرای آبادشدن جهان است.(شرح نهج البلاغه،خویی،ج2ص79-83).(شیطان درکمینگاه ،صالحی حاجی آبادی) |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








