کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
طاهره قره العین و افسانه باغ اپیکور
۰:۰۰, ۱۴/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
طاهره قره العین و افسانه باغ اپیکور - 1

[تصویر: %D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8...%D9%86.jpg]
برخی نام او را "[b]زرین تاج" آورده اند (کتاب نیکلا و مفتاح باب الابواب) ولی چنین به نظر می آید نامش فاطمه و کنیه اش ام سلمه و لقبش زکیه بوده است (کتاب ظهور الحق) قره العین در خانواده ای روحانی (پدر :ملا صالح برغانی)در سال ۱۲۳۳ متولد شد .
بعدها فاطمه (قره العین) سخت به اصول و عقاید شیخیه علاقمند شد و به زودی با سید کاظم رشتی که پیشوای شیخیه بود مکاتبه پیدا کرد و بعدها لقب قره العین را همین سید کاظم رشتی بر او نهاد .
بعدها قره العین به کربلا رفته و پس از مرگ سید کاظم رشتی راهش را ادامه می دهد. اما زمانی که یاران قره العین در پی یافتن شخص مقصود یا به اصطلاح خودشان "شمس حقیقت" بودند ٬ در دام باب افتادند و به او گرویدند و باب قره العین را در عداد حروف یعنی ۱۸ نفر اولیه قرار داد و قره العین هم که ماده اش برای شور و شر مستعد بود دگرگون گشت .
در ادامه در کتاب فتنه ی باب نوشته ی اعتضاد السلطنه صفحه ی ۱۷۱ می خوانیم :
  • قره العین بر خلاف نص صریح قرآن کریم به حجاب هم عقیده نداشت .
    در ایام اقامت بغداد ٬ هرچند در برابر مردم از پس پرده گفتگو می کرد٬ ولی در میان مریدان خاص خود مقید به حجاب نبود بلکه بی آنکه روی خود را بپوشاند در برابر آنان ظاهر می شد و به بحث و مشاجره می پرداخت
بعدها اطرافیانش به همین جهت نامه ای به باب نوشتند و باب هم در پاسخ مخالفین قره العین را متزلزل خواند و گفت :
  • "... و اعلم انها امراه صدیقه عالمه عامله طاهره
    " از آن لحظه کلمه طاهره لقب وی قرار گرفت(کواکب و ظهور الحق)
قره العین بعدها به ایران آمد و در هر شهری که میرفت مراجع و علمای شیعه و اهل سنت را به مباهله و مجادله فرامیخواند و چنان جنجالی به پا می کرد که ناگزیر به خارج کردنش از شهرها بودند.
کشته شدن عموی قره العین ٬ شهید ثالث
ملا محمد تقی ٬ عمو و پدر شوهر قره العین ٬ هر چه کرد نتوانست جلوی اهانت های او نسبت به اسلام را بگیرد و حتی قره العین حاضر نشد دوباره با شوی خویش زندگی کند در همین کتاب صفحه ۱۷۴می خوانیم :
  • ...(قره العین می گفت): وی (شوهرش) شیعیان کامل (باب و شیخ احمد) را لعن می کند پس کافر است و من طاهره ام و میان ما صلح و آشتی امکان پذیر نیست.
در باره ی قتل شهید ثالث
در همین کتاب می خوانیم :
با این که بابیه سعی دارند که قره العین را از تهمت قتل ملا محمد تقی مبری بدانند و در این باره توجیهاتی می کنند ٬ ولی مدارک متقن تاریخی اثبات می کند که قتل آن مرد روحانی به امر و اطلاع وی بوده است .
سپس دلایل آنرا می آورد که به جهت اختصار از آوردن آن خودداری می کنم . چگونگی کشتن ملا محمد تقی نیز چنین آورده شده :
  • هنگام سحر وقتی که مجتهد بر سر سجاده نشسته بود ٬ شیخ صالح نام شیراز از متعصبین مذهب شیخیه و از معتقدین پاربرجای باب وی را با سرنیزه مجروح کرد و زخمی منکر بر دهان او زد به طوری که زبان وی شکافت . تا دو روز روحانی پیرمرد بیچاره که شهید راه حقیقت جوئی خود و تعصب جمعی بی دین گمراه من جمله برادر زاده و عروس خود شده بود زنده بود و با وجود آنکه سخت تشنه می شد نمی توانست به علت زخم زبان و دهان آب بنوشدو بالاخره با وضع فجیعی بدرود حیات گفت.به این عمل قره العین عنوان و اسمی جز قساوت وحشیانه و تعصب شدید نمی توان نهاد.
بعدها که مردم قزوین بواسطه ارادت بی حدی که به شهید ثالث
داشتند خواستار تادیب و قصاص شدند ٬ یکی از بابیه به نام سید صالح شیرازی صریحا اقرار به قتل کرد تا دیگر هم کیشانش را از قصاص برهاند.
بدعت های قره العین :
در همین کتاب و صحفه ۱۸۰می خوانیم :
  • وی (قره العین) اصرار داشت که آنچه اسلام آورده است در هنگام ظهور باب ملغی و منسوخ است و چون باب قائم است و قائم حق دارد در مذهب تصرف نماید ٬ پس شریعت اسلام از ظهور قائم دیگر منسوخ است و چون قائم هنوز احکام و تکالیف جدید را مدون و تکمیل نکرده است زمان ٬ زمان فترت است و کلیه تکالیف از گردن مردمان ساقط است.
ان شاء الله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، saloomeh ، سید ابراهیم ، bagheri4 ، عبدالرحمن
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پیام در این موضوع
طاهره قره العین و افسانه باغ اپیکور - شهـاب - ۱۴/بهمن/۹۱ ۰:۰۰

پرش در بین بخشها:


بالا