کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ایجاد مغالطات در زمینه ولایت فقیه توسط علی یعقوبی+جواب
۱۹:۰۶, ۲۹/اردیبهشت/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/اردیبهشت/۹۲ ۲۱:۵۴ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #6
آواتار

اولاً : از اين سخنان به خوبي معلوم مي‌شود كه آقاي يعقوبي هنوز فرق ولايت تكويني و تشريعي را نمي‌داند زيرا ولايت تشريعي در برزخ اصلاً معني ندارد خواه ولايت دنيايي ولي را امام زمان عطاء كرده باشد يا مجلس خبرگان. زيرا شكي نيست كه دايره تشريع و حاكميت در اسلام، دايره دنيا بوده و شامل برزخ نمي‌شود يعني اصلاً در برزخ حاكميت و ولايت و احكام شرع، موضوعيت ندارد تا نيازمند ولي فقيه باشد و ولايت تكويني نيز كه به افراد عطا مي‌شود محدويت نداشته و همه افراد بشر مي‌توانند در عرض همديگر از چنين ولايتي برخوردار باشند.
ثانياً: مقيد كردن ولايت ازنوع دوم كه آقاي يعقوبي مي‌گويد به واژه فقيه كاري بيهوده است زيرا چنانكه خود وي نيز تصريح كرده است اين ولايت به لحاظ صلاحيت ذاتی و صفات تقوايي به فرد داده مي‌شود خواه فقيه باشد يا نه. بنابراين نمي‌شود گفت شما ولايت فقيه را به معناي دوم قبول داشته باشيد چون فقه و فقاهت در اين نوع ولايت، هيچ اثري ندارد. چنانكه قبلاً اشاره شد از این سخنان معلوم مي‌شود که آقاي يعقوبي درك درستي از ولايت و ولايت فقيه نداشته و مفاهيمي را درباره ولايت تكويني مطرح مي‌شود در حوزه مباحث ولايت تشريعي فقيه مطرح مي‌كند. شايد گفتگو شود. منظور وي اين است كه ولي فقيه بايد داراي ولايت تكويني هم باشد تا بتواند مشكلات جامعه را حل كند. ولي به نظر مي‌رسد آقاي يعقوبي بسيار با هوش‌تر از آن است كه اين مسائل را درك ننمايد. بنابراين به نظر مي‌رسد به دنبال هدف ديگري است كه با كنار هم گذاشتن سخنان وي شايد بتوان آن را كشف نمود. وي از يك سو مي‌گويد ولي و سرپرست جامعه بايد داراي ولايت از نوع دوم بوده تا قداست و ارزش داشته باشد . و چنين كسي توانش از توان يك انسان معمولي بالاتر بوده و مي‌توان تصرفاتي بكند و اثراتی نيز بجا بگذارد. و از سوي ديگر، شرط فقاهت را به عنوان پيش نياز ولي شدن منتفي مي‌داند و معتقد است ولايت امام خميني و مقام معظم رهبري به خاطر فقاهتشان نبوده و امام زمان آنها را به خاطر صفاتي كه داشته‌اند به اين مقام منصوب كرده و امام مي‌تواند هر كسي را كه خواست حتي اگر يك چوب خشك يا يك جوان باشد به عنوان ولي جامعه منصوب نمايد و كسي حق اعتراض و دخالت ندارد. در كجا آمده كه حكومت زير مجموعه فقه است. كدام آيه را داريم؟ ! حالا اگر امام (علیه السلام) محبت مي‌كنند و فقيهي را سرپرست جامعه قرار مي‌دهند، همانگونه مي‌تواند يك چوب خشك را هم قرار بدهند، مي‌توانند يك جوان را هم قرار بدهند كما اينكه اسامه 18 ساله را رهبر يك لشكر قرار دادند. حالا هم صلاح دانسته‌اند كه اعلم فقهاي زمانه را رهبر قرار بدهند روي چشممان. نه تنها حسادت نمي‌كنيم بلكه افتخار مي‌كنيم. ولي اين يك روال نيست كه امام حتماً بايد افقه فقهاي زمانه را سرپرست جامعه قرار بدهند. چه بسا يك موقع يك بچه را سرپرست جامعه قرار بدهند. خودشان از جانب خدا اختيار دارند به ديگري چه ربطي دارد شما يك موقع مي‌خواهيد........... وكيل‌تان را يك نوجوان قرار دهيد يك جوان قرار دهيد.......... به كسي چه ربطي دارد آيا شما اختيار نداريد؟! چنانكه مشاهده شد وي تصريح مي‌كند كه رهبر جامعه اسلامي لازم نيست فقيه باشد و يك جوان هم مي‌تواند به اين مقام منصوب شود. تنها شرطي كه براي ولي جامعه اسلامي به نظر آقاي يعقوبي وجود دارد اين است كه با مقوله ولايت به معناي دوم آشنا بوده و به مقام ولايت مطلقه رسيده باشد و بتواند تصرفاتي در عالم انجام دهد. و چنانكه در چند سطر قبل از اين اشاره شد وي مدعي است از چنين ولايتي برخوردار بوده و تا طرف را ببيند مي‌فهمد جنس او عادي است يا اينكه دستي در عالم ولايت دارد.بنظر میرسد این جریان در همین نظرشان که ولی فقیه باید تصرف داشته باشد در آینده بخواهند شخصی را علم کنند که با ریاضیت های باطل توانسته باشد کارهایی را انجام دهد.(فتنه سامری)
ثالثا:وی همچنین بصورت ضمنی به مسئله بابی گری اشاره میکند و میگوید ولی فقیه باب امام زمان است در حالی که این نظر باطل است و این از کلید واژه های اصلی این شخص محسوب میشود.
وي همچنين تصريح مي‌كند كه امام زمان قسم خورده است كه پس از مقام معظم رهبري، هيچ روحانيي را سرپرست جامعه قرار ندهد:« بگذاريد تا عرض كنم: بعد از رهبر معظم انقلاب- اين خبر صحيح و يقيني است- امام عليه السلام قسم خورده‌اند كه ديگر هيچ روحاني را به عنوان سرپرست جامعه قرار نمي‌دهند.»[8] وقتي همه اين سخنان را در كنار هم قرار مي‌دهيم به نتيجه‌ جالبي مي‌رسيم!!!.مخصوصا در این مورد اخیر که این شخص به حضرت صاحب افترا و دروغ علنی می بندد با وجود اینکه حضرت فرموده اند قبل از سفیانی و صیحه هر کسی ادعای مشاهده و ارتباط کرد کذاب مفتر است.
مسئله ديگري كه درباره عقيده آقاي يعقوبي در مسئله ولايت فقيه مطرح مي‌باشد اين است كه وي معتقد است ولايت فقيه نصبي بوده و امام زمان هركس را مستقیما و بلاواسطه انتخاب كند، حق ولايت بر مردم داشته و در غير اين صورت ولايت هيچ كس مشروعيت نخواهد داشت. وي همچنين معتقد است اگر فقاهت ملاك ولايت ولي باشد مدعي ولايت، زياد خواهد شد
:«ولايت فقيهي كه بخواهد بر فقاهت استوار باشد مدعيان زيادي خواهد داشت. ننه قمر هم هوس مي‌كند و مي‌گويد چرا آقا ولي فقيه باشد و من نباشم.»[9]
اگر نظريه وي درباره نصبی بودن ولايت فقيه در عصر غيبت را بپذيريم سئوالي كه مطرح مي‌‌شود اين است كه چه راهي براي تشخيص ولي فقيه منصوب از مدعي دروغين وجود دارد؟ و ما چگونه مي‌توانيم بفهميم كه امام عليه السلام چه كسي را منصوب فرموده است؟ بي ترديد مقام ولايت داشته و مقام شامخي نزد مردم دارد. از اين رو، تعداد كساني كه بر پايه عقيده وي مدعي اين مقام خواهند شد، بسيار بيشتر از تعداد كساني است كه بر پايه نظريه رايج درباره ولايت فقيه، مدعي مي‌شوند زيرا بر طبق نظريه رايج، تنها فقهاء و آن هم در صورتي كه مورد تأييد مجلس خبرگان قرار بگيرند مدعي خواهند شد ولي طبق نظريه وي نه تنها فقها بلكه كودكان و جوانان و حتي چوب‌هاي خشك هم، صلاحيت دارند كه ولي فقيه شوند و به هيچ كس ربطي ندارد كه امام زمان، حق خود را به چه كسي واگذار مي‌كند. از اين رو،تعداد ننه قمرهاي مدعي ولايت و رهبري، بسيار بسيار بيشتر خواهد شد. هر كسي مي‌تواند صبح از خواب برخيزد و ادعا كند امام عليه السلام مقام معظم رهبري را عزل و من را به عنوا ولي فقيه و رهبر جامعه منصوب نموده است(مانند مدعیان دروغین فعلی در عراق و افغانستان). و هيچ كس و يا حداقل همگان دسترسي به امام ندارند. تا از حقيقت ماجرا پرس جو كنند. تنها يك راه براي اثبات درستي يا نادرستي اين ادعا‌ها باقي مي‌ماند و آن هم رجوع به خود آقاي يعقوبي است زيرا وي تصريح مي‌كند كه خداوند او را با اين مقوله آشنا كرده و تا نگاه كند مي‌توان تشخيص دهد كه جنس شخص مدعي، عادي است يا نه، و همچنين، مورد تاييد و راي عالم ارواح مي‌باشد يا نه[10] آيا درست است كه مسئله رهبري جامعه را به نظرات مثل آقاي يعقوبي گره زده و منتظر بمانيم تا جناب ايشان چه خبري ازسوي امام زمان عليه السلام براي ما مي‌آورد؟!!!!
يكي از مسائلی كه آقاي يعقوبي مطرح مي‌كند مسئله رجوع به امام زمان در عصر غيبت براي دريافت دستورات اسلام و احكام شرع است و اين مسئله را بسيار طلب كارانه مطرح نموده و علوم مستحدثه را بايد از خود امام عليه السلام پرسيد ودليل آن را نيز اين مي‌داند كه حيطه اين گونه مسائل حيطه حكومت است و حكومت زير مجموعه فقه نمي‌باشد
:« اي جوان ... تو بايد بداني كه الان امام (علیه السلام) چه مي‌خواهد شيعه تمام مايحتاج را از امام مي‌گيرد... شيعه زندگيش را براساس خواست امام برپا مي‌كند........ خب ايشان الان چه مي‌خواهند؟...... خوب همان احاديث اهل بيت ماضي را مي‌خواهند؟! صبر كن آقا، صبر كن مگر بارها در روايات نخوانده‌اي كه شيعه بايد به دنبال امام حي باشد مثالش را هم سن الان براي شما مي‌زنم فرض كنيد شما در زمان امام رضا هستيد چهار روز پيش امام رضا شهيد شدند ........خب شما چكار مي‌كني؟ طبق احاديث مي‌گويي من بايد دنبال امام حي بگردم......و بگويم آقاجان آمده‌ام..............ببينم شما چه مي‌فرمائيد.......... خب ما در اين زمان چه كار مي‌كنيم؟! چرا آن خطيب به ما مي‌گويد كه ما .......كلي منابع فقهي داريم. ماشاءالله اين همه فقيهه و متخصص داريم بياييم بنشيم احكام و مسائل را از داخل آيات و احاديث به دست بياوريم. مسائل مستحدثه را از داخل آيات و احاديث به دست بياوريم. بنده عرض مي‌كنم كه ؟؟؟؟ داريد اشتباه مي‌كنيد. مسائل مستحدثه را بايد از خود امام بپرسيم شايد بگوئيد كه آقا اين را فقهاء مي‌دانند عرض مي‌كنم كه اين موضوع اصلاً مسئله فقهي نيست كه شما داريد به فقها ارجاع مي‌دهيد و مي‌گوئيد كه فقهاء مي‌دانند. نه آقا اين حرف چيست حيطه اين موضوع. حيطه حكومت زير مجموعه فقه است كدام آيه را داريم حالا اگر امام محبت مي‌كنند و فقيهي را سرپرست جامعه قرار مي‌دهند»[11] مسئله رجوع به امام حي از سوي آقاي يعقوبي دو گونه مطرح مي‌شود گاهي مي‌گويد علماي ما بايد به امام زمان رجوع كنند و حكم آن حضرت را براي ما بازگو كنند نه اينكه به روايا ت مراجعه كرده و از آنها حكم شرعي، استنباط كنند.« اي فقهاي شيعه من زماني شما را به فقاهت قبول مي‌كنم كه حجة المهدي باشيد...... ما نمي‌خواهيم آيت خدا باشي، بيا براي من حجت المهدي باشد گمشده من مهدي است....... نمي‌خواهد حجةالاسلام باشي من نمي‌خواهم آقا. نمي‌خواهم اسلام را ، خودم از داخل كتابها پيدا مي‌كنم من خودم مي‌توانم آن چيز را كه مكتوب است تا حدي پيدا كنم. اگر اشتباه بود خودم در قيامت جوابش را مي‌دهم شما يك بار رساله نوشتي كافي است بس است ديگر. بيا از اين به بعد براي من حجة المهدي باش. بيا دست من را بگير و مرا به سوي مهدي ببر. بيا جامعه را به سوي مهدي دعوت كن. چرا اين كار را نمي‌كنند؟ ...... حرفتان اين است كه اي بابا چه كسي مي‌تواند امام زمان را ببيند، امام زمان غايب است. نه عزيز من، شما خودتان را ضيعف و ذليل مي‌گيريد. شما داريد به خودتان و ما ظلم مي‌كنيد. بزرگترين‌ ظلم را شما داريد به ما مي‌كنيد. امام موقعيت حجت را براي شما قرار داده، شما استفاده نمي‌كنيد. بعد از شما، شيطان برزگترين ظلم را به ما مي‌كند. دست برداريد. بياييد حجة المهدي باشيد»[12] «من و شما بايد به رهبر معظم انقلاب اين طور بگوئيم: آقاجان! جانمان فداي شما، چشممان كف پاي شما، نظر امام (علیه السلام) در مورد اين موضوع چيست؟ من و شما بايد از ايشان حكم امام را طلب كنيم. آقا جان فلان موضوع اجتماعي پيش آمده نظر امام (علیه السلام) چيست؟................رهبر معظم انقلاب را تحريك مي‌كنيم. آقا جان ما از شما نظر امام را مي‌خواهيم نكند نظر علماء را به ما بگوئيد. نكند استنباط خودتان را به ما بگوئيد. البته اگر ناچار شديد باشد باشد ولي ما از شما نظر امام را مي‌خواهيم.»[13] آنچه باعث شده آقاي يعقوبي به اين باور برسد دو امر است نخست روايتي است كه امام زمان در آن علماء را حجت خود بر مردم مي‌دانند اين حديث چنين است:...............اما الموادت الواقعه فارجعوا فيها الي رواة حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجة الله.[14] معناي حديث نيز چنين است: امام حوادثي كه رخ مي‌دهد در آنها به راويان حديث ما رجوع كند پس به درستي آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنها هستم.»

_______________________________________________________________

[8] - چهل شب با كاروان حسيني، ص 148


[9] - چهل شب با كاروان حسيني، ص 148

[10] - آقا ( مقام معظم رهبري) را به خاطر آن جنبه و معناي دوم قبول دارم چون تاييدات را از وراي عالم ارواح در مورد ايشان مي‌بينم. خداوند ما را تا حدي با اين مقوله‌ها و اين جنسيت ها آشنا كرده است تا نگاه مي‌كنيم فوري مشخص مي‌شود كه اين جنس، عادي نيست.

چهل شب با كاروان حسيني، ص 114.

[11] - نظام عالم، جلسه 8، ص 17

[12] - نظام عالم، جلسه 10، ص 13.

[13] - نظام عالم، جلسه7، ص 10.

[14] - طبرسي، الاحتياج، ج2، ص 283، دار النعمان.

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثاق ، پرنیان ، fafa* ، حضرت عشق ، Ali#59 ، MohammadSadra
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پیام در این موضوع
RE: ایجاد مغالطات در زمینه ولایت فقیه توسط علی یعقوبی+جواب - عبدالرحمن - ۲۹/اردیبهشت/۹۲ ۱۹:۰۶

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  ولایت فقیه ؛ شناسنامه تشیع راستین mojtabamax 0 1,101 ۱۳/آبان/۹۲ ۱۶:۰۶
آخرین ارسال: mojtabamax
Star دانلود صوتی جلسات درس ولایت فقیه امام خمینی (رحمة الله علیه) میثاق 1 4,347 ۲۶/مهر/۹۲ ۳:۲۶
آخرین ارسال: عبدالرحمن
  (جواب اضافه شد)جایزه کارت شارژ برای کسی که به این سوال جواب بدهد!!!! ahmad1300 65 23,195 ۲۶/بهمن/۹۱ ۲:۱۹
آخرین ارسال: ahmad1300

پرش در بین بخشها:


بالا