|
بهترین عمل انتظار فرج است یعنی ...!؟
|
|
۲۳:۵۶, ۳/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/تیر/۹۲ ۰:۴۵ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
زندگی امروزمان را در جهت حكومت امام زمان(عجّلاللَّهتعالىفرجه) بسازیم تاریخ بیانات:۱۳۶۸/۱۲/۲۲ [b]بسماللَّه الرّحمن الرّحيم متقابلاً عيد بزرگ و ميلاد تاريخى و فرخندهى حضرت ولىّعصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به شما برادران و خواهران و به همهى ملت بزرگ ايران و مسلمين جهان، بلكه به تمامى مستضعفان سراسر عالم تبريك عرض مىكنم. ارتباط قلبى يكايك مردم مؤمن با مقام ولايت عظمى و ولىّاللَّه اعظم، يكى از بركاتى است كه از مشخص بودن مهدى موعود(عجّلاللَّهتعالىفرجهالشّريف) در عقيدهى مردم ما ناشى مىشود. ما علاوه بر اعتقاد به اصل وجود مهدى و اينكه كسى خواهد آمد و دنيا را از عدل و داد پُر خواهدكرد، شخص مهدى را هم مىشناسيم و نام و كنيه و پدر و مادر و تاريخ ولادت و كيفيات غيبت و اصحاب نزديك و حتّى بعضى از كيفيات هنگام ظهور او را نيز مىدانيم. اگرچه آن شخصيت درخشان و خورشيد تابان را در بيرون و محيط زندگى خود نمىبينيم و او را تطبيق نمىكنيم، اما معرفت به حال او داريم. رابطهى بين شيعيانى كه اين اعتقاد را دارند، با مقام ولايت و مهدى موعود، يك رابطهى دايمى است و چهقدر خوب و بلكه لازم است كه يكايك ما، قلباً هم اين رابطه را با توجه و توسل و حرف زدن با آن حضرت حفظ كنيم. طبق همين زياراتى كه وارد شده و بعضاً مأثور است و به احتمال زياد به خود معصوم(علیه السلام) مستند میباشد، اين رابطهى قلبى و معنوى بين آحاد مردم و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) يك امر مستحسن، بلكه لازم و داراى آثارى است؛ زيرا اميد و انتظار را به طور دايم در دل انسان زنده نگه مىدارد. انتظار، يكى از پُربركتترين حالات انسان است؛ آن هم در انتظار دنيايى روشن از نور عدل و داد. «يملأ اللَّه به الارض قسطا و عدلا».(1) خداى متعال به دست او، سرزمين بشرى و همهى روى زمين را از عدالت و دادگسترى پُرخواهدكرد. انتظار چنين روزى را بايد داشت. نبايد اجازه داد كه تصرف شيطانها و ظلم و عدوان طواغيت عالم، شعلهى اميد را در دل خاموش كند. بايد انتظار كشيد. انتظار، چيز عجيبى است و داراى ابعاد گوناگونى مىباشد. يكى از ابعاد انتظار، اعتماد و اميدوارى به آينده و مأيوس نبودن است. همين روح انتظار است كه به انسان تعليم مىدهد تا در راه خير و صلاح مبارزه كند. اگر انتظار و اميد نباشد، مبارزه معنى ندارد و اگر اطمينان به آينده هم نباشد، انتظار معنى ندارد. انتظار واقعى، با اطمينان و اعتماد ملازم است. كسى كه شما میدانيد خواهد آمد، انتظارش را مىكشيد و انتظار كسى كه به آمدنش اعتماد و اطمينان نداريد، انتظارى حقيقى نيست. اعتماد، لازمهى انتظار است و اين هر دو، ملازم با اميد است و امروز اين اميد، امرى لازم براى همهى ملتها و مردم دنيا میباشد. دنيا در طول تاريخ طولانى بشر، ادوار سياه و تاريكى به خود ديده است؛ اما بدون شك، يكى از تاريكترين ادوار زندگى بشر و تلخترين روزگارهاى عمومى مردم عالم، همين روزگار كنونى است كه در آن هيچ ترديدى نبايد كرد و اين بهخاطر تسلط روزافزون قدرتهاى شيطانى و بزرگ عالم بر زندگى انسانهاست. اگر شما به وضع دنيا نگاه كنيد، قضيه روشن مىشود. در دنيا، قدرتها عالم را بين خودشان تقسيم كرده بودند و روزبهروز تسلط و تصرف قدرتهاى بزرگ نسبت به مناطق گوناگون عالم، سختتر و سنگينتر شده است. مثلاً امروز دخالت قدرت شيطانى و طاغوتى امريكا در زندگى ملتها، از هميشه بيشتر است. در همهى شؤون عمده و اساسىِ ملتها دخالت مىكنند و اين دخالت، منحصر به مسايل اقتصادى ملتها نيست؛ بلكه در فرهنگ و سياست و ادارهى امور و تعيين مديران امور كشورها نيز دخالت مىكنند. اگر كسانى در جوامع گوناگون اوضاع را نفهمند و ندانند، راحت زندگى مىكنند؛ اما صاحبان فكر و افراد هوشمند و روشنفكر و كسانى كه مىفهمند قدرتهاى طاغوتى با زندگى و سرنوشت آنها چه مىكنند، حقيقتاً دنيا براى آنها تيره و تار است و زندانى بيش نيست. «ضاقت عليهمالارض بما رحبت».(2) حقيقتاً انسانهاى هوشمند در بسيارى از مناطق دنيا، اينگونه زندگى مىكنند. اگر در دلها اميد به روزگار روشن باشد، مبارزه ممكن است و اگر اميد بميرد، مبارزه و حركت به سمت صلاح هم خواهد مرد. واقعيت ديگر آن است كه امروز ما در دنيا شاهد بيدارى ملتها هم هستيم. درست است كه با پيشرفت وسايل جديد و تلويزيون و راديو و تبليغات و پول و امكانات صنعتى و غيره، تسلط قدرتهاى استكبارى بر ملتها و بر شؤون آنها روزبهروز بيشتر شده است؛ اما سنت الهى بر اين قرار گرفته كه ملتها هم بيدار بشوند و ما امروز مىبينيم كه ملتها هم روزبهروز بيدار مىشوند و اين به خاطر اميدى است كه آنها به آينده پيدا كردهاند. اميد، در حال بيدار كردن ملتهاست. بدون شك، مهمترين وسيلهى اميد براى ملتها در ده سال اخير، پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، تشكيل حكومت مردم، تأسيس حكومت «نه شرقى و نه غربى» و پيشرفت سياست مقاومت در مقابل قدرتهاى استكبارى بود. اين وقايع، به مردم دنيا - خصوصاً مسلمانان - اميد بخشيد و آنها را بيدار كرد. اين، صنع الهى و قدرت خدا بود. چهقدر تبليغات جهانى اين جملهى امام عزيز و فقيدمان را كوبيدند كه فرموده بودند: «ما انقلابمان را به همهى عالم صادر خواهيم كرد». صدور انقلاب به معناى اين نبود كه ما برمىخيزيم و با قوّت و قدرت به اين طرف و آن طرف مىرويم و جنگ راه مىاندازيم و مردم را به شورش و انقلاب وادار مىكنيم؛ مقصود امام به هيچوجه اين نبود. اين كار جزو سياستها و اصول ما نيست؛ بلكه مردود است. آنها اين جمله را اينگونه معنا كردند و آن را كوبيدند. معناى صدور انقلاب اين است كه ملتهاى دنيا ببينند يك ملت، با قدرت خود و با اتكاء به اراده و عزم خويش و با توكل به خدا مىتواند ايستادگى كند و تسليم نشود. اگر ملتها اين پايدارى را ديدند، باور خواهند كرد و تشويق خواهند شد كه خودشان را از زير بار ظلم نجات بدهند. امروز شما واضحترين حركات مسلمين را در جاهايى مىبينيد كه سالهاى متمادى مسلمانهاى آنجا زير فشار بودند؛ مثل كشمير و ساير كشورهايى كه امروز مسلمانها سر بلندكردهاند. البته، بر اينها فشار خواهند آورد و فشار آوردند و ظلم كردند؛ اما فشار به معناى از بين بردن نتيجهى كار نيست. فشار قادر نيست كه يك حركت مستمر و متوكل بر خدا را متوقف بكند؛ بلكه گاهى فشار، آن حركت را وسيعتر هم خواهد كرد. شما اگر امروز به مردم فلسطين در داخل سرزمينهاى اشغالى نگاه كنيد، مىبينيد كه حقيقتاً مردم با فشار مبارزه كردند. اين مبارزه در شرايط سختى در فلسطين انجام مىگيرد؛ اما مردم اين مبارزه را ادامه دادند. همين ملت افغانستان كه با سختيهاى بسيار مواجه شدند و در سرتاسر دنيا هيچكس نبود كه حتّى يك روز به داد اينها برسد و به آنها كمك كند، تنها و مظلومانه جنگيدند و ايستادند و ادامه دادند. بقيهى ملتها هم همينگونهاند و اين از الگوى اسلام و جمهورى اسلامى در ايران ناشى مىشود. انقلاب، اينطور صادر مىشود و درس و تعليم و سرمشق براى ملتها به وجود مىآورد. آنچه كه امروز دستگاه استعمارى امريكا و اذناب او و ساير دشمنان اسلام و انقلاب به دنبال آن هستند، اين است كه چهرهى مقاومت ملت ايران را در سطح جهان مخدوش كنند. مردم دنيا از مقاومت شما اميدوار شدند؛ چون ديدند شما ايستادگى كرديد و در مقابل فشار زانو نزديد. اگر دشمن بخواهد اميد را از مردم دنيا بگيرد، چهكار بايد كند؟ بايد به مردم دنيا وانمود كند كه ملت ايران نتوانستند پايدارى كنند و مقاومتشان تمام شد. اگر - العياذ باللَّه - امريكا و تبليغات غرب و استكبار بتوانند اين حرف را در دنيا به كرسى بنشانند كه ملت ايران هم با اين همه ادعا و هياهو، بالاخره نتوانست طاقت بياورد و به زانو درآمد، در اين صورت به مقصود خود رسيدهاند و در نتيجه همان اميدى كه در دلهاى مسلمانها و ملتها و مستضعفان بهوجود آمده بود، به يأس مبدّل خواهد شد. اگر به تبليغات استكبارى و امريكايى و غربى و صهيونيستى نگاه كنيد، خواهيد ديد كه تمام كارهاى آنها، روى همين يك نقطه متمركز است. به عبارت ديگر، هر چيزى كه نشاندهندهى اميد و مقاومت ملت ايران است، آن را منعكس نمىكنند. آنها وحدت و شور و حماسهى مردم و حضور گستردهى ملت ما را در راهپيماييهاى عظيم 22 بهمن و ساير مناسبتها، عمداً منعكس نمىكنند و خبر فعاليتها و پيشرفتها و تلاشهاى دولت جمهورى اسلامى را منتشر نمىسازند و از وفادارى بىنظير ملت ما نسبت به دستگاههاى مسؤول حرفى نمىزنند و حتّى خبر پيروزى ايران در مقابل كسانى كه ادعاهاى حقوق بشرى داشتند و پس از سفر نمايندهى سازمان ملل به ايران، ادعاهاى دشمنان انقلاب و منافقان را تأييد نكردند و آنها را در گزارش خود رسوا ساختند، در رسانههاى استكبارى درست منعكس نشد. آنها كمال خباثت را در انعكاس حقايق روشن ملت ايران اعمال مىكنند؛ چون اگر مردم دنيا بفهمند كه در بيست و دوم بهمنِ بعد از رحلت امام، چنين حركت عظيمى انجام گرفت، اميدشان بيشتر خواهد شد. آنها نشانهى مقاومت ملت ايران را منعكس نمىكنند. در دوران جنگ هم پيروزيهاى ملت ما را منعكس نمىكردند. آن روزى كه رزمندگان سلحشور ما خرمشهر را پس گرفته بودند، خبر آنرا منعكس نكردند. به طور كلى، هر چيزى كه نشاندهندهى مقاومت و اميد و ايستادگى ملت ايران در مقابل قدرتهاست و به ملتهاى ديگر اميد مىدهد، آن را مكتوم نگه مىدارند و پخش نمىكنند؛ اما بعكس، اگر چيزى موجب نااميدى مىشود، آن را منتشر مىكنند! فرض كنيد ناطقى در يك جا حرفى بزند و آمارى به راست يا دروغ بدهد كه حكايت از يك نارسايى و نابسامانى كند، مىبينيد تمام راديوهاى بيگانه آنرا پخش مىكنند! اگر كسى ادعا كند كه اختلاف و تفرقه هست، يا حرفى بزند كه بوى اختلاف و تفرقه در آن باشد، اين حرف و ادعا را با صدها زبان منعكس مىكنند تا نشان دهند كه در ايران اختلاف و تفرقه وجود دارد! با وجود ابتكار و پيشرفت در كارهاى شما و ورودتان در زمينههاى جديد علمى و عملى، راديوهاى بيگانه درصدد اين نيستند كه پيشرفتهاى جمهورى اسلامى در زمينههاى مختلف را به جهانيان منعكس نمايند؛ بلكه اگر نقاط ضعفى پيدا كنند، آن را ده برابر جلوه مىدهند؛ چون وضعيت شما مردم براى قدرتها دردسر خواهد داشت و در روحيهى ملتهاى ديگر اثر مىگذارد و قدرتهاى استكبارى نمىخواهند مقاومت و ادامهى حيات قدرتمندانهى شما، به ديگران اميد بدهد. البته، خداى متعال با ماست. در تمام مراحل اين دوران يازده سال، خداوند به ما كمك كرده و باز هم كمك او شامل حال ملت ايران خواهد بود - در اين ترديدى نيست - شرطش اين است كه در كارهاى خودمان، خدا را در نظر داشته باشيم؛ خصوصاً ما مسؤولان و كسانى كه كارى در اختيار آنهاست، سعى كنند كار را براى خدا و صلاح ملت، خوب انجام بدهند. ما كه منتظر امام زمان هستيم، بايد در جهتى كه حكومت امام زمان(عليهالاف التحيةوالثناءوعجّلاللَّهتعالىفرجه) تشكيل خواهد شد، زندگى امروز را در همان جهت بسازيم و بنا كنيم. البته، ما كوچكتر از آن هستيم كه بتوانيم آن گونه بنايى را كه اولياى الهى ساختند يا خواهند ساخت، بنا كنيم؛ اما بايد در آن جهت تلاش و كار كنيم. مظهر عدل پروردگار، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و مىدانيم كه بزرگترين خصوصيت امام زمان(عليهالصّلاةوالسّلام) - كه در دعاها و زيارات و روايات آمده است - عدالت مىباشد: «يملأ اللَّه به الارض قسطا و عدلا». ما بايد امروز جامعه را جامعهى عدالت بكنيم. در بناى يك جامعه، عدالت از همه چيز مهمتر است. عدالت، به معناى عدم تبعيض در حقوق و حدود و احكام است. عدالت، يعنى كمك به مردم محروم و ضعيف. عدالت، يعنى اين كه برنامهها و حركت كلى كشور، در جهت تأمين زندگى مستضعفان باشد. عدالت، به معناى اين است كه كسانى كه در زير سايهى سنگين نظام طاغوتى، از حقوق خود محروم ماندند، به حقوقشان برسند. عدالت، يعنى اينكه عدهى خاصى براى خودشان حق ويژهيى قايل نباشند. عدالت، يعنى اينكه حقوق انسانى و اجتماعى و عمومى و حدود الهى، يكسان بر مردم اجرا شود. اگر جلوى كسانى كه با تكيه بر فريب و زور و يا بر اساس كارهاى ناصحيح و مبتنى بر عقلهاى مادّى و منحرف از معنويت، توانستند به چيزهايى كه حق آنها نبوده است، دست پيدا كنند، گرفته شود تا فرصتى براى ادامهى كار خود پيدا نكنند، عدالت تحقق پيدا كرده است. البته، كمك به مظلومان و محرومان، شامل كمكهاى فردى هم مىشود، اما قضيه بالاتر از اينهاست؛ زيرا تحقق زندگى عادلانه به اين است كه كمك نظام و تشكيلات و حركت آن، در جهت كمك به مستضعفان باشد. ما اگر در اين جهت، زندگى خود را پيش برديم و حركت كرديم، مطمئناً خداى متعال كمك خواهد كرد و قدرتهاى مادّى نخواهند توانست با اين ترفندها و فريبها، ملت ما را از راه پُرافتخار خود منصرف كنند و مقاومتش را بگيرند. انشاءاللَّه روزبهروز مقاومت مردم بيشتر خواهد شد. اميدواريم به بركت دعاى ولىّعصر(ارواحنافداه) و با لطف و توجهات الهى، ملت ايران اين راه را با سلامت به آخرين گامهاى خود برسانند و دلهاى خانوادههاى محترم شهدا و جانبازان عزيزمان و بقيهى كسانى كه در راه اين انقلاب آسيبهايى را متحمل شدهاند؛ شاد بشود و انشاءاللَّه چشمهاى همه به زيارت ولىّعصر (ارواحنا فداه) روشن گردد. والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| مراقب باشیم که انتظار ما ،انتظار یهودی نباشد! | الهی313 | 0 | 1,336 |
۴/تیر/۹۳ ۲۰:۰۱ آخرین ارسال: الهی313 |
|
| سخنان مقام معظم رهبری یعنی چی ؟ یعنی ایشان اون زمان نیستن:( | shinay | 3 | 2,399 |
۳/دی/۹۲ ۱۷:۳۸ آخرین ارسال: shinay |
|






