|
خاطرات جبهه
|
|
۱۲:۴۰, ۲۹/تیر/۹۲
شماره ارسال: #118
|
|||
|
|||
![]() شهیدی رو پیدا کردیم که قمقمه اش پر بود از آبی زلال و گوارا ده سال از شهادتش می گذشت، اما قمقمه اش همچنان آبی شفاف داشت و خوش طعم یکی از بچه ها رفته سراغ چند تا کارشناس آب و مسائل کشاورزی ازشون پرسید: اگر آبی دوازده سال زیر خاک بمونه ، چی میشه؟ خیلی عادی گفتند: خب معلومه! خواه ناخواه تبدیل به لجن میشه مقداری از آب قمقمه ی شهید رو ریخت و داد به کارشناسان وقتی خوردند ، ازشون پرسید: این آبی که خوردید چه جوری بود گفتند: هیچی ! آبی تازه و زلال ، بدون ماندگی ... خنده اش گرفت کارشناسان با تعجب پرسیدند: چیه؟ قمقمه رو نشانشان داد و گفت: این آبی که شما خوردید متعلق به این قمقمه است که دوازده سال تمام زیر خاک کنار یک شهید بوده مات و مبهوت به هم نگاه می کردند. از صلواتی که فرستادند میشد فهمید حالتشون عوض شده ... سربازی که در تفحص کار می کرد اومد پیشم و گفت: مادرم مریضه گفتم : خب برو مرخصی ... برو که ببریش دکتر گفت: نه! به این حرفا نیست. می دونم چطور درمانش کنم جرعه ای از آب قمقمه ی شهید رو با خودش برد تهران بعد از چند روز با شادمانی برگشت می گفت: مادرم آب قمقمه رو خورد به امید خدا خیلی زود خوب شد... راوی: حمید داوود آبادی منبع: کتاب تفحص ، صفحه ۷۰ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 46824106297608312889.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/46824106297608312889.jpg)


