|
گفتگوی منتظران
|
|
۲۲:۱۸, ۱۱/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #1535
|
|||
|
|||
|
اللهم عجل الولیک الفرج
مثل چشمان پر از دلهره قرباني ماه مي سوزد در پنجره زنداني بانگ مرغي اگر از دور شکافد شب را واي جغدي ست که مي خواند از ويراني آي خو کرده به خشکي ها، تاريکي ها آي آدم ها آدم هاي سيماني حاصل دل سوختگي، سوخته بر پيشاني گرچه از چشم شما نور نخواهد روييد ياوه مي بافيد از دنيايي نوراني يأس در هيأت عفريت به من مي خندد خبري نيست در آن سوي شب ظلماني تيره تر خواهد شد فردا آفاق زمين وقتي از خاک برآيد شبح سفياني باز با خنده سر هرزه درايي دارد مي دمد بر دل ها افسوني شيطاني من به خورشيدي از مغرب مي انديشم که برآيد پس از اين تيرگي طولاني از دل حادثه مردي خواهد آمد که به آفاق زمين نور کند ارزاني ............ شعر از اسماعيل اميني اللهم عجل الولیک الفرج |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






