|
حاضرید برای خدا و دینش بمیرید؟
|
|
۱۳:۴۹, ۲۶/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
يا حق
سلام به همگي من با يك فرض احتمالي با سوال شما پيش ميام گرچه چيزي كه از روايات خوندم اينه كه اين اتفاقات در بابل (عراق امروزي و سرزمين هاي اطرافش)به دست سفياني روي خواهد داد نميدونم در اون زمان و مكان خواهم بود يا نه !اما سعي ميكنم شرايط رو در ذهنم تصور كنم خيلي خيلي دردناك و رنج اوره !خدا به همه مومنانش صبر بده!تصورش اشك به چشم ادم مياره ياد مسلمان هاي صدر اسلام ميافتم كه ما فقط يك چيزهايي در مورد شكنجه هاشون شنيديم اما فقط خدا ميدونه كه اونها واقعا چي كشيدن !!!!؟چه بلاهايي كه به سر پيامبر ان و به خصوص پيامبر اخر زمان محمد مصطفي (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)و اهل بيت پاك و مطهرش(سلام خدا بر انها باد) نياوردند و ما از تصور رنجي كه به اين بندگان صالح خدا اوردند هم ناتوتنيم ! ياد عاشورا و كربلا ميافتم و همه چيز از يادم ميره ياد اقا امام حسين ميافتم كه هر چي داشت در راه خدا داد ...اونوقت من كي باشم كه جون كم ارزشم رو انتخاب كنم و دين خدا رو رها!!!!!!!!!!! اقا امام زمانم رو رها نميكنم گر چه به هيچ درد ايشون نميخورم فقط غصه به غصه هاشون اضافه ميكنم اما دل از فرزند زهرا و علي (كه درود خدا بر انها باد)بردين يعني بيچارگي يعني مرگ ايمان ! ميدونم كه خيلي سخته ميدونم كه درد اوره ميدونم كه خيلي ناتوانم ميدونم كه طاقت كوچكترين مصيبت ها رو ندارم اما از خود اقا ميخوام كه واسطه اي باشه بين ما و خدا و خدا به حق بهترين بنده هاش بهمون كمك كنه تا در كربلاي زندگيمون حسيني باشيم ! در كلام اخر من مرگ رو انتخاب ميكنم و ميدونم كه خدا به عزيزانم صبر ميده همونطور كه به حضرت زينب كبري صبر داد گر چه مصيبت اين حضرت اصلا واصلا و اصلا با مصيبت عزيزانم در مرگ من قابل قياس هم نيست .اما عاجزانه از خدا ميخوام در لحظات وقوع اين حادثه بهم تحمل ايستادگي و مقاومت بده !وهم به خودم وهم به عزيزانم صبري دو چندان عنايت كنه (به نظرمن كه داغ عزيز از همه دردها سخت تره خيلي سخت تره!اما به فضل پروردگارم اميدوارم كه صبر بهمون ميده ) خدا همه ي ما رو عاقبت به خير كنه به اميد خدا |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






