|
گفتگوی منتظران
|
|
۲۲:۵۰, ۱/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/آذر/۹۲ ۶:۴۱ توسط لبخند خدا.)
شماره ارسال: #1608
|
|||
|
|||
|
مهدی جان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)....
دستم را گرفته ای و به گناهم نگاه نکرده ای.... خیلی رو سیاهم ، اما شما حتی مرارسوا نکرده ای.... گناه کارم میدانم!! در حق شما بد کرده ام میدانم! افسار نفسم را داده ام دست شیطان ، میدانم! ![]() ولی آقای مهربانیها،هنوز ته قلبم نور امیدی روشن است... خریدار من وقلب سیاهم نبودید که مرا به مجلس عزاداری حسین (علیه السلام) راه نمیدادید.. میدانم که بهانه ی باران چشمم و دلیل بخشش گناهم فقط ذکر یا حسین است و بس.. اربابم... گناهم که بدتر از حُر نبود؟؟ ما هم مثل ایشان ، در زندگی ، زمین خورده ایم! پس مانند جَدَت حسین (علیه السلام) دستمان را بگیر...!! ما که جز شما کسی رو نداریم..!! تورا به رقیه (سلام الله علیها) قسم هرجا آسمان دلتان ابری شد برای شیعیان دعا کنید..!! میدانم این روزها قلبتان آتش گرفته و زانوی غم در بغل دارید..!! واقعا که دردناک است.. مگر بی حرمتی به ناموس علی(علیه السلام) کم چیزیست؟؟ برای عمه زینب(سلام الله علیها) ناراحت نشو..!! غصه نخور آقا جان.. شیعه هنوز غیرت دارد ما که نمرده ایم... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








