|
کتاب از خاک تا افلاک
|
|
۲۰:۰۶, ۱۷/آذر/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
نگرشی در فطرت
تا نگویی که من لاف می بافم از اندیشه بیرون که عمری بدان باختی درای وبه درون خویش بنگر...تاببینی تشنگی تو را چه چیز سیراب می کند؟تاکنون به بسیار کام ره یافتی اما جلوه کام ها با دریافت ان فرونشست ودلبری ان ضایع شد سقراط معتقد بود..... کام ها مرگ ارزوهاست ودر انجا این دریافت که تکاپوها همه عبث وبی روح بودند وجان من هنوز تشنه مطلوب دیگری است و به راستی این که این مطلوب کجاست وکیست؟ بدنامی حیات دو روزی نبود بیش ان هم کلیم با تو بگویم چه سان گذشت روزیش صرف بستن دل شد به این و ان روز دگر به کندن دل زین وان گذشت با ان که می دانی که همه را مرگ در می یابد در سر تو ارزوی جاودانگی است اما ذات حق جاودان است وفرمود نفخت فیه من روحی........طبعا در این غربت سرا ارام وقرار را رنگی نیست ان که مجمع همه جمال وجلال وعزت وبهاست اگر توانی بدانجا ره بری جانت ارامش پذیرد و وقتی یادش ارام بخش دلت هست الا بذکر الله تطمئن القلوب..........اگاه باش که در یاد خدا ارامش دلهاست و جز او سراب است مرا به قند وشکرهای خویش مهمان کن علف میاور پیشم که من نیم حیوان فرشته ازچه خورد از غذای نور خورد خوراک ماه وستاره زافتاب جهان مردی دهری به خدمت امام صادق رسید عرض کرد من به هیچ وجه خداوند را درک نمی کنم حضرت با معرفتی که به گذشته او داشتند فرمودند گاه بود که در نهایت اضطرار قرار گیری؟وی گفت بلی وقتی در میان امواج طوفان دریا در کشتی کوچکی سفر میکردم امواج سهمگین ان گونه کشتی را دست خوش بازی قرار داده بود که مرگ را به چشم خود دیدم حضرت پرسیدند در ان ساعت به که التجاه کرده بودی؟ وی گفت به مقصد وملجای که فکر می کردم همه کارها به دست اوست وجز او ملجای نیست فرمودند:همان خداوند است این مسئله فطری است انان که از فطرت عدول نکردند همه دم به وجه الله ناظرند |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
| پیام در این موضوع |
|
کتاب از خاک تا افلاک - رهگذر. - ۱۶/آذر/۹۲, ۰:۳۷
پاسخ به: کتاب از خاک تا افلاک - رهگذر. - ۱۶/آذر/۹۲, ۲۲:۴۸
پاسخ به: کتاب از خاک تا افلاک - رهگذر. - ۱۷/آذر/۹۲ ۲۰:۰۶
پاسخ به: کتاب از خاک تا افلاک - رهگذر. - ۲۲/آذر/۹۲, ۲۲:۵۰
|







