|
می خواهیم گروه های مطالعاتی تشکیل دهیم، داوطلبی هست؟
|
|
۱۷:۵۶, ۵/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۳/بهمن/۹۲ ۱۵:۳۴)m.hossein نوشته است: با سلام خدمت علی آقاسلام کتاب غرب زدگی جلال کتاب مبنایی نیست! خیلی هم عمق تحلیلی ندارد خواندن آن خالی از لطف نیست اما جزو پیشنهادات اصلی حقیر برای مطالعه ی عمیق درباره غرب شناسی نیست! معرفی کتاب را تقدیم می کنم تا بهتر خودتان تصمیم بگیرید: غرب زدگی/ جلال آل حمد/ مجيد/ 190صفحه دیدگاه جلال آل احمد درباره غرب زدگی را شاید بتوان برجسته ترین نمود اندیشه اجتماعی او دانست. جلال در ایران بیش از همه با کتاب "غرب زدگی" خود معروف شد و این کتاب از جمله کتاب های بحث برانگیز در چند دهه اخیر شد. نگاه جلال به غرب عموما آسیب شناختی است و از منظر ورود غرب به ایران و آسیب هایی که ایران از آن نصیب اش شده است، به تحلیل این مسأله می پردازد. جلال عموما غرب را در این کتاب از منظر اقتصادی معرفی می کند. یعنی شامل همه ممالکی است که قادرند به کمک ماشین مواد خام را به صورت پیچیده تری درآورند و همچون کالایی به بازار عرضه کنند. او بر این اساس دنیا را به دو دسته سازنده و مصرف کننده ماشین تقسیم می کند. می توان گفت دریچه نگاه آل احمد به غرب بیش از آن که از مبادی هستی شناختی، معرفت شناختی و ارزش شناختی غرب باشد از دریچه توجه به تبعات غرب است. به تعبیر دیگر جلال بیشتر متوجه مدرنیزاسیون است تا مدرنیته. از همین جاست که مفهوم غرب زدگی شکل می گیرد: غرب پیشرفته مدرن، سازنده ماشین است و شرق عقب مانده سنتی مصرف کننده ماشین، اما ماشین تنها یک وسیله صرف نیست بلکه از خود اقتضائاتی دارد. حرف اصلی جلال این است که ما نتوانستیم شخصیت فرهنگی-تاریخی خودمان را در قبال ماشین و هجوم جبری اش حفظ کنیم؛ ما در مقابل غرب مضمحل شده ایم. جلال در تلاش برای حفظ هویت فرهنگی ایرانیان در قبال هجوم ماشین است و نمی خواهد سنت های اجتماعی قربانی ماشین و ماشینیزم شوند. آل احمد معتقد است که غرب زدگی از آن کشوری است که مصرف کننده و وارد کننده ماشین است و اقتصادی مصرفی و عقب مانده دارد. از همین رو معتقد است که مقابله کردن با عوامل عقب ماندگی و تبدیل کردن ایران به کشوری پیشرفته، مانع تشکیل یا گسترش غرب زدگی می شود. در مجموع می توان گفت آل احمد غرب ستیز نیست بلکه غربزده ستیز است. به نظر او غرب زدگی عارضه ای است که از بیرون آمده و در محیطی آماده برای بیماری رشد کرده است. به نظر او ما باید شخصیت فرهنگی-تاریخی خودمان را در قبال هجوم ماشین حفظ کنیم و دچار خودباختگی فرهنگی نشویم. اما غربزدگی از دو جنبه بسیار حایز اهمیت است: اول آنکه این کتاب باعث شد که بسیاری از نویسندگان معاصر و بعد از جلال تأثیر بسیاری از آن بگیرند و به نقد آن بپردازند. دوم اینکه از نظر تحول نثر معاصر فارسی، "غرب زدگی" سرآغاز دوره چهارم (دهه 40 تا 50) نثر معاصراست، که تا کنون هم ادامه دارد. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








