|
120- ( معما)
|
|
۱۸:۵۹, ۷/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/اسفند/۹۲ ۱۹:۱۰ توسط boghz.)
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
(۳/اسفند/۹۲ ۰:۲۵)فانوس *7* نوشته است: نوعی چوب در شهری کمیاب میشه تاجری همون چوب رو داشته برای فروش میبره در راه اتراق می کنه , از طرفی تاجری حیله گر متجه بار تاجر اولی میشه میاد مقدار از اون چوب ( چوب خودش را ) رو آتیش می زنه و کنارش میشینه تاجر اول از بوی چوب سوخته فکر می کنه بار کسی آتیش گرفته میاد میبینه تاجر دوم داره چوب رو آتیش میزنه بهش میگه چرا داری همچین کاری می کنی تاجر دوم میگه این چوب اون قدر بی ارزش و ارزون هس به خصص در شهر ما که به حکم هیزم ازش استفاده می کنیم خب دیگــــــــــــــه تاجر اولیه بره اون یه پیمانه طلا یا نقره یا هر چیزه دیگه رو بهش پس بده بگه داش دستت درست اون چوبای مارو پس بده نخواستیم ! ( البته ببخشید یکم با لحن لاتی صحبت میکنه )پ ن : البته شما گفتین قرار بوده معامله تو شهر انجام بشه و فقط معامله رو نوشتن پس هنوز چوبها پیشه تاجر اولیه و معامله انجام نشده ای وای الان راهنماییتونوخوندم .....خب اولی بگه یه پیمانه الماس میخوام .......
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| معما | mahtab22 | 294 | 110,417 |
۱۷/دی/۹۳ ۲۲:۱۷ آخرین ارسال: دل خسته |
|





( البته ببخشید یکم با لحن لاتی صحبت میکنه
)

