|
اشعار و نوشته های ادبی کاربران (طوفان واژه ها)
|
|
۸:۲۸, ۱۹/خرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/خرداد/۹۳ ۸:۳۰ توسط IR66.)
شماره ارسال: #54
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
دلم گرفته.... هستی خدایا؟... کجای خانه ام چای مینوشی که صدایت را نمیشنوم؟! فنجانت را به من بده .... این دمنوش مدتهاست که سرد شده .... بیا با هم به اشپزخانه ام برویم... کنار پنجره ی داغ خاطرات بودن و نبودنش ... نبودنش.... نبودنش .... و بالاخره! نبودنم ................ برایت یک نوشیدنی گرم ولی تلخ دارم ......مثل مزه مزه های این روزهای زندگی... در دهان کودک نو پایی ؛ که نیامده رفت...... خدای من..... بیا برویم ................... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








