|
آندلوس؛ شهری برای عبرت
|
|
۲۲:۰۳, ۱۶/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
تهاجم فرهنگی نوع خاصی از تهاجم است که به طور پنهان و غیرمستقیم از جانب یک ملت نسبت به ملت دیگر در زمینههای فکری و فرهنگی صورت میگیرد. پدیده «تهاجم فرهنگی» دارای مسائل و ابعاد پیچیده و گستردهای است. همان طور که مقام معظم رهبری در دیدار خود با اعضای شورای انقلاب فرهنگی فرمودند، «تهاجم فرهنگى، مثل خودِ کار فرهنگى، اقدامِ آرام و بىسروصدایى است. یکى از راههاى تهاجم فرهنگى، این بوده است که سعى کنند جوانان مؤمن را از پایبندیهاى متعصبانه به ایمان، که همان عواملى است که یک تمدن را نگه مىدارد، منصرف کنند. همان کارى را که در اندلس، در قرنهاى گذشته کردند؛ یعنى جوانان را در عالم، به فساد و شهوترانى و میگسارى و این چیزها مشغول کردند. این کار، حالا هم انجام مىگیرد.»(21 مرداد 1371) در شرایط کنونی، دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی، با استفاده از همین حربهی قدیمی خود، یعنی تهاجم فرهنگی، در صدد هستند تا جامعهی اسلامی را دچار ضعف کرده و بر آن دوباره مسلط شوند و امروزه با اشاعهی فرهنگ غربی و ترویج و تبلیغ فرهنگ لیبرالیستی، سعی دارند تا جوانان را نسبت به مسائل دینی بیتفاوت کنند و با استفاده از همهی ترفندها، در پی ایجاد اندلسی دیگر هستند. همان طور که مقام معظم رهبری در سال 1381 در جمع جوانان و دانشجویان سیستان و بلوچستان فرمودند، سیاست امروز، سیاست اندلسى کردن ایران است. مختصری درباره ی تاریخ اندلس تا قبل از استیلاء مسلمانان بر این سرزمین سکنه ی قدیم اندلس که بخشی از اسپانیای امروز است از قوم سلت بوده که از فرانسه وارد آن جا شدند و قوم ایبر که اسمشان بر این شبه جزیره اطلاق شده است (به مجموع کشورهای اسپانیا و پرتقال شبه جزیره ی ایبری اطلاق میشود). این دو طایفه بیشتر در شمال و مرکز مسکن داشته اند، پس طوائف دیگری از خارج آمده در سواحل ساکن شدند از جمله فنیقیان و بعد از آن ها یونانی و سپس کارتاژها که این کشور را تصرف نموده شهری به نام کارتاژ در آنجا بنا نهادند (کارتاژ در واقع از مستعمرههای فنیقیها در شمال آفریقا و نواحی مراکش بود). در حدود 200 سال قبل از میلاد مسیح جنگ دوم پونیک (نام جنگ هایی که میان رومیان و کارتاژ واقع شده است) واقع گردید و کارتاژها شکست دیده رومیان بر این کشور استیلا یافتند. تصرف شبه جزیره ی مزبور برای دولت روم نهایت ضرورت را داشت چه آن در سر راه اروپا و آفریقا واقع شده و معبر آن در قاره بود. رومیان تا قرن پنجم میلادی بر اندلس حکومت کرده و در دوره ی آن ها این کشور دارای شهرهای آباد و در نهایت درجه خرمی و آبادانی بود و رجال بلند مرتبهای در آنجا سر برآوردند از جمله سنکا (یکی از فلاسفه ی مشهور رم است ولادتش در 4 قبل از میلاد و مرگ او در 65 میلادی بوده است)، لوسین (از نویسندگان معروف یونانی) و مارسیال (یکی از شعرای روم که در اندلس متولد شده است) و چهار نفر امپراتور یعنی تراژان، آدرین، مارکوس اورلیوس (امپراتور روم که بر شیوه فلسفی رواقیان و خود از فلاسفه ی معروف بوده است و کتابی از او به یادگار مانده به نام درباره ی خود(161-180 میلادی)) و تئودوس که این چهار تن در اندلس متولد شدند. پس از آن که دولت روم غربی منقرض شد طوایف ویزیگوت و واندال بصورت مهاجمین داخل شبه جزیره ی ایبری شدند و رومیان را اخراج کردند بدین ترتیب که اقوام بربر شمالی مانند واندال، آلن و سوئو و... بعد از این که فرانسه را نابود کردند به اندلس حمله برده، لیکن بعد از چندی وحشی های دیگری ماند ویزیگوت آن ها را مغلوب ساخته و در قرن ششم میلادی اندلس را تصرف کردند و در زمان فتح مسلمین هم همین بربرها اندلس را در دست داشتند. بین این بربرها با اقوام لاتینی که در اندلس مسکن داشتند امتزاج حاصل شده زبان آنها لاتینی گردیده و نیز خدایان خود را ترک گفته دیانت مسیح را قبول نمودند. زمان لشکرکشی مسلمین اقوام گت و لاتین باهم در تحت یک حکومت اشرافی بر مردم حکومت میکردند. فتح اسپانیا توسط مسلمین در سال 92 هجرى قمرى، موسى بن نصير (حاكم شمال آفريقا) با تهيه مقدمات لازم، لشكرى هفت هزار نفرى را به فرماندهى طارق بن زياد (که نام وی در کلمه جبل الطارق ابدی شده است) مهياى فتح شبه جزيره ايبرى (Iberia) كرد. پس از به دست آوردن پيروزيهايى چند، موسى بن نصير نيز با نيروى كمكى وارد شبه جزيره شد و طى مدت كوتاهى، تمام شبه جزيره ايبرى (اسپانيا و پرتقال) به دست مسلمانان فتح گرديد، حتى آنها از سلسله جبال پيرنه گذشتند و به خاك فرانسه رسيدند و حكومت اسلامى اندلس را در شبه جزيره برقرار كردند كه تا سال 897 هجرى قمرى ادامه يافت. اندلس در واقع در اواخر قرن اول هجرى به وسیله ی سپاهى از اعراب و بربرهاى مسلمان شمال افریقا فتح گردید. گفته می شود در جریان فتح اندلس، قبایل ویزیگوت ساکن اسپانیا که از حکومت خود ناراضى بودند، با مسلمانان همکارى کردند. به همین جهت اگرچه ریاست و رهبرى اسپانیاى مسلمان با عرب هاى مسلمان بود، اما رؤساى بربر و گوت هم داراى قدرت فراوان بودند. قدرت تقریباً مساوى عرب ها، بربرها و گوت ها مانع از به قدرت رسیدن یک دولت کاملاً قدرتمند مسلمان در اندلس مىشد. چنان که گوت ها همگى مسلمان نشدند و عده ی زیادى از آنها مسیحى باقى ماندند. در تعداد فرمانروایان اندلس در این سال ها اختلاف است؛ مقری تعداد آنها را بیست تن دینوری 17 تن و بعضی 21 تن نگاشته اند. بنی امیه در اندلس فتح نواحى مسیحى نشین شمال اسپانیا و گسترش اسلام در تمامى آن سرزمین ناتمام ماند. بنی امیه براى حفظ حاکمیت خود بر اندلس، یکى از رؤساى عرب ساکن آن جا را عامل خود قرار مىدادند، اما این شخص در برابر نافرمانى بربرها و گوت ها قدرت چندانى نداشت و همراهى قبایل عرب با وى، معمولا براى حفظ موقعیت خودشان در برابر اقوام دیگر بود. در حالى که اندلس داراى چنین اوضاعى بود، بنى عباس موفق به سرنگونى حکومت بنى امیه شدند. در پى این واقعه، تعقیب امویان و قلع و قمع آنان آغاز شد و در نتیجه هر یک از بنى امیه در جستجوى یافتن پناهگاه به سویى گریختند. در این میان شخصى به نام عبدالرحمن از نوادگان هشام بن عبد الملک (دهمین خلیفه اموى) از چنگ عباسیان جان سالم بدر برد و به اندلس گریخت. او در سال 137 ه.ق وارد اندلس شد (5 سال پس از تأسیس خلافت عباسى) و توانست تعدادى از قبایل عرب آن جا را با خود همراه سازد. در شرایطى که تعدادى از مسلمانان اندلس بىطرف بودند، نیروهاى متمایل به عباسیان متحمل شکست شدند و عبدالرحمن توانست قدرت را در دست گیرد. فاصله زیاد اندلس تا مرکز خلافت عباسیان، مانع از اقدام سریع و مؤثر بنى عباس براى تصرف اندلس شد و هنگامى که نیروهاى عباسیان به آنجا اعزام شدند، عبدالرحمن توانست همراهى گوت ها و بربرها را با خود جلب کند. آنان در این مرحله حکومت عبدالرحمن را عامل حفظ استقلال سیاسى خود تلقى مىکردند. بدین ترتیب عبدالرحمن سلسله اموى اندلس را تأسیس کرد. حکومت بنی امیه در اندلس از سال 138 ه.ق تا سال 422 ه.ق ادامه داشت و در این مدت 16 تن حکمرانی کردند. اولین حاکم اموی عبدالرحمن اول یا عبدالرحمن داخل بود. عبدالرحمن و جانشینانش تا حدود صد سال بعد از تأسیس سلسله اموى اندلس، خود را امیر مى نامیدند. حکومت آنان جنبه ی دینى نداشت و عناصر کشورى و لشکرى آنان، ترکیبى از مسلمانان ومسیحیان بود. به همین دلیل نمى توانستند عنوان خلافت را که مفهومى صرفاً اسلامى داشت، براى خود برگزینند. این امر اگر چه موجب آرامش داخلى قلمرو آنان مىشد، لیکن مقابله با دولت هاى مسیحى مستقل شمال اسپانیا را مشکل مىساخت. بنابراین به دلیل هجوم مسیحیان به مرزهایشان، از اوایل قرن چهارم هجرى سیاست دینى مشخصترى انتخاب کردند. در این زمان عبدالرحمن سوم حکمران اندلس، خود را خلیفه نامید. او با بهرهگیرى از غیرت دینى مسلمانان، توانست مسیحیان شمال اسپانیا را شکست دهد. در میان خلفای اموی 3 تن به نام عبدالرحمن می باشند. اولین نفر را عبدالرحمن داخل می گفتند، زیرا نخستین ملوک بنی مروان بود که به اندلس داخل شد و دومی را عبدالرحمن اوسط و سومی را عبدالرحمن سوم یا ناصر می گفتند. البته عبدالرحمن چهارم و پنجم هم دارند. دولتی که عبدالرحمن اول بنیاد کرد 2 قرن و 3 ربع قرن به پا بود. در زمان هشتمین امیر اموی، عبد الرحمن سوم 350-300 ه.ق خلافت اموی به اوج عظمت رسید، یعنی در سال 317 ه.ق و بر خود عنوان خلیفه نهاد. در همه ی دوران اموی قرطبه پایتخت بود و جلالی کم نظیر داشت که آن را همسنگ بغداد پایتخت خلافت شرقی کرده بود. در سال 393 ه.ق بعد از مرگ منصور حاجب که مردی برجسته بود خلافت اموی به ضعف افتاد و در سال 423 ه.ق به کلی از میان رفت. بالاخره مسیحیان محلی و به خصوص مردم شمال بر همه ی اندلس چیره شدند و با سقوط غرناطه در سال 898 ه.ق آخرین آثار حکومت اسلامی از شبه جزیره بر افتاد. ادامه دارد ... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
| پیام در این موضوع |
|
آندلوس؛ شهری برای عبرت - ghoran - ۱۴/شهریور/۹۳, ۱۸:۲۷
پاسخ به: آندلوس؛ شهری برای عبرت - ghoran - ۱۵/شهریور/۹۳, ۲۰:۲۹
پاسخ به: آندلوس؛ شهری برای عبرت - amrtat71 - ۱۵/شهریور/۹۳, ۲۲:۲۲
پاسخ به: آندلوس؛ شهری برای عبرت - ghoran - ۱۶/شهریور/۹۳ ۲۲:۰۳
پاسخ به: آندلوس؛ شهری برای عبرت - Kol - ۱۷/شهریور/۹۳, ۷:۴۹
پاسخ به: آندلوس؛ شهری برای عبرت - ghoran - ۱۷/شهریور/۹۳, ۱۵:۰۶
پاسخ به: آندلوس؛ شهری برای عبرت - ghoran - ۱۸/شهریور/۹۳, ۱۴:۵۶
پاسخ به: آندلوس؛ شهری برای عبرت - ghoran - ۱۹/شهریور/۹۳, ۱۵:۲۸
پاسخ به: آندلوس؛ شهری برای عبرت - ghoran - ۲۱/شهریور/۹۳, ۹:۱۶
پاسخ به: آندلوس؛ شهری برای عبرت - ghoran - ۲۰/اسفند/۹۴, ۱۱:۴۴
|







