رتبه به موضوع
- 2 رای - 5 میانگین
- 1
- 2
- 3
- 4
- 5
۱۱:۵۳, ۸/دی/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/دی/۹۳ ۱۱:۵۴ توسط سیمرغ.)
|
|
|
تشبیه قرآن از "باطل" به "زَبَداً رابِیاً"
(زبد یعنی کف. رابی یعنی مرتفع, بالا آمده. زبدا رابیا یعنی کفی که روی آب را گرفته است.)
نکات قابل توجهی از این مثال قرآنی برداشت می شود که در ادامه می آید.
الف: نمود داشتن باطل و اصیل بودن حق
كف روى آب را مى گيرد و مى پوشاند بطوريكه اگر آدم جاهلى بيايد نگاه كند و از ماهيّت قضيّه خبر نداشته باشد، كف خروشانى را مى بيند كه در حركت است و توجّهى به آب باران كه زير اين كف هاست نمى كند، در حالى كه اين آب است كه چنين خروشان حركت مى كند نه كف، ولى چون كفها روى آب را گرفته اند چشم ظاهر بين كه به اعماق واقعيّات نفوذ نداشته باشد فقط كف را مى بيند.باطل هم اینچنين بر نيروى حق سوار مى شود و روى آن را مى پوشاند بطوريكه اگر كسى ظاهر جامعه را ببيند و به اعماق آن نظر نيندازد همان قلّه هاى شامخ و افراد چشم پركن را مى بيند.
_________________________________
______________________
________________
مثال و توضیحات بیشتر
- مثلًا اگر برگرديم به قرن سيزدهم در ايران، اوّل كسى كه چشممان به او مى افتد ناصر الدين شاه است و ممكن است فكر كنيم كه همه مردم همان طور بوده اند، در صورتى كه اگر همه مردم مثل ناصر الدين شاه بودند، اصلًا امروز ايرانى وجود نداشت. اگر همه مردم هارون الرشيد بودند و ماهيّت هارون الرشيدى داشتند، محال بود جامعه اسلامى باقى بماند؛ چون هارون الرشيد مظهر ظلم و تجاوز و دروغ و خدعه و شهوترانى و بى عفّتى و ناپاكى بود. آيا اگر همان وقت ما مى رفتيم به تمام روستاهاى كشور اسلامى، هر چه مى ديديم هارون الرشيد بود؟ يعنى همه مردم را با روحيّه و صفات هارون الرشيد مى ديديم؟ هر كارگر و كشاورز صاحب حرفه و فنّ و هر بازرگان، يك هارون الرشيد بود؟ يعنى همه به همديگر دروغ مىگفتند؟ همه به همديگر خيانت مى كردند؟ همه بى عفّتى مىكردند و بى تقوا بودند؟هرگز اين طور نبوده است. هارون الرشيد از صدقه سر آن اشخاص، از صداقت، امانت، درستى و حقيقت آنها زندگى مى كرده؛ حالا اگر هزار نفر هم هارون الرشيد و اطرافيانش بوده اند، اين نبايد معيار ما باشد كه شر بر خير غلبه داشته است.
- شما اگر به همين مسيحيّت تحريف شده نگاه كنيد و برويد در دهات و شهرها، آيا هر كشيشى را كه مى بينيد، آدم فاسد و كثيفى است؟ و اللّه ميان همين ها صدى هفتاد هشتادشان مردمى هستند با يك احساس ايمانى و تقوا و خلوص كه به نام مسيح و مريم چقدر راستى و تقوا و پاكى به مردم داده اند، تقصيرى هم ندارند؛ آنها به بهشت مى روند، كشيش آنها هم به بهشت مى رود. پس حساب روحانيّت حاكم فاسد مسيحى و پاپها را بايد از اكثريّت مبلّغين و پيروان مسيح جدا كرد.
- آن چيزى كه ما مى بينيم همان «زبدا رابيا» و كفهاى روى آب است كه به چشم مى آيد، ولى وقتى انسان وارد متن جامعه مى شود و كسانى را كه اساساً به چشم نمى آيند و در واقع جامعه را آنها مى چرخانند مى بيند، آنها را منطبق بر حق و همراه با راستى و صداقت مى يابد. آن راننده اى كه با زحمت دائماً از اين شهر به آن شهر مى رود و جان خودش را مى گذارد در اين راه تا روزى 150 يا 200 تومان بگيرد، يا آن كشاورزى كه دائماً تلاش مى كند و زحمت مى كشد، آيا در وجود اينها شر بر خير غلبه دارد؟ هرگز! اغلب اينها بر آن فطرت پاك اسلامى و انسانى خودشان باقى هستند.اين همه كارگرانى كه در كارخانه ها كار مى كنند وقتى آدم مى رود سراغ اينها اصلًا تعجّب مى كند كه با آن وضع چطور اينها به جامعه و دين خوشبين هستند و دغدغه دين و ايمانشان را دارند.
- پس اكثريّت جامعه را انسانهايى تشكيل مى دهند كه صلاح آنها بر فسادشان غلبه دارد؛ اگر هم احياناً فسادى در آنها هست، فساد ناشى از جهل است، از قصور است، نمى داند، تقصير هم ندارد، نادان است، اين را نمى شود آدم مقصّر حساب كرد و جزء مفسدين و خرابكاران و منحرفين دانست.
- به اين ترتيب، حق و نظام حق، اصيل است و مثل آب در زير جريان دارد و جامعه را به جلو مى برد، امّا باطل ها بر روى آن قرار مى گيرند و نمود پيدا مى كنند.
_____________
ان شاء الله ادامه دارد...
|
|
|
|
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند: |
1 میهمان
|
| پیام در این موضوع |
پاسخ به: *|* کف روی آب *|* - سیمرغ - ۸/دی/۹۳ ۱۱:۵۳
|
استفاده از مطالب این تالار در جهت رضای الهی بلا مانع است
ترجمه توسط
بیداری اندیشهPowered by
MyBB