کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
°° تعدیل غرایز °° (سلسله درسهای اخلاقی آیت الله حسین مظاهری)
۱۹:۲۰, ۱۸/اسفند/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اسفند/۹۳ ۱۹:۳۲ توسط آوا.)
شماره ارسال: #5
آواتار

خلاصه نصايح امام حسين (عليه السلام ) را نپذيرفت و قضيه را خيلى داغ تمام كرد. بعد از كشتن امام حسين (عليه السلام ) به كوفه آمد. چند روزى كوفه به علت وجود اسرا پر سر و صدا بود صبر كرد تا اسرا به شام فرستاده شدند. سر و صدا كه خوابيد، پيش ابن زياد آمد - در اينجا روايت امام حسين (عليه السلام ) مصداق پيدا مى كند كه :
من حاول امرا بمعصية الله فهو اءفوت لما يرجوا و اءسرع لما يحذر.
هر كسى بخواهد چيزى را از گناه به دست بياورد، اميدش نااميد مى شود و دوان دوان ، بر ضد مطلوب مى رود.
وى به ابن زياد گفت : من آماده هستم به رى بروم . ابن زياد گفت : شنيده ام كه تو در كربلا با امام حسين (عليه السلام ) جلساتى داشته اى . به چه مناسبتى با دشمن ما جلسات خصوصى داشتى ؟ - خود ابن زياد هم نمى داند كه چه مى گويد. اين روايت امام حسين (عليه السلام ) است كه مى خواهد مصداق پيدا كند و اين خداوند است كه به دست دشمن ، عمل مى كند - عمر سعد گفت : جلسه داشتم يا نداشتم ، تو مى خواستى امام حسين (عليه السلام ) را بكشم ، كشتم زن و بچه اش را اسير كردم و تحويل تو دادم و به شام فرستادى . ديگر از من چه مى خواهى ؟
ابن زياد گفت : تو نبايد با دشمن ما جلسه خصوصى برقرار مى كردى . در حين گفتگو به عمر سعد گفت : حكمت را بده ببينم ، پسر سعد حكم يزيد را به او داد و ابن زياد حكم را گرفت و پاره پاره كرد و دور ريخت !

عمر سعد گفت : اى پسر زياد، بيچاره ام كردى ، گفت بيرونش كنيد. مامورين او را بيرون كردند. و هميشه مى گفت :
خسر الدنيا و الاخرة ذلك هو الخسران المبين يعنى ((بيچاره دنيا و آخرت شدم . ورشكسته دنيا و آخرت شدم . عجب ورشكسته آشكارى شدم !))


كم كم ديوانه شد. وقتى به خانه مى آمد، همسرش و فرزندانش او را سرزنش ‍ مى كردند. و مى گفتند: تو ما را بيچاره و بدبخت كردى . از كار زشت تو، ما نمى توانيم از خانه بيرون برويم . وقتى به كوچه مى آمد، بچه ها با سنگ او را مى زدند. حمامى نزديك خانه اش بود. اين حمام دو تا در داشت ؛ از يك در حمام داخل مى شد، اهل حمام اطراف او را گرفته و مسخره اش مى كردند و كتكش مى زدند و او از در ديگر حمام فرار مى كرد. طبق دستور رختخوابش ‍ را نيز ضبط كرده بودند. تنها چيزى كه مى توانست بگويد، اين بود كه مرتب هم مى گفت : خسر الدنيا والاخرة ذلك هو الخسران المبين .
كم كم مختار آمد، زن عمر سعد خواهر مختار بود. لذا وقتى مختار قيام كرد، اين خواهر براى شوهر خود يك امان نامه از مختار گرفت ، اما مختار مى داند كه عمر سعد جنايت كرده و بايد به سزاى عملش برسد؛ لذا در امان نامه نوشت : ((عمر سعد در امان است - مالم يحدث حدثا -)). معنى ظاهر اين عبارت اين است كه تا زمانى كه عمر سعد شورش نكرده در امان است .

مختار قيام كرده بود تا انتقام خون امام حسين (عليه السلام ) را از كارگزاران كربلا بگيرد. و با اين كار دل حضرت زهرا (سلام الله ) و دل شيعيان را خنك كند. هميشه در فكر بود كه عمر سعد را چگونه به سزاى عملش برساند. عمر سعد گاهى در مجلس مختار شركت مى كرد. يك روز مختار دستور داد تا دو تا از پسرهايش را در مقابل چشمانش سر بريدند. عمر سعد گفت : ديدن اين عمل براى من بسيار ناراحت كننده است . مختار گفت : آن وقتى كه على اكبر (عليه السلام ) را در مقابل امام حسين (عليه السلام ) سر بريدند، ناراحت كننده نبود؟
مختار به خانه رفت و دو تا از افسرهاى فهميده را خواست و گفت : برويد و عمر سعد را بياوريد، اما متوجه باشيد كه او آدم ناجنسى است ؛ اگر گفت : لباسهايم را بياوريد، مى خواهم بپوشم ، قصد توطئه دارد كارش را همانجا تمام كنيد! اجمالا به آنها فهماند من سر عمر سعد را مى خواهم .


حالا زمان آن رسيده كه نفرين امام حسين (عليه السلام ) عملى شود. عمر سعد در رختخواب بود آن دو نفر آمدند و به او گفتند كه مختار تو را مى خواهد از جا بلند شد و گفت : مختار به من امان نامه داده ، گفتند: امان نامه ات را نشان بده . امان نامه را گرفتند و ديدند در آن نوشته شده است ؛ عمر سعد در امان است ((مالم يحدث حدثا)). گفتند خوب اين جمله دو معنا دارد؛ يك معنايش اين است كه تا توطئه نكرده در امان است ، و معناى ديگرش آن است كه تا تخليه شكم نكرده است در امان است . - چون ((مالم يحدث حدثا)) از ماده حدث است - عمر سعد گفت : منظور مختار اين معناى دوم نبوده است . و مكروا مكر الله و الله خير الماكرين !

حضرت آية الله اراكى كه در مدرسه فيضيه نماز مى خواند، گاهگاهى اين جمله را مى خواند ((خدا ديرگير است اما سخت گير)).
خداوند صبر و حلم زياد دارد، اما عزيزان من مواظب باشيد كه از حلم خدا گول نخوريد، خداوند حليم است اما اگر بنابر عذاب شود، سخت عذاب مى كند. با تمسخر عذاب مى كند.
عمر سعد به افسرها گفت : معناى دوم منظور مختار نبوده است . افسرها گفتند: ما اين طور مى فهميم ، گفت : لباسهايم را بياوريد. تا گفت لباسهايم را بياوريد، افسرها گردنش را زدند و سرش را پيش مختار آوردند. يكى از پسرهاى عمر سعد آنجا بود با ديدن سر پدرش گريه كرد. مختار گفت : او را هم به پدرش ملحق كنيد. امام حسين (عليه السلام ) مى فرمايد:
من حاول امرا بمعصية الله فهو افوت امل يرجوا و اسرع لما يحذر.
هر كه عمر سعد بشود و بخواهد كه غرايز را از گناه تعديل كند به جايى نمى رسد. اى كاش فقط به جايى نمى رسيد. بلكه به ضد مطلوب خود مى رسد. به ذلت و ديوانگى مى رسد؛ به سر بريدن در رختخواب با تمسخر مى رسد. خلاصه تامين آتيه براى فرزندان از راه گناه به ذلت و خوارى فرزندان منتهى مى شود.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فدايي ولايت ، soora
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پیام در این موضوع
پاسخ به: °° تعدیل غرایز °° (سلسله درسهای اخلاقی آیت الله حسین مظاهری) - آوا - ۱۸/اسفند/۹۳ ۱۹:۲۰

پرش در بین بخشها:


بالا