|
ریشه ی انسان
|
|
۲۰:۴۷, ۲۵/آذر/۹۴
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۲۵/آذر/۹۴ ۱۷:۳۱)عمار94 نوشته است: اگر در اثر تکامل ، ویژگی های که اثر زیستی معکوس یا بی اهمیت دارند نیز منتقل شود ، کل نظریه ی تکامل بی ارزش و باطل خواهد شد . این نظر شماست، نه اون چیزی که نظر تکامل عنوان می کنه. نقد شما به نظریه «آنچه که از تکامل متوجه شده ام» قابل بررسیه، ولی در مورد نظریه «تکامل» خیر. ما خصیصه های داریم کاملا بیربط به تامین هدفی که برای اونها فرگشت یافتن. چنین ویژگی هایی تنها محصول جانبی تکامل هستن. مثال: شواهدی وجود نداره که ناف انسان به صورت تنها کمکی به بقای انسان می کرده. ناف انسان به شکار کردن، دوری از حیوانات درنده یا پیدا کردن محل زیستی مناسب کمکی نمی کنه. ناف محصول جانبی ارگان دیگه ایه که به حیات انسان کمک می کنه؛ بند ناف که نوزاد رو در دوران جنینی تغذیه می کنه. ما مجموعه متنوعی از خصیصه ها رو بر حسب این که برای کارکرد خاصشون تکامل یافتن یا نه داریم. Adaptation ها (خصیصه هایی که از طریق انتخاب طبیعی انتخاب شده ن، چرا که در طول تکاملشون -مستقیما یا غیر مستقیما- به بقای جمعیت جانوری کمک می کردن.) Exaptation ها Spandrel ها با توجه به اعتراض مطرح شده در پست قبل احتمالا نیاز خواهد بود که هر کدوم از اینها در آینده بیشتر توضیح داده بشن. با این حال اگه کسی تمایل به مطالعه مسقل داشت می تونه به کتاب زیر مراجعه کنه. Supernatural as Natural: A Biocultural Approach to Religion، فصل 1، صفحه 26 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







