|
امام جمعه هر شهر امام زاده زنده آن شهر است !!!!
|
|
۸:۲۹, ۲۶/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/دی/۹۴ ۸:۳۲ توسط دوست حقیقت.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
آزادی مطلق بیان، شاید هیچ جا پذیرفته نباشد اما اینکه چه کسانی حق دارند صافی و فی*ل*تری بگذارند و به پاره ای سخنان اجازه ورود به عرصه اجتماع بدهند و به پاره ای اجازه ورود ندهند و راه حل میانه این بود که جامعه ای از عالمان ومتخصصان و محققان که مورد اعتمادعموم مردم باشند و سخنانشان برای مردم حجت باشد می توانند درباب آلوده بودن یا نبودن، مضربودن یا نبودن پاره ای از آراء و اندیشه ها و سخنان نظر بدهند. (البته درهمه اجتماعات پاره ای از سخنان که مضر تشخیص داده شده مورد رد و طرد قرارگرفته و اجازه رواج پیدا نمی کرده )
همین مجال اندک کافی بوده تا برای پاره ای ازدیکتاتورها مجال فراخ تری پدید آید که به بهانه آن بتوانند هرسخنی را که با منافع آنها موافقت و مساعدت ندارد، طرد و مورد محرومیت قرار دهند. ... ...قدرت ها نه حق دارند که پشت سر اندیشه ها بیایند و انها را پروبال و رونق بدهند یا مورد تبلیغ و ترویج گزاف قرار داده و به خورد مردم بدهند و نه حق دارند که رو در روی اندیشه ها بایستند و مردم را از شنیدن و دانستن آنها محروم کنند ... ... همیشه زیردستان در مورد قدرت به فعلیت رسیده داوری خودشان را داشتند و معتقد بودند ما چون این قدرت را جایز نمی دانیم حق ماست که علیه او بشوریم . حکومت هم می گفت من چون اقدام عليه خود را جایز نمیدانم حق من است که علیه این قیام کنندگان بشورم و آنها را سرکوب کنم. این نزاع هرگز پایانی ندارد... ... ...نظام های دموکراتیک برای همین بوجود آمدند که نگذارند کار به براندازی بکشد بلکه کشمکش ها را در خود هضم کند، هاضمه قوی داشته باشد تا به نزاع های خصمانه و نهایتا جنگ آمیز مبدل نشود بلکه به صورت صلح آمیز به شکل نزاع های حزبی و انتخاباتی و غیره درآید. همیشه وقتی انسان درقدرت نیست تقسیم بندی های حق و باطل می کند؛ وقتی به قدرت رسید خودش را حق می داند و بقیه را با معیارخودش می سنجد و این اتفاق اجتناب ناپذیراست.... ... اندیشه آزادی بیان این بود که : آدمی حق دارد خطا بکند و حق دارد رأی و سخن خطای خود را بدون واهمه مجازات و افتادن در تنگنا یا دیدن عقوبت و محروم شدن ازحقوق اجتماعی و سیاسی بیان کند. آیا شهروندی، رعیتی، مسلمانی، نامسلمانی درجامعه اسلامی و در جامعه ایرانی ما حق دارد که نقدهایی را که به روحانیت و حتی به دین دارد، آشکارا و لااقل دریک جامعه علمی ودانشگاهی بیان بکند یا حق ندارد. ... ...ازدوران مشروطه درایران وقتی بحث آزادی بیان درایران مطرح شد، دیگرصحبت ازاین نبود که فقط سخنان حق، حق دارند بیان شوند! سخن این بود که هرسخنی حق دارد که بیان شود و ما نمی توانیم بپذیریم که کسانی پیشاپیش بنشینند و خودشان تصمیم بگیرند که کدام سمی و خطرناک، و کدام غیرسمی و غیرخطرناک است و بعد اجازه نشر دهند. جامعه، یا دست کم جامعه عالمان، جامعه متخصصان، جامعه آگاهان باید به این نتیجه برسد که چیزی سمی وخطرناک است یا نیست . و درشگفت آنکه ما ندیدیم کسانی که این همه از بدی آزادی اندیشه سخن می گویند، یکجا از آفات قدرت مطلقه سخن گویند که اگر این فساد می آورد، آن هم فساد می آورد. آقای مهدی سینا اگر بر فقه مسلط هستید لطفا به کمک ما بیایید بازم انتقاد داشتم که بزرگواران فی*ل*تر کردند اما همینقدر که قبول کردید دین عفلانی است خیلی خوبه |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








