|
تحقیقی بودن اصول دین به چه معناست؟
|
|
۱۵:۵۱, ۴/تیر/۹۵
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
(۴/تیر/۹۵ ۱۴:۱۴)سعدی نوشته است: "تحری حقیقت" که بهاییا مطرح می کنند، یک شعار تبلیغاتیه. اونها این شعار رو مطرح می کنند اما لوازمش رو فراهم نمی کنند.جناب درسته عنوانش برای اونهاست ولی خودشونم اعتراف دارن که این کار بدیع ما نبوده . ادرس بدم؟ بعدشم تحری حقیقت معنای بدی نمیده که ،چرا ناراحت شدی شما تحقیق تو شریعت الهی رو از اول تا اخر داری پس نگو اسلامی ،همینجا بحث جند شق میشه گرامی . مثلا تو دیانت موسوی ما اصول دین نداریم؟ شاید اصلا اونها بر حق باشن و ما چرا اون رو تحقیق نکنیم؟ یا همینطور شریعت عیسوی و ابراهیمی و .... ؟ شما بنیانت رو کج گذاشتی. اگه فقط میخوای تو اسلام تحقیق کنی باید به قران و مدارک دسته اول به عنوان راهنما کمک بگیری و با عقل خطا پذیرت اون رو بسنجی . البته ممکنه عریف در عقل رو شما یچی دیگه بگیری برای همین عقل خطا پذیر اوردم* خوشم میاد شاه به شاخه میری و دوستم داری ما هم باهات بیاییم. این تیمیه عقل رو چقدر قبول داره ؟ (۴/تیر/۹۵ ۱۴:۱۴)سعدی نوشته است: می دونی یکی از انحرافاتی که ما در عقاید ابن تیمیه (پدر فکری وهابیت) می شناسیم، اینه که ایشون تعقل رو تا جایی جایز می دونستند که قرآن و حدیث رو تایید کنه. یعنی این چیزی که توسط برخی دوستان به عنوان نظر اسلام داره مطرح میشه، در واقع یک انحرافه که وارد اعتقادات ما شده.این لفظ ایشونت منو ... . ![]() یعنی طبق برداشت شما از روی تحقیاتی که کردی میشه این که عقل ملاک درستی و غلطی قران و حدیث؟ ان خودش خلاف نیست آیا ؟ ![]() خوب خدای وهابیت شیخ الاسلام میگه : حتی در اصول دین هم باید به کتاب و سنت رجوع کرد و تنها قرآن است که برای مطالب الهی دلایل عقلی بیان میکند. ابن تیمیه، مجموعة التفسیر شیخ الاسلام ابن تیمیة، ج۱، ص۳۸۵، بمبئی، ۱۳۷۴ق/۱۹۵۴م. الان نظر شما همین بود یا خلاف این؟ نقل قول:نقل قول:نوشته اصلی توسط سعدی شیرازیالان شما این مرحله عبارت قرمز رو طی کردین؟ نقل قول:نقل قول:وشته اصلی توسط سعدی شیرازی (۳۰/خرداد/۹۵ ۱۷:۰۶)mahdy30na نوشته است: با چه زبونی بهتون پاسخ بدم؟ شما میخوای یه تحقیق انجام بدی برای پایان نامه مثلا دکترای خودت ، میری از کتاب شنگول منگول رفرنس میدی و یا کتاب مورد تایید رشته مورد نظر .اینهم هیج تنافی با نظر و بیانی که اینجا بحث شد نداشت . اگه شما ایرادی میبینی صریح بگو . بازم تاکید میکنم اون حدیث منقول در ایتدا که خودت لینک دادی رو دوباره بخون شاید رفع ابهام بشه و روش تعقل کن .نمیگم اون حدیث رو بپذیر ببین میگم روش تعقل کن . اون حدیث رو دیالگی بین خودت و یکی دیکه حالا اسمش رو بزار عالم بزار دانشمند بزار عارف بزار فیلسوف بزار منطق دان هرچیزی که میخوای ( اصلا اون رو یه عبارت منطقی و چارچوب منطقی در نظر بگیر عاشق منطق خطا پذیر ) بعد بشین ببین چی بچیه . پاسخ قسمت دوم هم بقدری تکراری هست که تکرارش فقط اتلاف وقت هست و بس. تو یه جمع بندی کلی نظر خودت رو نسبت به پرسش خودش با توجه به یافته های عقلیت نقل کن .البته بدون ویرایش های مجدد. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |








