|
بررسی هری پاتر
|
|
۲۲:۰۹, ۱۳/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
مجموعه هفتجلدي «هري پاتر» يكي از معروفترين و پرفروشترين كتابهاي فانتزي در دهه هشتاد بوده است كه هم هواداران پروپاقرص و مشتاق دارد و هم مخالفانِ جدي و سرسخت. عدهاي (مانند جواد جزيني، نويسنده و مدرس) معتقدند هريپاتر يك پديده است و برخي ديگر (مثل مصطفي رحماندوست، نويسنده و شاعر) استقبال از كتابهاي جي. كي. رولينگ را نوعي تب و مد ميدانند كه فراگير شده است. گروه موافق (مانند محمدرضا گودرزي، نويسنده و منتقد) استفاده از گنجينه عظيم ادبيات كلاسيك و تركيب عناصر اسطورهاي و جديد در ساختار داستاني را دليلِ جذابيت ماجراهاي اين جادوگر عينكي ميدانند و گروه مخالف (مثل اميرحسين فردي، نويسنده و سردبير) اصرار دارند كه قصههاي پسرك يتيمِ رولينگ از نظر ساختاري و محتوايي اثري نازل و بيارزش است.
مهدي حجواني، نويسنده و پژوهشگر، معتقد است «اگر براي ادبيات فقط معيارها و مصداقهايي محدود و معين قائل شويم، ممكن است هري پاتر از نظر زيباييشناسي و جنبههاي ادبي، اثري نازل به شمار آيد اما اگر به تنوع مصداقهاي ادبيات داستاني واقف باشيم، آنگاه در مييابيم كه در كنار جنبههاي نازل هريپاتر، به وجوهي نيز برميخوريم كه از حيث ادبي، درخشان و تاثيرگذارند. نكته ديگر اينكه اگر هريپاتر از چشم بزرگسالان كتابخوان، مورد ارزيابي قرار گيرد، احتمالا از نظر ادبي نمره زيادي نخواهد گرفت اما اگر بررسي چنين اثري، معطوف به رويكرد «مخاطبمحور» باشد، آنگاه جايگاه برتري خواهد يافت. البته، منظور جايگاهي برتر در نوع خود است.» چرا هري پاتر پرفروش شد؟ اولين كتابهاي هريپاتر در اواخر دهه هفتاد از سوي انتشارات كتابسراي تنديس براي نوجوانان چاپ شد و تاكنون، بيشتر از يك ميليون جلد از آن بهفروش رفته است. شايد بتوان گفت هريپاتر تنها كتابي است كه بيشترين مخاطب را در گروههاي مختلف سني دارد و موفقيت آن در تاريخ ترجمه در ايران بيسابقه است. مهدي حجواني درباره كاركرد هريپاتر به دو مورد اشاره ميكند؛ افزايش تعداد مخاطب و اهميت دادن به سليقه او. از مريم الف (متاهل، 30ساله) ميپرسم آيا كسي را ميشناسد كه كتابهاي هري پاتر را خوانده باشد و از داستانهاي آن خوشش نيامده باشد؟ ميخندد و ميگويد: «اصلا نميتوانم تصور كنم كه كسي كتابهاي هري پاتر را خوانده باشد و دوست نداشته باشد! مگر ميشود؟ من از 20 سالگي خواندنِ اين كتابها را شروع كردم و مثل اين بود كه در دنيايي موازي با جهان واقعي زندگي ميكنم. ميشود گفت كه در ماجراهاي هريپاتر غرق ميشدم. بهنظر من، هريپاتر خيلي بيشتر از يك كتاب بود.» مهدي حجواني در كتاب «زيباييشناسي ادبيات كودك» درباره علتِ موفقيت هري پاتر از دو گروه از عوامل نام ميبرد؛ عوامل متني و عوامل فرامتني و مينويسد: «دشوار بتوان نقش رسانهها را در تبليغ و شيوه عرضه هري پاتر ناديده گرفت اما بسندهكردن به تبليغ و عرضه رسانهاي هم نوعي ناديدهگرفتن از نوع ديگر است.» الف) عوامل متني: وقتي از ويدا اسلاميه درباره دلايل استقبال بينظير مردم از هريپاتر سوال ميكنم، او ميگويد: «بهنظر من، هم تبليغات در فروش كتابهاي هريپاتر موثر بوده و هم جذابيتِ داستانهاي جي.كي.رولينگ.» بهترين و پرطرفدارترين مترجم كتابهاي هريپاتر ادامه ميدهد: «من با خود اثر و با مخاطبهاي آن در ارتباط بودم و هستم، براي همين فكر ميكنم كتابهاي هري پاتر بخصوص براي نوجوانها جذابند. البته ديدهام كه افراد از گروههاي مختلف سني كتابهاي هري پاتر را ميخوانند. حتي پدرها و مادرها يا پدربزرگها و مادربزرگها اين كتابها را خواندهاند. به خاطر اينكه ديدهاند بچههاي يا نوههايشان از اين كتابها استقبال ميكنند و آنها هم ميخواستند كتاب را بخوانند تا بفهمند موضوع چيست؟ و حالا خودشان هم طرفدار هريپاتر شدهاند و از داستانهاي خانم رولينگ خوششان آمده است.» اسلاميه ادامه ميدهد: «بهندرت ديدهام كه بچهها كتابي را براي چندبار بخوانند، اما درباره هريپاتر اينگونه بود مثلا بچهها ميآمدند به من ميگفتند كه ما هفتبار اين مجموعه را خواندهايم. اگر داستانهاي هري پاتر جذابيت يا حرفي براي گفتن نداشته باشد آدم آن را نميخواند. من نميتوانم يك كتاب را حتي براي دومينبار بخوانم ولي ببينيد هري پاتر چقدر جذابيت دارد كه بچهها آن را براي چندمينبار ميخوانند.» اسلاميه ميافزايد: «زمانيكه اولين كتاب از اين مجموعه منتشر شد، متن نسبت به زمان خودش زبانِ نو و تازهاي داشت. خانم رولينگ از ابرازهايي كه در ادبيات است، جادوگري و عوامل فانتزي بهشكل جديدي استفاده كرده بود و به خوبي توانسته بود داستان را پرداخت كند و براي همين بود كه كتابهاي هريپاتر گيرايي خاصي داشت.» توصيف: ويدا اسلاميه با تاكيد بر ويژگيهاي مثبتِ مجموعه كتابهاي هري پاتر از نظر ادبي، ميگويد: «اين كتابها هم مثل هر كار ديگري نقطه قوت و ضعف دارند اما نميتوانم بگويم فقط سرگرمكنندهاند. از نظر ادبي و بهدليل نوع نگاه نويسنده به مسائل اجتماعي يا رواني نيز آثاري ارزشمندند مثلا خانم رولينگ در كتاب سوم از ديد روانشناختي به قضيه نگاه كرده و درباره احساسات و عواطف بچهاي كه پدر و مادرش را از دست داده نوشته است يعني نميشود گفت كه مجموعه كتابهاي هري پاتر بهطور كلي اثر ضعيفي هستند و نميتوان گفت كه شاهكارند. شايد به نسبت اين همه استقبالي كه از هري پاتر شد بتوان گفت اينقدر هم ارزش نداشت ولي بهنظر من باز هم نميشود گفت كه كاملا بيارزش است.» وي در ادامه از توصيف بهعنوان يكي از ويژگيهاي مثبت در داستانهاي هريپاتر ياد ميكند: «خانم رولينگ خيلي به جزئيات ميپردازد و خوب توصيف ميكند. به طوريكه وقتي كتاب را ميخوانيم بهسادگي ميتوانيم آنچه را كه در داستان رخ ميدهد تصور كنيم و ميتوانيم خودمان را جاي شخصيتهاي داستان ببينيم. براي اينكه توصيفهايش بسيار دقيق هستند.» شخصيتپردازي: مترجم رسمي هري پاتر در ايران شخصيتپردازي خوب را يكي ديگر از ويژگيهاي قابلتوجهِ نويسندگي رولينگ ميداند. اما مهدي حجواني، با طرح اينكه هري پاتر از نظر شخصيتپردازي ضعيف است، درباره دلايل خود ميگويد: «از جمله مواردي كه ضعف شخصيتپردازي در هري پاتر را آشكار ميكند، سياه يا سفيدبودن اغلب شخصيتهاست. خانواده دورسليها كه هري پاتر تا 10سالگي در آن بزرگ شده است، شامل عمو ورنون، خاله پتونيا و تنها پسرشان دادلي، هر سه بيهيچ انعطافي، مطلقا عوضي، بيشعور و حيوانصفت نشان داده شدهاند. دوستان دادلي هم مثل خودش هستند. همين مطلقنگري، در ساختن شخصيتهايي كه در گروههاي مدرسه هاگوارتز حضور دارند هم مشهود است.» حجواني ميافزايد: «نكته مهم در ساخت و پرداخت شخصيتهاي اين رمان، توانايي آنها در يادگيري جادو و استفاده از قدرت جادويي است كه رمان را تا اين حد در چشم و دل خوانندگان و بهويژه خوانندگان كودك و نوجوان، روشن ساخته است اما اگر اين خصلت كه تازه و بديع هم نيست ، كنار گذاشته شود، شخصيتهاي هري پاتر وقتي وارد فضاي جادويي ميشوند و رفتهرفته خواننده به خصلت جادوگري آنها عادت ميكند، معمولي ميشوند و از اينجا به بعد، آنچه داستان را جذاب ميكند و پيش ميبرد، حوادثي است كه پيدرپي رخ ميدهند.» مايههاي اسطورهاي: ويدا اسلاميه ميگويد: «استفاده نويسنده از اساطير باعث شده مردم با فرهنگهاي مختلف در سرتاسر دنيا بتوانند نشانهاي از خودشان را در داستانهاي هري پاتر پيدا كرده و با آن احساس نزديكي كنند. وي ميافزايد: «كتابهاي فانتزي رويارويي خير و شر است و اين موضوعي است كه انسانها هميشه با آن روبهرو هستند و جذابيت خاص خودش را دارد.» ولي حجواني درباره مايههاي اسطورهاي هريپاتر معتقد است: «هري پاتر اسطوره نيست بلكه قصهاي است كه منطق اسطوره دارد و از اسطورهها و شخصيتهاي اسطورهاي مدد گرفته است. اگر به چنين ساختاري معتقد شويم، آنگاه بخشي از شگفتي ما نسبت به استقبال بيسابقه از هري پاتر برطرف ميشود زيرا منطق و ساخت و پرداخت اسطورهاي: اولا، گستره جهاني دارد و در ثاني، از سوي بچهها بهتر درك و دريافت ميشود.» ب) عوامل فرامتني: «از كجا بايد بدانيم يك كتاب چرا پرفروش ميشود؟ چه راهي داريم براي دريافت چنين نكتهاي؟» علياصغر سيدآبادي، شاعر و نويسنده، ميگويد: «شايد راهش يك نظرسنجي علمي باشد، هرچند معتقدم آن هم نميتواند به خوبي پاسخ دهد و شايد تحليل محتواي كتابهاي پرفروش و استخراج ويژگيهاي مشترك آن، اما فروش هري پاتر تفاوتي معنادار با بقيه پرفروشها داشت كه وجود ويژگيهاي مشترك به مثابه علل پرفروش را دستنيافتني ميكند. وي ميافزايد: «بااينهمه هري پاتر تبي را فراگير كرد كه تأمل در آن ميتواند به روشنشدن علل پرفروش شدنش كمك كند. پس از هري پاتر موجي از رمانهاي نوجوانان راه افتاد كه از عنصر جادو، جادوي سياه و نبرد بين خير و شر با چاشني جادو به عنوان دستمايه محوري استفاده كرده بودند. شركتهاي فيلمسازي نيز نظرشان به رمان نوجوان جلب شد و تقريبا ميشود گفت كه رمانهايي از جنس هري پاتر به ژانري مورد توجه تبديل شد و حتي اين موج به ايران نيز رسيد و رمانها و داستانهاي بلند زيادي با نيم نگاهي به هري پاتر نوشته شد اما اغلب اين آثار چنان كه انتظار ميرفت مورد توجه واقع نشد.» سيدآبادي درباره چرايي اين مسئله ميگويد: «به نظرم اين موضوع به غير از عامل جادو به نحوه نوشتن هريپاتر هم برميگشت. روايتي جذاب، پرتحرك و پرهيجان و سرراست از دنيايي عجيب و حضور قهرماني كه كمكم در رمانهاي مدرن كودك و نوجوان جايش را به جمع ميداد. در واقع، بهرغم همه بحثهايي كه درباره قهرمانگرايي و پايان دورهاش ميشود، هنوز حتي فيلمهاي پرفروش هاليوودي كه شاخص سليقه جهاني عوام است، قهرمانگرايي را پايانيافته نميداند.» نويسنده كتاب «شاهزاده بيتاج و تخت زيرزمين» با تاكيد بر عامل تبليغات ادامه ميدهد: «در كنار همه عوامل دروني رمان، به نظرم تبليغ هوشمندانه ناشر كتاب و همكاري نويسنده را نبايد ناديده گرفت. حجم خبري كه در كشوري مثل ايران از هريپاتر منتشر شده است با هيچ كتاب ديگري قابلمقايسه نيست. اگر به روزنامههاي نخستين روزهاي انتشار هري پاتر نگاهي كنيم و نوع خبررساني درباره اين پديده را ببينيم، در خواهيم يافت كه انگار همه ما تبديل شده بوديم به روابط عمومي انتشارات بلومزبري.» ويدا اسلاميه نيز دراينباره ميگويد: «تبليغات در فروش هري پاتر خيلي موثر بود چون كتابهاي زيادي در دنيا يا در ايران وجود دارند كه ممكن است داستانهاي جالبي داشته باشند اما درباره آنها تبليغات نميشود و كسي اين كتابها را نميشناسد. بنابراين، نميتوانند مخاطب خود را پيدا كنند.» وي ميافزايد: «امروز، ما در عصر ارتباطات زندگي ميكنيم و تا اتفاقي در اين طرف دنيا ميافتد، مردمِ آن طرف دنيا خيلي سريع ميفهمند. براي همين فكر ميكنم تبليغات در شناخت كتابهاي هري پاتر خيلي موثر بود و مردم قصه را دنبال ميكردند و بسياري هم خوششان آمد.» اين مترجم، با اشاره به نخستين سالهاي انتشار هري پاتر در ايران، ادامه ميدهد: «اوايل، هري پاتر خيلي شناخته شده نبود تا اينكه فيلمهاي آن به بازار آمد. البته فيلمهاي هريپاتر خيلي جالب نبودند مثلا اولين فيلم، يعني هريپاتر و سنگ جادو، اصلا فيلم خوبي نبود و بهنظر من اگر كسي كتاب را نخوانده بود، شايد از فيلم سردرنميآورد كه قصه چي شد؟ بااينوجود، تبليغات جهاني باعث شده بود كه نام هريپاتر دهان به دهان بچرخد و همه بخواهند اين را بدانند كه هريپاتر كيست؟ شايد مردم فيلم را ديدند و احتمالا از موضوع سردرنياوردند. بهنظر من، بعد از فيلم دوم و سوم بود كه استقبال مردم بيشتر شد؛ هم از فيلمها و هم از كتابها. فكر ميكنم فيلمهاي هري پاتر در معرفي اين اثر به جامعه ايراني نقش موثري داشت.» بااينحال، خوانندگان كتابهاي هريپاتر و بينندگان فيلمهاي آن نظرهاي متفاوتي دارند. نجات اتحادي (بيست وچهارساله) از فيلمهاي هريپاتر متنفر است اما كتابهاي آن را خوانده و خيلي دوست داشته است. اين دانشجوي رشته علوم اجتماعي ميگويد: «كتابهاي هري پاتر نسبت به ساير كتابهاي تخيلي متفاوت بود مثلا كتابهاي گرگ و ميش اصلا مرا جذب نكرد. ضمنا ترجمه ويدا اسلاميه هم خيلي خوب بود. براي همين بهنظر من، هري پاتر از آن دسته كتابهايي است كه آدم را جذب ميكند. بهطوري كه من ديگر دلم نميخواست كتاب را بگذارم زمين. حالا اينكه چرا؟ واقعا نميدانم.» |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





