|
نحوهء برخورد صحیح با افرادی که سگ دارند، چیست؟
|
|
۱۱:۱۶, ۲۷/آذر/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آذر/۹۶ ۱۱:۲۵ توسط راوی110.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
درود خداوند بر محبين و ارادتمندان پيامبر صلوات الله عليه و آله و اهل بيتش عليهم السلام كه از دشمنان ايشان و دوستان دشمنانش نيز بيزاري ميجويند.
يك مقدمه قبل از سخن اصلي تقديم كنم: ببينيد، در عالم هر چيزي اعم از زمانهاي گوناگون، اماكن گوناگون، سخنان گوناگون، چيزهاي گوناگون علاوهبر آثار مادي كه بر جسم انسان دارند، داراي آثار فرامادي و معنوي بر نفس و روح انسان نيز هستند. يعني به عنوان نمونه هنگام سحر يا زير قبه حضرت سيدالشهدا عليه السلام يا ذكر خداوند و در مطلب مورد گفتگوي ما حيواني به نام سگ علاوه بر آثار مادي كه بر جسم دارند، داراي آثار فرامادي و معنوي براي نفس و روح نيز هستند. فارغ از مشكلات غيرقابل انكار مادي و بهداشتيِ آميختهگي زندگي انسان با سگ! كه در دين مبين اسلام تنها داشتن سگ شكاري آنهم در جايي دور از خانه مورد تأييد است!!! و كلام و سيره معصومين اين امر را نشان ميدهد. در باب آثار معنوي و فرامادي بر روح و نفس انسان، آميختهگي و انس با اين موجود تأثيرات بسيار مخربي بر روح و نفس آدمي دارد و نهی معصومين عليهم السلام بيشتر براي اين تأثير است. حال يك وقت هست كسي ميگويد نه براي من بندگي و تقرب خدا در اولويت است و اينكه كلام معصومين عليهم السلام را قبول دارم و برايم رسيدن به آنچه براي نفسم خوشايندتر است در اولويت است، براي چنين كسي سخني گفته نميشود و صلاح مملكت وجودش را خسروش داند. اما اگر كسي برايش بندگي خدا و تقرب به او مهم و در اولويت است و كلام و سخن و سيره معصومين هم ملاك و حجت بايد بداند كه علاوهبر مشكلات بسيار عديدهاي كه آميختگي با زندگي سگ براي جسم و سلامت بدن انسان در پي دارد و غير قابل انكار و غير قابل كنترل است (به عنوان نمونه شما بزاق سگ را كه دايم ميآيد و در آن مشحون از آلودگيست ميخواهيد چه كنيد؟) آميختگي با سگ تأثيرات بسيار بسيار مخربي بر روي روح و نفس و شخصيت آدمي برجاي ميگذارد. براي كسي كه دغدغه كسب رضايت خدا و بندگي و تقرب را دارد روايات ذيل كفايت ميكند 1- وَ قَالَ الصَّادِقُ(علیه السلام): لَا تُصَلِّ فِي دَارٍ فِيهَا کَلْبٌ إِلَّا أَنْ يَکُونَ کَلْبَ صَيْدٍ، وَ أَغْلَقْتَ دُونَهُ بَاباً، فَلَا بَأْسَ، وَ إِنَّ الْمَلَائِکَة لَا تَدْخُلُ بَيْتاً فِيهِ کَلْبٌ وَ لَا بَيْتاً فِيهِ تَمَاثِيلُ وَ لَا بَيْتاً فِيهِ بَوْلٌ مَجْمُوعٌ فِي آنِيَة.(72) امام صادق(علیه السلام) فرمود: نماز مگذار در خانه اي که در آن سگ است مگر اينکه سگ صيد باشد، و دربي برويش بسته شود ، در اين صورت اشکالي ندارد ... 2-قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): إِنَّ جَبْرَئِيلَ أَتَانِي فَقَالَ إِنَّا مَعْشَرَ الْمَلَائِکَة لَا نَدْخُلُ بَيْتاً فِيهِ کَلْبٌ وَ لَا تِمْثَالُ جَسَدٍ وَ لَا إِنَاءٌ يُبَالُ فِيه.(73)
پيامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: همانا جبرئيل بر من وارد شد و گفت: ما ملائکه بر خانه اي که در آن سگ و مجسمه و ظرفي که در آن ادرار مي کنند، وجود دارد، داخل نمي شويم.
3-عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام): قَالَ يُکْرَهُ أَنْ يَکُونَ فِي دَارِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ الْکَلْبُ.(74)
امام صادق(علیه السلام) فرمود: ناپسند است در خانه مرد مسلمان سگ باشد. 4- عَنْ زُرَارَة عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: مَا مِنْ أَحَدٍ يَتَّخِذُ کَلْباً إِلَّا نَقَصَ فِي کُلِّ يَوْمٍ مِنْ عَمَلِ صَاحِبِهِ قِيرَاطٌ.(75)
زراره از امام صادق(علیه السلام) نقل مي کند: کسي سگي را نگهداري نمي کند مگر اينکه هر روز از عمل او کاسته مي شود. 5-قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(علیه السلام): لَا خَيْرَ فِي الْکَلْبِ إِلَّا کَلْبَ الصَّيْدِ أَوْ کَلْبَ مَاشِيَة.(76)
اميرالمؤمنين(علیه السلام) فرمودند: خيري در نگهداري سگ نيست، به جز سگ شکاري و سگ گلّه. 6-عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: لَا تُمْسِکْ کَلْبَ الصَّيْدِ فِي الدَّارِ إِلَّا أَنْ يَکُونَ بَيْنَکَ وَ بَيْنَهُ بَابٌ.(77) امام صادق(علیه السلام) فرمود: سگ شکاري را در خانهات نگهداري مکن مگر اينکه بين تو و او دربي باشد.(محل زندگي او جدا باشد)
7-«سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنِ الْکَلْبِ؛ فَقَالَ: رِجْسٌ نِجْسٌ، لَا يُتَوَضَّأْ بِفَضْلِهِ، وَ اصْبُبْ ذَلِکَ الْمَاءَ وَ اغْسِلْهُ بِالتُّرَابِ أَوَّلَ مَرَّة ثُمَّ بِالْمَاءِ.(31) راوي حکم سگ را از امام صادق (علیه السلام) سؤال کرد، حضرت فرمود: پليد و نجس است، از اضافه آبي که آشاميده نبايد وضو گرفته شود، آن آب را بريز و (ظرف) را بار اول با خاک و سپس با آب بشوى.» روايات خريد و فروش سگ
روايات وارد شده، از خريد و فروش سگ نهي کرده و بهاي آن را «سُحت(62)» مي دانند. مثل: 2-عَنْ أَبِي بَصِيرٍ، قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنْ ثَمَنِ کَلْبِ الصَّيْدِ؛ قَالَ: لَا بَأْسَ بِثَمَنِهِ وَ الْآخَرُ لَا يَحِلُّ ثَمَنُهُ(65).1- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْعَامِرِيِّ، قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنْ ثَمَنِ الْکَلْبِ الَّذِي لَا يَصِيدُ؛ فَقَالَ: سُحْتٌ؛ وَ أَمَّا الصَّيُودُ فَلَا بَأْسَ(63). از امام صادق(علیه السلام) در مورد بهاي سگي که شکاري نيست، سوال شد. حضرت فرمود: سُحت (حرام) است؛ اما (گرفتن بهاي) سگ صيد اشکالي ندارد. ابي بصير از امام صادق(علیه السلام) از بهاي سگ شکاري سوال کرد، حضرت فرمود: اشکالي ندارد؛ اما بهاي ديگر سگها حلال نيست. 4- فِي حَدِيثٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قَالَ: ثَمَنُ الْخَمْرِ وَ مَهْرُ الْبَغِيِّ وَ ثَمَنُ الْکَلْبِ الَّذِي لَا يَصْطَادُ مِنَ السُّحْتِ(66). رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در سخني فرمود: بهاي شراب ، بهاي زناکار، و بهاي سگي که شکار نمي کند، سُحت (حرام) است. براي كسي هم كه به دنبال كيف نفسش باشد، دروازه توجيه بازِ باز است تا لحظهاي كه به سكرات مرگش نزديك شود...
خداوند در خصوص چنين افرادي ميفرمايد: بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ ﴿سوره قيامت - ۵﴾ترجمه مکارم شیرازی: (انسان شك در معاد ندارد) بلكه او ميخواهد (آزاد باشد و) تا عمر در پيش رو دارد گناه كند. خداوند هادي و نگهدار محبين اهل بيت و مستضعفين فكري كه به علت قاصر بودن در اين استضعافشان محب اهل بيت نيستند و اگر به ايشان آگاهي داده شود محب اهل بيت ميشوند و مبغض دشمنان ايشان. (72) ـ من لا يحضره الفقيه، ج1 ، 246 ، باب المواضع التي تجوز الصلاة فيها و المواضع التي لا تجوز فيها ..... ص240. (73) ـ الکافي، ج3 ، 393، باب الصلاة في الکعبة و فوقها و في البيع و الکنائس و المواضع التي تکره الصلاة فيها ..... ص 387. الکافي، ج3 ، 395، باب الصلاة في ثوب واحد و المرأة في کم تصلي و صلاة العراة و التوشح ..... ص393ـ بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ،ج56، 177، باب 23 حقيقة الملائکة و صفاتهم و شؤونهم و أطوارهم ..... ص144. (74) ـ بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج62، ص50 ـ وسائلالشيعة، ج 11 ،ص530. (75) ـ بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج62، ص50. (76) ـ بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج62، ص 53 ـ وسائلالشيعة، ج 11 ،ص530. (77) ـ بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج62، ص 53. (31) ـ وسائلالشيعة ج3 ص415. (63) - وسائلالشيعة ج17، ص119. (65) - وسائلالشيعة ج17،ص119. (66) - وسائلالشيعة ج17،ص119. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






