|
شيوه عزاداري در ماتم شهادت سيدالشهداء (ع)_قسمت اول تا چهارم
|
|
۲۳:۳۷, ۱۶/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/دی/۸۹ ۲۳:۳۹ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت سوم:مرثيه خداوند و انبياء بر حسين بن علي (علیه السلام) روايات بسياري در زمينه مرثيه سرايي در غم و اندوه شهادت حضرت سيدالشهداء نقل شده که در ادامه دو نمونه ذکر شده است. قصد و غرض تبيين اصل عزاداري بر سالار شهيدان است. مرثيه خداوند بر حسين بن علي (علیه السلام) و گريستن حضرت ابراهيم (علیه السلام) خداوند به او وحي کرد که: اي ابراهيم! محبوبترين بنده ام در نزد تو کيست؟ گفت: پروردگارا! نزد من آفريده اي محبوبتر از حبيبت، محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نيافريده اي. فرمود: آيا او نزد تو محبوبتر است يا خودت؟ گفت: او نزد من از خودم محبوبتر است. فرمود: فرزند او نزد تو محبوب تر است يا فرزند خودت؟ گفت: فرزند او. فرمود: سربريده شدن فرزند او از سر ستم به دست دشمنانش برايت دردناکتر است يا سربريده شدن فرزندت به دست خودت و در راه اطاعت من؟ گفت: پروردگارا! سربريده شدن فرزند او از سر ستم به دست دشمنانش برايم دردآورتر است. فرمود: اي ابراهيم! گروهي که خود را امت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مي پندارند، پسرش حسين (علیه السلام) پس از او از سر ستم و دشمني مي کشند همانگونه که قوچ را سر مي برند و با اين عمل گرفتار خشم من مي شوند. ابراهيم بخاطر آن، بي تابي کرد و قلبش به درد آمد و شروع به گريستن کرد. « فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ يَا إِبْرَاهِيمُ مَنْ أَحَبُّ خَلْقِي إِلَيْكَ؟ فَقَالَ: يَا رَبِّ مَا خَلَقْتَ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ. فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَ فَهُوَ أَحَبُّ إِلَيْكَ أَمْ نَفْسُكَ؟ قَالَ: بَلْ هُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ نَفْسِي. فَاَوحَي الله تَعالي اِلَيه :فَوَلَدُهُ أَحَبُّ إِلَيْكَ أَمْ وَلَدُكَ؟ قَالَ :بَلْ وَلَدُهُ. فَاَوحَي الله تَعالي اِلَيه :فَذَبْحُ وَلَدِهِ ظُلْماً عَلَى أَيْدِي أَعْدَائِهِ أَوْجَعُ لِقَلْبِكَ أَوْ ذَبْحُ وَلَدِكَ بِيَدِكَ فِي طَاعَتِي؟ قالَ: يَا رَبِّ بَلْ ذَبْحُ وَلَدِه ظُلماً عَلَى أَيْدِي أَعْدَائِهِ أَوْجَعُ لِقَلْبِي فَأَوحَي الله تَعالي اِلَيه :يَا إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ طَائِفَةً تَزْعُمُ أَنَّهَا مِنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ سَتَقْتُلُ الْحُسَيْنَ ابْنَهُ مِنْ بَعْدِهِ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْشُ وَ يَسْتَوْجِبُونَ بِذَلِكَ سَخَطِي. فَجَزِعَ إِبْرَاهِيمُ لِذَلِكَ وَ تَوَجَّعَ قَلْبُهُ وَ أَقْبَلَ يَبْكِي». [عيون اخبار الرضا (علیه السلام)/ج1/ص209] مرثيه جبرئيل امين بر حسين بن علي (علیه السلام) و گريستن حضرت آدم (علیه السلام) در کتاب شريف درّ ثمين در تفسير قول خداوند متعال که فرمود: « سپس آدم از پروردگار خود سخناني فرا گرفت » آمده است: زمانيکه حضرت آدم به ساق عرش نظر نمود، اسماء خمسه ي طيبه را ديد و جبرئيل او را تلقين نمود که اين دعا را بخواند: « يَا حَمِيدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ يَا عَالِي بِحَقِّ عَلِيٍّ يَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَةَ يَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ يَا قدیم الْإِحْسَانُ بِحَقِّ الْحُسَيْنِ » پس خواند. وقتي به نام حسين (علیه السلام) رسيد، اشک او جاري شد و قلب مبارکش به درد آمد. پس فرمود: « اي برادرم، جبرئيل! در پنجمين ذکر از اين اسماء خمسه، قلبم شکسته شد و اشک چشمم جاري گشت. جبرئيل عرض کرد: « اي آدم! اين پسر تو مصيبت زده مي شود بمصيبتي که جميع مصائب نزد او کوچک است » حضرت آدم فرمود: « اي برادر! آن مصيبت چيست؟ » جبرئيل عرض کرد: « او مظلوم کشته مي شود در حاليکه تشنه، غريب، يکه و تنها است، نه از براي او ياوري است و نه ياري کننده اي، و اگر او را ببيني در حاليکه مي گويد: واي از تشنگي، واي از بي ياري! آنچنان از فرط تشنگي اوضاع بر او سخت مي شود که ميان او و آسمان را مثل دود حايلي مي بيند، و کسي به او جواب نمي دهد مگر شمشير ها و شراره هاي مرگ، کشته مي شود آنچنان که گوسفندي را از پشت سر ذبح مي کنند، خيمه هاي او غارت مي شود و سرهاي آنان را در شهرها مي گردانند، زنان اهل بيت با آنان هستند و چنانکه گذشته در علم خداي واحد منان » پس آدم و جبرئيل مانند مادر داغديده گريه کردند. وَ رَوَى صَاحِبُ الدُّرِّ الثَّمِينِ فِي تَفْسِيرِ قَوْلِهِ تَعَالَى :« فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ » [1] أَنَّهُ رَأَى سَاقَ الْعَرْشِ وَ أَسْمَاءَ النَّبِيِّ وَ الْأَئِمَّةِ ع فَلَقَّنَهُ جَبْرَئِيلُ قُلْ :«يَا حَمِيدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ يَا عَالِي بِحَقِّ عَلِيٍّ يَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَةَ يَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ مِنْكَ الْإِحْسَانُ » فَلَمَّا ذَكَرَ الْحُسَيْنَ سَالَتْ دُمُوعُهُ وَ انْخَشَعَ قَلْبُهُ وَ قَالَ يَا أَخِي جَبْرَئِيلُ فِي ذِكْرِ الْخَامِسِ يَنْكَسِرُ قَلْبِي وَ تَسِيلُ عَبْرَتِي قَالَ جَبْرَئِيلُ وَلَدُكَ هَذَا يُصَابُ بِمُصِيبَةٍ تَصْغُرُ عِنْدَهَا الْمَصَائِبُ فَقَالَ يَا أَخِي وَ مَا هِيَ قَالَ يُقْتَلُ عَطْشَاناً [عَطْشَانَ] غَرِيباً وَحِيداً فَرِيداً لَيْسَ لَهُ نَاصِرٌ وَ لَا مُعِينٌ وَ لَوْ تَرَاهُ يَا آدَمُ وَ هُوَ يَقُولُ وَا عَطَشَاهْ وَا قِلَّةَ نَاصِرَاهْ حَتَّى يَحُولَ الْعَطَشُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ السَّمَاءِ كَالدُّخَانِ فَلَمْ يُجِبْهُ أَحَدٌ إِلَّا بِالسُّيُوفِ وَ شُرْبِ الْحُتُوفِ فَيُذْبَحُ ذَبْحَ الشَّاةِ مِنْ قَفَاهُ وَ يَنْهَبُ رَحْلَهُ أَعْدَاؤُهُ وَ تُشْهَرُ رُءُوسُهُمْ هُوَ وَ أَنْصَارُهُ فِي الْبُلْدَانِ وَ مَعَهُمُ النِّسْوَانُ كَذَلِكَ سَبَقَ فِي عِلْمِ الْوَاحِدِ الْمَنَّانِ فَبَكَى آدَمُ وَ جَبْرَئِيلُ بُكَاءَ الثَّكْلَى. [بحارالانوار/ج44/ص245/ح44] -------------------------------------------------------------------------------- [1] - بقره/37 منبع:سایت اطلاع رسانی حجت الاسلام علوی تهرانی fares.ir
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ایا من مسلمانم؟(دوره چهارم رشد،بلوغ عاطفی) | یاســین | 6 | 3,088 |
۱۹/آذر/۹۳ ۱۰:۲۷ آخرین ارسال: یاســین |
|







