|
مسکن ما، از مامن ارامش تا خوابگاه شبانه
|
|
۱۲:۴۴, ۱۰/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/شهریور/۹۰ ۱۲:۵۳ توسط tyujhgfd.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
امروزی شدن خانه: مدرنیته به اشکال مختلف از فرم، کارکردها و درون خانه سنت زدایی می کند. این فرایند سنت زدایی را می توان امروزی شدن خانه نامید. مراد از امروزی شدن بریدن خانه از گذشته و تاریخ از یک سو، و هماهنگ شدن با شرایط زمان حال از سوی دیگر است. استفاده از مصالح و تکنولوزی امروزی در ساختمان خانه خانه در جامعه پیشامدرن دارای هویت تاریخی است و همواره با خود نوعی تاریخ و گذشته را حمل می کند. خانه ها مانند افراد دارای شناسنامه و اصل و نسب هستند و این هویت و تبار به خانه منزلت و اعتبار می دهد. در جامعه پیشامدرن خانه کمتر جنبه موقتی دارد و خانواده اغلب تمام طول عمر خود هرگز جابجا نمی شود و بعد از آن نیز خانه به فرزندان و نوادگان انتقال می یابد. از این طریق خانه پایگاه نسبتا ثابتی است که ممکن است چندین نسل در آن زندگی کنند. استمرار چندین نسل در یک خانه، خانه را به منزله حافظه عینی و مادی تبار و خاندان می سازد. از اینرو حراست از خانه، به معنای حراست از میراث خانوادگی است.
عقلانی شدن خانه: به همین دلیل «معماریِ مدرن» که ابتدا در دهه ها نخست قرن بیست ظاهر شد، و بعد توسعه یافت الگوی تازه ای از خانه متناسب با کارکردهای جدید آن بوجود آورد. اولین موج «معماری مدرن» چند ویژگی داشت: 1- کوچک بودن2- ساده بودن3- حداکثر استفاده از فضا 4- فاقد نشانه و رنگ5- برمبنای تقسیم کار فضایی. همان طور که «خانواده هسته ای» کوچک تر و محدودتر و ساده تراز «خانواده گسترده» بود، «خانه مدرن» هم کوچک تر، ساده تر و بدون رنگ و لعاب تر بود. شهری شدن خانه: اکنون هویت یابی و جامعه پذیری فرزندان به بیرون از خانهها – مدرسه، خیابان، سینما، تلویزیون، اینترنت، پارک ها، کافی شاپ ها، کتابخانه ها، ورزشگا ها و استادیوم ها، شهربازی ها، و ...- منتقل گردیده و تلقیِ کاملاً متفاوتی از جایگاه و نقش خانه نسبت به سابق بوجود آمده است. به عبارتی، خانه بعنوان جزء کوچکی از شهر و یا خانه در ارتباط با شهر نه در ارتباط با خودمان معنا پیدا می کند. نوعی یک دست سازی خانهها براساس ویژگیهای شهری شکل گرفته است. و این شهر است که بیشتر تعیین کننده هویت خانه است نه صاحبان آن. خانههایی بوده که به هر سه حافظه ملی، فردی، تاریخی ربط داشته اما در دنیای مدرن دیگر چندان اینگونه نیست. با توسعه شهرنشینی خانه نیز بسیاری از کارکردهای سنتی اش مانند خانه به مثابه محل غذا خوردن، محل تفریح و آسایش، محل ملاقات و میهمانی، محل جشن ها و برگزاری آیین ها و محل کار و البته تولید ، همه چیز بجز محل خواب را به فضاهای شهری متقل کرده است. اکنون دیگر شعار «شهر ما خانه ما» بیش از انکه خانه «استعاره ای» برای شهر باشد، بیانگر و توصیف «واقعیت» است. امروزه بخش عمدهای از اوقات زندگی در شهر و فضاها و مکانهای گوناگون شهری سپری میگردد. متعاقباً اوقات مختص به درون منزل بسیار کمتر شده است. زمانی خانه به عنوان جایی که خاطرات و تجربیات کودکی در آن شکل میگرفت حائز اهمیت بود. اما در عصر حاضر خاطرات ما دیگر مختص به محیط خانه نیست. عرفی شدن خانه: مدرنیته آنگونه که در غرب و اروپا تجربه شده و در دیگر کشورها بسط یافته است، اغلب با عرفی یا سکولار شدن فرهنگ همراه بوده است. با گسترش مدرنیته روح متافیزیکی و قدسی که حاکم بر ابعاد مختلف فرهنگ بود بتدریج جای خود را به ارزش های عرفی و دنیوی داد. خانه و مسکن سنتی در جوامع پیشا مدرن به صورت های مختلف حامل ارزش های دینی و باورهای اسطوره ای و متافیزیکی بود. اما در شرایط مدرن دیگر خانه از نمادهای و نشانه های متافیزیکی خالی می شود. ساخت و ساز خانه تحت قواعد عقلانی که معماری و دانش مدرن همچنین شرایط فضاهای شهری و شهرنشینی تعیین و ایجاب می کند صورت می گیرد. برای مثال، در معماری ایرانی، گنبد نمادی از آسمان و ملکوت بود و به خانه صورتی از معماری مسجد و اماکن مذهبی و زیارتگاهی می داد. همچنین رنگ فیروزه ای، رو به قبله ساخت، بکابردن نمادهای دینی مانند نصب کاشی های مزین به ایات قرانی و ادعیه دینی و نمادهای دینی دیگر. این مجموعه به خانه روح اسلامی و دینی می بخشید. اما با گسترش معماری مدرن و توسعه مدرنیته، خانه های گنبدی، کاربرد رنگ فیروزه ای و کاشی های مزین به ایات قرآن و دیگر نمادها و نشانه های مذهبی تنها محدود به مساجد، حسینیه ها و بقاء متبرکه شد. درفضای پست مدرن کنونی تغییرات دیگری رخ داده و در حال وقوع است. اگرچه معماری پست مدرن به نوعی در تلاش برای استفاده مجدد از فرم، طرح، رنگ ها و الگوهای سنتی و تلفیق آن با تکنولوزی و مواد و دانش مدرن امروزی است اما تحولات مقوله خانه بیش از تحول فرم و معماری ساختمان ها در دوره پست مدرن کنونی است. من در ادامه برخی از این تحولات را بصورت کوتاه توضیح می دهم. جهان/محلی شدن خانه: نمی توان بدون در نظر گرفتن فرایندهای جهانی شدن به درکی واقعبیانه از زندگی اجتماعی انسان معاصر بدست آورد. گسترش فرایند های جهانی شدن فشردگی و درهم تنیدگی زمانی و مکانی، بتدریج اهمیت مکان را هر روز می کاهد و به «فضا» -فضای مجازی ساخته شبکه های اینترنتی و تکنولوزی های دیجیتالی و ارتباطی - اهمیت بیشتر می دهد. حتی اهمیت سرزمین، وطن و زادگاه نیز با چالش مواجه شده است. «شهروند جهانی» امروز در جایی بدنیا می اید، در جای دیگر تحصیل می کند، و در سرزمین های مختلف به کار می پردازد. جهان سیال امروز می رود نوعی کوچ زیستی جهانی نوین را همگانی و ابداع کند. در این شرایط مفهوم خانه، خانه پدری، سرزمین ابا و اجدادی، و وطن و خانه خصوصی دیگر آن حس و حال سنت را تداعی می کنند. از طرف دیگر، گسترش الگوهای معماری و خانه سازی که عمدتا ابتدا در کشورهای غربی و متناسب ارزش های آنها ظاهر می شود و سپس به دیگر کشورها گسترش می یابد، نوعی «همگن سازی» فرهنگ خانه را بوجود آورده است. تشخیص شباهت های بین نیویورک، توکیو و تهران از نظر ساختمان ها و فضاهای شهری کاری است که چشم غیر مسلح هر شهروند و توریستی می تواند آن را انجام دهد. آپارتمان ها و برج های سر بفلک کشیده و بناهای مکعبی و مستطیلی با مصالح سنگ، شیشه، سیمان و اهن. اما در عین حال نباید و نمی توان از گسترش سبک های محلی معماری و خانه سازی در سطح جهانی غافل بود. از سویی دولت های غیر غربی، به منظور جلوگیری از غربی شدن – که گاه آمریکایی شدن هم می گویند –در تلاش اند تا به احیا و گسترش ارزش های معماری سنتی و محلی خود بپردازند. و از سوی دیگر گسترش مهاجرت مردم بسوی کشورهای غربی، باعث رواج هر چه بیشتر فرهنگ و سنت های حاشیه ای در مرکز شود. شاید افزایش تعداد مساجد در شهرهای آمریکا و اروپا یکی از نشانه های بارز حضور معماری اسلامی در غرب باشد. اما شکل گیری محلات و اجتماعات مهاجر در شهرهای بزرگ آمریکا و اروپا بیش از گسترش سبک های معماری، توانسته است «خانه» در معنای چینی، ژاپنی، آفریقایی و شرقی و بطور کلی غیر غربی آن را به این کشورها وارد کند. فروشگاه ها، کلاب ها ورستوران های چینی و ژاپنی و هندی با نمادهای فرهنگ ملی و سنتی شان در لندن، بیش از بناهای تاریخی عصر ویکتوریا توجه توریست هایی که از لندن دیدن می کنند بخود جلب می کند. این نکته را می توان درباره مام شهرهای بزرگ غرب مشاهده کرد. فردی شدن خانه: فردگرایی یکی از شاخص های مهم رشد مدرنیته بوده است. مراد از فردگرایی اهمیت یافتن و ترجیح خواسته های فردی در برابر خواسته ها، ارزش ها و ساختارهای کلی جمعی تاریخی است. فردگرایی جنبه های سیاسی، اجتماعی و اخلاقی دارد. رشد فردیت در عرصه های مختلف می تواند تاثیرگذار باشد. خانه یکی از این عرصه ها است. میل به داشتن خانه شخصی مستقل و جدایی گزینی از خانواده و خانه پدری، تخصیص یافتن فضای خصوصی به هر یک از افراد خانه (اتاق فرزندان، اتاق خواب والدین)، اهمیت یافتن کارکرد حریم خصوصی، تنوع یافتن یافتن سبک های دکوراسیون و آرایش منزل، و محدود شدن روابط همسایگی همگی بخشی از فرایند فردی شدن خانه است. من در گزارش مردمنگارانه خانه روستایی پدری ام نمونه و شاهدی از خانه فردی ناشده ارائه می کنم. در آنجا به نحو ملموس تری می توان با مشاهده خانه پیشامدرن تاثیرات مدرنیته و فردی شدن را دید. ادر کشورهایی مانند بریتانیا که مدرنیته رشد یافته است نیز می توان مصداق بارز فردی شدن خانه را مشاهده کرد. مارتین با استناد به زندگینامه ها، تحقیقات و تجارب شخصی خود - که در یک فرهنگ و خانواده کارگر انگلیسی تربیت شده است- نشان می دهد فرهنگ طبقه کارگر بریتانیا تا دهه شصت آزادی های فرد را محدود و بجای تأکید بر خودانگیختگی و خودشکوفایی بر کنترل و نظم تاکید می کرده است. او با تحلیل «الگوی خانه سنتی انگلیسی» طبقه کارگر نشان می دهد تا چه میزان فرهنگ سنتی انگلیسی سرکوبگرانه و محدود کننده ی فردیت افراد بوده است. کودکان با ارزش های پدرسالارانه تربیت می شدند و فرهنگ مردسالارانه بر تمامی زندگی سایه تیره اش را افکنده بود. اما ریموند فیرث و همکارانش در 1969 نشان دادند آنچه لوییس و مود به منزله خانه طبقه متوسط در بریتانیا توصیف کرده بودند در شرف تغییر اساسی است. لوییس و مود خانه سنتی بریتانیایی را اینگونه توصیف کرده اند: «خانه طبقه متوسط را خانه ای که کم و بیش منتظم، مبتنی بر سلسله مراتب نظم و حتی آیین و مناسک» توصیف کرده بودند (Firth et al. 1969 ). دمکراتیک شدن خانه: خانه مفهومی نابرابر در تلقی سنتی داشته است. مفهوم «خانه پدری» بیش از هر چیز بیانگر خصلت «پدرسالارنه» خانه در تلقی سنتی آن است. خانه مانند دیگر مقولات اجتماعی مذکر بوده است زیرا اساس خانه بر ایجاد آسایش و رفاه مرد و تحت مدیریت و اقتدار پدر استوار بود. خانه در مالکیت پدر بود و زن و فرزندان نیز مانند خانه بخشی از دارایی های او بشمار می رفت. تجاوز به ساکنان خانه نه تنها تجاوز به شرف و ناموس مرد بلکه تجاوز به اموال و دارایی های او بود. زن در نظام تقسیم کار سنتی نقش کد بانوی خانه را داشت. از اینرو همسر ایدهال مرد سنتی «زن خانه دار» است که بتواند «کارهای خانه» را بدرستی انجام دهد. بعلاوه، یکی از کارکردهای خانه حفاظت از زنان بوده است، نقشی که لباس و پوشش نیز به نحو دیگری آن را انجام می دهد. یکی از نزاع های اصلی سنت گرایان در زمینه جنسیت و تبعیض جنسیتی، این است که سنت گرایان در الگوی ایده ال خود زن و وظایف او را در مادر شدن، تربیت کودک، گرم نگهداشتن محیط خانه، کدبانوگری و خانه داری می بینند، و در مقابل منتقدان فمنیست و نو گرا در تلاش اند تا زن را از«چاردیواری خانه» به «محیط جامعه» بکشانند و فرصت های بیشتری برای او در جامعه و بیرون از خانه فراهم سازند. از این دیدگاه می توان گفت کارکرد جنسیتی خانه ایجاد حریم برای زنان است. همان طور که گفتیم کارکرد پنهان سازی خانه بسیار کاهش یافته است. این تاثیر رسانه ها در تقلیل کارکرد حریم سازی خانه را می توان تا حدودی در بستر فرایند کلی تر رشد فردیت و بازتر شدن قلمرو حریم خصوصی و تغییر جنسیت خانه دانست. همان طور که تلقی از لباس تغییر کرده است و لباس دیگر برای پوشاندن بدن و پنهان کردن بعد فیزیکی انسان از روابط اجتماعی او نیست بلکه بالعکس پوشش رسانه ای است برای تسریع و تسهیل ارتباط با دیگری است، مسکن و خانه نیز دیگر کمتر نقش ایجاد فاصله بین خود و غیر خودی را در فرهنگ معاصر ایفا می کند. انسان معاصر بیشتر میل به افشای خود، بیان خود، و خود را در معرض دیگران نهادن دارد. گویی دیگر چیزهای زیادی برای پنهان داشتن نمانده است که نیازی به دیوارهای بلند خانه باشد. آنچه خانه و دیوارهایش را اهمیت می بخشد حفاظت از اموال و دارایی های مادی درون خانه است که از دسترس سارقان امان بماند نه روابط اجتماعی و معنوی ساکنان خانه. بعلاوه، با افزایش آگاهی های جنسیتی و رشد جنبش زنان و افزایش فرصت های شغلی و اجتماعی زنان و حضور بیشتر آنها در جامعه و بیرون از خانه و با تغییر و کاهش کارکردهای خانواده، خانه نیز دیگر کمتر کارکرد جنسیتی سنتی خود را ایفا می کند. این تغییر جنسیت نه تنها می تواند در نحوه دکوراسیون، تزئنات و متعلقات خانه و همچنین مولفه های معماری آن تاثیر بگذارد بلکه تعیین کننده نوع روابط درون خانه نیز می تواند باشد. برداشته شدن دیوارهای آشپزخانه، قابل رویت بودن اتاق ها، بر داشته شدن اندرونی و بیرونی، تخصیص یافتن اتاق شخصی به دختران و پسران به یک نسبت، افزایش پنجره ها و گشودگی به فضاهای بیرون برخی از این تغییرات است که به نحو گسترده ای در اغلب جوامع مدرن مشاهده می شود. در شرایط مدرن شده کنونی دیگر بجای «خانه پدری» مفهوم دموکراتیک تر «home family » یا «خانه خانودگی» بکار می رود. رسانه ای شدن خانه: جان تامپسون در کتاب «ایدئولوزی و فرهنگ مدرن» رسانه ای شدن را مهمترین فرایند تحول فرهنگ معاصر می داند. بدون تردید رسانه ها از راه بازنمایی و توسعه و تسهیل ارتباطات و تسریع گردش اطلاعات نقش و تاثثیر مهمی ذر فرهنگ معاصر ایفا می کنند. تاکنون درباره تاثیر رسانه بر مسکن و بخصوص خانه مطلبی ندیده ام. از اینرو بررسی های تجربی در این زمینه اندک است. در اینجا برخی از ابعاد رسانه ای شدن مسکن را توضیح می دهم. مهمترین تاثیر تکنولوزی های ارتباطی و رسانه ای در زمینه خانه، تقلیل دادن یکی از مهمترین کارکردهای خانه یعنی حریم سازی خانه است. یکی از مهمترین کارکردهای خانه همان طور که اشاره کردیم ایجاد «حریم خصوصی» بود. دیوارهای خانه، «ما» را از «دیگری» و «غریبه ها» جدا می کند و مانع از ورود دیگری به حریم ما می شود. ما به کمک خانه و دیوارهایش، از «چشم دیگران» و جامعه پوشیده و پنهان می مانیم. دیگران نمی وانند به درون خانه ما سرک بکشند مگر آنکه ما بخواهیم. خانه در و قفل دارد تا بتوان رفت و آمد به آن را کنترل کرد. خانه قلعه فرهنگی است که نه تنها اموال ما را از دسترس دیگران در امان نگه می دارد بلکه چون لباس پوششی بر رفتارهای ماست. اما این تلقی از خانه بو سیله رسانه ها بخصوص تلویزیون در حال دگرگونی است. فیلم ها و سریال ها بخصوص سریال های خانوادگی(soap)دائم لحظه به لحظه وقایعی که پشت صحنه زندگی روزمره شهروندان می گذرد را به نمایش می گذارند. در کشورهای اسلامی بخصوص در ایران این پدیده به دلیل کنترل دولت و جلوگیری از پخش برخی جنبه های خاص مربوط به مسائل جنسی و زناشویی و روابط بین دو جنس و همچنین تلاش برای بهره برداری آموزشی و ایدئولوزیک، کمتر وجود دارد. اما در کشورهای غربی تلویزیون از طریق نمایش درون خانه های مردم مخاطبان را بسوی خود جلب می کنند. سریال هایی مانند «ایسترندرز» «همسایه ها» و «دوستان» که اغلب شبکه های غربی آنها را سال هاست که پخش می کنند، برنامه هایی هستند که بر اساس نحو گذران زندگی روزمره واقعی مردم در پاب ها، کلاب ها و خانه ها ساخته شده اند. پیش از ظهور رسانه های تصویری، رمان ها، مطبوعات و کتاب های زندگینامه و خود زندگینامه ها گزارش های دقیق و جذابی از نحو زندگی مردم و اسرار آنها نشان می دادند. رمان ها دقیقا آن بخش از زندگی خانوادگی و روابط اجتماعی درون خانه ها که از دیده ها پنهان است و در حیطه حریم خصوصی قرار می گیرد، افشا می کردند و می کنند. اعترافات ژان ژاک روسو که در پایان عمر بسیاری از رفتارهای نابهنجار و هنجارشکنانه اش را فاش می ساخت، در واقع آغازی بود در زمینه افشاگری روابطی که پشت دیوارهای خانه و «پشت درهای بسته» رخ می دهد. امروز کتاب ها –رمان ها، زندگینامه ها و.. – در کنار تلویزیون و سینما و اینترنت به افشا و نمایش اندرونی ها و درون خانه می پردازند. آیا در این شرایط، دیگر می توان گفت خانه حصاری برای حفظ و ایجاد حریم خصوصی است؟ تجاری شدن خانه: نکته ای که در تحول مفهوم خانه نقش بسیاری داشته است، غلبه ارزش های سرمایه دارانه در زمینه مسکن است. همان طور که در ابتدا اشاره کردیم خانه از دید اقتصادی نوعی «کالا»ست. این کالا مانند دیگر کالاها تابع قوانین عرضه و تقاضا و سازوکارهای بازار است. غلبه ارزش های کمی و سلطه پول در جامعه مدرن - به تعبیر جورج زیمیل – تمام ارکان فرهنگ مدرن را دگرگون کرده و می کند. خانه ها بیش از آنکه توسط ساکنان آنها ساخته و طراحی شوند، توسط بنگاه های اقتصادی «بساز و بفروش» یا سازمان های دولتی ساخته و عرضه می شوند. بنگاه های تولیدی واسطه ای نیز بر اساس معیار «سود» و ارزش مادی فعالیت می کنند. در این شرایط «ذائقه زیباشناختی» و «ارزش های فرهنگی» ساکنان خانه ها تا جایی ملاحظه می شود که موجب جذب «مشتری» بیشتر برای بنگاه ها شوند. اما در این زمینه نیز نباید مبالغ آمیز و بدبینانه سخن گفت. در هر حال، سازندگان و عرضه کنندگان خانه ها نیز اگرچه ملاحظات فردی مصرف کنندگان و مشتریان را چندان در نظر نمی گیرند اما در نهایت آنها نیز در چارچوب کلی فرهنگ معاصر و ارزش های آن فعالیت می کنند. حتی در سطح جزئی تر می توان نوعی تعامل فعال بین مشتریان و سازندگان خانه ها مشاهده کرد. بگونه ای که مشتریان با توجه به توانایی مالی که دارند می توانند تا حدودی در انتخاب فرم و معماری و بویژه تزئنات بنا مشارکت کنند. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
| پیام در این موضوع |
|
مسکن ما، از مامن ارامش تا خوابگاه شبانه - tyujhgfd - ۱۰/شهریور/۹۰, ۱۲:۳۷
RE: مسکن ما، از مامن ارامش تا خوابگاه شبانه - seyyedi - ۱۱/شهریور/۹۰, ۱۷:۴۸
RE: مسکن ما، از مامن ارامش تا خوابگاه شبانه - ابن داود - ۲۳/مهر/۹۰, ۲:۱۲
مسکن ما، از مامن ارامش تا خوابگاه شبانه2 - tyujhgfd - ۱۰/شهریور/۹۰, ۱۲:۳۹
مسکن ما، از مامن ارامش تا خوابگاه شبانه3 - tyujhgfd - ۱۰/شهریور/۹۰ ۱۲:۴۴
مسکن ما، از مامن ارامش تا خوابگاه شبانه4 - tyujhgfd - ۱۰/شهریور/۹۰, ۱۲:۴۶
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| مکالمات شبانه و ...؟!!! | L.H | 3 | 1,546 |
۲۱/آذر/۹۲ ۱۳:۱۱ آخرین ارسال: ســــــاقی |
|
| دلم برا خوابگاه تنگ شده! محیط خوابگاه برای شما رشد دهنده بوده است یا ...؟؟ | zarati313 | 6 | 4,278 |
۱۷/شهریور/۹۰ ۰:۳۸ آخرین ارسال: Tolou |
|






